إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ

اینبار غرشی نه از دل ابرهای اسمان بلکه از قلب این زمین داغ و دل شکسته سربراورد و دلهای انبوهی را داغدار کرد،کوله باری از غم و اندوه،اشک و اه ارمغان نوروزی طبیعت به ما مردم کاکی و شنبه بود. اشک و اهی از جنس شکر.جز این هم از این مردم نمیشد انتظار داشت.چه بسیار کودکانی که تا دیروز دعای سلامتی بر سفره عید بر زبانشان جاری شد و امروز بر خاک مزارشان ذکر تلقین خوانده میشود..دیروز وقتی که تو از مدرسه می امدی لبهای مادر خندان بود و میگفت خوش امدی.امروز هم با رفتنت باز هم مادرت میگوید خوش امدی اما اینبار نه از جنس شادی بلکه از جنس غم.......قلم تاب نوشتن این همه غم را ندارد که اگر داشت اینگونه کلمات سردرگم نمیشدند...

سوال؟

من دختر 16 ساله هستم که به معلم ریاضی مان علاقه ی زیادی دارم تا جایی که شب و روز به فکر او هستم می خواستم بدانم که آیا این امر گناه داره؟

پاسخ: 

با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز(پاسخگویی)
دوست داشتن نامحرم چنانچه منجر به کار حرام مانند نگاه يا سخن و فکر غير شرعي و ديگر محرّمات نشود، ‌اشکالي ندارد.
دوست داشتن يک امر قلبي است وگاهي خارج از اختيار انسان است، صرف دوست داشتن کسي از نظر شرع حرام نيست و گناه حساب نمي شود، مگر آن که دوست داشتن کسي انسان را به حرام بکشاند، مثل نگاه کردن به دوست نامحرم از روي لذت و شهوت و يا صحبت کردن از روي لذت و برقراري ارتباط هاي غير متعارف و اظهار دوستي و امثال اين گونه مواردي که انسان را به سوي گناه مي کشاند.(منظور از لذت همان شهوت نیست بلکه دو مقوله جدا از هم هستند.لذت همان حس درونی تحریک برانگیز است که باعث اشتیاق فرد به ادامه ارتباط و مداومت میشود و به طرف مقابل به حس همسر اینده خود نگاه میکند که ممکن است منجر به ایجاد افکار گوناگون و غیرحلال در خلوت او شود).
اگر انسان زمينه ازدواج دارد و با قصد ازدواج کسي را دوست داشته باشد، بايد براي فراهم ساختن زمينه ازدواج اقدام کند و از راه هاي متعارف اقدام به خواستگاري نمايد.
اما اگر زمينه ازدواج ندارد و قصد ازدواج با کسي را که دوستش دارد ، نداشته باشد. بايد از عشق و محبتي که سرانجام مطلوبي ندارد و چه بسا انسان را از خدا غافل کرده و گرفتاري ذهني و فکري و روحي ايجاد مي‌کند، پرهيز نمود.
ادامه دوست داشتن و دلبستگي به نامحرم کم کم به وابستگي افراطي منجر خواهد شد . وابستگي افراطي چيزي جز فرسودگي رواني و تخريب روزافزون استقلال روحي- رواني در پي نخواهد داشت. در نهايت افسردگي روحي و از بين رفتن عزت نفس و تخريب شخصيت انساني. تحريک غريزه جنسي، تخيل گرايي افراطي، گرفتار شدن به دام شيطان و ارتکاب گناهان به صورت تدريجي و از بين رفتن زشتي گناه ، اضطراب، تشويش و... معلول ادامه دوستي با نامحرم است. اين نوع دوستي ها و دوست داشتن از روي احساسات مقطعي و زود گذر مي باشد.
براي مبارزه با دوستي و دوست داشتن نامحرم به پيامد هاي منفي آن فکر کند و اراده و عزت نفس را در خود تقويت کند.
دوست گرامي ! براي اينکه به پاسخ مناسب خودتان دست پيدا کنيد به توضيحات زير دقت فرماييد:
بهتر بود پيش از اينکه وارد سرمايه گذاري رواني و عاطفي يک طرفه نسبت به ايشان بشويد، با خود کنترلي و خويشتن داري با خودتان به پرسش هاي زير جواب مي داديد:
1- چرا من او را دوست دارم ؟ چه کمالات و ويژگي هايي در او وجود دارد که نظرم را به خود جلب کرده است ؟
2- اگر منشأ علاقه شما اين است که دوست داري با او ازدواج کني، تحقيق کن که ايشان مجردند يا متأهل ؟ اگر مجرد باشد، اين سؤال مطرح مي شود که :
ا- آيا احساس ايشان مانند احساس شما است؟ آيا او نيز علاقه دارد با شما ازدواج کند يا ايشان ازشما انتظار ايفاي نقش خواهر بودن را دارد؟
ب- ازدواجي موفق است که در آن مسئله مهم تناسب ، شأنيت و هم کفو بودن رعايت شود . آيا فکر مي کنيد در صورت محقق شدن ازدواج ، ازدواج موفقي خواهيد داشت و او همسر مناسبي براي شما خواهد بود يا او در مقام استاد مي ماند و شما شاگرد ، او مولا و شما کلفت ، او بالا و شما پايين ؟
3- اگر متأهل باشد : آيا مي توانيد در کنار همسر ديگرش زندگي خوش و موفقي داشته باشي ؟
3- آيا فرهنگ خانوادگي ايشان با خانواده شما مطابقت مي کند؟
4- آيا خانواده شما به اين ازدواج راضي هستند ؟
5- اصلا از تاريخچه زندگي گذشته ايشان، نظر مسئولان بالاتر ايشان نسبت به رفتارهاي ايشان، دوستان انتخاب شده توسط ايشان ، وضعيت روابط اعضاي خانواده ايشان و... هيچ اطلاعي داريد ؟
بدون اينکه براي سوالات پاسخ مناسبي پيدا کنيد ،شروع به سرمايه گذاري يک طرفه کرده ايد . يک نوع وابستگي پشيمان کننده اي را براي خودتان ايجاد کرده ايد. در اين وابستگي خيلي از تفاوت هاي فردي و فرهنگي و احساسي را ناديده گرفتي. آن را توجيه و بي اهميت تلقي مي کنيد، در حالي که بعد از گذشت مدتي از زندگي مشترک و کاهش احساسات و فعال شدن عقل و منطق ، تمام آنچه را که در گذشته توجيه مي کرديد ،به صورت پررنگ تري به زندگي شما لطمه وارد مي کند .
به دليل وابستگي بلکه دلبستگي اي که نسبت به ايشان داريد ، ممکن است صحبت هاي منطقي و کار شناسانه ما را ناديده بگيريد .باز حرف خودتان را تکرار کنيد .
سعي کنيد کمبودهاي عاطفي که باعث ارتباط و احساس شده، شناسايي کنيد و از راه مناسب خودش جبران کنيد .
وابستگي رواني به چيزي يا کسي باعث کاهش عملکرد در فرد مي‌گردد . به نوعي فرد را از زندگي روزانه ‌و عادي خود خارج مي‌سازد .فرد وابسته رواني مثل فرد معتاد، دلش به موضوع وابستگي (مثل مواد مخدر يا محبت معشوق) خوش است ، در حالي که اين وابستگي عقلاً و منطقاً امري به شدت نکوهيده‌اي است.
آن چه که در زندگي هر فرد مؤمن در درجه اول اولويت قرار مي‌گيرد، استقلال رواني ـ عاطفي است . وابستگي به هر کسي چيزي جز فرسودگي رواني، اشتغالات ذهني بي‌مورد، کاهش عملکرد، افول معنوي، افت تحصيلي و شغلي، فرصت‌سوزي‌هاي مکرر و... ندارد.
دختران يا پسراني که به عشق افراطي مي گرايند ( و به کاهش شديد عملکرد دچار مي شوند)به نوعي از چند اختلال عمده روان‌شناسي يعني اضطراب، وسواس و افسردگي بي‌بهره نيستند، به عنوان مثال با نگاهي به درون خود متوجه خواهيد شد که از اضطراب نسبتاً بالايي رنج مي‌بريد . در مکانيزم عشق، اضطراب بالا نقش به‌سزايي دارد و در درمان آن نيز کاهش اضطراب نقش کليدي دارد.
از سوي ديگر عشق به نوعي به نابودي عزت نفس فرد بازگشت مي‌کند. کسي که عزيز است ،هيچ‌گاه خود را در مقابل فردي از همجنس خود حقير و کوچک نمي‌کند. اين استاد مثل ميليون‌ها مرد ديگر داراي نقاط ضعف و قوت عمده‌اي است . به هيچ وجه صلاحيت بت ، قبله يا خدا شدن براي شما ندارد. خضوع و خشوع فقط در مقابل عزيز مطلق يعني خداوند زيبنده است . هر نوع کوچک کردن بنده نزد بنده ديگر مطرود است. فردي که ارزشمندي‌اش دروني است، نه بيروني، هيچ گاه به مقوله عشق گرفتار نمي‌آيد. اگر من از درون خود را ارزشمند بدانم ،چه نيازي دارم فرد بيروني به ارزش‌گذاري من اقدام نمايد؟ تحقير و تضعيف عاشق در برابر معشوق از نظر اسلام و روان‌شناسي محکوم است . با مقوله مهم عزت نفس و اعتماد به نفس منافات دارد.

نامه سرگشاده به دینداران فضای مجازی

نامه سرگشاده به همه وبلاگ‌نويسان ديندار

مساله مورد نقد در این خطاب چت های غیرضروری به اسم دین و مذهب هست که با نام مباحث اعتقادی شروع میشه و به دل مشغولی ها تبدیل میشه به اسم دین و نه اصل چت کردن حلال و شرعی


.روي سخن من با وبلاگ نويسان مذهبي است، آنها كه دين ندارند يا ادعاي دينداري ندارند حكمشان جداست، خوب سخن را از اينجا آغاز مي‌كنم:

يادش بخير زماني بود كه نوجوانان ما براي پا گذاشتن به عرصه جبهه و جنگ در شناسنامه‌هاي خود دست مي‌بردند تا سنشان را بيشتر نشان دهند، زماني بود كه تنها دغدغه جوانان ما اين بود كه مبادا جنگ تمام شود و آنها شهيد نشوند، زماني بود كه محاسن داشتن و ساده پوشيدن و ساده زيستن ارزش بود، زماني بود كه از خود گذشتن و براي ديگران مايه گذاشتن باعث آرامش انسان بود، زماني بود كه با نامحرمان انس گرفتن و گپ زدن باعث خجالت و سرافكندگي بود، زماني بود كه ديانت و تقوا و شب زنده‌داري و امثال آن سخت طرفدار داشت، زماني بود كه...

اما با گذشت كمتر از دو دهه اكنون زماني است كه نوجوانان ما در شناسنامه خود دست مي برند تا خود را از اقليتهاي مذهبي نشان دهند، الآن زماني است كه بزرگترين دغدغه جوانان ما اين است كه هنگام چت با نامحرم ديسكانكت شوند، اكنون زماني است كه محاسن داشتن و همشكل پيامبر و مولا بودن، ساده پوشيدن و ساده زيستن مايه سرافكندگي شده است، اكنون زماني است كه زرنگي كردن و حق ديگران را خوردن و آنها را بر خاك سياه نشاندن باعث آرامش شده است، اكنون زماني است كه انس با نامحرمان و چت‌هاي شبانه نه تنها باعث سرافكندگي نيست بلكه نشانه رشد و پيشرفت و تمدن است، اكنون زماني است كه با بي‌سوادي تمام فقط چند حرف قشنگ عليه دين زدن باعث شهرت و مايه افتخارات ملي است..

واي بحال نسلي كه از آن ارزشها به اين لغرشها رسيده باشد، واي بحال جماعتي كه همشكل شدن با كفار را نشانه شخصيت بداند، واي بحال نسلي كه به اسم خدا و مذهب و امام حسين و امام زمان با نامحرمان به گفتگو بنشيند و دانسته و ندانسته نفس شيطاني خود را ارضاء كند، واي بحال جماعتي كه به اسم قلم علَم شيطان را استوار كرده و به اسم دانش، سازش با نفس اماره را رواج ميدهند، واي بحال كسي كه به اسم جبهه و جنگ و شهداء بساط انس و ارتباط با نامحرم راه انداخته است...

بارها گفته‌ام باز هم ميگويم: اين ارتباط آزاد پسران و دختران مذهبي به اسم مذهب بدعتي سخت بد عاقبت است، و اللـه من و تو مسؤوليم، و اللـه ما مقصريم، خيلي از دوستان كه مرا رها كرده‌اند و رفته‌اند گله‌اي هم نيست اما شما كه دور و برت شلوغ است، شما كه پرطرفدار و پرخواننده هستي اگر سكوت كني مقصري، اگر باز هم به تعارف و مسامحه بگذراني بايد جواب امام زمانت را بدهي، تا كجا و تا به كي بايد توجيح كرد؟! مگر ما مسلمان نيستيم؟! كجاي دين ما با اين ارتباطات سازگار است؟! كدام مرجع تقليدي اين چت‌هاي غيرشرعي را اجازه داده است؟!

اين آشناي غريب حاضر است با هر كسي كه ميخواهد در اين مورد به بحث بنشيند، هر كه فكر ميكند من اشتباه ميكنم بسم اللـه...

آخر برادر من به چه مجوزي نسبت به يك نامحرم اين‌طور خطاب ميكني و پيام ميگذاري؟! آخر خواهر من به نظر كدام مرجعي اينطور به نامحرم راه ميدهي و مرتبط ميشوي؟! چشممان را باز كنيم، آخر واقعيت را كه نميشود انكار كرد، فقط خدا مي‌داند اين رابطه‌ها چه صدماتي به نسل ما زده، حجب و حياء از ميان رفته، كانون بسياري از خانواده‌ها از هم پاشيده، لذت عبادت و شوق بندگي از ما رخت بربسته، عزيز من چرا براي نمازت اينطور وقت نمي‌گذاري؟! چرا هفته به هفته مي‌آيد و مي‌رود لاي قرآن را هم باز نمي‌كني؟! چرا نماز صبحت پشت سر هم قضاء مي‌شود؟! تا خرخره در لجنزار اينترنت غرق شده‌ايم و باز توجيه ميكنيم.

منكر بعضي فوائد اينترنت نيستم اما آخر انصاف دهيد سودش بيشتر است يا ضررش؟! آنقدر ضررش زياد است كه سود جزئي آن به حساب نمي آيد، مثل اينكه ما از حمله آمريكا به عراق تعريف و تمجيد كنيم براي اينكه در كنار اين تهاجم به داد چند نفري هم رسيده‌اند!!!

بهم دروغ نگوئيم، صادق باشيم، كداميك از ما در اين معركه پر ضرر متضرر نشده‌ايم؟! كداميك از ما به بيراهه نرفته‌ايم؟! كداميك از ما چشم خود را آلوده نكرده‌ايم؟!

آقا جان چت و گفتگوي دو نامحرم اشكال دارد، دين ما اين طور ميگويد، مراجع ما اين طور ميگويند، آخر ما حرف چه كسي را قبول داريم؟! كدام عقلي امضاء ميكند كه به صرف نشناختن و نديدن ارتباط حلال است؟!

[blue]زياد مي‌گويند كه اين ارتباطات بدون در نظر گرفتن جنسيت است، اين ادعائي است بدون دليل و تخيلي است بدون واقعيت، اگر اينطور است كه مي‌گويند پس بقول يك دوست اينهمه اصرار و توجيه براي چيست؟! اگر جنسيت مطرح نيست خوب اين همه درد دل و گپ‌هاي آن‌چناني را با يكي مثل خود انجام دهند، تنها كسي مي‌تواند جنسيت را ملاحظه نكند كه يا از نفس گذشته باشد يا دل و جانش در جذبه عشق حضرت حق مجذوب باشد، ما كداميك از اينها هستيم[/blue]

خلاصه كلام اينكه: يا مرد باشيم و حداقل به اسم خدا و دين و امام حسين و امام زمان گناه نكنيم، يا مردتر از مرد باشيم و اشتباه خود را قبول كنيم و با تمام قوا در صدد جبران برآييم، و اللـه اگر چنين نكنيم مديون امام حسين هستيم، و اللـه اگر توجيه كنيم منفور امام زمان هستيم...

هر كس اين مطالب را ميخواند اگر قبول ندارد دليل بياورد و اگر قبول دارد انتشار دهد.

و ما توفيقي إلّا باللـه، علي اللـه توكّلت و إليه اُنيب...


فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد

شرمنده رهروي كه عمل بر مجاز كرد...

امان از چت روم ها و اسیب های اون

اندر حکایت چت روم ها و کاربران مظلوم و معصوم آن

سلام خواهر و برادر دینی من..سلام نوجوان اینده ساز این سرزمین..خانم و اقای بزرگوار..این یه سخن بی پیرایه و رک برای شماست.اونایی که این صحبت ها طعمه هاشون رو از دستشون میگیره ممکنه از این حرفا ناراحت بشن..اما اشکال نداره.خدا کنه که ناراحت بشن.اینجا رو بهش میگن یه چت روم نسبتا سالم(....)..نسبت به بقیه جاها سالم تر هست اما زمینه گناه هم درش فراهمه..هرکسی اینجا نمیتونه دووم بیاره مگر اینکه اول با عقلش جلو بیاد..اول دو دوتا چهارتا کنه بعد بیاد..اگه بخوای هم اینجا بچرخی برای وقت تلف کردن..اگه بخوای اینجا بری تو چت روم ها و هی به اینو اون بگی سلام خوبی چطوری چه خبر؟دارین راه و اشتباه میرین..اگر برای اومدن به اینجا هدفی جز سرگرمی ندارین بدونین سرگرمیتون رو بد انتخاب کردین و سرگرمی های بهتری هم وجود داره..من اگر اینجام و امثال من که اینجا زیاد هم نیستیم بین این همه گرگ بدونین برای چت کردن نیومدیم..من اینجام تا تلنگر بزنم.البته همینجا هم خیلیا ما رو تحمل نمیکنن و میگن بزارین خوش باشن حتی مسولیین اینجا هم میگن .کاربر بیشتر زندگی بهتر دیگه کار ندارن چه بلایی سر این کاربر میاد..من اینجام چون برای خودم هدف دارم..من اینجام تا بین این همه حرفای ناجور یه حرف نسبتا جور هم زده بشه که خیلیا یادشون نره دینی هم دارند..شرعی هم دارند...محرم و نامحرمی هم هست..یادشون نره که اینجا جای این نیست که به هم بگن عزیزم..جونم..عمرم و دوست دارم حواله هم کنن..اینجا جای این نیست که شکلک های قلب و ببخشید بوس و از اینچیزای مسخره حواله هم کنن..اینجا جای اینچیزا نیست..چت روم رو اروپایی ها درست کردن چون برای اونها حیا مهم نیست...مخلوط شدن دخترو پسر مهم نیست..دوستی های بینشون مهم نیست..اینکه خونواده داشته باشن یا نه مهم نیست...اونا براشون مهم نیست رابطه هاشون قاعده مند باشن..براشون مهم نیست پدرشون کی باشه..مهم نیست تو دامن مادر بزرگ بشن یا تو پرورشگاه.واسه همینه که الان دارن نابود میشن..برای اونا خوبه..اما برای ما خوب نیست...اگر من اینجام بدلیل اضطراری هست که درش گیر افتادم اونم به دلیل بی عرضگی مسوولینمون . کج فهمی هاشون..والا همین حضورم رو تو جاهایی که وب و صوتی دارن اصلا مناسب هم نمیبینم چون اونجا دیگه اسفل السافلین هست...اونجا دیگه میدون مین هست..که ادم بخواد بره اون وسط گل بچینه اون گل هم منظورم همون یه دونه اتاق مذهبی وسط یه مسنجره پر از گناهه که همونم گل درست و حسابی نیست و پژمرده هست..خدا به من عقل داده..که اونجا نرم..اینهمه دشت پر از گل چرا اونجاها نرم حتما برم تو چت روم...اینجا هم مین داره اگر چه معتقدم کمتر ولی داره..اینجا زمینه اسیب دیدن من کمتره اما این به این معنا نیست که من اسیب نمیبینم..نه من اسیب میبینم و باید کاملا مراقب خودم باشم که پام نره روی یه مین...هر جا توی این سایت زمینه گناه و مختلط شدن فراهمه همونجا میدون مین هست..چت رومش یه میدون مین درست و حسابیه..که عقلم بهم میگه نرو...چت خصوصی با کسی که نمیشناسم و معلوم نیست اینجا چه غلطی میکنه خودش یه مین هست که اگه بهش بخورم منفجرم میکنه..تو صفحات دینی و مذهبی اینجا هم باز ادمایی که مثل مین عمل میکنن هستند..اصلا نمیشه روی ظاهر قضاوت کرد فقط در عمل باید دید...اگه اقا پسری اومد بهتون گفت اسمتون چیه همون لحظه چشماتون رو باز کنین که با من کار داره چون اسم شما به هیچ درد ایشون نمیخوره...اگه در جواب سوالتون گفت جونم بدونین ادم درست و حسابی نیست...اگه هی شکلک داد بدونین ادم درست و حسابی نیست..اگه نه فقط اهل بحث بود بدون اینکه بخواد یک ذره احساس بریزه . هی نخواست کش بده که چه خبر و از خودتون بگین و فلان بدونین این مناسب هست به لحاظ شخصیتی و نه علمی..علمی باید دید چقد حالیشه بنده خدا..اگر کسی ازتون خواست که از خودتون بگین شروع نکنین به سخنرانی...شروع نکنین به اینکه من فلانم و بهمانم و ...که از اونور پسره بگه به به یه خانم خوب و شروع کنه به ادامه ارتباط و بعد بگه خب میخوایم بیایم خواستگاری یا بگه خب نمیشه همدیگه رو بیشتر بشناسیم و یا هم رو ببینیم؟اصلا خودتون رو معرفی نکنین..طعمه نکنین خودتون رو..اینجا جای ازدواج و عشق و از این حرفا نیست..شرایطش فراهم نیست.اینجا معلوم نیست ادما پشت چه نقابین..در ازدواج تحقیق لازمه اینجا راجع به فرد از چه کسانی میشه تحقیق کرد؟..خدا میدونه...یه وقت نگن باید هم رو ببینیم و بیاین بیرون..که اینا چهارچوب داره..معلوم نیست چی در کمینه ادم هست اون بیرون در قرار اول.اینجا بیشتر ادمهاش اهل دروغ هستن بخصوص مردها..یه فضایی بوجود اومده اونام بدشون میاد جلو بقیه کم بیارن..میگن بله این ویژگی رو منم دارم..از خوبی خانم ها و سادگیشون زیاد سو استفاده میشه..اگه فهمیدن خانم ساده ای هست و یا احیانا دیدن خوبه دو نوع واکنش نشون میدن:اگر طرف خودشم ساده باشه میاد در جواب شما میگه بله اونایی که شما میخواین در من هم هست..شاید اصلا هم نباشه ولی به خودش میگه اگه بگم ندارم این ویژگی رو از دستش میدم..خب الان میگم دارم بعد که به خانمه رسیدم تلاش میکنم به اون چیزی که ندارم برسم.بنابراین متوسل به دروغ میشن..اساسا همچین ادمی به درد زندگی نمیخوره..ادمی که برای مهمترین قسمت زندگیش اینطوری تصمییم میگیره و اصلا اهل تحقیق و اینا نیست و با چند روز چت عاشق میشه اون استحکام فکری و قدرت تحقق بخشیدن به یه زندگی بر مبنای فکر رو نداره..چون این دقیقا هوسه و الا ادم عاقل اول میره تحقیق و میسنجه و بعد عاشق میشه تا دختر مردم رو بدبخت نکنه.گروه دوم که از گروه اول زیاد ترن اونایی هستند که اصلا نه اهل ازدواجند و نه اهل سادگی بلکه اهل دوست ...هستند ولی میترسند همون اول بگن من دوست فلان میخوام چون اینطور سریعا طرد میشن از طرف دخترها..بنابراین ابتدا کم کم با جملات صمیمی و جانم گفتن و کم کم عزیزم گفتن و برای یه مدت چت رو ادامه دادن تا اینکه اعتماد طرف رو جلب کنن و همچنین با همون کلمات احساسی صمیمیت خودشون رو به دل دخترخانم انتقال بدن..بنابراین اول اعتمادسازی میکنن..بعد کم کم میگن دوست دارم و فلان و که دختر بدبخت هم باور میکنه عموما و ممکنه خواب هم تو چشماش نره چند روز از خوشی..وقتی که دیدن خانمه هم ابراز علاقه میکنه و این ارتباط دوست داشتن رو از اینجا برقرار کرده حالا نوبت یه حرفای دیگست..عاشقتم و دلم میخواد چشماتو ببینم و زل بزنم به چشمات و اشکات و ببینم و از این حرفای صد من یه غاز..اینا رو برای این میگن که پشتش میخوان این صحبت رو باز کنند که نمیشه هم رو ببینیم اخه دلمون برا هم خیلی تنگ شده..ما مواردی داشتیم که خانم از بهبهان پا شده اومده اصفهان..خانمه هم خیلی با ایمان ولی پسره نه البته خودش رو اهل ایمان جا میزده ولی اونم به خاطر همون دختره..که بعدش به دختره گفته من یه خانمه خیلی زیبا میخوام و تو از پشت وب خیلی چهرت واضح نبوده و الان که دیدمت پشیمون شدم و حالا پاشو برو خونتون اونم بعد از یکسال ارتباط اینترنتی..جالبه بدونید این دونفر یکسال با هم هر روز صبح سوره یاسین رو هم میخوندن..از طریق چت صوتی...بنابراین وقت دیدن میرسه که معمولا هم توجیه میکنن که خونواده ها رو بیخیال اصلش خودمونیم و باید اول خودمون هم رو بپسندیم..اینجا یه نکته ای معمولا وجود داره که کسی بهش توجه نمیکنه..این حرف یعنی اینکه خانمی که داری میای بیرون که هم رو ببینیم من شاید تو رو نپسندما..یعنی این مدتی که با هم بودیم همش بیخیال..همه حرفایی که زدیم و میخواستی نزنی.میگفتم عاشقتم و دوست دارم..پس هنوز دوست ندارم چون مونده تا به پسندیدن برسه..خب باید همونجا بهش گفت اگه هنوز مونده که انتخاب کنی شما بیجا کردی گفتی دوست دارم!!گفتی که من رو خام کنی؟جواب رو اون نگه من به شما میگم که بله هست.ولی عمدتا توجهی نمیکنن.وقتی که میخوان همو بببینن که البته ممکنه قبلش تصویر هم رو هم برای هم ارسال کرده باشن..یه تصویر روتوش شده خوب..تازه اگه عکس رو بفرستین ایا حق نمیدین به طرفتون که فکر کنه این دختر که واسه من عکسش رو فرستاد تا حالا واسه چند اقای دیگه عکسش رو فرستاده؟؟؟!!این حس بدگمانی و سوظن به همدیگه از همین جا استارتش زده میشه..وقتی که هم رو میبینن معمولا خانم ها راضین چون قانع هستن..البته معلوم نیست صاحب همون عکس رو ببینن یانه؟؟چون بعضی پسرا هم اینقد پلیدند که یه عکس دیگه رو نشون میدن به همون دلیل اول که گفتم..میگن اگه عکس زشتم رو نشون بدم خانمه جا میزنه..پس بزار اول وابستش کنم بعد کم کم اون که منو دید وابستست و کوتاه میاد.حالا اون اقا که از اول هم نیتش ازدواج نبوده وقتی شما رو دید چیکار میکنه؟؟میگه نمیخوام؟؟نه..اتفاقا میگه میخوام..چون نیتش ادامه ارتباط و دوستی و سواستفادست..باز شما میگین خب بیاین خواستگاری دیگه..میگه یه کم صبر کن من شرایطش رو الان ندارن..پدرم گیره کار فلانه..بزار بیشتر هم رو بشناسیم..داره داد میزنه که دارم سرکارت میزارم ولی خانم بنده خدا وابسته شده..بعد تلفن زدنها و اس ام زدن ها که شاید از قبل شروع شده باشه و وابستگی رو بیشتر میکنه..دیگه کار به جایی میرسه که هوس جایگزین عشق میشه و خانم هم دیگه این ارتباط رو کم کم قبول میکنه و نمیتونه جدا بشه..یه روز میرسه که میدونه که دیگه ختم به ازدواج نمیشه ولی باز ترک نمیکنه این ارتباط رو و ادامه میده..چون وابسته شده و شیطان هم مدام تحریک میکنه که برو و خوش باش..برو تو بهش میرسی..خب از همون روز اول اگر خانم فکر میکرد ایا به اینجا میرسید؟از همون اول نباید از خودش میپرسید این اقا اگه شرایط ازدواج رو داره چرا محیط بیرون که همه چیشم مهیاست..تحقیقات مهیاست..اشنا شدن و شناختن مهیاست..اینکه بتونه خانم رو از همون اول ببینه مهیاست.برانداز کردن خونواده طرفش مهیاست...چون همه اینها مهمه برای ازدواج...چرا اینا رو ول کرده اومده اینجا برای ازدواج؟؟واقعا اگه شرایط ازدواج رو داشته باشه و عاقل و سالم هم باشه انتخاب مهمترین مساله زندگیش رو میاد اینجا انجام میده که معلوم نیست اینجا این ادما چی اند و کی اند؟. به این ادمی که میاد اینجا انتخاب کنه دو حالت بیشتر نداره..یا شرایطش رو داره ولی عقل درست و حسابی نداره...و یا اهل سواستفادست و اهل ازدواج نیست.اصلا اگه این اقا اهل کار و زندگی بود که صبح تا شب تو چت روم ها نبود..بود؟تو این چت روم با این خانم..بعدش تو اون چت روم با اون خانم..شما که عالم به غیب نیستین که بدونین در غیاب شما اون کجاست و چیکار میکنه..بلکه همینطوری تلقین میکنین که ادم خوبیه...حالا دلیلش چیه خودتونم نمیدونین..به قول امروزیا احساسم بهم میگه!!اگر اهل ازدواج بود همون روز اول نمیگفت خونوادتون رو بپیچونین..چرا؟مگه خونواده ها تو ازدواج مهم نیستن؟خونواده ادم که 20  سال یه خانم رو بزرگ کرده مهم نیست..بعد یه اقایی که معلوم نیست کی و چیکارست و از کجا یکهو پیداش شده به شما میگه حالا فعلا خونواده رو بزاریم کنار!!!چرا این رو میگه؟یعنی این اقای ناشناخته بهتر از پدرو مادری که با اشک فرزندشون اشک میرزن و با شادیش احساس غرور میکنن خوبی این خانم رو تشخیص میده؟چطور در یک ماه چت کردن یه پسر میشه بهتر از پدر و مادر!!!تعجب اور نیست؟اول که عاقلانه نیست و دوم اگه همچین اتفاقی افتاد شک نکنین که پای هوستون در میونه که دارین همه این چیزا رو قربانی میکنین..والا یه عمر زندگی مگه شوخیه؟یه شلوار و بلوز میخوای انتخاب کنی از صاحب مغازه اجازی میگیری..براندازش میکنی..ببینی اندازت هست نیست؟جنسش خوبه یا بده..یه شلوار؟؟؟حالا برای انتخاب همسر که جیگرگوشه خونوادش هست،اجازه از پدرو مادر مهم نیست؟حداقل انتخاب همسر به اندازه انتخاب یه شلوار که ارزش داره..نداره؟؟پس به همچین ادمی که بی اجازه در پی مال و ناموس مردم باشه نمیشه لقبی داد جز دزد.مگه اینکه اون خانم قایل به این نباشه که پدر و مادری هم داره و مهم هستند در این اتفاق که فک نمیکنم هیچ دختری پیدا بشه با همچین عقیده ای....بنابراین حسابی بترسین از اینکه خودتون رو فریاد بزنین.اینجا تا دلتون بخواد ادم منحرف شده و قرار گذاشته..در هر صورت مقدماتش رو فراهم نکنین و وارد چت رومها و چت کردنها غیر ضروری نشین..سلام چه خبر..چطوریوواز خودت برام بگوو..میخوای یه خاطره بگم...ما فلان جا رفتیم و فلان شد..حالا شما تعریف کن..از این نوع چت کردن ها به شدت پرهیز کنین.تا امروز برای کسی اینهمه ننوشتم..همین الان هم براتون میگم به اولین نفری که باید شک کنین من هستم...به من هم اعتماد نکنین.به حرفی که دارم میززنم نگاه کنین کاری نداشته باشین من کیم.به خودم اعتماد نکنین.به حرفام نگاه کنین و با عقلتون بسننجین و عمل کنین.منم یه بنده گناهکارم مثل خیلیای دیگه..پس در اینجا اعتماد کردن به همدیگه مطلقا ممنوع...اینجا زیادن کسانی که با شما اختلاف عقیده دارن البته عقایدشون سسته ولی شبهه بوجود میاره...اینا رو بزارین کنار توی این محیط ناسالم..شما فقط برای بحث و گفتگو اینجایین و احیانا مطلبی رو زدن و جایی هم نظر دادن..همین..اینجا جایی برای معرفی نیست والا گرگ هایی زیادی در کمین این اعتمادهای بیجا هستند..خیلیا اومدن اینجا و به دام نفسشون گرفتار شدن و از توبه خدا هم ناامید..نفس اینطوریه خانم بزرگوار..یه خانم سی ساله متاهل که بچه هم داره  اومده اینجا به من میگه من ناامید از بخشش خدا هستم..ناامیدی بزرگترین گناه بعد از شرک هست...ادم نامید توبش قبول نمیشه..از کجا شروع شده این انحراف..خودش میگه از همین جور جاها.از همین سلام کردن و اعتماد بیجا کردنها و عزیزم گفتن ها و جونم گفتن ها...خانم متاهل دل داده به این اقایون.رفته بیرون قرار گذاشته.فکرشو بکنین؟وای به حال یه خانم مجرد....به متفکر بودن نیست...به ریش نیست...به ظاهر الصلاح بودن نیست..به عکس فلان نیست..اینجا اصلا جای اعتماد کردن نیست..نمیگم ادم ظاهرش خوب و دینی باشه بده نه..خیلیم خوبه...اما نمیشه تو اینجور جاها به ظاهر افراد اعتماد کرد..اونایی هم که ظاهر مناسب ندارن که دیگه واویلا..تو بیرون هم تازه باید تحقیق کرد و شناخت و دید که فرد چطور ادمیه..این رو عقل به ما میگه همون نعمت متمایز کننده ما از بقیه مخلوقات.اول از همه چیز عقلتون رو به کار بگیرین و خوب و بد رو بسنجین و بیارین رو کاغذ و بنویسین..بگین من اومدم اینجا خب خوبه؟کجاهای این سایت خوبه؟کجاهاش بده؟کجاهاش رو من استفاده کنم خوبه؟بعد وارد اینجا بشین..شهدای ما عاشق نبودند از همون اول نه...این اشتباهه..اونا از همون اول عاقل بودن بعد عاشق شدند تا رفتند..اونا چیزی رو فهمیدن با عقلشون درک کردند بعد خواستنش و بعد عاشقش شدن..کسی که تا یه چیزی رو دید و زیبا به نظرش اومد و گفت میخوامش این عشق نیست این هوسه..چون هنوز درک نکرده میگه میخوام.شاید شنیده باشین میگن مرد اونی هست که اول یه چیزی رو بخواد بعد به چشمش زیبا بیاد این یعنی عشق...نه چیزی رو که زیبا به نظرش اومد بخواد..این هوسه..همه جا هم پیش میاد..همین که یه کفش میبینه میگه میخوام ..میره اونورتر دوباره یه کفش دیگه میگه اینم میخوام..میره اونورتر یه لباس میبینه میگه اینم میخوام و ....................بنابراین اول عقل..عقل..بعد خواستن..چیزیو بخوایم که عقل ما بر درستی اون صحه میگذاره..ازدواج میخوایم بکنیم باید ببینیم عقل ما چی میگه..این ادم به درد ما میخوره با ما سنخیت داره..فرهنگش..عقیدش..با ما میخونه..نه اینکه از همون اول بگیم عقل کیلو چنده طرف خوشتیپه بسه..این میشه هوس.حتی اگر شده با وضو پشت این کامپیوتر بشینین.اومدین اینترنت حتما نیاین اینجا..اینهمه سایت خوب..اونجورجاها سربزنین..اینهمه خبرگزاریها..جهان نیوز..رجا نیوز..مشرق..یا سایتایی مثل اسلام مووی...راسخون..شهید اوینی...حوزه علمیه...که پر ار مقاله و عکس و سخنرانی و فیلم و کلیپ های سیاسی و فرهنگی و...شما انسانین خیلیم بزرگین..خیلیم عالی هستین..پس قدر خودتون رو بدونین و خوب بندگی رو بجا بیارین که فردا نخواین سرتون پایین باشه جلو خدا...غم دین خور که دنیا غم نیارزد     عروس یک شبه ماتم نیارزد.....هیچ چیزی تو این دنیا به شما نرسیده که قبلا صاحبی داشته و بعد از شما هم صاحبی خواهد داشت...فقط از خوردن و خوابیدن تو این دنیا به شما میرسه و بس...پس بیایم به خاطر یه خوردن و خوابیدن اینهمه خودمون رو هلاک این دنیا نکنیم.ببخشید اگه تند بود ولی یه دردودل بود که باید عرض میکردم خدمتتون.مواظب زیباییهاتون باشین و ارزون نفروشین.یاحق

ولا یحمل هذا الالم الا اهل البصر و الصبر

سیاست یا سیاسی کاری،کدام؟؟؟

در هر گوشه و کناری از جامعه این سخن بسیار شنیده میشود که تا میتوانید از سیاست فاصله بگیرید چرا که آدمی را آلوده میکند..یا به تعبیر رایج ترش سیاست عرصه ناپاکیست!!!سوال اینجاست که آیا این تعابیر به حقیقت سیاست اصیل اسلامی برمیگردد یا به اظهار نظر شخصی افراد درباره یک شیوه سیاسی خاص و تعمیم ان به کلیت سیاست؟اساسا آیا سیاست عرصه الودگیست یا عرصه شکوفایی و خدمت؟اگر تعریف سیاست را انگونه ببینیم که شهید بهشتی میفرماید:سیاست عبادت است..پس چگونه این تعریف با انچه امروز سیاست نامیده میشود و عده ای از استاد و معلم گرفته تا روحانی و بازاری جوانان و مردم را به فاصله گرفتن از آن دعوت می کنند همخوانی دارد؟!!اگر سیاست انچنان است که پیامبر(ص)میفرماید که سیاست ما عین دیانت ماست پس انچه را که باید از ان ترسید و فاصله گرفت کدام است؟..حق آنست که میان حقیقت سیاست اسلامی که بر مبنای اخلاق است و فرصت انتخاب و طراحی نقشه راه یک کشور را در دست مردم خود ان سرزمین میگذارد و همچنین فرصت خدمت به خلق الله را در یک عرصه الهی و نقش افرین فراهم میسازد با انچه بازیهایی سیاسی که بر اساس بی اخلاقی ها پایه گذاری شده است قابل تفکیک دانست و ترو خشک را با هم نسوزاند و اظهارنظر عجولانه بر زبان نراند...ایا عدل جز از دریچه سیاست در یک سرزمین جاری میشود؟ایا سیاست نیست که به عدالت نظم میبخشد؟ایا فرهنگ و اقتصاد جز از خواستگاه سیاست نظام مند میشوند؟اگر مردم یک سرزمین درک عمیقی از مسایل سیاسی موجود نداشته باشند ایا توانا به انتخاب کارشناسانه مجریان و مسولان صالح خواهند بود؟ایا درک مسایل سیاسی جز از طریق تحلیل مسایل یک جامعه مقدور است؟سیاستی که انچنان حوزه وسیعی را داراست که فرهنگ و اقتصاد و اجتماعیات را نیز در بر میگیرد..پس چرا و با کدامین دلیل جوانان و فرزندان خود را از ورود به این عرصه حساس دور میکنیم و انان را به فاصله گرفتن و عدم دخالت دعوت میکنیم؟مگر میشود انسانهای دین مدار و مسلمان از صحنه حقیقی سیاست به دور باشند؟طبل جدایی دین از سیاست را که سالهاست امریکایی ها و دوستان داخلی و خارجی شان بر دوش میکشند و بر ان سخت میکوبند؟ما را چه شده که در این راه انها را همراهی میکنیم؟به قول ایت الله فضل الله که میفرمایند:ما به جوانان سفارش می کنیم که در بررسی امور و آگاهی نسبت به همه ابعاد واقعیت سیاسی کاملاً دقت کنند، زیرا سرزمین سیاست، حوزه ها و فضاهای فراوان و حفره ها و دهلیز و غارهای عمیق دارد که جوان را ناگزیر می کند تا در حرکتها و توقفهایش جای پای خویش را خوب بشناسد...به نظر میرسد که همه پدران و بزرگان و مدرسان دانشگاهها به جای تخریب جایگاه حقیقی سیاست در اذهان جوانان بهتر است انان را مشفقانه و عالمانه در این مسیر پرفیض و پربهجت و در عین حال سخت و سنگین همراهی کنند و نه اینکه انان را از نقش افرینی در سرنوشت مسایل جامعه خود بازدارند و انان را به قهر با سیاست دعوت کنند.در پایان قسمتی از فرمایشات مهم و تکان دهنده مقام معظم رهبری را به خدمت خوانندگان عزیز عرضه میدارم..ایشان در دیدار با دانشجویان در مرداد ماه سال ۹۱ مطالباتی را از دانشجویان مطرح کردند که این گلایه را نیز در میان فرمایشاتشان ابراز داشتند و به نظر میرسد که تابعان از ولایت فقیه باید این بیانات را چراغ راه خود قرار دهند و تخطی از این فرامین را بر خود جایز ندانند.

بنده یک وقت عرض کردم دانشگاهها باید سیاسی باشند و دانشجو باید سیاسی باشد. معنای حرف آن است که دانشجو باید قدرت تحلیل سیاسی داشته باشد تا جبهه بندی های دنیا را بشناسند تا بفهمد امروز دشمن کجاست و از کجا و با چه ابزاری حمله می کند. این برای شما لازم است. اگر شما تلاش سیاسی، کار سیاسی، مطالعه سیاسی و مباحثه سیاسی نداشته باشید، این توانایی را پیدا نمی کنید. البته توجه داشته باشید که دشمن از همین امر استفاده نکند. دشمن با کمال هوشیاری ایستاده است. امیرالمؤمنین علیه الصلاه و السلام فرمود «و من نام لم ینم عنه» مراقب باشید که اگر شما غفلت می کنید دشمن از شما غفلت نمی کند. دشمن با کمال هوشیاری مراقب است.

شما دانشجوها - چه دختر و چه پسر - و حتى دانش ‏آموزهاى مدارس، روى اين ريزترين پديده‏ هاى سياسى دنيا فكر كنيد و تحليل بدهيد. فرض كنيم تحليل هم بدهيد كه خلاف واقع باشد؛ باشد. خدا لعنت كند آن دستهايى كه تلاش كرده ‏اند و مى‏ كنند كه قشر جوان ما و دانشگاه ما را غير سياسى كنند.

شوخی زن و مرد نامحرم

 امان از شوخی زن و مرد نامحرم

سؤال این است که طنز و شوخی میان زن و مرد نامحرم چگونه است؟ در اجتماعاتی که زن و مرد نامحرم وجود دارند ـ مثل اداره، محل کار،فضای مجازی، دانشگاه و مدرسه و کلیه محیط های اجتماعی ـ شوخی کردن زنان و مردان نامحرم چه حکمی دارد؟ آیا استاد مجاز است با دانشجویان دختر، ارتباط عاطفی در حدّ شوخی و خنده داشته باشد؟ آیا دختر مجاز است با همکلاس پسر، ارتباط صمیمی به صورت شوخی‌های تند و خنده‌دار داشته باشد؟ آیا برای زن مشروع است با همکار مرد خود در محل کار یا با مردان نامحرم دیگر شوخی کند و بخندد؟

شاید بتوان گفت: آیه «وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفا» به این مطلب نیز اشاره دارد که زن مجاز نیست با مرد نامحرم از هر دری سخنی بگوید و به مطایبه و شوخی بپردازد، بلکه باید سخن معروف، مطالب پسندیده و خوب بگوید، نه مطالب زشت و بذله. در نتیجه، این قسمت از آیه به دو مطلب اشاره دارد: هم به نحوه گفتن زن و کیفیت ادای کلمات و هم به محتوای سخن وی، و از می‌خواهد که در سخن گفتن خود، هر دو جنبه را رعایت کند. بنابراین، گرچه گفته شد سخن گفتن زن با مرد نامحرم مجاز است و زن می‌تواند با مردان نامحرم ارتباط گفتاری داشته باشد، اما این‌گونه نیست که در این زمینه، محدودیتی نداشته باشد.

پیشوایان دینی ما نیز این نکته را به مردم تذکر داده و با تعبیرهای گوناگون مردم را از آن باز داشته‌اند. پیامبر گرامی صلی‌الله‌علیه‌و‌آلهدر خطبه‌ای که در اواخر عمر شریف خود برای مسلمانان ایراد کردند، فرمودند: هر مردی که با زن نامحرم شوخی کند خدا به اندازه هر کلمه‌ای که با او در این دنیا سخن گفته است، هزار ماه او را در آتش حبس می‌کند.(ثواب الاعمال ص 283 / وسائل الشیعه ج 20 ص) به زنان نیز فرمودند: هر زنی که از مرد (نامحرمی) اطاعت کند تا نسبت به وی مرتکب گناهی شود یا مقدّمات گناه را انجام دهد یا با او شوخی کند گناه آن زن نیز برابر مرد خواهد بود.(همان)

همچنین ابوبصیر می‌گوید: به زنی قرآن می‌آموختم، یک نوبت با او شوخی کردم. وقتی خدمت امام باقر علیه‌السلامرسیدم، امام فرمود: ای ابا بصیر! به آن زن چه گفتی؟ من روی خود را (از خجالت) پوشاندم. امام فرمود: دیگر تکرار نشود.(محمّدبن جریر الطبرى الشیعى، پیشین، ص 232 / سیدهاشم بحرانى، مدینة المعاجز، تحقیق سید عزت‌اللّه مولایى الهمدانى، مؤسسه معارف اسلامى، 1413، ج 5، ص 109 / محمّدباقر مجلسى، پیشین، ج 7، ص 213؛ ج 46، ص 247)

 در روایت نبوی، بر این رفتار وعده عذاب داده شده و در روایت امام باقر علیه‌السلاماز آن نهی شده که هر دو بیانگر قبح و ناپسندی این عمل است. همچنین نهی و وعده عذاب در هر دو روایت مقیّد به حالت خاص یا شوخی ویژه‌ای نشده است. بنابراین، شوخی زن و مرد نامحرم در هر جا و به هر عنوان، عملی ناپسند و غیرمجاز خواهد بود.

سرّ مطلب نیز این است که شوخی‌ها، مطایبات و طنزگویی‌ها، یا از ابتدا به قصد لذت بردن است، یا در ادامه و نهایت به آن منجر می‌شود و علاوه بر اینکه سبب فروریختن دیوار شرم و حیا میان زن و مرد نامحرم می‌گردد، حریم عفت و پاک‌دامنی را متزلزل می‌کند، انسان را به پرتگاه گناه نزدیک می‌نماید و راه را برای فساد و فحشا هموار می‌کند. از این‌رو، گرچه نمی‌توان شوخی و مطایبه زن و مرد نامحرم را به طور کلی و در همه موارد حرام دانست، اما با توجه به فسادی که در بیشتر موارد بر این کار مترتب می‌شود، پرهیز از آن در همه موارد پسندیده و به مصلحت فرد و جامعه است. بر اساس این ادب اجتماعی، نباید زنان و مردانی که در محل کار و دانش، در اداره و دانشگاه، با نامحرم سرو کار دارند، به بهانه همکار بودن یا استاد و شاگرد بودن بیش آنچه لازمه اشتغال و اقتضای کار و درس و بحث آنان است، رابطه عاطفی و صمیمی داشته باشند.

خاتمه

برای مردان و زنان شایسته است اولاً، در غیر موارد ضروری، با نامحرم ارتباط کلامی کمتری داشته باشند تا قلب آنان از وسوسه‌های شیطانی محفوظ‌تر باشد. ثانیا، در مواردی که سخن گفتن به هر دلیل برای زن یا مرد ضرورت دارد و مجاز به ارتباط گفتاری با نامحرم است، به طور متعارف سخن بگویند و از ادای کلمات به طرزی که مخاطب را نسبت به مسائل جنسی به طمع بیندازد پرهیز کنند. ثالثا، از پرگویی و پرداختن به سخنان طنز و شوخی، که ضرورتی ندارد، پرهیز شود.

شبهات فضای مجازی و چت روم ها

میخواهی سر و رویت باز شود و باکلاس شوی با نامحرمان از در شوخی درای!!!

طی مدت زمانی که در فضای مجازی فعالیت داشتم با شبهات ظریفی در این عرصه مواجه گشته ام که حقیقتا حل این شبهات و پاسخگویی به ان نیاز به ظرائف دقیقی جهت اقناع مخاطب و کاربر دارد..بارها و بارها خداوند متعال این حقیر را شایسته دانسته که در این عرصه بتوانم در حد سواد اندکی که دارم در این فضا مشاوره هایی را ارائه دهم که ان مشاوره ها هم همانند شلیک تیری بی محابا از جانب این حقیر بوده که خود خداوند به مصداق شریفه وَمَا رَمَیتَ إِذْ رَمَیتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَی؛ آن تیرهای بی محابا را بر اهداف نشانده که این نیز خود نشانه ای دیگر از حکمت خداوند است.بارها و بارها دیده ام اشک نوشته های خواهران و برادرانی که روزی به امید یادگیری و پیشرفته شدن و سری میان سرها دراوردن وارد اینگونه فضاها شده اند اما سراسر دردسر بر جان خریده اند و عمری که گران تلف کردند و بازگشتی هم در ان نبوده و نیست.واقعا ادمی در میماند که بر حسب کدامین ادله و کدامین معیار نوجوانان ما یک چت روم را که نه دانشگاهست و نه دانشمندان گرد آن جمعند،برای خود چراغ راه قرار میدهند و گویی بر خود تکلیف میدانند که باید افراد حاضر در این چت رومها را الگوی خود قرار دهند و زندگی خود را بر این اساس پایه گذاری کنند.از بسیاری از افرادی که در فضای مجازی که خود روزی عدم شوخی با نامحرم را برای خویش نوعی خوددار بودن و حیا تعریف میکردند شنیدم که میگفتند باید این صمیمت ها باشد تا کلاممان برای صحبت کردن باز شود و هنگام برخورد با یک نامحرم دست و پایمان شل نشود..آیا واقعا راه شل نشدن و دست وپای خود را گم نکردن در مقابل نامحرم و به نوعی اجتماعی شدن،باز کردن راه شوخی  وصمیمی شدن دختر و پسر نامحرم با یکدیگر است؟عده ای دیگر هم میگویند اینجا فضای مجازیست و تو گویی که انگار با روبات ها صحبت میکنند..به راستی این شبهات ریشه در کدامین مبانی فکری دارد؟و چگونه پاسخی  را شایسته است؟آیا راه اجتماعی شدن و ندای حق را فریاد زدن که مرد و زن هم نمیشناسد شوخی با نامحرم است؟پس چگونه است این همه مردان و زنانی که به موقع و بجا حق را فریاد میزنند و جز صلابت چیزی در قلم و گفتار انها نمیبینیم و هنگام صحبت کردن با نامحرمشان همان مقدار فاصله را هم رعایت میکنند و در بیان دیدگاهاشان هم استوارند!! اینها کدامین مسیر را پیموده اند که هم دست و پایشان گم نمیشود و هم با قدرت در عرصه های اجتماعی حاضرند؟این تناقض بوجود امده را چگونه باید بازگشایی کرد؟چگونه میشود که یک روستایی پابرهنه مستضعف وقتی میدان عمل مهیا میشود چون شیری غرش میکند و فریاد بر میاورد در صورتی که نه چت روم اینترنتی دیده و نه دوست دخترو دوست پسر را میداند چیست..حجب و حیای همیشگیش را هم دارد!!ولی در مقابل فردی که با همه این مسایل جهت پربار کردن!!خود جهت اجتماعی شدن سروکار دارد بهنگام عمل سکوت را برمی گزیند؟مگر قرار بر بازگشایی زبان و شل نشدن نبود؟چرا خداوند زن و مرد را در قران خویش اینگونه سفارش میکند:«فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفا» (احزاب: 32)؛ به گونه‌اي هوس‌انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و به شيوه‌اي پسنديده سخن بگوييد..چرا خداوند ادمیان را از مطایبه و بذله گویی با نامحرمان باز میدارد وانان را به سخنان پسندیده که تفاوتی نمیکند زبانی باشد و یا نوشتاری فرمان میدهد؟آيه از همسران پيامبر خواسته است كه در ارتباط گفتاري خود با مردان، اين‌گونه سخن نگويند؛ زيرا اين امر سبب طمع مردان ضعيف‌الايمان در آنان مي‌شود. بنابراين، معناي آيه اين است: هنگام سخن گفتن با مردان اجنبي، صداي خود را نازك نكنيد و كلمات و جملات را نرم و دلربا ادا نكنيد؛ زيرا اين‌گونه سخن گفتن آنان را (نسبت به مسائل نفسانی اعم از مسایل عاطفی و جنسی) به طمع مي‌اندازد.

دلیل تن دادن به اینگونه صحبت کردن و نوشتن در فضاهای مجازی نه تنها اجتماعی شدن نیست بلکه هوس افراد و لذتیست که طرفین از ان میبرند..چرا که تجربه ثابت میکند اجتماعی شدن نیاز به اینگونه طریق ها پیمودن را نداشته و ندارد.انچه ما را در گفتن حق و فریاد حقیقت مصمم میکند پایبندی هر چه بیشتر افراد به مسایل اعتقادی و ارزشی انهاست و نه شوخی کردن وصمیمی شدن با نامحرمان..اگر اعتقادات و وبنیان های ارزشی یک جامعه سست شد ما و شما عالم اگر باشیم در مقابل تعدی و هتاکی نسبت به ارزش هامان ککمان هم نمیگزد و همان شل شدن به سراغمان خواهد امد..اما اگر در راه ارزشها و اعتقادت ثابت قدم ماندیم بهنگام تعدی دشمن در حد و توان خود ندای حق سرمیدهیم و اگر در این راه صاحب معرفت و بصیرت  هم بودیم که چه بهتر..پس راه اجتماعی شدن،کسب معرفت و پایبندی نسبت به اصول و ارزشهاست و نه شوخی با نامحرم..عده ای اصرار دارند که بگویند رعایت حریم ها و حیای در کلام و نوشتار همان دست و پا گم کردن است اما باید دانست این حریم ها برای ارامش روح و رشد معنویت انسانهاست چیزی که در فرهنگ وارداتی مادیگرای غربی جایگاهی ندارد و سراسر لذت جسمانیست.همه فرهنگ غرب بر جسم انسان و لذائذ مادیش میچرخد..از تکنیک گرفته تا همه عارضه هایش..خودرو و تبلت و موبایل و ویلا و همه و همه مادیند تا عمل بینی و چین و چروک صورت که همه و همه به جسم ارتباط دارد و خواهشها و لذات مادی و نفسانی را میطلبد.اما انچه در فرهنگ اسلامی مرتبه عالی تر را دارد همان روح انسانهاست که به فرموده قران همان روح به تعبیر قلب سلیم وارد جهان دیگر خواهد شد.بنابراین اگر ما در گرمای تابستان چادرمان را سفت و سخت میچسبیم نه به خاطر لذت مادی انست که اگر بود نداشتن چادر خنکمان هم میکرد ولی به خاطر ارامش روح و کمال معنوی ان را برمیگزینیم..۳۰ روز روزه گرفتن با کجای فرهنگ مادی غربی مطابقت دارد؟اگر به لذت باشد که همان ۳۰ روز را بخوریم لذتش بیشتر است..خمس و زکات و .....همه و همه اینها به خاطر رشد جنبه روحانی و وجودی ادمیان است.حجب و حیا نیز اگر چه با لذت نفسانی و جنسی سر تضاد دارد اما برای رشد و بالندگی روح و روان افراد و گذر از کوران اسیب های نفسانی به کار می اید.ای اهل حیا و حریم بهشت گوارای وجودتان

به نام خدا

لطف او دامان ما را هم گرفت** بال بگشا باذرا تا باشد از این لطف ها(باذر تخلص )

با عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه خواهران و برادران بزرگوار و گرامی

بعد از مدت ها حضور فعالانه و مستمر در سایت اورداپ که همه بزرگواران شاهد بودید در اخر بلاک دائم شدن نصیب این حقیر هم شد و از بابت عدم حضورم در سایت از همه کاربران و همکاران گرامی در سایت اورداپ عذرخواهی میکنم..صبح روز پنج شنبه وقتی وارد سایت شدم با یک سوال عجیب در قسمت نظرسنجی مواجه شدم که دقیقا خلاف حتی قوانین خود سایت بود با این تیتر که پسر و دختر میتوانند دوستان خوبی برای هم باشند..بعد از تذکر و اطلاع رسانی به برخی مدیران سایت و همچین فرستادن نامه به مدیران و ذکر ادله قرآنی مبنی براینکه خداوند صراحتا در قران در سوره مائده و سوره نساء با ذکر لا متخذات اخدان و لا متخذی اخدان این دوستی ها را حرام دانسته..بنابراین تایید یک مساله حرام و نادرست و به نظرسنجی گذاشتن ان اقدامی صحیح و به مصلحت نیست که اتفاقا با تایید برخی مدیران هم همراه بود..ولی انچه بعد از پیگیری مستمر نصیب گشت نه تنها حذف این نظرسنجی نبود بلکه ادامه این نظر سنجی در سکوت بود..تا اینکه بعد از نماز مغرب و عشا و بهنگام سر زدن به سایت ناگهان با این پیغام مواجه شدم که شما ویژه نیستید و من هم به قسمت امکانات رفته و امتیاز دوباره را شارژ کرده تا به منصب ویژه شدن نائل آیم اما امتیاز هم رفت و ویژه شدنی هم درکار نبود..تا اینکه خواستم در قسمت پاسخ به مطلب یکی از کاربران نظری را ارسال کنم که با این پیغام از سیستم مواجه شدم که ادرس سیستم شما را یکی از مدیران بلاک کرده..به سرعت در قسمت شماره سایت با جناب اقای پارسا مدیر سایت تماس گرفته و موضوع نظرسنجی را با ایشان در میان گذاشته و همچنین خبر از بلاک شدن را نیز به ایشان گزارش دادم که البته با همراهی و همکاری صمیمانه ایشان هم همراه بود..که با تماس ایشان نظرسنجی از سایت حذف شد ولی بلاک شدن ما مرتفع نگردید که انشالله موقتی خواهد بود.اگر چه خانم یاس از مدیران گزارش دادند که مدیری شما را بلاک دائم کرده و اگر خود اینجانب دلیل اینکار ان مدیر را میدانستم بسیاری از مشکلات مرتفع می شد..ایا به خاطر اعتراض به دور از توهین و ندای حرف حق باید از ابزار قدرت مدیر بودن در سایت سواستفاده کرد؟اگر چه هیچکدام از این سواستفاده های برخی از مدیران،از مدیریت خود را نه به پای سایت اورداپ و نه به پای مدیریت سایت جناب پارسا و بقیه مدیران زحمتکش سایت میگذارم بلکه شخصا به پای همان یک مدیر مینویسم.و کماکان باوجود همه معضلات و اسیب هایی که دنیای چت روم فرهنگ مارا در معرض خطرات جدی قرار داده است سایت اورداپ را سالم ترین سایت چت روم در فضای مجازی میدانم که البته در اینجا هم باید با احتیاط و عاقلانه حرکت کرد تا در دام اسیب های سواستفاده گران نیفتیم..این راهم میپذیرم که قرار دادن مدیریت یک سایت به تعداد زیادی از کاربران این مسایل را هم به خودی خود در پی دارد چرا که عمده مدیران نوجوانان هستند و ممکن است خطایی هم مرتکب شوند..در پایان هم از همه کاربرانی که در طی این مدت حضور در سایت اورداپ بنده رو یاری فرمودند..راهنمایی کردند و بر دارایی های علمی ما افزودند کمال تشکر و سپاسگذاری رو دارم و از خداوند منان برای همه این بزرگوارن طول عمر با عزت و زندگی سراسر خدایی شدن را ارزومندم..بویژه از چندتن از کاربران که از اوردن اسم انها معذور هستم بسیار تشکر میکنم..از شاگرد جناب استاد بزرگوار و ارجمند حوزه و دانشگاه جناب اقای شجاعی هم که با مقالات و راهنماییهای خودشون بر ما می افزودند هم کمال تشکر رو دارم.اگر هم بلاک شدن ما هم دائمی شد که الله اعلم کابران گرامی میتوانند همینجا در وبلاگ این حقیر در قسمت نظرات مطالب خودشون رو بیان کنند تا استفاده و بهره مفید رو ببریم.حق نگهدار همه شما

ایمیل:در قسمت پست الکترونیک وبلاگ موجود است

خبر جدید:بلاک توسط اقای پارسا مرتفع شد

چت رومها و تغییرات پدیدامده بر روی رفتار کاربران

عزیزم گفتن یا نگفتن /آبجی گفتن یا نگفتن/مساله این نیست!

مساله اینه که یاد بگیریم به محض اینکه دیس کانکت شدیم ذهنمون و احساسمون رو هم از فضای مجازی دیس کانکت کنیم /یعنی نشینیم به فلان کاربر فکر کنیم یا به فلان شکلکی که برامون فرستاد
کامل خارج بشیم باتمام وجود بچسبیم به واقعیت به آدمای واقعی !!
یادمون نره آدمای مجازی لطفشون به مجازی بودنشونه!!!!!! سعی نکنیم اونارو وارد دنیای واقعی مون بکنیم آدمای مجازی هرچقدر هم که جیگر باشن بازم جاشون تو دنیای مجازی هست وبس!

این نظر یکی از کاربران سایت اورداپ..که در زیر اون هم با تایید هایی از جانب چند کاربر دیگر بیان شده بود.اما واقعا این نظر تا چه حد  به واقعیت نزدیک است و شعارگونه نیست دقت بیشتری را میطلبد.چه کنیم که تجربه نشان داده پای همین جیگرها از همین کانال به فضای واقعی انسانها هم باز شده و چه دوستی هایی که در همینجا شکل نگرفته که عمدتا نیز ان را از نظرهمدیگر پنهان میدارند.اما هرکسی از نهان خود باخبر و اگاه هست که چه پیشنهادها و وقایعی در اثر این صمیمت های غیرضرور وخلاف قاعده به سمت او نشانه رفته و بر او گذشته است.از این کاربر بزرگوار اگر پرسیده شود که چرا این اتفاقات برای این افرا د بوجود امده و می اید جواب روشن است..در چند کلمه به شما میگوید یاد نگرفته است..حالا اینکه چطور باید یاد میگرفت دیگر خدا میداند.پیشگیری کند یا درمان جوابش دیگر معلوم نیست.در همین صفحه نظراتی شبیه این نظر بیان شده است که چه اشکالی دارد! ما در این فضا اساسا محرم و نامحرمی نداریم و محرم و نامحرم و رعایت حریم ها فقط مربوط به دنیای واقعی هستند و نه فضای مجازی..اشکالی پیش نمی اید اگر من در این فضا به خانمی بگویم عزیزدلم و جونم و عشقم و از شکلک های بوس و قلب استفاده کنم در مقابل هم خانمی به من در قالب این کلمات محبتی را ابراز کند!!به هر حال اسلام هم گفته است که خوش اخلاق باشیم و به هم محبت کنیم پس دیگر مشکل کجاست؟طرح اینگونه شبهات و بمباران های اعتقادی که فرهنگ حیا را در اسلام و جوانان مسلمان نشانه گرفته از کجا نشات میگیرد؟ایا به راستی میشود به نظر همین کاربر اگر فردی نصف وقت روزانه اش را در این فضا گذراند و باصطلاح همین کاربر با جیگرها ارتباط برقرار کرد بعد از این ارتباط همه را دیسکانکت کند و دور بریزد؟مگر شخصیت انسان بر اساس ارتباطات شکل نمیگیرد؟ایا این ارتباطات در فضای چت که با نقل و انتقال اطلاعات به یکدیگر همراه هست بر روی فرد و شخصیت وی تاثیر نمیگزارد؟ایا انسان و ذهن او یک ماده بی روح و تاثیر ناپذیر از طبیعت و محیط پیرامون خویش است؟ایا باور نداریم که کلمات بار معنایی دارند و همه هیجانات و صمیمیت ها را میشود از طریق ان انتقال داد؟پس چطور میشود انان را دیسکانکت کرد و و دور ریخت؟شارژر یک لپتاپ را در نظر بگیرید..هنگامی که جریان برق را از ان قطع میکنید ایا به یکباره برق ان خالی میشود یا اینکه برق را در خود ذخیره کرده است؟ایا ذهن انسان به اندازه یک شارژر لب تاپ هم توان ذخیره این اطلاعات را ندارد؟ایا همین ذهن پر از اطلاعات نیست که فرهنگ و باورها و نحوه ارتباطات بعدی فرد را میسازد؟حال شما فرض کنید که فردی عمده وقت خود را در این فضا میگذراند...از نظر این کاربر اگر فردی 5 ساعت از وقتش در روز را در چت روم ها میگذراند بعد از دیسکانکت شدن باید همش اش را دور بریزد..واضح تر انکه وقت خود را هدر داده است.ایا عمر ما اینقدر بی ارزش شده است که باید به راحتی دورش بریزیم؟وای بر ما.......پس بهتر است که قضاوت های خود را با تامل بیشتری همراه کنیم تا دچار این نوع شعارزدگی های به ظاهر زیبا نشویم.بهشت گوارای وجودتان

 

اقای شجریان..فاین تذهبون؟از قرائت قران در مشهد تا پارتی شبانه در بی بی سی(چرخش ایام)

 

محمد رضا شجریان بهمراه دخترش مژگان و تیم همراهش، در پارتی شبانه سه شنبه شب هفته گذشته کارمندان بی بی سی فارسی حضور یافتند . گفتنی است وی بعد از اجرای کنسرت در لندن نیز با گوگوش خواننده لس آنجلسی و معلوم الحال شبکه مبتذل "من و تو"، عکسهای یادگاری انداخته و در فضای مجازی آن را انتشار داد.

 


شجریان در کنار صادق صبا(سردبیر فاسد شبکه بی بی سی که تجاوز او به پونه قدوسی مجری برنامه نوبت شما سر و صدایی زیادی حتی دربین مخاطبان خود بی بی سی ایجاد کرد) رئیس بخش فارسی بی بی سی و فرناز قاضی زاده مجری بهایی این شبکه 

 


مژگان شجریان در کنار تعدادی از دوستانش در منزل سبا خویی (گوینده شبکه مبتذل من و تو)



 


سبا خویی مجری شبکه مبتذل "من و تو" در کنار شجریان

 

 


به گزارش خبرگزاری دانشجو، در عکس زیر "فائقه آتشین" ملقب به گوگوش و محمدرضا شجریان در کنار هم و دوشادوش هم دیده می شوند.