خدایا هرچه تو خواهی همان به...

انسان به اندازه توقعاتش بدبخت است

خوشختی اینست که از کسی توقع نداشته باشی 

چه برای او کار کرده باشی چه نکرده باشی

اولیاالِِّله ازهیچکس حتی از خدا توقع ندارند

قرآن:ً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً  فقط میخواهند که خدا راضی باشد(فتح - ۲۹)



عروسی خوبان

 

عروسی اش نزدیک بود

یک کارت دعوت برا امام رضا علیه السلام نوشته بود که فرستاد مشهد

یک کارت هم برای امام زمان علیه السلام که انداخت توی مسجد جمکران

یک کارت هم برای حضرت زهرا و حضرت معصومه س که برد قم و انداخت توی ضریح ...

 

...درست قبل از عروسیش حضرت زهرا سلام الله علیها اومده بود به خوابش

به بی بی عرض کرد: خانوم جان! من قصد مزاحمت برای شما نداشتم

حضرت فرموده بود: چرا دعوت شما رو رد کنیم؟

چرا به عروسی شما نیاییم؟

کی بهتر از شما؟

ببین! همه ی ما اومدیم

شما عزیز ما هستی مصطفی جان...

 

                        خاطره ای از زندگی روحانی شهید مصطفی ردانی پور

                         منبع" مجموعه یادگاران " کتاب ردانی پور"

 

چرا خداوند شر را خلق کرده است؟

عکس, داستان زیبای چرا خداوند شر را خلق کرده است

روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلبد.

او پرسید: آیا خداوند هر چیزی را که وجود دارد، آفریده است؟
دانشجویی شجاعانه پاسخ داد: بله.

استاد پرسید: هر چیزی را؟
پاسخ دانشجو این بود: بله هر چیزی را.
استاد گفت: در این حالت، خداوند شر را آفریده است. درست است؟ زیرا شر وجود دارد.
برای این سوال، دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند. استاد از این فرصت حظ برده بود که توانسته بود یکبار دیگر ثابت کند که ایمان و اعتقاد فقط یک افسانه است.
ناگهان، یک دانشجوی دیگر دستش را بلند کرد و گفت: استاد، ممکن است که از شما یک سوال بپرسم؟
استاد پاسخ داد: البته.
دانشجو پرسید: آیا سرما وجود دارد؟
استاد پاسخ داد: البته، آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید؟
دانشجو پاسخ داد:
البته آقا، اما سرما وجود ندارد. طبق مطالعات علم فیزیک، سرما عدم تمام و کمال گرماست و شئی را تنها در صورتی میتوان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد و این گرمای یک شئی است که انرژی آن را انتقال می دهد. بدون گرما، اشیاء بی حرکت هستند، قابلیت واکنش ندارند. پس سرما وجود ندارد. ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم.
دانشجو ادامه داد: و تاریکی؟
استاد پاسخ داد: تاریکی وجود دارد.
دانشجو گفت:
شما باز هم در اشتباه هستید، آقا. تاریکی فقدان کامل نور است. شما می توانید نور و روشنایی را مطالعه کنید، اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید. منشور نیکولز تنوع رنگهای مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور، نور می تواند تجزیه شود. تاریکی لفظی است که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم.
و سرانجام دانشجو پرسید:
- و شر، آقا، آیا شر وجود دارد؟
خداوند شر را نیافریده است. شر فقدان خدا در قلب افراد است، شر فقدان عشق، انسانیت و ایمان است. عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند. آنها وجود دارند. فقدان آنها منجر به شر می شود.
و حالا نوبت استاد بود که ساکت بماند.

نام این دانشجو آلبرت انیشتین بود

کسی که خود را عبد نداند، حتی کارهای خوبش هم اثر ندارد

حجت الاسلام پناهیان: «اگر کسی هویت عبد بودن خود را درک نکند، گریه‌ی بر امام حسین هم در او کم‌اثر خواهد بود. اگر کسی خودش را عبد نداند، در وجودش تکبر دارد و برای خودش نوعی خدایی قائل است. آیا گریه‌ی کسی که با تکبر برای امام حسین گریه کند، با کسی که با تواضع برای امام حسین گریه می‌کند، یک اثرخواهد داشت؟».


ادامه نوشته

عشق گنجشکی

در زمان حضرت سلیمان دو تا گنجشک یه گوشه ای نشسته بودند.

گنجشک نر به گنجشک ماده اظهار محبت می کرد. می گفت تو محبوبه منی. تو همسر منی. دوستت دارم. عاشقتم. چرا به من کم محبتی؟ چرا محلم نمیذاری؟ فکر کردی من کم قدرت دارم تو این عالم عیال؟ من اگه بخوام می تونم با نوک منقارم تخت و تاج سلیمان رو بردارم بندازم تو دریا.

باد که مسخر سلیمان بود پیام رو به گوش سلیمان رسوند. حضرت تبسمی کرد و فرمود اون گنجشک ها رو بیارید پیش من. آوردند.سلیمان به گنجشک نر گفت خوب ادعاتو اجرا کن بینم.

گفت من چنین قدرتی ندارم. سلیمان گفت پس الان به همسرت گفتی؟ گفت خوب شوهر گاهی جلو همسرش کلاس میاد یه خالی ای می بنده. عاشق که ملامت نمیشه. من عاشقم. یه چی گفتم ولی یا نبی الله واقعا دوسش دارم. این به ما محل نمیذاره. 

حضرت به گنجشک ماده گفت اینکه به تو اظهار محبت میکنه چرا محلش نمیدی؟ گفت یا نبی الله چون دروغ میگه هم منو دوست داره هم یه گنجشک دیگه رو. مگه تو یک دل چند تا محبت جا میگیره؟

این کلام در دل جناب سلیمان چنان اثری گذاشت که تا چهل روز گریه می کرد و فقط یک دعا می کرد. می گفت:

       الهی دل سلیمان رو از محبت غیر خودت خالی کن.            

قربون اون دلای تک سر نشین.......                    

مناجات


کريما، شنيده ام که تو جز کالاي نيکو و متاع پاک را خريدار نيستي، پس از چه روي چون

منی را که زنگار به دل و غبار به ديده و زشتي به جسم و پليدي به جان دارم خريداري؟

رحيما، بنده‌اي سرگشته‌ام که گفت و شنود، خور و خواب و نگاهم همه معصيت است و

اگر دلي دارم آن هم ملوث به لوث ريا و ملون به لون غير خداست. پس به رحمت واسعه‌ات

 از گناهانم در گذر و بر من رحم کن، اگر چه من خاري در گلزار گلستان تو هستم.

(شهید عبدالله حکمت شمار)

 

   

همه از گرانی ارز و کسادی بازار می‌نالند اما کسی برای از بین رفتن معنویت ناله نمی‌کند

خبرگزاری رسا - امام جمعه موقت تهران گفت: در این گرانی ارز و کسادی بازار، همه می‌نالند، اما افراد برای از میان رفتن معنویت به کسی شکایت نمی‌کند، برای دنیا همه می‌نالند اما برای عقبی کسی نمی‌نالد.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت‌الاسلام  کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران در مراسم چهلمین روز درگذشت آیت‌الله سیدعبدالله جعفری، که سه‌شنبه شب در مسجد اعظم قم برگزار شد، گفت: در قرآن کریم هدف زندگی رسیدن به خدا معرفی شده است « و أن الی ربک المنتهی»، مقصد اعلی خداست و بشر در این عالم مسافر است و باید اسفار أربعه را طی کرده و از خود به خدا سفر کند، سفر الی‌الله با رفتن به کعبه و رفتن به کربلا و مشهد قم و حوزه علمیه واقع نمی‌شود.

وی افزود: مجاهدین فی‌سبیل الله با ریختن اول قطره خونشان از ماسوی پاک می‌شوند و نظر به وجه‌الله می‌کنند اما آنان که در مسیر سلوک إلی الله با نفس عتاب می‌کنند و هوا و هوس را اسیر خود می‌سازند، آن‌ها شهودشان قبل از ارتحال از این عالم است.

امام جمعه موقت تهران خاطرنشان کرد: ‌علمای بالله شهدای قبل از وفات هستند و«موتو قبل أن تموتوا» را پذیرفتند، از این رو در برابر پروردگار مانند مرده در دستان غسل‌دهنده، خودی نداشتند و وقتی انسان توانست پوچ بودن خودش را بیابد،‌ با چشم دل خدا را می‌بیند و کسی که خدا را دید همه چیز را می‌بیند.

وی ادامه داد: علمایی که به مقام خدایی رسیدند مانند، ‌پیامبران و امامان(ع) محدود در مدینه و نجف و خراسان نیستند،‌ یک مصداق از مصادیق حضور و اشراف بر عالم امکان هستند و همه جا وجود نبی اکرم(ص) و فاطمه طاهره(س) و امیر المؤمنین(ع) حضور دارند.

حجت‌الاسلام و المسلمین صدیقی با اشاره به اینکه علما نیز بر ما اشراف دارند، اضافه کرد: آن‌ها اشراف به اعمال ما دارند،‌ به حقیقت و به باطن عمل اشراف دارند، پس سفر ما به مدینه و مکه و یا کربلا و سایر بقاع متبرکه اگر سفر جسمی باشد به جایی نمی‌رسیم، بزرگان و علما آمده‌اند تا آدرس خدا را بیابیم.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به ویژگی‌های سفر الی الله پرداخت و افزود: این سفر، سفر از خود، علایق و سیئات است «المهاجر من هجر السیئات» سیئات اخلاقی و خودبینی خطر عظیمی است،‌ انسان خودبین هرگز خدابین نخواهد بود؛ نشانی خدا در روح انسان و جان انسان و قلب انسان به شرط پاک شدن از غیر است.

امام جمعه موقت تهران با اشاره به این‌که جمع‌آوری اصطلاحات در ذهن سود ندارد،‌ گفت: برخی خود را عارف می‌بینند و درس خوانده‌اند و ملاشده‌اند و کتب فقهی را در زمان قدیم و نظرات بدیع علمای عصر ما در ذهن خود دارند اما هرچه پیش رفتند، در پیش خودشان بزرگ شدند و توقعاتشان بیشتر شد و دور خود چرخیدند.

وی ادامه داد:‌ البته عالم نیاز به فقیه دارد، همان‌طور که رهبر انقلاب تأکید کردند« فقه، محور حوزه‌های علمیه است»؛ همچنین فرد حوزوی چاره‌ای جز خواندن فلسفه و کلام ندارد زیرا در زمان کنونی شبهاتی را از خارج به ذهن جوانان وارد می‌کنند که بدون خواندن معقول، تجهیز ذهن و استفاده از استدلالات فلسفی پاسخ‌دادنی نیست و و البته باید توجه داشت که این فقه، ظاهری است.

حجت‌الاسلام و المسلمین صدیقی در ادامه خاطرنشان کرد: هر کسی به جایی رسیده است با تعقل رسیده است، باید متفکر و صاحب اندیشه شد، فکر مبنای زندگی بشر و مرآت صافیه است.

وی اضافه کرد: گاهی تمام وقت انسان بدون پرداختن به خود می‌گذرد و از خود می‌گریزد، با خود و خدای خودش نمی‌تواند خلوت کند، دنبال شناخت همه چیز می‌رود اما خودش را نمی‌شناسد، «علیکم انفسکم لایضرکم من ضل اذا هتدیتم» اگر خودت را ساختی، او هیچ ضرری به شما نمی‌رساند.

امام جمعه موقت تهران با مهم دانستن درون انسان، تصریح کرد: انسان از بیرون  از خود آسیب نمی‌بیند،‌ بلکه بیشتر از درون آسیب می‌بیند، حتی کسانی که در اثر ریاضت و پرهیز از شهوت‌ها به کرامت‌ها دست یافتند، اما موحد نبودند،‌ برای خودشان بتی شدند و مردم را دعوت به خود کردند نه به خدا.

وی ابراز داشت: مادامی که انسان به کرامات توجه دارد، به جایی نمی‌رسد، برخی هستند که درس خواندن و تلاش علمی خود را به خود اسناد می‌دهند اما پیامبر(ص) الگوی ماست و ایشان می‌فرماید: «قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین»، یعنی من از خود چیزی ندارم، باید از خود پرسید آیا ما مردم را به خدا می‌خوانیم یا می‌خواهیم کار خو‌دمان رونق بگیرد.

وی به وظیفه طلاب اشاره و تصریح کرد: طلبه آمده که بنده بشود، بنده که خودنمایی نمی‌کند، معنای بندگی این است که همیشه انسان مالک دارد و در چنگ اوست، بنده هیچگاه خودنمایی نمی‌کند.

وی گفت: در این گرانی ارز و کسادی بازار، همه می‌نالند، اما افراد برای از میان رفتن معنویت به کسی شکایت نمی‌کند، برای دنیا همه می‌نالند اما برای عقبی کسی نمی‌نالد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان آیه «إن الله لایغیر مابقوم حتی یغیرو ما بأنفسهم» اظهار داشت: ‌آرامش و ارزانی به راحتی به دست نمی‌آید، خداوند راهش را به ما یاد داده است، شما هم اگر استغفار کنید، هم در مال و هم در فرزندان شما را مدد می‌کنیم./

توهین کننده به پیامبر(ص) در پناه کعبه نیز در امان نیست

حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در سخنرانی هفتگی

 خود در جمع جوانان و دانشجویان تهرانی، با بیان اینکه ما به دو

 صورت می‌توانیم پیامبر را به جهان معرفی کنیم، گفت: به راحتی

 می‌توانید در بسته‌های فرهنگی مختلف، متناسب با انواع

مخاطبان و در ارتباط با موضوعات مختلفی که مورد علاقۀ

آدم‌های این دوره و زمانه است، متونی را در معرفی رسول خدا(ص)

 و اسلامِ عزیز، به زبان‌های مختلف تولید کنید و به اقصی نقاط عالم

 بفرستید و یا از طریق اینترنت در اختیار همگان قرار دهید.


ادامه نوشته

زن گمشده امروز

از قرن نوزده، زن را مسئله کردند و به بهانه احقاق حقوق، او را از وابستگی به خانواده جدا کردند و غرور را به او هدیه دادند.

به نظر می رسد جامعه ایران، هم اکنون با هویت گمشده ای از زن مواجه است که نمی تواند مسائلی همچون حجاب و عفاف و علم آموزی و اشتغال زن را حل کند. این گمشدگی نتیجه تفکر در ساختار مدرنیته و جستجوی پاسخ از متن دین است. از متن دین خواسته می شود تا اشتغال زن در محیط مردانه را توجیه کند! از متن دین خواسته می شود تا ناهمگونی ارتباطات نامحرمان و اختلاط را توجیه کند!... بنابراین دیگر این حدیث زهرای اطهر(سلام الله علیها) فهمیده نخواهد شد: «برای زنان بهتر آن است که مردان را نبینند و مردان نیز آنان را نبینند.‏» (مجلسی، 1404ق، ج43: 54)  یا روایت «بهترین مسجد برای زن، خانه اش است»(شرح من لایحضره الفقیه، ج2: 850) چگونه فهمیده می شود؟!

با توجه به روایت امام صادق علیه السلام که می فرماید:«همانا خداوند متعال ملکش را بر مثال ملکوتش خلق کرد و اساس ملکوت اش را بر جبروت اش قرار داد تا از ملکش به ملکوتش و از ملکوتش به جبروتش دلالت کند و راه پیموده شود.»(شیخ بهایی، 1384: 28) هر خلقتی در این جهان مادی، صورتی در ملکوت و نهایتی در جبروت دارد که جبروت را خدا قرار داده و انسان مختار باید ملکوتش را سامان دهد تا جبروتش در همین عالم مادی ظهور یابد.

مسیر تکامل همه خلایق، عبودیت پروردگار است که عبودیت جز با خشوع و خضوع در برابر او به کمال نمی رسد. هویت گمشده مرد و زن امروز هم در عبودیت ایشان است تا ملکوت شان ساخته شود. خداوند جبروت زن را بر مظهر جمال آفریده است. (ر.ک: جوادی آملی) اما از زن چه انتظاری دارد؟ « وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها»(الروم/21) و « هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها»(الاعراف/189)

زن محل سکونت و کانون آرامش خانواده است و به عبارت دقیق تر مدیر عاطفه و احساس در خانواده است که موجب شکل گیری تربیت دینی کودکان، دلبستگی شوهر به خانواده و بالاخره قوام زندگی می شود. از آنجایی که آرامش اصلی به ذکر الله است «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب‏»(الرعد/28)، زنی که در مسیر عبودیت الله باشد می تواند سکونت حقیقی و دائمی برای خانواده باشد زیرا خود را در برابر ولایت مسئول می داند که ولایت از زن، خوب شوهرداری کردن را خواسته است. ولایت از زن، به حداقل رساندن ارتباط با نامحرم را خواسته است. ... و او در برابر امر مولا تواضع می کند چون می داند که سعادت دنیا و آخرت اش در اطاعت مولاست که او جز خیر چیز دیگری برای بنده اش نمی خواهد.

اما ....   امروز ....  

مرد دنیای امروز به دنبال زن با حیا و آرامش دهنده می گردد و زن دنیای امروز به دنبال مرد غیورِ باعفت است. تعجب آنکه مرد چشم چرانی و دوست یابی می کند تا به دلخواه اش برسد و زن خودآرایی و بی حیایی می کند تا مردش را بیابد!  ...  و شیطان به هردو می خندد  ...  و مولا بر هر دو نگران ...

منابع:

1.      شيخ بهايى، محمد بن حسين، منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح، 1جلد، حكمت - تهران، چاپ: ششم، 1384ش.

2.      جوادی آملی، عبدالله. زن در آینه جمال و جلال الهی، قم: نشر اسراء.

3.      مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (ط - القديمة)، 14جلد، مؤسسه فرهنگى اسلامى كوشانبور - قم، چاپ: دوم، 1406 ق.

4.      كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - الإسلامية)، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407


درمان حواس پرتی در نماز

درمان حواس پرتی در نماز

نماز

یكی از دردآورترین مسائلی كه برای ما مسلمانان وجود دارد و همیشه باعث رنجش خاطر ما شده این است كه در حال نماز خواندن حضور ذهن نداریم و در آن چند دقیقه نمی‌توانیم افكار خود را متمركز كنیم و بهتر و بیشتر در عالم ملكوتی و روحانی دیدار و لقاء‌ محبوب به پرواز در آییم.

حضرت آیت الله جوادی آملی در كتاب مراحل اخلاق در قرآن  می‌فرمایند: «گاهی انسان بر طبق شریعت نماز می‌خواند، یعنی واجبات و مستحبات وضو و نماز را رعایت می‌كند، ولی حضور قلب ندارد این نماز گرچه از نظر فقهی باطل نیست، لیكن از نظر اخلاقی و كلامی نمازی بی اثر است تامین حضور قلب در نماز، بسیار مشكل است. با این كه هر نماز چند دقیقه بیشتر طول نمی‌كشد، این هنر در نمازگزار نیست كه موقع نماز خود را ضبط كند. اگر انسان همان چند دقیقه خود را ضبط كند و بداند با چه كسی سخن می‌گوید، بقیه امور او تامین است، ‌‌اما چون در همان چند دقیقه قدرت حضور و ضبط ندارد، سایر امور او هم ناكام است.»



ادامه نوشته