پست ثابت

به رویایم چنان دیدم ،

که وجدان،واژه ای گنگ است و نامفهوم

و آزادی به سلاخی ،

عدالت مرده ، درتابوت و روی شانه ی مردم

ودین قیچی بزازان،

وحق همچون غریبی  خسته را ماند،

قمر در عقرب و خورشید ،درظلمت

سخن ها بی شمارند وعمل اندک

چه آسان می نماید گفتن و

دستی که آن رادر عمل آرد ،کسی بالا نمی گیرد

نمی دانم چرا اینگونه اند مردم ؟

 

هستی و نیستی

درود

خلاء چیزی از جنس نیستی  !!!

ماوراء نبودن!!!

اما دارای هستی!!!!!

هر نیستی با هستیی معنا میشود!!!!!!!!!!!!!!!!!

روزهای تاریک زندگیتون روشن

بدرود

کریسمس مبارک

درود

شب به امید کادوهای رنگارنگ پاپا نوئل بخواب میری !

تافردا که روز کریسمس هست !کادویی رو که دوست داری ، هدیه بگیری !

اینا واسه دوران بچگی ما بود ،اینا الان بادنیای  واقعی جوره ؟

امیدوارم امسال پاپانوئل این جمله که همیشه میگفتین به همه :

آرزومندم آرزوهایتان داخل جعبه نوشته باشه براتون  !آرزوهاتون رو هدیه میگیرین !

کــــــــــــــــــــریسمس مبــــــــــــــارک !!!

روزهای تاریک زندگی تون روشن !

عاقل و دیوانه

درود

گاهی میخوای سکوت کنی

گاهی میخوای داد بزنی

گاهی راه رو بلدی اما به بیراهه میری

میدونی باید چه راهی رو بری اما میخوای تظاهر کنی که نمیدونی

دلت میخواد مثل دیوونه ها رفتار کنی و تصمیمات عاقلانه بگیری

تا به حال از خودت سوال کردی که :

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

روزهای تاریک زندگیتون روشن

بدرود

فاصله ها.......

درود

دلم گرفته از همه عالم

میخوام کمی تنها باشم

تا به حال  نامردی فاصله ها اینقدر برام عیان نشده بود

وقتی نامه ای رو میفرستی اما خودت اونجا نیستی نمیدونی که با دیدن نامه چه نقشی روی صورتش حکاکی میشه؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!غم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟شادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تعجب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همیشه فکر میکردم ثانیه ها نامردن گفتن بر میگردن اما بر نگشتن اما حالا میگم :

فاصله ها نامردن...............

روزهای تاریک زندگیتون روشن

بدرود

نمی دانم

نمیدانم

چرا شبها که بی تو

 سر به بالین مینهم

 خوابم نمی آید ؟

نمیدانم چرا آهنگ قلبت را

نماهنگ دلم کردم  ؟

خودم را در تو گم کردم

 تو را در خویش می جویم !

چه رسم ناهماهنگی است

این گم گشتن و پیدا شدن در تو !

گاهی

درود

گاهی آرزو میکنی که به گذشته برگردی

گاهی دلت میخواد به آینده بری

گاهی آرزو میکنی که از گذشته فرار کنی

گاهی دلت میخواد به آینده نری

کلا گاهی دوست داری فرار کنی از هر چیزی که به تو مربوط میشه

گاهی دوست داری زمان سریع طی  بشه که تو به آینده برسی

اما نمیدونی که آینده تو میشه روزی زمان حال تو.......

روزهای تاریک زندگیتون روشن

بدرود

اینجا کربلاست


اینجا ،بلندای عشق ونقطه ی اوج است !

اینجا ،خاکش توتیای  چشم است  !

اینجا ،معامله ی زندگی کنند  !

اینجا ، منزلگه عرشیان  است   !

خون می خرند و بهشت فروشند   !

اینجا ،معراج خاکیان  است !

جان دهندو جاودانه  شوند  !

سرها به نیزه است و روح عرش  کبریا !

عدد کم است و بها  یش بی نهایت !

اینجا ،آسمانش خورشید دیگری دارد !

اینجا ، سجده گاه عاشقان است  !

آری ؛

اینجا  ،

کربلاست !!!

قصه ها


یکی بود ،یکی نبود ،این شروع قصه ها س

بعد ازون ،غیر خدا هیچکس نبود

ولی از اینجا به بعد ،

قصه ها با همدیگه فرق می کنن !

یکیشون جنگل سبزه ،دیگری یه دشت خشکه  !

یکیشون ، د ریای آبی ،یکی آسمون نیلی

یه کدوم کوه بلنده،یکی هم  ،ابره و بارون

یکیشون بابا نداره ،دیگری دلش شکسته

مادر اون یکی هم خیلی مریضه

دیگری پاهاش برهنه ،

کفشای اون یکی هم چندین دلاره

یکیشون غذا نداره ،

یکی هم واسه سگش غذای مخصوص

یکیشون خونش یه ویلاس ،

دیگری یه تیکه کارتون

ادامه نوشته

زندگی

کاش می شد در غبــا ر کوره راه زندگی

بگـذ ری ا زغصــه ها ی گاه گاه زند گی

درعبورلحظـــه ها ی بی قــراروبی هوا

خوش بود بگریزی از اندوه و آه زند گی

زندگی با تلخ وشیرینش شتا بان می رود

بــه !چه زیبا ،خنــده های قاه قاه زند گی