سایت مثبت اندیشان افتتاح شد :

شما هم دعوتید ...

www.thinkplus.ir

 

نابغه های کودن!

آلبرت اینشتین در کودکی دچار بیماری دیسلسیک بود. یعنی معنی و مفهوم کلمات و عبارات را درست تشخیص نمی داد. معلم آلبرت اینشتین او را عقب مانده ذهنی، غیر اجتماعی و همیشه غرق در رویاهای احمقانه توصیف می کرد، ضمنا وی دوبار در امتحانات کنکور دانشگاه پلی تکنیک زوریخ مردود شد!

توماس ادیسون که معلمانش از آموزش او در مدرسه عاجز مانده بودند در تمام طول تحصیل کم ترین نمره ها را از درس فیزیک می گرفت ولی همین شخص بعدها موفق شد بیش از هزار وصد وپنجاه اختراع به جامعه بشریت عرضه کند که بیشتر آنها در زمینه علم فیزیک بوده است!

بتهون معلم او می گفت در طول زندگیش "اوچیزی یاد نخواهد گرفت"

پیکاسو یکی از معروفترین نقاشان جهان بدون کمک و حضور پدرش که در زمان امتحانات کنارش می نشست نمی توانست در درس هایش نمره قبولی کسب کند!

هیلتون که مالک بیش از 300هتل در سرتاسر دنیاست در دوران کودکی برای گذران زندگی مجبور بود کف سالن‌ها و هتل ها را طی بکشد!

جیمز وات که مخترع ماشین بخار بود فردی کودن توصیفش می کردند!

امیل زولا نویسنده بزرگ فرانسوی دانش آموزی تنبل بود که در مدرسه از درس ادبیات معمولا نمره صفر می گرفت!

ناپلئون بناپارت مدرسه خود را با رتبه 42 به عنوان یک دانش آموز غیر ممتاز ترک کرد!

لویی پاستور در مدرسه یک محصل متوسط بود و در دوره لیسانس در درس شیمی بین 22 نفر رتبه 22 را کسب کرد!

چجوری می بینی ؟

رهگذری سه نفر را در حال ساختن یک بنا دید. خیلی کنجکاو شد. جلو رفت و از اولین نفر پرسید:

اینجا چه می کنید ؟ مرد پاسخ داد: مگر نمی بینی ؟ دارم سنگ ها را می شکنم.

بعد سراغ نفر دوم رفت و پرسید : داری اینجا چه کار می کنی ؟ نفر دوم پاسخ داد :

مگر نمی بینی ؟ دارم خرج خانواده ام را در می آورم.

نفر اول فقط به کاری که انجام می داد، توجه داشت. و نفر دوم به نتیجه ی کوتاه مدت

کارش.

آن مرد به سراغ نفر سوم رفت که داشت همان کار را انجام می داد. پرسید : اینجا چه کار

می کنی ؟ او پاسخ داد : نمی بینی ؟ من دارم نیایش گاه بسیار زیبایی برای خودمان

می سازم.

هر سه یک کار را انجام می دادند؛ ولی تنها نفر سوم بود که ...

علیرضا :

فقط یه تغییر کوچیک توی نحوه ی دیدنمون ، میتونه خیلی از فعالیت ها رو شیرین تر و یا

قابل تحمل تر بکنه. برای مثال من در محل کارم می بینم همکاری رو که فکر می کنه

مجبوره که فقط همین کار رو انجام بده و مدام غر می زنه. این منفی دیدن کار ، هم در

کیفیت کارش تاثیر گذاشته و با وجود اینکه جزو با تجربه ترین همکارانه اما حقوقش از

خیلی ها کمتره و هم در روحیه و روابطش تاثیر منفی داشته.

خیلی وقتا هزینه ی شاد بودن، فقط یه تغییر کوچیک در دیدگاه هامونه ... به قول آنتونی رابینز:

Small changes can make a big difference

همین ... حالا خودت بشین فکر کن ببین کجا باید یه تغییر کوچیک ایجاد کنی

پی نوشت 1 : منبع داستان ، سخنرانی پائولو کوئیلو در تالار حافظ شیراز در اردیبهشت 79 است.

پی نوشت 2 : به خاطر عدم به روز رسانی وبلاگ در روز 3 شنبه ، از همه عذر خواهی میکنم.

پندی, آموزگار

پرسيدم ... چطور بهتر زندگى كنم ؟ با كمى مكث جواب داد :

گذشته ات را بدون هيچ تاسفى بپذير ، با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس براى آينده آماده شو .

ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اى انداز .

شك هايت را باور نكن و هيچ گاه به باورهايت شك نكن زندگى شگفت انگيز است .در صورتيكه بدانى چطور زندگى كنى . پرسيدم ... آخر ... و او بدون اينكه متوجه سوالم شود ادامه داد : مهم اين نيست كه قشنگ باشى ...

قشنگ اين است كه مهم باشى ! حتى براى يك نفر . كوچك باش و عاشق .. كه عشق خود ميداند آئين بزرگ كردنت را ...بگذار عشق خاصيت تو باشد نه رابطه خاص تو با كسى‌.

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه پايان رسيدن ... داشتم به سخنانش فكر ميكردم كه نفسى تازه كرد و ادامه داد . ... : هر روز صبح در آفريقا آهويى‌ از خواب بيدار مى شود و براى زندگى كردن و امرارمعاش در صحرا ميچرايد

آهو ميداندكه بايد از شير سريعتر بدود و در غير اينصورت طعمه شير خواهد شد .

شير نيز براى زندگى و امرارمعاش در صحرا ميگردد كه ميداند بايد از آهو سريعتر بدود تا گرسنه نماند .

مهم اين نيست كه تو شير باشى يا آهو ... مهم اينست كه با طلوع آفتاب از خواب برخيزى و براى زندگيت با تمام توان و با تمام وجود شروع به دويدن كنى ..به خوبى پرسشم را پاسخ گفته بود ولى ميخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... كه چين از چروك پيشانيش باز كرد و با نگاهى به من اضافه كرد : زلال باش ... زلال باش ...

فرقى ‌نمى كند كه گودال كوچك آبى باشى يا درياى بيكران زلال كه باشى آسمان در توست .

پی اس : این مطلب  قبلا در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۹ ، توسط بیتا در " مثبت اندیشان " درج شده بود

وقتی کاری رو نمی تونی انجام بدی، بشین پاش!


وقتی کاری رو نمی تونی انجام بدی، حوصله شو نداری، وقتشو نداری، حسشو نداری، و ...، فقط کافیه بشینی پاش. کم کم هم حوصله ش میاد٬ هم وقتش میاد٬ هم مغزت باهات راه میاد! خیلی چیزا عوض می شه.


باید مقاله بنویسی اما حوصله شو نداری؟ صفحه وورد رو باز کن و بشین پاش.


می خوای برای کنکور درس بخونی اما حسش نیست؟ کتاب متاباتو وردار بیار وسط و بشین پاش.
باید برای ظهر غذا درست کنی اما دستت بهش نمی ره؟ گوشت و برنجو دربیار بذار رو میز و بشین پاش.


دنبال کار جدید می گردی؟ روزنامه همشهری کاریابی رو بیار و بشین پاش.
لباسی که یه سال پیش دوختنشو شروع کردی هنوز تموم نشده؟ از تو کمد درش بیار و بشین پاش.


باید به یکی از اقوام زنگ بزنی اما خیلی وقته این دست اون دست کردی؟ گوشی رو بردار و بشین پاش.
می خوای با کسی آشتی کنی اما نمی دونی چطوری؟ برو پیداش کن و ... بشین پاش!


پروژه پایان ترمت مونده و نمی دونی از کجا شروع کنی؟ خیلی ساده ست. بشین پاش!
حقتو خوردن اما هنوز حرفی نزدی؟ شرمنده! این یکی رو دیگه نمی شه بگم بشین پاش.... برو تو صورتش با زانو!

                                                  -------------------------

تا حالا نشده که حوصله تلویزیون تماشا کردن نداشته باشی، ولی وقتی میری ناهار بخوری می شینی پاش و تا غروب هم همونجا مشغول تماشا کردنش بشی؟


همینه! به همین سادگی! تو امتحانش کن. تو 99 درصد موارد جواب می گیری.


اینو یادت باشه: کارهای انجام نشده و عقب انداخته شده استرس زیادی به آدم وارد می کنه که در طولانی مدت روح آدمو فرسایش می ده و آسیب زیادی به آدم می زنه. (دو کلمه مادر عروس!!)

 پس همین حالا برو بشین پاش!


نکته دوم: وقتی کارتو تا یه جایی پیش بردی، خود بخود احساس سبکی و شادی می کنی و این برات انگیزه می شه که زودتر ادامه بدی و تمومش کنی. اما برای اینکه انگیزه ت بیشتر بشه به خودت یه پاداش خوب بده.


و در آخر: کاری که امروز میشه انجام داد ...  (این جمله را کامل کنید و جایزه بگیرید!)

موفق باشید  

امان از دست بعضی پسرا ( 2 ) !

اول از کامنت هاتون در ورژن اول این پست تشکر میکنم ... محمد تک تک کامنت هاتون رو خوند و اگه یه سر به اون پست بزنید میتونید جواب های بلند بالایی ! که به کامنت هاتون داده رو بخونید ! البته قبل از اینکه تک به تک به کامنت های شما جواب بده، یه جواب کلی داده که من اینجا میزارم. تا یه طرفه و فقط از دیدگاه من ماجرا رو نخونده باشید. این شما و این هم نوشته های نفر دوم قصه :

اون شب شب عجیبی بود
گریه امونمو بریده بود و نمیتونستم خودمو کنترل کنم
دلم شکسته بود و از همه چیز خسته شده بودم
راستشو بخوایین حدود 1ساله که از همه چیز خسته شدم ...
میخواستم با علیرضا جان درد دل کنم
خب اون شب فرصتش پیش اومد

اگه بخوام در مورد ازدواج و تشکیل خانواده صحبت کنم که خیلی حرف دارم و واسه خودم خیلی نظرات دارم
از "بیتا " و "نفس " و " سکوت " و " فرزانه " و " شیما " و " دختری به دنبال پسر " و " سهیلا " و " سپیده " و " من " و همه ی اونایی که این پست رو خوندن صمیمانه سپاسگذاری می کنم و به خاطر نظرات خیر خواهانشون و همدردی شون متشکر هستم و همه ی اونایی که تو این چندوقته با حرفاشون بهم آرامش دادن و منو تو این روزای دل شکستگی و تنهایی تنها نذاشتن ممنونم

اما با بیتا و نفس و سکوت و فرزانه و شیما و دختری به دنبال پسر و سهیلا و سپیده و من . هم یه چند کلامی حرف داشتم و می خواستم باهاشون حرف بزنم و در چند مورد جواب بدم که یه طرفه به قاضی نرن و حرفای من رو هم بشنون که البته یه بحثی باشه در مورد ازدواج
البته همین اول بگم که به ازدواج باید چند بعدی نگاه کرد که من البته که همه ی اونا رو سنجیدم و عاقلانه و آگاهانه و آزادانه و البته که عاشقانه تصمیم به ازدواج گرفتم

خب ، این از حرفای محمد ، اگه مایلید نظراتی که درباره ی صحبت های شما داده رو بخونید،

لطفا ۳ تا پست برید پایین تر و کامنت دونی مطلب " امان از دست بعضی پسرا ... " رو باز

کنید.

50 اتفاق کوچیکی که مردمو خوشحال می کنه


گاهی توی زندگیامون خیلی گرفتار میشیم. انقدر که شاید کمتر بتونیم به خوشحالیها و دلخوشیهامون فکر کنیم. اما تو همین اوقات یه اتفاقات کوچیکی رخ می ده که حالمونو جا میاره. شاید بعضی از این اتفاقات برای شما هم افتاده باشه:
پول پیدا کردن توی جیب یه شلوار قدیمی، بیرون رفتن تو هوای آفتابی، گل یا شکلات هدیه گرفتن از کسی که دوستش داریم، یا یه پیام تشکر ساده بعضی از چیزای کوچیکی هستن که گاه به گاه تو زندگیمون خودشونو نشون می دن و خوشحالمون می کنن.
یه نظرسنجی جالب روی 3000 نفر نشون داد همین اتفاقای به ظاهر کوچیک و ساده می تونن حال آدمو خوب کنن. یادمون باشه: زندگی ما رو همین لحظه ها و همین اتفاقات روزمره می سازه: تصور کن یه نفر بهت بگه چه خوب وزن کم کردی! یا وقتی تو خیابون راه می ری یه زوج سالمند رو ببینی که دست همو گرفتن و قدم می زنن! یا خزیدن توی تخت خوابی که ملحفه هاش تازه شسته شده و تمیز تمیزه!
فکر می کنید بهترین چیزی که می تونه حس شادی رو به ما منتقل کنه چیه؟ یه چیز خیلی ساده که هر روز باهاش روبرو می شیم: "آفتاب"! مردم از بیدار شدن تو یه صبح آفتابی، رانندگی تو یه روز آفتابی در حالی که شیشه ماشین پایینه، یا تفریح رفتن تو یه روز آفتابی لذت زیادی می برن.
آدما چه زمانی خوشحال تر از زمانهای دیگه هستن؟ حدس زدنش زیاد سخت نیست: عصر روز پنج شنبه!
برای اینکه بیشتر در مورد این قرص های شادی آور بدونید، بد نیست با 50 چیز کوچیکی که حال این آدما رو به گفته خودشون جا میاره آشنا بشید:
1. پول پیدا کردن تو جیب یه شلوار قدیمی
2. رفتن به تعطیلات
3. خزیدن تو رختخوابی با ملحفه های تمیز
4. شنا کردن تو دریا
5. بیدار شدن تو یه صبح آفتابی
6. نشستن زیر آفتاب
7. گل یا شکلات هدیه گرفتن غیر منتظره
8. دریافت یه sms خوب از کسی که دوسش داریم.
9. بغل کردن یا شدن
10. کسی از ما تشکر کنه.
11. دیدن یه زوج سالمند که دست همو گرفتن
12. رانندگی تو یه روز آفتابی در حالیکه شیشه های ماشین پایینه
13. جایزه بردن
14. برنامه ریختن برای تعطیلات و مسافرت
15. گوش دادن به موسیقی مورد علاقه
16. یه معامله خوب کردن
17. دیدن یه دوست قدیمی
18. پارک رفتن
19. ترفیع گرفتن
20. با هم بیرون رفتن تو یه شب رمانتیک
21. شنیدن آهنگی که ما رو یاد گذشته ها میندازه.
22. نگاه کردن به عکسای قدیمی
23. دوست جدید پیدا کردن
24. یه لحظه با خودت خلوت کردن
25. قدم زدن تو طبیعت
26. شنیدن صدای خنده نوزاد
27. یه شب بیرون رفتن با چندتا آدم باحال و شیطون
28. صبح بیدار بشی و یه دفعه یادت بیاد که امروز تعطیله!
29. شکلات
30. کیک خوردن
31. لباسی که فکر می کردی برات کوچیکه اندازه ت دربیاد!
32. رییس ازت تشکر کنه!
33. بوی نون یا شیرینی تازه
34. یه حموم داغ و حسابی!
35. اینکه بهمون بگن چه خوب لاغر کردی!
36. بفهمیم که کسی ما رو دوست داره!
37. ناهار روز جمعه
38. بوی علف تازه
39. پیاده شدن از ماشین تو مقصد وقتی مسافرت رفتیم.
40. یه مدل موی خوب
41. رفتن به ساحل دریا
42. قبول شدن تو آزمون رانندگی
43. تو هتل های باکلاس اتاق گرفتن!
44. نمره خوب گرفتن بچه ها تو مدرسه
45. کسی تو مترو یا اتوبوس جاشو بده به یه خانوم یا آقای سالمند.
46. یکی بلیط پارک ماشینشو بده به ما!
47. صبح بیدار شی و ببینی برف اومده!
48. یه نوشیدنی خنک بعد از یه کار سخت
49. با خیال راحت غذا خوردن
50. بوسیدن.
قرص های شادی آور شما کدومه؟ خوردن کیک و چایی تو یه بعد از ظهر آروم؟ استخر رفتن وقتی می خوای از این دنیا فرار کنی؟ یا تخمه خوردن و فوتبال دیدن؟!

 

منبع: IANS

ترجمه و تصرف: زینب شاهدی

وبلاگ من

ミ★ミباشگاه زيبايي .... ミ★ミ

کاش بجای اینهمه باشگاه زیبایی اندام درهر شهر،

یه باشگاه زیبایی افکار داشتیم ...

مشکل امروز ما اندام ها نیستند ،

افکارها را دریابیم و درست کنیم ...

((روزتون رنگين كمون .. دوستتون دارممم ))

عید بر شما مبارک

منبع :

http://www.ashpazonline.com/weblog/naznazi/180109

ممنونم از دوست خوبم ناهید پگاه

امان از دست بعضی پسرا ...

آثار گریه روی صورتش مشخصه و از بوی سیگاری هم که از دهنش بیرون میاد، خیلی سریع متوجه میشم حالش زیاد خوش نیست. طبق معمول همون اول کار باهاش چند تا شوخی میکنم و خنده میاد روی صورتش و آماده ی حرف زدن میشه. میگه علیرضا میدونم میخوای حرفای کلیشه ای بزنی که تو هنوز کار نداری ، پول نداری و ... که جواب میدم : محمد من دارم از یه سمینار برمیگردم ، الانم ساعت ده و نیم شبه و شام نخوردمو خیلی گرسته ام. فعلا من حوصله ی حرف زدن ندارم. تو حرف بزن تا بریم دم یه بقالی من چیزی یه چیزی بخورم.

ساعت 10:30 دقیقه ی یه شب سرد و برفی ؛ قدم زدن تو خیابون و صحبت درباره ی ازدواج !

تو جواب این سوال من که : خب ، حالا این خانم خوشبخت ساکن کجاست ؟ هزار جور جمله میبافه که محله شون زیاد بافرهنگ نیست یا قبلا بد بود اما الان بهتره ها و ...

میگم : تو که هنوز جرات نداری سرتو بگیری بالا و بگی دختری که دوستش دارم ساکن فلان جاست، فعلا واست زوده به ازدواج فکر کنی. با یکی 2 تا سوال دیگه به این نتیجه میرسم که مثل خیلی از هم وطنای دیگه ، چه دختر و چه پسر، از کمبود اعتماد به خود ( با درجه خیلی بالا ) رنج میبره و جالبه که خودشم بدون مقاوت ، سریع میپذیره .

میگم: محمد ! الان مهمترین کار در زندگی تو اینه که اعتماد به نفست رو ببری بالا. نه اینکه به ازدواج فکر کنی. مهمترین چیزی که تو باید تو روزای اول به اون دختر خانم نشون بدی و ثابت کنی اینه که ته دلش قرص باشه با بودن کنار تو ، یه آینده ی شاد و خوشبخت داره. آینده ی شاد و خوشبخت هم فقط با حرف نمیاد و یک سری پیش نیاز داره. هر چند این پیش نیازها ممکنه در افراد مختلف متفاوت باشه ، اما تو کمترین پیش نیازها رو هم الان در خودت نمی بینی، پس چرا میخوای یک دختر رو وارد رابطه ای کنی که پایانش از همین الان مشخصه ؟

بچه ها ؛ من به دوستم محمد پیشنهاد کردم روزی یک ساعت دباره ی ازدواج مطالعه کنه. این جوری بعد از 2 ماه، 60 ساعت کتاب در این مورد خونده و مطمئنا آدم امروز نخواهد بود. همچنین پیشنهاد کردم کتاب ها و کارگاه های اعتماد به نفس رو از دست نده تا از این وابستگی که به خانواده و دوستان نزدیکش داره رها بشه. اگر این 2 کار رو انجام بده فکر میکنم به یه درک مناسب تر از ازدواج میرسه. و اون موقع منتطقی تر تصمیم میگیره ، به فکر ادامه تحصیل و کار می افته و به امید خدا در آبنده ، خوشبخت میشه ...

این ماجرا مربوط میشه به 5 شنبه ، 19 آبان 1390 ... اگر شما هم راهنمایی هایی دارین که میتونه به این دوست من و بقیه ی پسرا کمک کنه تصمیم گیری و ازدواج موفقی داشته باشن، همین الان کامنتتون رو بنویسید !

این عکس تقدیم به همه ، مخصوصا پسرای مجرد واسه اینکه هر چه سریعتر یه حرکت مثبت انجام بدن  !!!!!

نتیجه ی نظرسنجی وبلاگ

سلام

در نظرسنجی وبلاگ از شما پرسیده بودیم دوست واقعی دارید یا نه ؟

۱۰۳ نظر ثبت شد که نتایج به این صورته :

همونطور که میبینید ، ۴۱٪ گفتن دوست واقعی دارن؛ به اونا تبریک میگیم. تصمیم داریم برای تحلیل

نتایج نظرسنجی و کمک به اون ۵۹٪ که یا دوست واقعی ندارن و یا نمیدونن دارن یا نه، از یک

روان شناس دعوت کنیم تا مهمان وبلاگ ما باشن. شما هم نقطه نظرهای خودتون رو درباره ی

این موضوع میتونید در اون پست درمیون بزارید و اگه فکر میکنید میتونید مطلبی در این مورد بنویسید

که به بقیه کمک میکنه ، همین الان شروع کنید و مطلب رو برامون بفرستید تا بتونیم پرونده ای رو

در این مورد روی وبلاگ قرار بدیم.

نظرسنجی جدید هم در گوشه ی وبلاگ قرار گرفت. منتظر نظرهاتون هستیم ...

هیچوقت زود قضاوت نکن ...

 ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻨﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺴﺮ25ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺵ ﺩﺭ ﻗﻄﺎﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ.ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ،ﻗﻄﺎﺭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩ.ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺷﺮﻭﻉ ﺣﺮﮐﺖ ﻗﻄﺎﺭ ﭘﺴﺮ25ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺷﺪ.ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺮﮐﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﻟﻤﺲ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ،ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ:ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺎ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﭘﺴﺮﺵ ﺭﺍ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﮐﺮﺩ. ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﭘﺪﺭ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﮐﻮﺩﮎ5ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ،ﻣﺘﻌﺠﺐ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ.ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ،ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ،ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻭ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺑﺎ ﻗﻄﺎﺭ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ.ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ. ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﭼﮑﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ:ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ.ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ.ﺁﺏ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﭼﮑﯿﺪ. ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻃﺎﻗﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:ﭼﺮﺍ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺍﻭﺍﯼ ﭘﺴﺮﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﺰﺷﮏ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟ ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﮔﻔﺖ:ﻣﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺍﺯ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﯾﻢ.ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺴﺮﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺒﯿﻨﺪ...

چرا ما آدما همیشه در همه موارد خیلی زود قضاورت میکنیم!؟

من و یه قانون جادویی به نام قانون جایگزینی

سوسیس یه ماده غذایی کاملا مضر و بی فایده اما خیلی خوشمزه و وسوسه انگیزه.

درست مث چیپس و پفک.

نمی تونی نخوری.

اون مزه سیراندود سوسیس و اون خرش خرش کردن چیپس و پفک زیر دندون لامصب هی آدمو وسوسه می کنه بره سراغش.

اما ... یه راه خوب برای کنار گذاشتنش هست: قانون جایگزینی!

من به قانون جایگزینی ایمان دارم... یه چیزی فراتر از یه اعتقاد ساده.

من میگو سوخاری (از نوع کاله!) رو جایگزین سوسیس کردم و کورن فلکس (همون برشتوک خودمون؟) و آجیل و تخمه تازه رو جایگزین چیپس و پفک.

واقعا کارساز بوده!

خیلی چیزا رو نمیشه ترک کرد ... اما جایگزین که میشه کرد

پیروز باشید!

بهترین شیوه های دعا کردن

شماره گذاری کردن من دلیل بر اولویت مطالب نیست .

1- صلوات بر محمد و آل محمد در آغاز و پایان دعا 

2- شکر نعمتها 

3- گفتن " بسم ا... " در اول دعا

4- اعتراف به گناه

5- مدح خداوند عالم (ربوبیت ، رحمت ، قدرت ، علم ، حکمت )

6-گروهی دعا کردن

7- خوشبینی به اجابت دعا

8- نا امید شدن از مردم ( امیدوار به خداوند )

9- دعا کردن برای دیگران

10- دعا کردن و حاجت خواستن

11- صد آیه قرآن خواندن و پس از آن هفت مرتبه " یا ا... " گفتن

12- ختم کردن دعا به گفتن " ماشاءا... " " لا حول و لا قوه الا باا... "

13- انگشتر فیروزه در دست کردن

14- انگشتر عقیق در دست داشتن

15- اصرار و پافشاری بر دعا

گاهی خیر ما در استجابت دعایمان نیست پس نگویید چرا دعاهایمان برآورده نمیشه

ان شاءا... همه به خواست های قلبی تون اگر صلاح است برسید .

منبع : کتاب بی تشریفات ( چت با خدا ) نوشته عبدالکریم شمشیری جلد دوم



اگه خوندیش فقط خوندیش؛ اگه بهش عمل کردی ، قطعا فهمیدیش !

تیتر این پست میخواد اینو بگه که ما در این پست فقط با اونایی کار داریم که اهل عملن ! اونم عمل مثبت ... مثبت ... مثبت ... !!!

تصمیم گرفته بودم واسه این پست، شما رو با یه کتاب, آشنا کنم. به همین دلیل رفتم سراغ کتابام و طبق معمول،‌ بینشون غرق شدم ! ورق میزدمشون و تو همون چند ثانیه، کل کتاب رو دوره میکردم. وقتی بهش رسیدم، مکث کردم و با خودم گفتم : آره خودشه ، خوده خودشه ، همونی که من میخواستم ! ولی بعدش یادم افتاد دقیقا ۱ سال ۵ ماه پیش درباره اش نوشتم. دوباره گفتم خوب تو این مدت کلی مخاطب جدید به وبلاگ اضافه شده ... بالاخره تصمیم گرفتم شما رو دعوت کنم تا برای چند لحظه، از روی  شانه های غول ، به دنیا نگاه کنید ...

* من طبق معمول، دریافت های خودم از جمله ها رو هم نوشتم. شما هم میتونید در کامنت ها همین کارو انجام بدید.

"اگر عشق بورزید، می گویند که سیک مغزید. اگر شاد باشید، می گویند که ساده لوح و پیش پا افتاده اید. اگر سخاوتمند و نوع دوست باشید، می گویند که مشکوکید. اگر گناهان دیگران را ببخشید، می گویند که ضعیف هستید. اگر اطمینان کنید، می گویند که احمقید. اگر تلاش کنید که جمع این صفات را در خود گردآورید، مردم تردید نخواهند کرد که شیاد و حقه بازید."

خلاصه هر کاری بکنی یا نکنی، مردم حرف خودشون رو میزنن. پس دوست خوبم، لطفا یک راه درست رو انتخاب کن و بدون توجه به حرف مردم، به راهت ادامه بده.

"ارزش انسان،‌ به تعداد خدمت کاران او نیست. بلکه به تعداد کسانی است که او به آنها، خدمت کرده."

دینگ دینگ ! برداشت آزاد ... فقط اینو بگم که انقدر غرق احساسات شادی آفرین میشم وقتی یکی از شاگردایی که ۱ سال پیش باهام کلاس داشته، میاد و میگه فلان برنامه یا روشی که گفتی رو انجام دادم و الان به نتیجه رسیدم. این جور مواقع که می بینم تونستم یه فرد مفید باشم و به جامعه ام خدمت کنم ، دوست دارم تو کوه باشمو با تمام توانم داد بزنم : اوستا کریم دوستت دارم ...

"آینده، اتفاق نمی افتد؛ بلکه ساخته میشود."

سوال پست قبلی، تلنگر خوبی بود. هر چیزی که الان هستی، نتیجه ی اقدامات سال های قبل هستش. هر چیزی هم که سال ۱۴۰۰ میخوای بشی، نتیجه ی اقداماتت از همین الانه تا اون موقع. نمیدونم منتظری تا اتفاقات،‌ تو رو به سال ۱۴۰۰ برسونن یا ... ! من که زندگیم در سال ۱۴۰۰ رو از همین الان ترسیم کردم و دارم به سمت ساختن اون پیش میرم. جالبه که هر چی جلوتر میرم حس میکنم خیلی زودتر میتونم به اون زندگی برسم ... به هر حال انتخاب با خودته ، بسازی یا بسازن ... ؟!!!

"دوست دارد دوست این آشفتگی / کوشش بیهوده، به از خفتگی"

اینقدر همه چی روشن بیان شده که جای هیچ حرفی باقی نمیمونه . فقط چون تجربه شو دارم بگم که اون کوشش بیهوده،‌ بالاخره نتیجه میده. نزدیک ۵ سال برای یافتن یه راه خوب و واقعا کاربردی برای مدیریت زمان،‌ تلاش کردم. خیلی روش ها رو امتحان کردم و نشد! چند وقتیه بالاخره از ترکیب روش های مختلف، موفق شدم به تکنیک مخصوص خودم برسم ... مطمئن باشید کوشش, بی نتیجه نمیمونه !

منبع جملات = کتاب شانه های غول - نوشته ی مسعود لعلی - چند روز پیش، آقای لعلی قول دادند به زودی مهمان وبلاگ ما باشند. منتظر اون روز هستیم ...

بحث مثبت - ایستگاه شماره 21

اولا: اگه ۵ سال به عقب بر می گشتید و قرار بود ۵ سال گذشته رو دوباره زندگی کنید٬ چه کارهایی رو می کردید که در واقعیت نکردید؟

ثانیا: کدوم یک از این کارها رو هنوز می تونید تو ۵ سال آینده انجام بدید؟

.

.

.

.

.

تو پرانتز: پس چرا نشستید دارید منو نگا می کنید؟!! 

...  کجا؟! اول نظر بده بعد برو!  

ویژگی مثبت اندیشان بزرگ ...

اگر شما اهل مطالعه ی تاریخ باشید در خواهید یافت که انسان های موفق انسان هایی مثبت اندیش بوده اند.از نظر روان شناسی برای رسیدن به موفقیت داشتن ذهنیت مثبت اساسی ترین اصل است که هم چون کاتالیزوری ست که در صورت ترکیب با سایر اصول امکان موفقیت را فراهم می سازد.وحال آن که ترکیب ذهنیت منفی با همان اصول به شکست و ناکامی می انجامد.

با کمی دقت در زندگی افراد موفق هم چون ( زکریای رازی -توماس ادیسون-ماری کوری –هنری فورد و...)می توان دریافت که تمامی این افراد دارای ویژگی های مشترکی بوده اند که من تعدادی از آن ها را ذکر کرده ام و منتظرم که بقیه ی این موارد را شما دوست عزیز بیان کنید.

راستی با این اوصاف شما هم می توانید یک مثبت اندیش بزرگ باشید، شاید هم هستید.درسته ؟

مهم ترین رمز موفقیت (توکل به خدا و راهنمایی خواستن از او یا جست و جوی نور )

1-خواستن (انگیزه ی موفقیت از یک خواسته ی عمیق برای رسیدن به هدف نشات می گیرد)

2-تعهد (خرد و راستی دو رکن تعهد هستند)

3-مسئولیت پذیری

4-سخت کوشی (موفقیت نصیب تلاش گران است ،نه نظاره گران!)

5-منش (مجموعه کل ارزش ها ،عقاید و شخصیت یک فرد است )

6-ذهنیت مثبت(توانایی استفاده از ذهنیت مثبت و تبدیل ذهنیت منفی به مثبت یعنی در ازای هر مشکل یا عیب و نقص امتیاز مثبتی در اختیار ماست و گاه این مشکلات بهترین فرصت موفقیت هستند)

7-قدرت استقامت

8- و نظر شما دوست عزیز؟


پ.ن:

۱-منبع: کتاب موفقیت با ذهنیت مثبت(دکتر ناپلئون هیل /دکتر کلمنت استون)

۲- این مطلب در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۸۹ به قلم " باران " ، در مثبت اندیشان ثبت شده

قدرت کلمات

چند قورباغه از جنگلی عبور میکردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل

گودال عمیقی افتادند.بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی

دیدند که گودال عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند دیگر چاره ای

نیست شما به زودی خواهید مرد.

دو قورباغه این حرفها رو نادیده گرفتند و با تمام توانشان سعی کردند از

گودال بیرون بپرند.اما قورباغه های دیگر دایما به آنها میگفتند:

که از تلاش دست بردارید چون نمیتوانید از گودال خارج شوید به زودی

خواهید مرد.

بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد

و دست از تلاش برداشت.او پس از مدتی مرد.

اما قورباغه دیگر با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از گودال

تلاش میکرد.بقیه قورباغه فریاد میزدند دست از تلاش بردار اما او با توان

بیشتری تلاش کرد و بالاخره از گودال خارج شد.

وقتی از گودال بیرون آمد بقیه قورباغه از او پرسیدند :

((مگر تو حرفهای ما را نشنیدی؟))

معلوم شد که قورباغه ناشنواست.در واقع او در تمام این مدت فکر

میکرده که دیگران او را تشویق میکنند

منبع : "چگونه میتوان فردی سرزنده شاد و امیدوار بود"

 

 

از خواستگارم چی بپرسم ؟!!

برای همه جوونا همیشه این سوال وجود داره که وقتی برام خواستگار میاد یا به خواستگاری میرم یا کلا توی آشنایی های قبل از ازدواج باید چه سوالاتی بپرسم که طرفم رو خوب بشناسم؟

احتمالا الان با کنجکاوی منتظرید تا لیست سوالات جادویی که می تونه بزنه تو خال و دست طرف رو براتون رو کنه رو بخونید . اما با کمال شرمندگی می خوام ناامیدتون کنم! چون قصد ندارم از سوال و جواب و این جور چیزا صحبت کنم. البته یه سری سوالات واقعا جادویی هست که می تونه خیلی چیزا رو برای آدم روشن کنه. اما مهم تر از سوالاتی که شما می پرسید و جوابایی که می شنوید٬ حالت های همسر محترم آینده شماست

خبر خوبی که براتون دارم اینه: یه جا خوندم که کمتر از ۱۰ درصد پیامهایی که ما از دیگران دریافت می کنیم پیامهای غیر کلامی هست . یعنی چی؟ یعنی خیلی ساده شما بدون اینکه درگیر این بشید که حالا چه سوالایی بپرسم و چی بگم می تونید راحت بشینید و مثلا ۴ تا سوال ساده و پیش پا افتاده در مورد خانواده و کار و ... از طرف محترم بپرسید و بعد به جای گوشتون٬ چشمتون رو ۴ برابر باز کنید و به جواب هایی که مثل رود از طرف مقابل جاری می شه دقت کنید! اگه یه کمی باهوش باشید (که حتما هستید ) به راحتی می تونید اطلاعات زیادی از طرفتون به دست بیارید.

پیام های غیرکلامی چون ناخودآگاه هست و اکثر آدما روی اون دقت زیادی ندارن می تونه خیلی چیزا رو برای ما روشن کنه. البته اگه حواسمون جمع باشه!

در ضمن٬ بهتره حواستون به پیام های غیرکلامی خودتون هم باشه!

 

پ.ن: این مطلبم در حکم مقدمه بود و می تونید اطلاعات بیشتر رو از کتابا و روانشناسا و منابع معتبر (روی معتبر بودنش خییییلی تاکید دارم خیییلی!) به دست بیارید. خوشبخت بشید!

لطفا پيام خود را روي پيام گير دلم بگذار ...


 

یک                                                      دو                                                       سه

هرروز شيطان لعنتي                       ديروز يه فرشته به من مي گفت:                     امروز پاره است آن

خــط هاي ذهن مـــرا                       تو،گوشي دل خود را بد گذاشتـي                     سيم ها كه دلم را تـا

اشغــــــــــال مـي كند                       آن وقت ها كه خدا به تو مي زنـد                     آسمان مخابره مي كرد...

هي با شمــاره هـــاي                        زنــگ آخر چرا جـــواب ندادي؟                      اما با من تماس بگير،خدايا

غـــلــط زنگ مي زند                      چــرا برنداشــتي؟ يادش بـــخــيـر                     حتي هزار باروقتي كه

آن وقــت من اشــتــباه                      آن زوز هـــــا، مكالمه با خورشيد                     نيستم، لطفا پيام خودت را     

مي كنم واو با اشتباه هاي                  دفتر چــه هاي كوچــك ذهنــم را                      روي پيام گير دلم

دلــم حــــــــــال مي كند                     ســرشـــار از خــاطره مــي كرد                       بگذار...             

           

يادمون باشه خط دلمون رو زياد اشغال نكنيم نكنه خدا جون پشت خط باشه .......

روز گار پاييزيتون طلاييِ طلايي

دوستتون دارم فراوان فراوان

وقتی

وقتی کاری انجام نمیشه ، حتما خیری توش هست .

وقتی مسئله پیش بیاد حتما حکمتی داره .

وقتی کسی را از دست میدی ، حتما لیاقتت را نداشه .

وقتی تو زندگیت ، زمین بخوری حتما چیزی است که باید یاد بگیری .

وقتی بیمار میشی ، حتما جلوی یه اتفاق بدتر گرفته شده .

وقتی دیگران بهت بدی می کنند ، حتما وقتشه که تو خوب بودن خودتت را نشون بدی .

وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش میاد ، حتما داری امتحان پس میدی .

وقتی همه درها به روت بسته میشه ، حتما خدا میخواد پادش بزرگی بابت صیر و شکیبایی

بهت بده .

وقتی سختی پشت سختی میاد ، حتما وقتشه روحت متعالی بشه .

وقتی دلت تنگ میشه ، حتما وقتشه با خدای خودت تنها باشی .

                                                              تا بعد .../

منبع : وبلاگ آقای عباس محمد خانی صدابردار

مرهم زخم دل

 

گاهي از اين زخم به آن زخم مي روم و هر بار با هر سكون روي هر كدام از آنها درد و آه خاص خودش را تجربه مي كنم. اين زخم به خاطر ندانم كاري او روي تن روحم نشسته. آن زخم به خاطر سياهي دل اويي ديگر نصيبم شده و زخم ها هستند و گاه مرا مشغول خود مي كنند. بعضي قديمي، بعضي جديد كه حتي هنوز حر* و سوزش شكافتن روحم با اين زخم ها، زير زبانم است. مي گويند ببخش تا آسوده شوي. چه مي گويند اين زخم نخورده ها ! مگر مي شود خون ديد و دل ضعف نرود. مگر مي شود با بستن چشم ها، دل خوش به فريب آنها بود و جواب پس دادن به دل را به فرداها موكول كرد؟ چشم را بستم جواب دلي را كه زخم خورده و مي سوزد را چه بدهم؟ مي گويند: ببخش چرا كه تو شايسته بخشيدن ديگران هستي. چه مهملاتي ! پس آن زمان كه درد را در كادوي زر ورق تقديمم مي كردند چرا كسي نبود كه بگويد تو شايسته چنين دردي نيستي!

من در طلب مرهم هستم. مرهمي كه آرامم كند و زخم هاي دلم را به سان نقش كهنه اي از زخم هاي به جا مانده از شيطنت هاي دوران كودكي بكند. همان نقش هايي كه به خاطر زمين خوردن هايمان ، روي دست ها و تنمان مي ماند و حالا برايمان شده خاطره خوش كودكي. به دل مي گويم بروم تقاص بگيرم؟ مي گويد: مرهم من خود زخم نيست.

مي گويم: به خدا عريضه بنويسم كه به سزايش برساند؟ مي گويد: با محبوبت درد و دل كن اما وقت با خدا بودن خودت را تلف بيچارگي روح ضعيفان نكن. پس تو بگو چه بكنم از غصه بي تابي هاي تو ؟! دل مي گويد: باورم كن...باورم كن كه مي توانم فراموش كنم. مرهم من فراموشي است. مي گويم: فراموشي تو، انكار سياهي تيره دلان است؟ انكار زخم تو ست؟ مي خندد، از ته دل...مستانه...انگار كه تا به حال هيچ دردي را نچشيده. مي گويد: دستي كه به زخم زدن دراز شد، خنجر اول را خود خورده. حتي اگر نفهمد كه از كجا خورده. همين برايش بس است...اما من زخم مي خورم شايد به بهانه اين زخم ها و در پي يافتن مرهم به خدايم نزديك تر شوم تا نوازش هاي او را عميق تر حس كنم. همين برايم بس است ...

       سولماز حقاني


خانم حقانی عزیز، از لطفتان بی نهایت سپاسگزاریم. " تیم مثبت اندیشان "                                                                   

بحث مثبت - ایستگاه شماره 20

حتما می دونید که روحمون هم مانند جسممون گاهی نیاز به رفع آلودگی داره.

حمام روح شما کجاست؟


دوستتون دارم فراوون - خانوم کوچولو

مثبت اندیشان عزیز ، روز ۳ شنبه ، ۲۶ مهر ، خانم سولماز حقانی از نویسنده های مجله موفقیت مهمان وبلاگ ما هستند. منتظر مقاله ای فوق العاده به قلم ایشون باشید.

رژیم روحی !!!

گاهی در برهه ای از زمان دچار اضافه وزن روحی مي شيم , همواره

مشكلات و مسائلی در زندگی بر روح و روان ما سنگينی كرده

و ظاهر زيبای باطن ما رو كم رنگ مي كنه !!!

هر چند ممكنه ظاهر باطنمون زياد به چشم نياد ولی به هر حال تاثير

خودش رو حتي اندك بر روند زندگی ما و ديگران مي ذاره!

به نظرتون راه درمان اين اضافه وزن چيه ؟؟؟ ...

با رژيم روحی موافقيد ؟؟؟ درست مثل رژيم غذايی .

اگه موافقيد در اين مواقع می تونيد دكتر خودتون بشيد , می شه گفت يه

جور خود درماني !!!

به اين صورت كه ليستي از افكاري كه سبب سنگينی و خدشه دار كردن

روحتون مي شه رو روي يك طرف كاغذ و ليستي از افكاري كه موجب

آرامش ˛شادی و سبكی روحتون مي شه بر روی طرف ديگه يادداشت

كنيد , اونوقت سعي كنيد هر روز اين موارد منفي ليستتون و كم تر و كم تر

در زندگي و رفتارتون به كار ببريد و بالعكس، افكاري رو كه باعث تقويت روح

و آرامشتون می شه رو به ذهنتون راه بدين!

اين عمل رو تا زماني ادامه بدين كه وزن روحيتون به حد نرمال برسه.

بعد از يه مدت مي بينيد كه چقدر احساس سبكي مي كنيد !

پی نوشت یک : این مطلب در تاریخ ۲۱ فروردین ۸۹ توسط سپیده در وبلاگ مثبت اندیشان نوشته شده

پی نوشت دو : از این به بعد بخش جدید " آرشیو مطالب "  هم به وبلاگ اضافه میشه و تقریبا یک بار

در ماه یکی از مطالب مثبت سالهای قبل رو به عنوان پست جدید وبلاگ قرار میدیدم

تا ایستگاه آخر

کتابی رو می خریم که بخونیم, اما هنوز به وسطش نرسیده رها می کنیم.
تو کاری سرمایه گذاری می کنیم, اما با بروز اولین مشکل رهاش می کنیم.
برای قبول شدن توی کنکور برنامه ریزی می کنیم, برنامه می نویسیم اما هنوز یه ماه نشده همشو فراموش می کنیم.
یه رژیم غذایی خیلی توپ برای لاغری در نظر میگیریم, اما یه هفته نشده جا می زنیم.
توی باشگاه ورزشی اسم می نویسیم, اما بعد از یه ماه دیگه ادامه نمی دیم.
با دوستمون قرار می ذاریم که هرروز صبح بریم پیاده روی, اما روز سوم دیگه خبری از پیاده روی نیست.
تیم کوهنوردی راه میندازیم, اما برنامه کوهنوردی مون از سه بار فراتر نمی ره.
یه کار هنری بزرگ رو شروع می کنیم, اما وسطش رهاش می کنیم و میندازیمش تو انباری.
یه کار خوب پیدا می کنیم, اما بعد از یه هفته که مجبور بودیم صبح زود از خواب پا شیم رهاش می کنیم.
تصمیم می گیریم دیگه از این به بعد دروغ نگیم, غیبت نکنیم, اما از روز سوم...

این حالتها خیلی آشناست, نه؟ تقریبا همه ما اینا رو کم و بیش تجربه کردیم. می شه گفت 90 درصد آدما تقریبا همیشه این وضعیت ها رو دارن.
به خاطر همینم اکثر ما آدمای عادی هستیم, با یه مشت آرزوهای بر باد رفته.
چند وقت پیش یه جا خوندم که فقط ده درصد افرادی که یه کتاب رو برای خوندن انتخاب می کنن, تا آخر کتاب رو می خونن.

فرق آدمای موفق با آدمای معمولی هم همینه: آدمای موفق تا آخرین ایستگاه پای آرزوها  هدفهاشون وایسادن.

پ.ن:

... گاهی وقتا فقط یه قدم دیگه مونده تا برسی به اون چیزی که می خواستی ...

تاثیر گذار ترین دیالوگ...

سلام

هميشه فكر مي كردم پيدا كردن يه ايده براي يه پست با موضوع سينما و تلويزيون تو وبلاگ مثبت انديشان سخت ترين كار دنياست و مي ترسيدم كه نكنه خدايي نكرده يه روز نوبت من هم برسه و من ندونم چي بنويسم.

اما بالاخره نوبت من شد، خيلي براي پيدا كردن يه سو‍ژه براي اين پست فكر كردم. به نظر من اين كار حتي از انتخاب رشته دانشگاهي هم سخت تر بود!تا اينكه هفته پيش تصميم گرفتم بهترين و فراموش نشدني ترين ديالوگ هاي فيلم ها رو براتون بنويسم و قضاوت رو به دست خودتون بذارم

بنابر اين يه ليست از بهترين فيلم ها رو تهيه كردم و از توي اونا چندتاش رو انتخاب كردم و اون قيلم ها رو تهيه كردم و تماشا كردم.سخت تر از همه كارايي كه گفتم تماشا كردن فيلم ها بود مخصوصا كه بايد به تك تك ديالوگ ها هم دقت مي كردم.با اين حال موفق شدم. با اينكه از نتيجه كار خيلي هم راضي نيستم. اما خانوادم اونو تاييد كردن.اميدوارم خوششتون بياد.

گلادياتور( 2000 ميلادي-1379تقويم خودمون)

مكسيموس:اسم من مكسيموس ديسموس مريديوس،فرمانده ارتش شمال،ژنرال ارتش فليكس،خدمت گذار وفادار به امپراطور واقعي،ماركوسارليوس،پدر پسر كشته شده و شوهر زن كشته شده،و من انتقامم رو خواهم گرفت،در اين دنيا و يا دنيا ي ديگر...

جزيره شاتر:(2010 ميلادي –1389شمسي)

تدي دنيلز:كدوم بدتره:مثل هيولا زندگي كني يا مرد بميري؟

دزدان دريايي كارائيب:نفرين مرواريد سياه (2003 ميلادي – 1382 شمسي)

جك اسپارو:امروز روزيه كه شما هميشه اونو به خاطر خواهيد داشت،روزي كه كاپيتان جك اسپارو رو گرفتيد.

بالا در آسمان(2009 ميلادي- 1388 شمسي)

رايان بينگهام: هر چي آروم تر حركت كنيم،سريع تر مي رسيم.

رفتگان02006 ميلادي – 1385 شمسي)

فرانك كاستلو: يكي از ما بايد بميره. اگه نظر منو بخواي بايد اون يكي باشه.

يه سوال خيلي مهم: تاثير گذار ترين ديالوگ فيلم زندگي شما چيه؟

پ.ن: خودتو دوس داشته باش چون تو با ارزش ترين دارايي خودت و خدا هستي.

خدا قوت

فرهنگ امانت داری

 

همه ما می دانیم که امانتداری یعنی بازگرداندن به موقع و همراه با سلامت اما چرا بعضی

از افراد امانتداری را رعایت نمی کنند !

حدیث از امیرالمومنین (ع) است که فرمودند : امانت داری روزی را زیاد می کند .

شما چه راه هایی را برای اینکه امانت دار خوبی باشیم پیشنهاد می کنید ؟

 

همش همین جاست !  دقت کن !

اگه به موضوعات مطالب وبلاگ نگاه کنید، میبینید ما بخشی رو داریم به اسم " شعر مثبت " ! توی این بخش هدفمون اینه که با کمک گرفتن از شعر، به سمت درست زندگی کردن بریم. برای این پست 2 بیت شعر براتون مینویسم. شعر هایی که هر کدوم حرفای زیادی واسه گفتن دارن و یه جورایی هر بیت ، خیلی بیشتر از یه بیته !

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد    /     وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

به نظر من این شعر خیلی روشن به قدرت فکر ما اشاره می کنه. اگه ما به فکرمون بیشتر و بیشتر بها بدیم ، میتونیم خیلی راحت تر از دست اندازها رد بشیم ... البته فکر می کنم قبلش باید نحوه ی استفاده از فکر رو هم یاد بگیریم. برای این کار مهمترین عاملی که به نظرم میرسه ، کتابه ! مطالعه ! مطالعه ! همین !!

 ******************

اگه حافظ الان زنده بود ، ( از نظر فیزیکی البته = هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ) حتما به عنوان یکی از نویسندگان مثبت اندیشان ، در کنار ما بود ! چون بارها ثابت کرده که یه مثبت اندیش واقعیه ! به این بیت توجه کنید :

گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع / سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش

ببینید چند صد سال پیش حافظ چقدر زیبا به قدرت فکر ما اشاره کرده . شاید این جمله واسه بچه های مثبت اندیش یخورده کلیشه ای باشه اما ارزش دوباره خوندش رو داره : اگر فکر می کنی موفق میشی یا شکست میخوری ، در هر دو صورت، درست فکر کردی. چون تو همونی میشی که فکر می کنی ...

******************

پی نوشت یک : چه خوب میشه اگه شما هم توی کامنت دونی ، یه بیت شعر مثبت به بقیه هدیه کنید !

پی نوشت دو : یاد ما گر گذری کرد ز ایوان دلت  /  به دعایی زدل پاک تو مهمانش کن

شروع دوباره ی " مثبت اندیشان "

سلام ...

روز 3 شنبه ، 12 مهر منتظر ما باشید ...

مثبت اندیشان روزهای فرد به روز میشه 

هفته های اول ، دوم و سوم هر ما توسط مطالب تیم مثبت اندیشان

و هفته ی چهارم هر ماه هم به این صورته :

یک شنبه = نویسنده ی برتر ماه قبل وبلاگ

سه شنبه = بحث مثبت

پنج شنبه = نویسنده ی مهمان ( سعی میکنم مثل قبل از حضور نویسنده های نام آشنای مثبت اندیش هم استفاده کنیم )

چشم به راه حضور و همراهیتون هستیم ...


سلام دوستان

برای مدتی وبلاگ رو تعطیل میکنیم تا به امید خدا با انرژی بیشتر و همکاری گروهی منسجم تر برگردیم. در این مدت، کامنت دونی فعاله و شما میتونید نظراتتون رو برای فعال تر و مفید تر شدن وبلاگ، با ما در میون بزارید. بچه هایی هم که حوصله و علاقه ی کار گروهی رو دارن اعلام کنن تا در شروع دوباره همکار ما باشن.

 

به امید شروعی دوباره