سفارش تبلیغ
صبا ویژن

قلم

مرگ بر جنایتکاران و کودک کشان عالم

بسم الله القاصم الجبارین

بعد از یاد داشت قبلی که جنگ تحمیلی 12 روزه استکبار و استبداد و فراعنه بر کشور ما تحمیل کردند و بعد از اغتشاشاتی که در این روزها همان ظالمان و مستکبران به دست داشتن در آن آشوبها اعتراف کردند، اما این بار در رمضانی که ماه مهر و مهربانی و لطف مرحمت خداوند است بر کشور عزیزما جنگی دیکر تحمیل کردند، دستهای خائن و خود فروخته و بی ریشه از یک طرف و دستهای ظالمانه و خونخوار و خارج از انسانیت از طرف دیگر بر سر مردم مظلوم ایران فرود آمدند تا این کشور با تمدن هزاران ساله را به کشورهای کوچکی که دیگر توان دفاع از خود و شرف خود نداشته باشند تبدیل کنند، اما بار دیگر دست خداوند بر بالای همه دستها قرار گرفت و با تمام خسارتی که از لحاظ جانی و مالی بر کشور مظلوم ما چون کشور مظلوم فلسطین و لبنان و سوریه و لیبی تحمیل کردند تا به خیال خام خود باردیگر صهیون مسیحی و یهودی و جنگ طلبان و خونخواران از دنیای اپستین بر ما مسلط شوند و این کشور را همانند دیگر کشورها به خاک و خون بکشند و بر منابع آن مسلط شوند و از مردم ما باج بگیرند، اما به لطف خداوند و با دعای مردم و حضور آنان در صحنه خیابان و با توان موشکی ایرانیان عزیز این آرزوی شوم آنان باردیگر به محاق رفت.

این جانیان و خونخواران و آدم کش های بین المللی اینبار با تطمیع  به زور، دیگر کشورهای دنیا از اروپا گرفته تا آمریکا و آفریقا و آسیا را در حاله ای از بهت فرو برده بودند و چنان سحر کرده بودند که جرات نفس کشیدن از آنان را گرفته بودند و آنان مانده بودند تا با پیروزی این جانیان به سهم خواهی آمده و توشه ای از خرمن ایران بردارند!! اما غافل از آنکه در اعتقاد ایرانیان دستی هست که بالاتر از همه دستهاست و به آن متوسل می شوند و به یقین می رسند که در دفاع از حق چه بکشند و چه کشته شوند پیروزند و در هر صورت پیروزی با آنان است، این جنایت پیشگان به خیال خام دنیایی خود با ترور سران و نظامیان و مخصوصا با رهبر فقید و مجاهد نستوه ایراان و کشتن کودکان این مرز و بوم در میناب و دیگر نقاط کشور، می توانند چنانکه خود خواهند به خواسته های کثیف خود برسند، اما دیدیم که مردم ایران با مقاومت جانانه و حضور در خیابانها و با دلگرمی به نیروهای جوان خود و اعتماد به آنان در ابعاد مختلف نظامی و انتظامی و دولتی و توکل بر همان فوق کل ید و امید فراوان کار را بجایی رساندند که خود جانیان درخواست آتش بس دادند و سر افکند ه از تمام اهداف خود ماندند.

آنچه آنان خواسته بودند تجزیه ایران با همکاری خائنان و وطن فروشان، دسترسی بر منابع ایران و ساختن ایران به عنوان جزیره ثبات برای خود، اما به همت دلیر مردان و وطن دوستان و دینداران این مرز و بوم باردیگر دماغ کثیفشان به سنگ مستراح خورد و بار دیگر به التماس برای آتش بس افتادند و اینبار ایران علاوه بر امتیازات قبلی و کسب تجربه بیشتر تسلط بر تنگه هرمز را نیز اضافه کرد تا این جانیان از گلو خفه کند و اقتصادشان را به ورطه نابودی بکشاند.

پس از اعلام آتش بس اما باردیگر رژیم کودک کش صهیونیستی به بهانه گنجانده نشدن لبنان و حزب الله لبنان که همچون یمن به واقع دست و بازویی برای ایران عمل کردند و دشمن صهیونی را در مرز خودشان زمین گیر کرده بود، به آنان حمله های ناجوانمردانه نموده و باردیگر ثابت کرد که دادگاه بین المللی در معرفی کردن آن به عنوان جنایتکار جنگی اشتباه نکرده است. امروز  جمعه21 فروردین 1405 اما با میانجیگری پاکستان قرار است مفاد  ده ماده ای ایران که از جمله عوارض گرفتن از کشتی های عبوری از تنگه هرمز، حق غنی سازی، خروج آمریکا از منطقه بخاطر نا امن ساختن منطقه، عدم تجاز رژیم کودک کش به کشورهای ایران، یمن و لبنان، و موارد دیگری که ذکر شده به مذاکره بنشینند، هر چند رژیم غاصب صهیونیستی هم چنان آتش بس را نقض کرده و پهپادها و هوا پیماهایش علاوه بر هوای لبنان عراق و ایران را هم نقض کرده اند، ا ما از آنجا که ملت ایران از مولای آزاد مردان جهان علی ابن ابی طالب آموخته اند به تعهدی که سپرده اند خیانت نکرده و تا مشخص نشدن نتیجه مذاکرات صبر خواهند کرد.

ادامه دارد.

 


جنگ دوم تحمیلی و 12 روز پر اضطراب

    نظر

به نام آنکه بسیاری از یهود را لعنت کرد و به نام آنکه یهودیان را ابتدا همانند شیطان برتری داد اما عهد شکستنها و تحریفات کلام الهی و تهمت زدن حتی به حضرت مریم باعث شد خداوند آنان را خوار و ذلیل گرداند، کسانی که حتی قدر آزادیشان توسط پیامبرخدا حضرت محمد (ص) را ندانستند و گوساله پرست شدند، همانان که توسط ایرانیان آزاد شدند، اما تیغ به روی ایرانیان کشیدند، همانان که توسط پادشاهان ایران چون کوروش آزاد شدند اما در زمان خشایار شاه دست به جنایت بر علیه  اندیشمندان ایرانی زدند، همانان که توسط پیامبر اکرم در قبال خراج ( مالیاتی که غیر مسلمانان به حاکمان اسلامی پرداخت می کردند در عوض مردان جنگی برای دفاع از کشور اعزام نمی کردند) آزادی شغل و زندگی و مراسمات مذهبی خود داشتند، همانان که توسط امپراطوری عثمانی مسکن داده شدند در حالی که اروپا و آمریکا با تمام قدرت آنان را بیرون راندند، همانان که اروپائیان و آمریکائیان حاضر شدند مالیات چند برابری بپردازند اما وجود کثیفشان را در کشور خود تحمل نکنند. (البته این غیر از یهودیانی است که تشکیل حکومت یهود را تا قبل از ظهور  (ماشیح) حرام می دانند. 

غرض اینکه این قوم و فرقه صهیونیستی که به تعبیر خود به دنبال وطن موعود خود بودند، نه تنها به وطن داشته خود اکتفا نکردند، که به  آن سوی فرات هم دست درازی کردند، اینکه عده ای معتقدند که ایران اسرائیل را تحریک کرده، باید در جواب آنان گفت ایران رژیم غاصب را تحریک کرد؟ یا این دشمن بشریت ابتدا دانشمندان ما را مورد هدف قرار داد و در سالهای قبل آنها را به شهادت رساند! یا اسقاطیل این کار را کرده؟! آیا ایران معتقد است که دانشمندی نباید باشد مگر آنکه یهودی باشد یا در خدمت یهود (بخوانید رژیم صهیونیستی) باشد یو خود غاصبان و کودک کشان و زورگویان و فراریان  از قوانین بین المللی چنین ادعایی دارند؟!! آیا دانشمندان زمان استر و خشایار شاه هم این بی خدایان را تحریک کرده بودند؟! چقدر ساده می اندیشند کسانی که فکر می کنند اگر ایران به آمریکا و اسقاطیل کاری نداشته باشد آنان نیز به ایران کاری ندارند، البته کاری نخواهند داشت و کمک هم می کنند به شرطی که نه دانشمندانی داشته با شد و نه یک کشور قدرت مند و رو به پیشرفت باشد و در این جنگ 12 روزه همه دیدیم و شنیدیم که خود اعتراف کردند در صدد تجزیه ایران بودند، آنهم بعد از نابودی توان نظام و اقتصادی آن.

پیروز و بازنده جنگ را بماند هرچند بازنده جنگ کسی است که جنگ برای رسیدن به اهدافی طراحی می کند اما به مقصد و هدف خویش نمی رسد که این اتفاق برای مستکبر زمان و خود را همه کاره جهان دانسته یعنی سگ زرد برادر شغال که این روزها سر هر مضحکه و معرکه ای وجود نحثش را می توان دید و همچنین آن نتانیاهویی که قلاده این سگ زرد به دست دارد. این احمق های قمار باز مضحکه عام و خاص و شرورهای جنگی که نظام ناکارآمد بین الملل آنرا به این رذیله محکوم کرده است، اینان به اسم دفاع از مردم جهان (بخوانید صهیونیسم بین الملل) که خود دارای قدرت  اتمی هستند، و هیچگونه کنترلی از سوی مجامع بین المللی ندارند به کشور ایران که تمام پروتکل های بین المللی مورد  احترام  قرار داده حمله می کنند !!!

در این جنگ علاوه بر خسارات مالی و جانی مخصوصا شهادت عزیزان  این ملت توسط شقی ترین افراد بین المللی خسارتهای مالی نیز به کشور عزیزما وارد شده است، و حتی مشکلاتی روحی نیز بوجود آورده است، لذا می طلبد مسئولان کشور ضمن آمادگی خود و ترمیم نقاط ضعف خود، در صورت تجاوز دوباره دشمن نه به آن شعارهای قبل اکتفا کرده و نه شعار بدهند بلکه با تمام قدرت پاسخگوی تجاوز این خون  آشامان بین المللی باشند چرا که این جماعت بنا بر آنچه قرآن می فرماید قساوت قلب عجیبی دارند و حریص در کشتن دیگران در حالی که به هیچ قانون بین المللی پای بند نیستند و در عین حال از همه هم می خواهند به قوانین بین الملل متعهد باشند!! و این همان چیزی استکه جامعه جهانی را با موجی از اعتراض مواجه کرده اند و دیگر سکوت را می شکند و در حمایت کشتارهای خونین این ظالمان پرچم فلسطین را به دست می گیرند و با هر زبان و ملیتی که هستند فریاد آزادی فلسطین را سر می دهند چرا که هر وجدان آگاه و عاقلی می داند که آنچه در غزه اتفاق می افتد نسل کشی است و تجاوز به وجدان بشری.

این جانیان ، ایران را مثل غزه و لبنان و سوریه می خواهند که هرگاه اراده کنند بر سر ایران و ایرانی بمبی خالی کنند و به ایرانی بگویند نفست نباید بالا بیاید دیگه با خودت که چه اتفاقی بیافتد یا خواهد افتاد.

ادامه دارد


غاصبان آزادی خواه شده اند!!

    نظر

بسم الله الرحمن الرحیم 

در وعده صادق 2 به بحث از دفاع مشروع و قانونی ایران بر مبنای منشور ملل متحد اشاره کردیم، اشتباه مناسباتی رژیم غاصب و کودک کش و زیاده خواه صهیونیستی بدون توجه به نجات اجداد ش توسط ایرانیان، به ایران اسلامی حمله ور شد تا بنا بر خیال خام خود پیش دستی کرده و ایران را از رسیدن به اهداف علمی صنعتی و هسته ای و توسعه اقتصادی خود منحرف نماید، تا بتواند رفتار پلید خود را بیش از پیش به جامعه اسلامی تحمیل نماید. 

این جرثومه فساد و غصب و نژاد پرستی نیمه شب، جمعه23خرداد 1404 هجری قمری مطابق با 13 ژوئن2025 تجاوز هوایی و تروریستی خود را به سرزمین ایران اسلامی و در حمایت کشورهای متجاوزگر و سلطه طلبی چون آمریکا و آلمان و فرانسه وانگلیس آغاز کرد، غافلگیری ایران از یک طرف که خود را برای مذاکرات هسته ای آماده کرده بود و می رفت تا در دوره ششم نتیجه نهایی را رقم بزند، و با این حرکت نابخردانه نتانیاهو، بخاطر چراغ سبز ترامپ به نتانیاهو(سگ زرد برادر شغال است) برای حمله به ایران، باعث شد که ایرانیان به چنین حقارتی تن ندهند، چرا که با این حمله می خواستند ایران را ناچار به پذیرش شرائط خود نمایند،  از طرف ایران کنار گذاشته شد، لذا تاریخ باید بداند ایران نه متخاصم و آغازگر جنگ بوده و نه کسی بوده که از سر توسعه طلبی و خیانت میز مذاکره را ترک نموده باشد. 

به هر حال جنگی را نتانیاهو و رژیم اشغالگر آغاز کرده که جز با جوابهای دندان شکن و قاطع و یکبار برای همیشه نمی توان این جرثومه فساد را به سر جای خود نشاند. 

مردم ایران و مسؤلان نظام در واقع تا 24 چهار ساعت در شک فرو رفتند، هر چند بنیاد این جرثومه فساد بر ظلم و غصب و زور گویی و بی توجه به تمام قوانین بین المللی است با این حال، بعد از 24 ساعت تمام قوای روحی و روانی ایران و نظامی ایران در واقع بروزرسانی شد و جانشینان و فرماندهان از سوی مقام معظم رهبری معرفی شدند و شب بعد التیماتوم ایران به رژیم غاصب و متجاوز و کودک کش داده شد و بعد از پان بارش باران موشک بود که زندگی را در کل اسقاطیل به هم ریخته و گریزی برای فرار برای پایان باقی نگذاشت. 

رژیم نژاد پرست صهیونیستی اما حملات خود را به شهرهای ایران یکی پس از دیگری آغاز کرد تا به زعم خویش کار را یکسره کند،  پاسخ سریع و به موقع دفاع موشکی ما چه در بعد پدافندی و چه آفندی دشمن را یکبار دیگر غافلگیر کرد و در شب بعد غرش موشکهای هایپر سونیک شهرهای متجاوزان و متخاصمان و رذلیان دنیای مدرن را به کابوس مرگ تبدیل کرد تا شاید این غاصب دست از تجاوزگری خویش بر داشته و با حمایت لجستیکی آمریکای پلید خود را ارباب منطقه نداند.

اسرائیل اما حالا دست به دامان آمریکا شده تا حمایت های خود را از توسعه طلبی های نتانیاهو آشکار نماید و صراحتا به کمک او آمده تا بتوانند زیرساخت های اتمی ایران را نابود کنند، و از کشورهای آلمان و فرانسه و انلگیس خواستار حمایت دیپلماسی و جنگی بر علیه ایران شده است. و حتی منت نیز بر آنها نهاده که من برای دفاعُ شما به ایران حمله کرده ام!!!!

نکات جالب توجه در این وضعیت این استکه آمریکائیان و اروپائیان ایران را سرزنش می کنند که چرا  به انرژی صلح آمیز هسته ای می خواهد دسترسی داشته باشد؟ و برای توجیه خود ایران را به نا امن کننده ی منطقه و جهان متهم می کنند!!!!

اما کشوری چون آمریکا و آلمان و فرانسه و انگلیس که خود با سابقه تجاوزگری و سلطه گری در تمام نقاط دنیا، خود را کشورهای حافط صلح معرفی می کنند و ایران را که طی قرنها به هیچ کشوری حمله نکرده و اگر هم جنگی بوده برای دفاع از خود بوده عامل خشونت معرفی می کنند!!!

جالب است رژیم سفاک و کودک کش و غاصب صهیونیستی که بنایش بر تجاوز و غارت و چپاول در منطقه و جهان است و بارها توسط سازمانهای بین المللی تجاوزگر و کودک کش معرفی شده دارای بزرگترین ذرات خانه هستی بوده و خود را حافظ صلح می داند،  اما کشور ایران که جز به دفاع از خود بر نخواسته و انرژی صلح آمیز هسته ای را خواستار است به عنوان بر هم زننده صلح و آرامش معرفی می کنند. در حالی که کشور غاصب اسقاطیل، کشوری که نه تنها غاصب است، بلکه هر روز در صدد توسعه طلبی  و حمله به کشورهای همسایه بوده و اجازه تنفس را هم به آنها نمی دهد!! 

 این نژاد پرستان از خود راضی که تمام ادیان آسمانی را زیر سوال برده و اعتقادات جهانیان را مورد حمله قرار داده و در بسیاری از نقاط دنیا تضعیف کرده اند اما آیا انسانیت و بشریت در دنیای کنونی رخت بر بسته؟! رژیم غاصبی که 50 هزار شهید را در فلسطین ، هزاران شهید در لبنان، سوریه، بر دستان بشریت تشییع کرده و حامیان سلطه گرش که در دنیای دیگران و در زمین دیگران به دنبال منافع خود هستند و سلطه گری قرون گذشته آنان از یاد جهانیان نرفته و حتی جنگ هایی که در خاورمیانه و آفریقا  مثل حمله به افغانستان و عراق و لیبی و ... حافظ صلح می توانند باشند؟


غدیر و وحدت،

    نظر

به نام آنکه هستی را هستی بخشید.

 

در باب عید غدیر و غدیر خم نکات و مطالب متعددی نوشته شده اما در این مجال کوتاه دو نکته از باب وظیفه به نظر نگارنده قابل توجه بوده و اشاره به آن باعث توجه محققان و پژوهشگران بر این نکات خواهد بود.

غدیر و وحدت آفرینی

غدیر و پیام وحدت

هیجدهم ذی الحجه مصادف با واقعه غدیر خم و عیدی بزرگ برای مسلمانان و مخصوصا شیعیان، اگر سیر واقعی خود را پیدا می کرد می توانست دنیایی بهتر و آخرتی آبادتر برای جهان اسلام ایجاد نماید. برای روشن شدن این بیان به آیه 3 سوره مائده و شان نزول آن که توجه کنیم درک  وحدت اسلامی را منطقی تر خواهد کرد. این آیه که شائ نزولش را روز غدیر بیان کرده اند، چه زیبا بیان می فرماید که امروز دشمنان از دین اسلام مأیوس شدند و شما از آنان نترسید و از من بترسید، امروز دین را بر شما تکمیل کردم.

در این روز بعد از بیان یأس و نا امیدی مشرکان و اکمال دین به ترسیدن مردم و مسلمانان از خداوند انذار می دهد، که باید دید دلیل این ترس چه می تواند باشد؟ به تعبیر علامه طباطبایی و علامه مطهری این ترس بخاطر سنت الهی است که انسان را به خود واگذارده و با بیان پاداش و عقاب برای کارهای انسانی او را در انتخاب آزاد گذاشته است.

وحدت غدیر خم بر مبنای سنت الهی انتخاب و اختیار، می طلبد که تمام مومنین و مسلمین به یک مسئله بسیار مهم که در سوره شمس بعد از هشت بار قسم اشاره دارد و خداوند نهایت می فرماید به تحقیق رستگار می شود کسی که تزکیه نفس کند.

 تزکیه در واقع تمرینی است برای از خود فاصله گرفتن و به خدا نزدیک شدن، تمرینی است برای اعلام برائت از خواسته های درونی چون قدرت و ثروت و شهوت، و تمرینی است برای دیدگاهی بلند نسبت به جهان هستی و نسبت به امت اسلامی تا آنجا که خود را نه در شخص خود خلاصه دیدن بلکه خویش را در امت اسلامی دیدن باید.

می توان گفت پیام غدیر چنین است که ای مسلمین و ای امت اسلامی، دشمنان خداوند در ممانعت از گسترش دین اسلام نا کام و نا امید شده اند، پس از آنان نترسید، بلکه از سنت الهی که خود در آن دخیل هستید بترسید که به شما اختیار و آزادی داده شده و مراقب و مواظب باشید در این انتخاب آنچه که حق است بپذیرید، این امت اسلامی است که در معرفی دین اسلام می تواند موفق یا ناکام بماند. آحاد امت اسلامی است که باید با خود سازی باید به جامعه سازی و ساختن کشور اسلامی و امت اسلامی همت گمارند و این سنت الهی محقق نمی شود مگر با خود سازی و تزکیه نفس و آن هم محقق نمی شود مگر با تمرین اصول اخلاقی و صفات اخلاقی در خلوت و جلوت.

غدیر خم یاد آور مکانی است که تمام نگاه حاجیان و توجه آنان به فرمان رسول خدا محمد مصطفی(ص) به هم پیوستند تا خبری آسمانی را بشنوند وده بالا رفتن دستهای علی ابن ابی طالب در دستان پیامبر خدا و شنیدن این ندای آسمانی که هر کس من مولای اویم علی مولای اوست، خدایا دوست بدار دوستان او را و دشمن بدار دشمنان او را و این آخرین اشاره پیامبر به کسی که سالیان متمادی او را در کنار خود و در دامن خود تربیت کرده است برای امر مهم امامت و جانشینی، چرا که علی را از یوم الانزار یعنی زمانی که پیامبر قوم و قبیله خود را دعوت کردند و اعلام پیامبری کردند، کسی را یارای هم یاری با او نبود جز علی ده ساله، و همان زمان پیامبر او را به عنوان کسی که شایستگی همراهی و جانشینی پیامبر را دارد معرفی نمودند و فرمان الهی را به مخاطبین خود اعلام کرد، چرا که قرآن می فرماید پیامبر چیزی را از روی هوای نفس نمی گوید و قول خداوند رحیم است. لذا علی ابن ابی طالب لقب هارون به منزله موسی نسبت به پیامبر مکرم اسلام گرفتند. الا اینکه هارون پیامبر بود و بعد از پیامبر اسلام پیامبری نخواهد بود.

مرحله بعدی در کادر سازی و تربیت علی ابن ابی طالب در شب هجرت پیامبر بود که با انحراف مشرکین و خوابیدن در رختخواب پیامبر جان خویش را در طبق اخلاص نهادند و بعد ازآن خانواده پیامبر را به توصیه پیامبر روز روشن از مکه به مدینه هدایت کردند،

جنگ آوری او در بدر و رشادتهای او با عث به خاک افکندن سران عرب گردید و همچنین در جنگ احد هر گاه پیامبر در محاصره دشمن قرار می گرفت این علی بود که تا پای جان از پیامبر دفاع می کرد و زخمهای متعددی بر پیکرشان نشست،

در جنگ احزاب، پیامبر شمشیر و عمامه خود را به علی دادند تا نام آورترین قهرمان عرب را به خاک بنشاند و فریاد تکبیر جبهه حق را ب گوش خائنان و کافران برساند و پیامبر عمل او را بالاتر از عبادت جن و انس محاسبه نماید و او پیامبر گونه در مواجهه با اهانت آن یل به خاک افتاده اندکی صبر کرده تا نیتش صرفا خدایی گردد.

در سدالابواب همچنین تمام درها به سمت مسجد النبی را مسدود کردند جز درب خانه پیامبر و علی(ع) و باز هم در خواندن آیات براءت بعد از آنکه مشورت با مسلمانان باعث شد کسی غیر از علی آیات را بخواند چون مشرکان با علی کینه ای سنگین دارند، اما در وسط راه جبرئیل نازل شده که این آیات باید یا خود پیامبر یا کسی که از اوست بخواند، و در نهایت در غدیر خم دستهای این تربیت شده پیامبردر کادر رهبری نیز بالا برده شد تا حجت بر همگان تمام گردد.و پیامبر رحمت بفرماید هر کس من مولای اویم علی مولای اوست.

 


جامعه ما ارور می زند

    نظر

به نام نامی واحد، صمد لم یلد و لم یولد که نامش آرامش است و یادش اطمینان بخش و امید آفرین،

مطلبی که پیش روی خواننده محترم است نه از سر نا امیدی و استیصال است، بلکه از سر دلسوزی و ایجاد امید به جامعه برای ساختن خود و جامعه اطرافمان خواهد بود.

صدای دینگ دانگ جامعه و فرهنگ ما می آید به این معنا که مفهومی چون ارور را به ما بفهماند، اگر جامعه را رایانه ای فرض کنیم و هر برنامه و فرد و گروهی یکی از برنامه های رایانه باید گفت اینجا کلید اینتر مشکل دارد و مفهوم ارور را هر روز در جامعه با تمام وجود حس می کنی، چرا که چه زیبا فرمودند چه بسا فقر عامل کفر می شود و هرگاه فقر از دری وارد شود ایمان از پنجره خارج می شود، و چه زیباتر که فرمودند مردم بر دین حاکمانشان خواهند بود و مردم به حاکمان شبیه تر هستند تا به پدران و مادران خود.

به روز شدن جامعه کاری سخت است و زمانبر و وظیفه تمام گویندگان و نویسندگان و تریبون داران جامعه است، اما آنگاه که جامعه هنگ کرده باشد، نه به روز رسانی خواهد شد و نه خاموش و نه راه اندازی مجدد،

وقتی ارباب رجوع به اداره ای که فلسفه وجودیش حل مشکل اوست مراجعه می کند و ابتدای صبح وارد اداره و نهاد و ... می شود به امید اینکه زودتر به دیگر کارهایش برسد، مخصوصا اگر وردش قبل از ساعت هشت صبح باشد، آن هم در صورت راه دادن، ساختمان بسان همان رایانه هنگ کرده و هنوز راه اندازی نشده ، کارمندان به بهانه های صبحانه و چایی و سیگار و از میزهای خدمت فاصله گرفته و به کنجی خزیده اند و نهایت پاسخگویی آنان این خواهد بود که هنوز سیستم بالا نیاورده، و ارباب رجوع هم به امید بالا آوردن سیستم آنقدر می ماند که دیگر نزدیک است خودش هم بالا بیارد، کارمندان همیشه پیروز و همیشه طلبکار به لباسهای اتو کشیده و مرتب به پشت میزها خنوده اند، اما جوابگوی ارباب رجوع خود نیستند، و ارباب رجوع با خود می اندیشد که کاش برده رجوع بودم و کاری که دارم با هزار منت انجام دهند، سیستم اداره بالا آورده حالا ارباب رجوع با صد امید و آرزو پشت پیشخوان قرار می گیرد اما خمیازه های ممتد کارمند دل ارباب رجوع را به رحم می آورد، ببخشید این نامه.... که کارمند در جایگاه یک مسئول طلبکار به سخن می آید که حالا اجازه بده سیستم راه اندازی شود! رو به تعداد زیاد جمعیتی که جلوی پیشخوان منتظر توجه و عنایت او هستند لبخندی می زند و می گوید چه توقعاتی دارند و آنان نیز برای انجام گرفتن کار خود لبخند رضایتی به کارمند نشان می دهند و ارباب رجوع طرف خود را، مورد شماتت قرار می دهند، و در واقع اینجا سیستم هنگ کرده و راهی برای خروج پیدا نمی کند،

کارمند با غیرت وقتی شروع به کار کرد اول پرونده های به ظاهر دیروزی که مانده بررسی می کند و آشنای خود را صدا می زند تا از گردونه چرخ رفاقت و پارتی بازی عقب نماند، اینجا ارباب رجوع در استندبای بسر می برد، تا شاید باز هم کسی بر این چرخه معیوب اینتری بزند، شاید که ازاین حالت هم در بیاید

کارمند از کار ناراضی، ارباب رجوع از کار ناراضی، سر ماه هم کارمند حقوق خود را می گیرد و از کمی آن می نالد و ارباب رجوع هم نارا حت و خسته از اداره بیرون می زند، و با عصبانیت پشت  ماشین می نشیند و هنگام رانندگی با ماشینی یا شخصی برخورد می کند و اتفاقا آن ماشین هم یکی از خا نواده ی مدیر اداره و یا همان کارمندی است که کار این بنده خدا را چنان به تاخیر انداخته و روز بعد کارمند طلبکار تر از همه وارد محل کار می شود و اینبار بهانه ای هم پیدا کرده که کار مردم را راه اندازی نکند. و در واقع اجکت کرده.

باز هم ارور جامعه به این فرجام خواهی و وضعیت، لذاست که معتقدم جامعه ما ، هنگیده و ارور های مکرر نشان از بی توجهی همه ما با عنوان عدم دخالت در امور مردم و جاهای دیگر بدون اینکه بدانیم این ما هستیم که جامعه خویش را باید کنیم آباد نه کسانی که از جایی دیگر بیایند .

جامعه باید آبدیت شود و لذا حاکمان و مردم جامعه باید ابتدا صفحات ویروسی خود را پاک کرده و خود را پاکیزه کنند و آنگاه به ساختن جامعه مورد وثوق همگان دست پیدا نمایند.

و هر آنکس یا کسانی که قصد آبدیت شدن را ندارند باید در فایلهای ذخیره یا حذف  قرارشان داد.  

 

برای به روز رسانی کردن یک دستگاه رایانه همراه و هر رایانه دیگر باید با ویروس یاب داخل دستگاه ویروسهای آن را شناسایی و حذف کرد تا چون سرطان به دیگر برنامه ها سرایت نکند، اما اگر نشد ناچار باید آنرا به مهندسی داد کار کاشته که بتواند برنامه های آنرا یا ذخیره کند و یا حذف کند لذا جامعه امروز ما هم چنین است یا باید اصلاح شود و وضعیت بهتر شود یا باید دلیت کرد و از اول ویندوزی به روز نصب کرد.

به نظر می رسد با توجه به هزینه های هنگفت ادارات و پایین بودن راندمان آن مناسب است بودجه های آنان را قطع و به آموزش هوش مصنوعی برای جامعه هزینه کرد.

در این بین اما بسیاری ازکارمندان در محل کار خود نیز به بهانه ای مختلف جیم شده و صدای ارور میز کارشان گوش فلک را کر کرده ا ما مستول ان قسمت نه درد نا ترازی دارد و نه درد خدمت به مردم . کارمند هم در فضای مجازی به دنبال خرید و فروش ارز و طلا و خانه و وزمین و  می باشند. وکسانی که دلشان به حال مردم می سوزد نیز به با نام طرف حالیش نیست! برا ی کی کار می کنه؟ طرف پوست کلفت است! و به دنبال پست و مقام است، و نهایت تهمتهایی که به او می زنند تا او نیز در چرخه هنگ کرده خود قرارش دهند که مبادا گزارشگری پیدا شود گزارش کار خوب او را به گوش دیگران برساند و مایه سرافکندگی ویروسها اداره شود.!

به پیشرفتهایمان درعلوم مختلف از نانو و هسته ای و پزشکی و موشکی می بالیم ، اما وضعیت فرهنگی کارمندی ما نا تمام است و مضر و پر مصرف و کم بازده باید فکری کرد تا این سیستم آبدیت شود و در یک گرافیک بالا شروعی دوباره داشته باشد.


مذاکره آری یا نه

    نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ادامه مذاکرات آری یا خیر؟

این سوالی استکه جامعه جهانی را به خود مشغول کرده و توجه ها را به مذاکرات بین ایران و آمریکا جلب کرده و در داخل کشور ما هم عموم افراد جامعه زندگی خود و معاملات خود را به این موضوع گره زده اند، هر چند می تواند چنین نباشد، اما جامعه اقتصادی ما به هر حال به بیان و گفتنش هم باشد به این موضوع مرتبط می دانند، هر چند سرمایه گذاری های خارجی به طور مشخص به این موضوع گره زده شده و البته می تواند یک منطقی هم پشت آن باشد.

مذاکرات ایران به مرحله چهارم رسیده و خبرها از رجز خوانی ترامپ و سیاستمداران آمریکایی حکایت دارد، از افزایش تحریم ها و تغییر نام خلیج همیشه فارس و جمع کردن سانترفیوژها و مانع شدن از حق غنی سازی ایران و در نهایت قبول مذاکرات از طرف ایران می تواند چند حالت را بر آن متصور کرد.

مرحله اول اینکه این صحبت ها و رجز خوانی ها واقعیت است و آمریکا به آن پایبند است و در مذاکرات آینده از ایران می خواهد که به همه خواسته های او جامه عمل بپوشاند و اگر نشد فرصتی دیگر و مذاکرات دیگری.

مرحله دوم اینکه این موارد به واقع رجز خوانی و کری خواندن برای رقبای داخلی خود آنهاست که به آنها بفهمانند ما این برنامه ها را بیشتر از برجام بر ایرانیان تحمیل کردیم، و نهایت در میز مذاکرات به خواسته های ایران نیز توجه خواهند کرد.

مرحله سوم اینکه آمریکا و به تبع نیروی نیابتی او یعنی رژیم کودک کش اسرائیل و حاکم خون آشامشان نتانیاهو به دنبال تحمیل موارد فوق بر ایران بوده و در صورت عدم قبول ایران،  معرفی ایران به عنوان محور شرارت، و به دنبال جنگ با ایران هستند.

 

اما مواضع ایران و سکوت ایران در مقابل این رجز خوانی و کری خواندنها می تواند دو حالت داشته باشد،

اول اینکه ایران می خواهد در مقابل این رجز خوانی صبر کرده و به میز مذاکره بر می گردد  تا به دنیا ثابت کند ایران نه تنها محور شرارت نیست و به دنبال جنگ نیست که این دشمنان او هستند که به دنبال نا امن کردن منطقه و کشاندن دنیا به جنگ هستند و اگر ایران وارد جنگ ناخواسته شود به معنای این است که دشمنانش به دنبال آن هستند نه ایران.

مرحله دوم این است که ایران با توجه به واسطه گری عمان به مذاکره کنندگانش پیام داده شده که این رجز خوانی تنها مصرف داخلی برای آنان دارد و ایران می تواند خواسته های خودش که غنی سازی صلح آمیز هست ادامه دهد.

با توجه به موارد فوق به نظر، صرف، مذاکره مشکلی ایجاد نمی کند و منافعی هم دارد که از جمله بر خلاف خواسته نیروهای خودسر، یکپارچه شدن مردم ایران برای دفاع از خود و کشور بزرگ ایران و قطع امید کردن نفوذیهایی که به دنبال نا امید کردن مردم و فراخواندن مردم به بی توجهی به مسائلی چون حق غنی سازی ایران و تغییر نام خلیج همیشه فارس و...

 به طور قطع اگر این مذاکرات به نتیجه برسد که خواسته تمام مردم ایران و به تبع سیاستمداران است، و اگر به نتیجه نرسد باز هم نفعش این استکه هم به جامعه جهانی و هم به مردم عزیز ایران ثابت خواهد شد که فریاد صلح طلبی آنان تنها به معنای تسلیم شدن دیگران از جمله ایران در مقابل آنهاست و مردم ایران از امام حسین(ع) یاد گرفته اند که زیر بار زور نمی روند و فریاد هیهات من الذله آنان به گوش آزادی خواهان جهان خواهد رسید.

و در صورت حمله دشمنان مطمئنا آنان به مقاصد خود نخواهند رسید و یکپارچگی مردم ایران با پشتوانه نیروهای نظامی همیشه سرافراز ایران پاسخی خواهند گرفت که در تاریخ به ناکامی های آمریکائیان در کشور گشایی های ظالمانه آنها افزوده خواهد شد.


مذاکرات امروز شنبه23/1/1404

به نام خداوند خرد و اندیشه

مذاکرات مستقیم یا غیر مستقیم ؟

مفید یا مضر؟

منفعت عمومی و مصالح ملی یا مصالح جناحی و گروهی؟

نگاه مردم به نوع مذاکرات و انتظارات ؟

در مسقیم بودن و نبودن مذاکرات اخبار متناقض وجود دارد، به نظر هر دو طرف نیز درست می گویند، مذاکرات با حضور وزیر امور خارجه عمان برگزار خواهد شد و ابتدا چه به صورت نوشته مکتوب و چه بیان مطالب می تواند غیر مستقیم باشد و نظر طرف ایرانی درست باشد که مذاکرات غیر مستقیم است، بعد از به نتیجه رسیدن مرحله اول نمایندگان ایران و آمریکا هر چند در یک سطح نیستند اما هر کدام برای اطمینان از طرف مقابل مباحث را مطرح خواهند کرد و اینگونه نظر طرف آمریکایی درست می باشد که مذاکرات مستقیم است. این اصل قضیه محسوب نمی شود، چرا که هر دو طرف از سوی تصمیم گیرندگان کشورهای خود مجوز پیش برد این مذاکرات را دارند.

آیا مذاکرات مفید خواهد بود یا خیر؟ به نظر نگارنده این مذاکرات به طور معمول خوب و مفید خواهد بود چه به نتیجه برسد چه نرسد چرا که مقداری از کدورت های ساختگی بین دو طرف را می شود از بین برد، چرا که یکی از دلائل اختلافات چه در سطح اجتماعی چه ملی و چه بین المللی نبود اطلاعات دقیق از هم دیگر و بیان اختلافات توسط واسطه ها می باشد. حال اگر به نتیجه برسد و به مرحله بعد برود که خیلی خوب و مفیدتر و الا خود مذاکره هیچ اشکالی ایجاد نخواهد کرد.

مذاکرات در بعد منفعت عمومی یا مصالح کشور می تواند یک قدم به پیش باشد، چرا که از نشانه های آن همین پایین آمدن قیمت دلار می باشد که چه بخواهیم چه نخواهیم بر اقتصاد ما موثر واقع شده است، پس مذاکرات می تواند منفعت عمومی کشور را فراهم نماید، هر چند عده ای به ان اعتقادی نداشته باشند، اما شک نکنیم که تحریم ها منفعت عد ه ای خاص را فراهم می کند و زندگی خیلی ها را ویران می نماید.

اما آنچه که مردم انتظار دارند و خواهان آن هستند امنیت و آسایش در ابعاد سیاسی و اجتماعی و اقتصادی است، و اکثریت جامعه ما نگاهی امیدوارانه به آن دارند،  از این بابت که اگر صورت بگیرد و به خواسته های نمایندگان آنها در مذاکرات توجه شود بسیار امیدوار خواهند شد و احساس جنگی بودن را در خود نخواهند داشت و اضطراب و استرس روحی آنان تا حدودی فروکش خواهد کرد، اما اگر به نتیجه مطلوب نرسد به طور طبیعی مردم علاوه بر نا امیدی و سردرگمی در ابعاد اقتصادی و سیاسی و فرهنگی باید منتظر تغییرات عقیدتی در آنان نیز بود.

اما مخالفان و موافقان این تصمیمات چه کسانی هستند؟

کسانی که موافق مذاکرات هستند می توانند دو گروه باشند، گروهی که به هر حال هیچ علاقه ای به درگیری و جنگ ندارند و دوست دارند مملکت آرامی باشد تا آنان به آنچه خود دوست دارند از لذت و منفعت برسند

دسته  دوم کسانی هستند که واقعا برای آنان سربلندی و پیش تاز بودن کشورشان برایشان مهم است و به هیچ وجه راضی به درگیرشدن ایران با کشورهای دیگر ندارند، و در عین حال دوست ندارند ایران افتخاراتی که این سالها با وجود تمام تحریم ها به هر نحوی و در هر عرصه ای بدست آورده است را با بی کفایتی مسئولان و تصمیم گیرندگان خود از دست بدهند و سربلندی ایران اسلامی برای آنان اهمیت دارد.

مخالفان نیز دو دسته هستند گروهی که منفعت خود را در جنگ و درگیری و تحریم می دانند چنانکه می گویند اگر می خواهید ثروت مند شوید بهترین موقعیت زمانی است که  کشور درگیر جنگ خواهد شد.

عده ای اما معتقدند که با ترامپ دیوانه نمی شود مذاکره کرد چرا که سابقه به زیر میز زدن دارد و به هیچ قرار دادی پایبند نخواهد بود لذا یا همه چیز را از ما می خواهد و هیچ امتیازی ندهد یا امتیازاتی می دهد که قابل توجه نخواهد بود.

به هر حال این مذاکرات به نظر برای ایران می تواند مفید باشد چون دیگر کشورها و افکار عمومی کشور ما را متهم به بی قانونی و بی منطقی نمی کنند، دوم اینکه ما راه های دیگری رفته ایم و نتیجه مورد توجه ما را نداده پس باید این راه را هم رفت تا علاوه بر خرید زمان و آرامش دادن به بازار پر  التهاب کنونی کشور، افکار عمومی نیز نا محرم نبوده و این تلاش مسئولان خود را دیده و آنگاه در کنار هم قرار گرفته و همه دست در دست هم به آبادانی و بزرگی کشور خود بیندیشند.

عده ای اما بطور کلی مخالف هستند و کلیاتی را مطرح می کنند حال اگر مذاکرات تحقق پیدا نکرد این کلیات سندی می شود برای حمله به دولتمردان و اینکه ما گفتیم نمی شود، شما قبول نکردید! دیگر نمی گویند ما راه های می شود شما را هم تجربه کردیم و نشد پس اجازه دهید راه دیگری هم امتحان کنیم

عد ه ای نیز با شک و تردید به این قضیه نگاه می کنند و جرات اظهار نظر ندارند و نمی دانند چه چیزی را بگویند که بعدا پیش بینی و تحلیلشان را به رخ آنان نکشند.


عزه لس آنجلس

به نام آنکه معلول را به علت وابسته کرد لس آنجلس و اثر پروانه ای: نه در عزای مردم لس آنجلس خوشحالیم نه از رنج مردم غزه دردمان التیام یافته است، کمک های زیادی که آمریکا برای نابودی غزه به اسرائیل بخشش کرده بود و عده ای از آن رنج، لذت می بردند اما شدت آتش سوزی های گسترده لس آنجلس آنهم به دست انسان، ناخود آگاه ما را به یاد مقاله ای که ادوارد لورنتس در سال 1972 با این عنوان ارائه داد که آیا بال پروانه ای در برزیل می تواند باعث ایجاد تند باد در تگزاس شود؟ که نتیجه آن را با آزمایشات متعدد مثبت اعلام کرد.

در این رابطه البته ابن سینا هم به خوبی سروده است که

هر هیئت و هر نقش که شود محو کنون

در مخزن روزگار گردد محزون

چون باز همین شود وضع فلک

از پرده غیبش آورد حق برون

و ناصر خسرو نیز در آن شعر معروف چنین می سراید:

عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده

حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت

گفتا که را کشتی تا کشته شوی زار ؟

تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت

....

انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس

تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت


فاطمیه

    نظر

فاطمیه

ذلک الذی یبشر اهلل عباده الذین آمنوا و عملوا الصالحات قل الاسئلکم علیه اجرا اال الموده فی

القربی و من یعترف نزد له فیها حسنا ان اهلل غفور شکور(شورا32)

ایه فوق اشاره دارد به اینکه اجر و پاداش پیامبر احترام ومودت و دوست داشتن اهل بیت پیامبر

می باشد ، چنانکه آن حضرت می فرماید:من مات علی حب آل محمد(ص)جعل اهلل قبره مزار

المالئکه الرحمه، که منظور از آل محمد واهل بیت محمد(ص)اهل کساء و ائمه بزرگوار می باشند

چنانکه از اهل سنت نقل شده استروایاتی که از خودهمسران پیامبر(ص)نقل شده، میگوید:

هنگامی که پیامبر(ص)سخن از این آیهی شریفه میگفت، ما از او سؤال کردیم که جزء آن

هستیم فرمود:شما خوبید اما مشمول این آیه نیستید.از آن جمله روایتی است که ثعلبی در

تفسیر خود از ام سلمه نقل کرده که پیامبر(ص)در خانهی خودبود که فاطمه(ع)پارچهای نزد آن

حضرت آورد، پیامبر(ص)فرمود:همسر و دو فرزندحسن و حسین را صدا کن، آنها را آورد، سپس

غذا خوردند بعد پیامبر(ص)عبایى بر آنها افکند و گفت:"اللهم هؤالء أهل بیتی و عترتى فاذهب

عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا"؛(خداوندا اینها خاندانمن هستند، پلیدى را از آنها دور کن، و از

هر آلودگى پاکشان گردان.)و در اینجا آیهی"ُإِنَّما یُرِید ُ اللَّه"نازل شد...من گفتم آیا من هم با

شما هستم اى رسول خدا، فرمود:"انک الى خیر"؛(تو بر خیر و نیکى هستى)، اما در زمرهی این

گروه نیستى.

جایگاه فاطمه چنان در مقام عرش باالست که پیامبر اکرم(ص)فرمودند هر کس بر تو(فاطمه)

صلوات بفرسد هر جا که من در بهشت باشم او با من است.

امام صادق(ع)فرمودند همه خلق بعنی تمام مالئکه و جمیع بشر از شناختن کنه فاطمه زهرا

(س)عاجز هستند، سرش این استکه(خلقها من نور عظمته)خداوند او را از نور عظمت خودش

خلق کرد.لذا در شأن نزول سوره های قدر، دخان و...و آیه لیله مبارکه نیز مقصود فاطمه زهرا

(س)می باشد.

پیامبر فرمودند فاطمه بضعه منی، فاطمه مهجه قلبی فاطمه پاره تن من است روح و خون قلب من

است.

صحیح بخاری از کتاب های معروف اهلسنت از سور ابن مخرمه نقل می کند که پیامبر اکرم

(ص)فرمود فاطمه بضعه منی فمن اغضبها اغضبنی فاطمه پاره تن من است هرکس او را

غضبناک کند مرا غضبناک کرده است و فرمودند ای فاطمه خداوند غضب می کند با غضبناک

شدن تو و راضی می شود با رضایت تو.

این رضا و غضب چگونهاست که رضای او رضای خدا خواهد بود؟ انسان به طور کلی دو نشآه دارد

یکی حیوانی و یک انسانی و الهی، انگاه که به نشأ حیوانی توجه دارد از حیوان پست تر خواهد بود

چرا که قدرت کنترل و عقلی که خداوند به انسان داده در دیگر حیوانات نیست، با این وجود وقتی

از شهوات پیروی می کند و زندگیش محدود به آنان می شود از حیوان پست تر خواهد شد، اما هر

گاه عقل خود را حاکم کرد و بر دیگر امیال و خواسته های خود مسلط شد از مالئکه باالتر می رود

چرا که عبادت و اطاعات مالئکه غریزی است و تکوینی اما انسان چون قوه شهوت داشته و با عقل

آنها رامحدود و کنترل کرده باالتر از مالئکه خواهد بود.

از آنجا که فاطمه معصوم است و عصمت او بر مبنای عصمت خاتمی است و پیامبر خاتم و چون

عصمت یونسی نیست تا بگوید«...سبحانک انی کنت من الظالمین...»او مطیع عقل است و عقل

بخدا نزدیک است، پس«ماینطق عن الهوی»، از روی هوا و هوس چیزی نمی گوید بر این اساس

رضای فاطمه رضای عقل است و رضای عقل فانی شدن در خداوند است پس رضای فاطمه رضای

خدا خواهد بود و غضبش غضب خداوند(یرضی لرضاالرب و تغضب لغضب الرب.)

بعد از فوت مادر(خدیجه کبری)حضرت زهرا(س)دور پدر می چرخید و از مادرش سوال میکرد،

پیامبر جواب نداد، جبرئیل نازل شد گفت یا رسول اهلل خداوند به فاطمه(دختر پنج ساله)سالم

رسانده و می گوید مادر تو در جوار من است، در خانه ای از طال و یاقوت احمر، فاطمه زهرا(س)

در جواب فرمود،«ان اهلل هو السالم»اشاره به آیه33سوره حشر که می فرماید منه السالم و

علیه السالم».

در چنین حالتی خدا بر او سالم می رساند و از او می خواهد حاجتش را بیان کند می فرماید تو

بخواه که به تو عطا خواهد شد( .ولسوف یعطیک ربک فترضی)آنقدر بخواه که راضی باشی،

حضرت عرضه می دارد«یا رب شیعتی»خدایا دوست دارانم و شیعیانم.

ابن قتیبه می گوید حضرت فاطمه(س)به ابوبکر و عمر گفت از پدرم شنیدید که رضای فاطمه

رضای من است و غضب فاطمه غضب من است گفتند بله، شنیدیم گفت به خدا قسم با شما سخن

نخواهم گفت تا وقتی پدرم را ببینم.بانو عایشه گفت فاطمه بر جناب ابی بکر غضب کرد«

فوجدت فاطمه علی ابی بکر، حضرت بر ابی بکر غضب کرد و پس از شش ماهی که بعد از

پیامبر(ص)حضور داشتند با ابی بکر تکلم نکردند و به علی گفت مرگ مرا به ابی بکر اعالم نکن و

مرا شبانه دفن کن.

زمخشری عالم اهل سنت در بحث مباهله در کشاف می گوید، در این قضیه(آمدن پیامبر با فاطمه

و پشت سر او علی و فرزندان)دلیلی است بر اینکه فاطمه بین پیامبر(ص)و علی(ع)بوده ، یعنی

فاطمه برزخ بین نبوت و والیت است.و همچین عالم دیگر اهل سنت(قاضی بیضاوی)می گوید

در این قضیه دلیلی است بر دو چیز1-نبوت3-فضل اصحاب کسائ.

امام صادق(ع)می فرماید من عرف فاطمه حق معرفتها فقد ادرک لیله القدر.هر کس درک کند و

بشناسد فاطمه(س)را لیله القدر(شبی که از هزار شب باالتر است)را درک کرده و شناخته است.

روایتی از اهل سنت که اشاره دارد به جایگاه حضرت زهرا(س)که می گوید یا اهل الجمع یا

معشرالخالئق نکسوا روسکم روسکم...ای اهل محشر و خالئق سرهایتان را پایین بندازید.

اول شخصی که وارد بهشت می شود فاطمه است چرا که پیامبر بر براق است و فاطمه جلودار این

براق، و یکی از برنامه های بهشت آمدن131هزار پیامبر به زیارت فاطمه(س)است.

عباس عموی امیر المومنین علی(ع)شخصیرا فرستاده تا با امام صحبت کند، گفت ما جنازه

پیامبر را تشییع نکردیم در همان منزل دفن شد اجازه بده برای تشییع فاطمه(س)مهاجرین و

انصار دعوت کنیم اینها بیایند و این جنازه را با عظمت بر داشته شود، امام فرمودند چیزی استکه

که خود فاطمه خواسته است تا مخفیانه دفن شود.

علی(ع)در حال دفن فاطمه(س)فرمود یا رسول اهلل فبعین اهلل تدفن ابنتک سرا»خداوند می

بیند که دختر تو نیمه شب دفن می شود.و امام علی(ع)می فرماید فاطمه ظلمی کشیده که

مپرس، چرا که وصیت کرده به شبانه دفن کردن«بستر امرها»

امام علی(ع)بعد از سپردن فاطمه به قبر عرض کرد یا رسول اهلل«فاحفها السوال»به اصطالح

سوال پیچش کن،«ستنبئک ابنتک بتضافر امتک علی هضمها»برای شما بیان می کنند که چه

ظلمی در حقش کردند امت تو.

وقتی علی(ع)همسرش زهرا(س)را بخاک سپرد عرض کرد یا رسول اهلل از دوری دختر برگزیده

امت شکیباییم و صبرم کم شد و طاقتم از دست رفت

وصیت فاطمه(س)

بعد از شهادت به وحدانیت و نبوت پیامبر...انا فاطمه الکون لک فی الدنیا و آخره ، انت اولی بی

من غیری...من فاطمه هستم خداوند مرا به ازدواج تو در آورد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم، تو

از همه بهمن نزدیکتری حنطنی، و غسلنی و کفنی باللیل...و سالم مرا به فرزندانم تا روز قیامت

برسان

در اینجا نکاتی قابل تذکر است اول اینکه ما فاطمه را بگونه ای معرفی کردیم که خانمی بوده

همیشه گریان و مریض و مظلوم که جز شیون و گریه کاری نداشته است!!!

در حالی که فاطمه مفسر قرآن بود ویک فقیه چنانکه در محاجه با خلیفه دوم بر این مبنا که فدک

ملک شخصی پیامبر بوده نه فیء تا شامل به ارث رسیدن حضرت نشود چرا که زمینهایی که بدون

جنگ به دست مسلمانان می افتاد مثل فدک که خود یهودیان به پیامبر بخشیدند مال شخصی

می شود نه بیت المال و لذا پیامبر آنرا به فاطمه بخشیدند و در تفسیر قرآن آنگاه که جبرئیل می

فرماید خداوند به فاطمهسالم رسانده می فرماید هو السالم اشاره به آیه اخر سوره حشر،

و گاهی در مقام یک سیاستمدار ظاهر می شود و از والیت دفاع می کند و در جمع مردان و زنان

مهاجر و انصار به ایراد سخن می پردازد.

با توجه به نوع نگاه مسلمانان به حضور زنان سه دیدگاه در میان مسلمانان وجود دارد

1-دیدگاهاول اینکه سکوالر مآبانه هست و معتقد است زنان مسلمان همانند زنان غربی باید

آزاد باشند و این نوع نگاه روشنفکران سکوالر است.

3-نگاه دوم حضور خانمها در خانه و خواندن و دعا و نماز در پستوهای خانه است این دیدگاه

سنتی به زنان است

2-نگاه سوم اما معتقد است که زنان می توانند همانند مردان در اجتماع حضور داشته و

مسائل اجتماعی مشارکت داشته باشند با رعایت مسائل شرعی و دینی این دیدگاه در واقع

دیدگاه امام خمینی و مقام معظم رهبری است.


گروسی و عملکرد سازمان ملل

    نظر

به نام آنکه آموخت تا بیاموزم

گروسی به ایران آمد،  با کوله باری از مشاهده و فرمایشات امیدوار کننده و مصاحبه های مناسب با پیشرفت مذاکرات برای ایران، نماینده ملل از همکاری و امید به آینده حرف زد و رفت، اما در سازمان ملل چه اتفاقی افتاد؟ و شورای حکام چه تصمیمی را گرفت؟! باز هم استبداد مدرن به میدان آمد و شیطان سیاست و سیاست ورزی بر عقل و درایت غلبه کرد چنانکه غالب هر روز در دنیای سیاست های بین الملل است، این سیاست شیطانی، کودک کشی را نشانه مشروعیت و حق می داند، و ایستادن در مقابل این ظلم را تروریسم و  غیر منطقی می خواند که البته سابقه این شرارت در خود اشغال است و دفاع از  اشغالگری که اشغال را مشروع و دفاع از اشغال را ناحق دانسته و تروریسم. 

رئیس جمهوری اسلامی ایران از تعامل با دنیا حرف می زند، شیطان صهیونیسم درست در موقعیتی که نادی این کلام به جایگاه خود تکیه نزده است دستش را به خونی آغشته می کند تا ثابت کند شیاطین در کمین وحدت و تعامل هستند، به سفارت ایران حمله می کند تا ایران را وادار به پاسخگویی کند، تا شاید قدرت ایران را محک بزند، یا اینکه فکر می کرد قدرتی وجود ندارد، در هر حال شیطان است و حیله هایش.

ایرانی که به تمام تعهدات خود عمل می کند را متهم به قانون شکنی می کنند و آمریکایی که قرارداد را پاره می کند، امانت دار!! شیطان تنها در وجود آدمها رسوخ نمی کند که در وجود قدرتها هم به مراتب بیشتر از درون آدمها جای خود را باز می کند.

ایران از همکاری می گوید و ابالیس با قدرت رسانه ای و سیاسی و اقتصادی و نظامی خود از تحریم و تهدید سخن می گویند. 

تنها راه برای ما به نظر این استکه همه احزاب و جناح ها به خود آیند و منیت فردی و گروهی و جناحی را کنار گذاشته دست در دست هم دهند و با فکر و چاره اندیشی کشور را از این مرحله حساس نجات داده و چنانکه ریاست محترم جمهوری دست نیاز به طرف تمام صاحبان افکار و اندیشه ها دراز کرده است، همه این عزیزان برای پیشبرد کشور و ایجاد امیدی همراه با آرامش و واقعیت نگری در جامعه ایجاد کرده و بدانند راه حلی برای برون رفت از این مخمصه ای که شیاطین جن و انس هر لحظه برای این کشور عزیز ایجاد می کنند خواهد بود و هیچ مشکلی بدون راه حل وجود نخواهد داشت ، چرا که دنیا و سنت الهی و جهانی برمبنای علت و معلول است و علتها را باید شناخت و خشکاند تا بتوانیم از این مسیر سنگلاخ عبور نماییم. 

ترحم بر پلنگ تیزداندان ستمکاری بود بر گوسفندان، ما هر چه بخواهیم که بر مبنای خواسته آنان عمل کنیم چه بسا چون ارباب تمام پلشتی هایشان شیطان، چیز دیگری را بخواهند، پس لازم است با رعایت تمام اصول و مواد برجام خود را نیز برای حرکتی دیگر که بتواند دماغ گنده دماغهای بین المللی را بخاک بکشاند آماده نماییم و این مسئله به اتحاد و همدلی و همفکری آحاد ملت نیازمند است.

در موقعیت حاضر ما نسبت به سالهای پیش از چند جهت پیشرفت داشته ایم و باید قدر آنها را بدانیم، نکته اول به رخ کشیدن قدرت موشکیمان، جوابهای تاثیر گذار به غاصبین و شیاطین ، شعار انتخاباتی و بین المللی ریاست محترم جمهوری، قدرت دیپلماتیک با کشورهای همسایه، و البته نکته ضعف ما هم نارضایتی های مردم از وضعیت اقتصادی و معیشتی لذا باید با تمام جوانب به فکر این باشیم چه کار باید بکنیم