دوست داشتن شده سرگرمی


همه من هستن نه من و تو....

شک هایت را باور نکن و به باور هایت شک نکن !!!

هر چه " عریان تر " بی " ارزش تر ... . . . . . . حتی فکر " عریان " ... !!! تن " عریان " و قلب " عریان " ...
 
!!!

سيگار زیر لب....


دودی غلیظ..


ریه ام بی تقصیر است


...دارد تاوان

ندانم کاری طبقه پایینیش اش را پس میدهد...


سيگار ميکشم تا دود کنم خیال بودنش را...


تا سیاه کم دوران زجرم را....

زندگی بی رحم است....


زندگی لحظه به لحظه شده است...


زندگی شوق ندارد دیگر...

زندگی کام ...


زندگی کام به کام سيگار...
__________________

قند لبانت........  نمک گیرم کرد!  و هنوز به حرمت لبانت..  هیچ چیز نمی تواند کامم را

شیرین کند.....!!!

من عاشق هوس های عاشقانه ام .

دستهایت را به من بده,


به جهنم که مرا به جهنم میبرند

به خاطر عشق بازی با تو ...!

من همینم که هستم

شاخ نیستم چون گاو نیستم

خاصه اونجوری نیستم چون عقده ندارم

فقط یه آدمم چیزی که

بعضیا نیستن…..

در صحرای داغ تنت پا که می گذارم..

دهانم خشک می شود،

و بدنم شروع به سوختن می کند..

از گردنت چه طولانیست راه رسیدن به چشمه ی ذلال لبانت،

و چه گوارا و شیرین مکیدن از آن ....!!

هر روز گند تر از دیروز...


وای از نـیمـه شبـی

کـه بیـدار شـوم

تـو را بـخواهـمــ ...

و خـودم را در آغـوش دیـگری بیـابـــم...!

خدا نصیب هیچکی نکنه...

بيا با هم باشيم ، نه يك سال ، بلكه يك عمـــــر !

بگذار
.
.
.
.
.

آوازه ي با هم بودنمان چنان در شهر بپيچـــد كه روه سياه شوند,

انانكه بر سر جدايي مان شرط بسته اند !

بد تـــــرین نــــوع خیـــانت.....
.
.
.
.
.
.
.

ابــــــــراز عشــــــــق دروغیه!!!!!

شاید نتونم " اولین " عشقت باشم ،


ولی کاش .. 


بتونم " آخرین " عشقت باشم !!

گفت میگیرمت !!!

گرفت !

اما نه مرا !
.

.
.
.
.
.

احساسم را به بازی !

هنوز هم به باکرگی اش میبالد...!!!

در حالیکه، به اندازه‌ی تمام فاحشه ها او را مالیده اند...

کاش می فهمیدی !
.
وقتی می گویم : تنــــــــــهایم ،

یعنی فقط

.
.
.
" تــــــو " را کم دارم !!!

می دانی...

دِلم یِک جرعه شراب میخواهد

وهم آغوشی با تو که مستم کند.

خماره تنت هستم

به زمين و زمان ميكوبم تا

كمي از آغوشت به تنم برسد.....!!!!!

یه وقتایی که دلت گرفته ؛


بغض داری ،آروم نیستی !


دلت براش تنگ شده ....حوصله ی هیچكسو نداری !به یاد لحظه ای بیفت که :اون همه ی بی قـراری های تو رو دید؛


اما....چشمـاشو بست و رفت ... !!!

کادوی ولنتاین امسال من

به جای یک قلب قرمز ...

.
پاکت مارلبرو قرمزیست
.
.
که از مغازه سر کوچه..... .
.
برای خودم میخرم...

تنت را به تنم میسایی...

دردهایم که هیچ!

نفسهایم طوفانی به پا میکند که..

ستون های این بغض لعنتی را در هم میشکند،

حوا باش،

حوا باش تا آدمی شوم پر از خواسته های شیطانی،

فرشتگی نکن،

توبه ای در کار نیست ...

زمین و زمانم کعبه ی اندام توست …!