ارزانی ...
دوک نخ ریسی بیاور یوسف مصری ببر
شهر از بازار یوسف های ارزان پرشده است
دوک نخ ریسی بیاور یوسف مصری ببر
شهر از بازار یوسف های ارزان پرشده است
شرمنده ایم زدوست که دل نیست لایقش
باید برای هدیه سری دست وپا کنیم
نیست پروا تلخ کامان را ز تلخی های عشق
آب دریا در مذاق ماهی دریا خوشست
صائب تبریزی
نیست جز پاکی دامن گنهم چون مه مصر
کو عزیزی که برون آورد از بند مرا؟
از شنبه درون خود تلنبار شدیم / تاآخر پنجشنبه تکرار شدیم
خیر سرمان منتظر دیداریم / جمعه شد و لنگ ظهر بیدار شدیم!
.
صفر باش همان دایره ی ساده و خالی
که با حضورش روبروی هر عددی آن را
تا ده ها و صدها برابر ارزش می بخشد .......!
صفر باش همان دایره ی ساده و خالی
که با حضورش روبروی هر عددی آن را
تا ده ها و صدها برابر ارزش می بخشد .......!
میگویند در قدیم الایام...
قهرمانانی در جبهه ها بودند که برای سربلندی مردم حاضر شدند که...
جان خودشان را حـــراج کنند..و در این حراجی مشتری خــــدا بود..؟!
امروزه..!!عده ای با دو قلـــم آرایش یا با یک مانتـــو کوتاه خودشان را.. برای دیگران حــــراج میکنند..!! اینجا مشتری کیست..؟! نمیـــدانم..!؟
اما با فاصله گـــرفتن از آن قهرمانان..!؟

سبقت از سایه ها به بیشتر دویدن نیست !
به سوی نور
که باشی سایه ها در پس تواند
حتی آنگاه که ایستاده ایی …
آدم بد را هر طور باشد تحمل می کنم
کاسه صبرم از کسانی پر است که
با ادعای خـــــوب بودن بــــدی می کنند....
مــــرا از "مـن" رهـــا کــــن کـه هـیــچـکـس بـه انـدازه
"مـــن" مــرا اذیـت نـکـرد
برای خانه همسایه ات
چراغ آرزو کن ،
قطعاً حوالی خانه تو هم
روشن تر خواهد شد...

اب پاکی که روی دستم ریختی
خیلی سرد بود .....
مرو که با تو هر چه هست می رود
تو هم نخواهی
خودم را فریب خواهم داد.
دلم را”تهدید”کرده ام…
که اگر یکبار دیگر بهانه ات رابگیرد
میدهم“دوباره” بسوزانیش…
با خودم با دلتنگی هایم...
با قلبـ شکسته ام!
با غرور له شده ام...
سراغش را بگیرم نگیرم, بگیرم نگیرم!
ماهی کوچکــت از تاریکی این اقیانوس می ترســـــد !
هنوز آنقدر ضعیف نشده ام
که خطرِ ریزشِ این کـوه را جار بزنم
اما تــــو
سینه میگوید که من تنگ آمدم فریاد کن
چیزی نیست ...
یه زد و خورد ساده بود...
تو جا زدی ...
من جا خوردم ....
خــــدایـــا !!! مـــن کـــه وزنــی نــــدارم !!! پــس چـــرا انقـــدر روی دل همــه ســنگینی مـی کنم؟؟؟؟
رویِ دَســـتِ " شَـــب " مانـــده ام ...!
دیگــــــر حتــــی ...
" خــواب " هـــم مــــرا نمــــــی بَــــــرَد ............!