چرا

 

 

هرچی که خوبه زود تموم میشه

 

 

 ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

 

غیر قابل پیش بینی باش !

 

 

من هرچه را در زندگی ام پیش بینی کردم

 

 

برعکس از آب در آمد ..../پائیز ۹۲

 

      

      

ساکار

 

دلم را به تخت میبندم تا ترکت کند …

 


فریاد میکشد ، میلرزد ، خمارت میشود …


 

رها که شد او میماند و عمری وسوسه ی تلخِ دوباره خواستن تو !

     

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

 

 وای از روزی که


 

شریک خاطره هایت یک شماره خاموش باشد


 

و یک سیگار روشن ...

 

 

 تفاوت دیدگاه دو دانشجو یکی ایرانی و یکی خارجی

یکی از اساتید دانشگاه خاطره جالبی را که مربوط به سالها پیش بود نقل میکرد:

"چندین سال قبل برای تحصیل در دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، وارد ایالات متحده شده بودم،
 
سه چهار ماه از شروع سال تحصیلی گذشته بود که یک کار گروهی برای دانشجویان تعیین 

شد که در گروه های پنج شش نفری با برنامه زمانی مشخصی باید انجام میشد.

دقیقا یادمه از دختر آمریکایی که درست توی نیمکت بغلیم مینشست و اسمش کاترینا بود پرسیدم که برای این کار گروهی تصمیمش چیه؟

گفت اول باید برنامه زمانی رو ببینه، ظاهرا برنامه دست یکی از دانشجوها به اسم فیلیپ بود.

پرسیدم فیلیپ رو میشناسی؟

کاترینا گفت آره، همون پسری که موهای بلوند قشنگی داره و ردیف جلو میشینه!

گفتم نمیدونم کیو میگی!

گفت همون پسر خوش تیپ که معمولا پیراهن و شلوار روشن شیکی تنش میکنه!

گفتم نمیدونم منظورت کیه؟

گفت همون پسری که کیف وکفشش همیشه ست هست باهم!

بازم نفهمیدم منظورش کی بود!

اونجا بود که کاترینا تون صداشو یکم پایین آورد و گفت فیلیپ دیگه، همون پسر مهربونی 

که روی ویلچیر میشینه...

این بار دقیقا فهمیدم کیو میگه ولی به طرز غیر قابل باوری رفتم تو فکر،

آدم چقدر باید نگاهش به اطراف مثبت باشه که بتونه از ویژگی های منفی و نقص ها چشم 

پوشی کنه...

چقدر خوبه مثبت دیدن...

یک لحظه خودمو جای کاترینا گذاشتم ، اگر از من در مورد فیلیپ میپرسیدن و فیلیپو 

میشناختم، چی میگفتم؟

حتما سریع میگفتم همون معلوله دیگه!!

وقتی نگاه کاترینا رو با دید خودم مقایسه کردم خیلی خجالت کشیدم...

شما چی فکر میکنید؟

چقد عالی میشه اگه ویژگی های مثبت افراد رو بیشتر ببینیم و بتونیم از
 
نقص هاشون چشم پوشی کنیم ... نه؟

سایت عاشقانه ساکار

 

 ناله را

 

هرچند که می خواهم که پنهان برکشم

 

سینه می گوید:

 

که من تنگ آمدم

 

فریاد کن ...

 

       سایت عاشقانه ساکار

یـه جـایی هـم هسـت تـو زنـدگی


بعـد از کلــی دویــدن


یهـو مـی ایستــی !!


سـرتـو مینــدازی پـائیـن و آروم میگـی :


خدایــا …

دیگــه زورم نمیــرسـه !!

 

سایت عاشقانه ساکار

 

عاقبت من شده "سرنوشت جناغ"


 همه سر شکستنم شرط بسته اند ...

     

         ساکار

 

 

از زیـر سنـگ هم کـه شده پـیدایم کـُن …


مـدت هاست که تـنهـایی هـای مـرا


دست هـای جـستجوگـری لـمس نکـرده انـد!