هدر عمر
عمر گرنرا به بی مایگیو و بطالت هدر کردیم.
چه نویسیم بر کاغذ که جز شرم نیندوختیم.
حاصل خواسته های ما سایه گلی زیباست که آنهم به خاک افتاده ...
عمر گرنرا به بی مایگیو و بطالت هدر کردیم.
چه نویسیم بر کاغذ که جز شرم نیندوختیم.
حاصل خواسته های ما سایه گلی زیباست که آنهم به خاک افتاده ...
دوستان شاید بگن که بی انصافیه این چیزی که می نویسم.
اما خبر دار شدم یکی از دوستان که بعد از حدود 7سال به مراد دلش نرسید و تلاشش جز به تلخی و قطع روابط بیشتر منجر نمی شد با نامه ای کوتاه از دلدارش خداحافظی کرد.
شاید کمی بد به نظر بیاد اما گمونم تلخ ولی عاقلانه تموم کردن یک رابطه بهتر از مداومت بی حاصل و ایجاد پیامدهای تلخ و خطرناکه
و اما نامه:
حتی خود تو...
دیگر هوایی نمانده از وقتی بی هوا دل به دریا زدم
در گوشه دنج و تاریک قبر من به جای شمع تصویرش را دارم و
چون جای طعنه های نیش دارش گزش حشرات این نمورخانه
آخرین صدایی که یادم می آید خنده های او به هنگام دور شدن از
سادگی من است و صدایی که می گفت بمان، تنها بمان
بمان و با خاطراتت دنیایی جدید بساز...
وقتی از همه دلخسته شده بود فریاد زد : وای خدای من چرا تنهایم گذاشتی وقتی بیشتر از همه به همراه و یاور احتیاج داشتم؟
درویشی که از آنجا میگذشت گفت: مشق عشق بی مشقت معنا ندارد
ره عشق پر شرم و پروا خریدار ندارد
رب تو تنهایت کرد که با او تنها شوی
در این ره بی نیاز از آدم و حوا شوی
حال بیاب خویش و فرصت نسوزان
هرچه غم و تعلق داری بسوزان
.
.
.
مهم اینه که معنی و حکمت اتفاقاتو بفهمیم و ...
چه زیباست دانستن و چه دردناک است آنکه بدانی واژه های اشتباه را می آموزند
اما بغض آلودست آنکه بدانی آموزگار می داند دارد قوانین اشتباه را تدریس می کند چون باور ندارد که این قوانین را کسی بفهمد....
دانی راز کوزه گری را ؟
کوزه گر خاک را با آب می آمیزد و چنان ورز میدهد تا گلی خوش دست بسازد.
آنگاه طرحش می دهد و در آتش می نهد تا خوب پخته شود و هی آتش را می دمد تا اندازه شود و کوز ه، گل خشکیده بی مصرف نشود.
کوزه را بیرون می آورد و پاکش میکند و غبار زدوده هنرش عیان می شود.
دلکم بدون آتیش (مشکلات و سختیهای زندگی ) کوزه خوبی نمی شی
درسها بسیارند
درسهای مدرسه
درسهای زندگی
درسهای دشمنان
و
سخت تر از همه
درسهای دوستان
...