شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین...

به کوچکی گناه نگاه نکن
بلکه به بزرگی کسی نگاه کن
که از او نافرمانی کرده ای...
کسی چه می داند ؟؟؟

شاید "یاسین" قلب قرآن
همان یا حسین باشد
اما بدون سر
مولای ما امام رضا علیه السلام میفرمایند :
کامل یافتن دین به دوست داشتن ما اهل بیت
و دوری جستن از دشمنان ما است بحارالانوار جلد۲۷ صفحه
58
این جمعه عجب بوی خدا می آید
بوی حرم کرببلا می آید
با گوش دل خودم شنیدم میگفت:
یک مادر قد خمیده هم می آید
افسوس که من لایق آنجا نیستم
حاشا کرمت حسین... منم دلتنگم
گر توبه کنم مرا پذیری آقا؟...
پس تا نفسم هست همی میخوانم:
بر مشامم میرسد هرلحظه بوی کربلا

بسم رب الحسین(ع)
به خودش آمد و فهمید که چشمش تر بود
دو قدم مانده به بالای سر اکبر بود
تازه فهمید چه روزی به سرش آمده است
یا که بهتر چه به روز پسرش آمده است
پسر دسته گلش را چو گل پرپر دید
هر طرف را که نظر کرد علی اکبر دید
مثل مه پاره ی افتاده به خاک است تنش
در هم آمیخته خون و بدن و پیرهنش
نه توانست بغل گیرد و نه بوسه زند
نه توانست بماند نه از او دل بکند
زخم قلب پدر از جسم پسر بدتر بود
ارباً اربا دل بابای علی اکبر بود
دشت مانده است وسواری که زمین گیر شده
تن صدچاک پسر دیده ،پدر پیر شده
ناله اش بین کف و هلهله ها گم شده بود
گریه اش مایه ی خندیدن مردم شده بود
ارتفاع بدنش تا به زمین کم شده بود
همه گفتند رکوع است ز بس خم شده بود
پسری مانده به خاک و پدری می نگرد
مانده حیران که چگونه بدنش را ببرد
چون که این چاک ترین جسم میان شهداست
مدد از کل جوانان بنی هاشم خواست
خوب شد بار دگر بوسه بر آن لب نگذاشت
ور نه می مرد از آن بوسه....که زینب نگذاشت...!

بهر شهادت حسین
خواست ز زینب فرس
میشود از من جدا
حق تو به دادم برس
حضرت عباس کو
آن شه با جاه و بحر
تا که بگیرد به کف
رایت حق و ظفر
کو علی اکبر که تا
رخشه کشد زیر زین
از پی حکم پدر
سر بنهد بر زمین
قاسم داماد کو
آن شه با جاه و هش
بهر جناب عمو
قاشیه گیرد به دوش
نیست کسی ای خدا
یاوری دین کند
کس نشنید اینچنین
اسب زنی زین کند
زین کنم از بی کسی
اسب سمند حسین
میل به پستی نما
رخش بلند حسین
دیــدار هـلال ماتم آمد
بـاید همگی سیه بپوشید

چه خوب شد عرفه دلبرم صدایــم کرد
خدا به خاطر اربــــاب این عطایـــم کرد
چه منتی که در این روز معرفت،اربـاب
به خـوان نعمت العفو خود گدایــم کرد

این روزها چه روزهای با عظمتی است ...
موسی (علیه السلام) به طور میرود ...
فاطمه (سلام الله علیها) به خانه علی (علیه السلام) ...
ابراهیم با اسماعیل (علیه السلام) به قربانگاه ...
محمد(صلی الله) با علی (علیه السلام) به غدیر ...
حسین (علیه السلام) با تمام هستیش به کربلا ...
عجیب بوی استجابت دعا می آید...
التماس دعا

جاذبه ی سیب ، آدم را به زمین زد
و جاذبه ی زمین ، سیب را !
فرقی نمیکند ؛
"سقوط"
سرنوشت ِ دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست ...

قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ
لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ
الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
بگو اى بندگان من كه بر خويشتن زياده روى
روا داشته ايد از رحمت خدا نوميد مشويد
در حقيقت خدا همه گناهان را مى آمرزد
كه او خود آمرزنده مهربان است
(سوره زمر-آیه 53)

آنگاه که لغزش ها روحت را آزرده ساخت،
در توبه به روی تو باز است
(سوره قصص- آیه 67)






جواني نزد شيخ حسنعلي نخودکي اصفهاني آمد،
و گفت : سه قفل در زندگي ام وجود دارد
و سه کليد از شما مي خواهم.
قفل اول اينست که دوست دارم يک ازدواج سالم داشته باشم.
قفل دوم اينکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
قفل سوم اينکه دوست دارم عاقبت بخير شوم.
شيخ نخودکي فرمود :
براي قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان.
براي قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان.
و براي قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.
جوان عرض کرد: سه قفل با يک کليد؟؟!
شيخ نخودکي فرمود:
نماز اول وقت شاه کليد است.
فواید روزه داری از نظر پزشکی:
بزرگان و پزشكان مسلمان و حتي غيرمسلمان هم در فوايد طبي روزه كتابها
نوشته و مقالات فراواني را به چاپ رساندهاند و به اين نتيجه رسيدهاند كه
هيچ دارويي براي بهبود مزاج انسان بهتر از روزه گرفتن نيست. زيرا پيامبر
(ص) فرمود: معده خانه هر دردي است و بسياري از مرضها ناشي از
پرخوري ميباشد و پرهيز كردن و كمخوردن سرآمد هر دارويي خواهد بود.
حكما گفتهاند هفتاد و چند نوع از بيماري
در اثر بيملاحظگي در غذاها و
زيادهروي در خوردن و آشاميدن است و بهترين راه جلوگيري از اين امراض
همانا امساك از خوردن و مخصوصا روزه گرفتن است.
با اين مقدمه بايد ذكر كنيم كه درباره
فوايد روزهداري از نظر علم پزشكي
بحثهاي زيادي شده است و امروزه با پيشرفت تكنولوژي و تحقيقات وسيع
و عميق ثابت شده است كه روزهداري،در مجموع براي سلامت بدن ضروري
است، و حتي در كشورهايي كه اعتقادي به اين مسأله ندارند، پزشكان
براي درمان بعضي از بيماران از رژيم غذايي "چند ساعت ناشتابودن" براي
مدت محدودي استفاده ميكنند.
روزهداري در واقع يك استراحت كلي براي بدن و همانند خانهتكاني و
غبارروبي و پاكسازي و نظافت كل سيستمهاي بدن انسان است. همانطور
كه قلب انسان لحظهاي كار ميكند و لحظهاي استراحت، بدن انسان هم
بعد از 11 ماه كار مداوم، نياز به يك استراحت يك ماهه دارد.
امروزه علم پزشكي ثابت كرده است كه در
رژيم غذايي روزهداري، چربيهاي
اضافهبدن تحليل ميرود، چاقي بيرويه و مضر كاهش مييابد، فشار روي
مفاصل كمر و اندامهاي تحتاني كم و دستگاههاي قلبي و عروقي و
گوارشي تنظيم و تعديل ميشوند دستگاه دفاعي بدن نيز به حالت آماده
باش درميآيد، تقويت و تنظيم ميشود.
يكي از دستاوردهاي مهم علم پزشكي نشان
ميدهد كه با روزهداري،
موادي در بدن به وجود ميآيند كه خيلي بيشتر از حد معمول است و اين
مواد نقش عمدهاي در پيشگيري از عفونتهاي ميكروبي و ويروسي و از بين
بردن سلولهاي سرطاني دارند.
چون در حالت عادي بسياري از اين ميكروبها و ويروسها در بدن، به حالت
نهفته و نيمه فعال قرار دارند و وقتي بدن انسان ضعيف ميشود، آنها
فعاليتهاي شديدي را شروع ميكنند و شروع به تخريب مينمايند. با
روزهداري مواد از بين برنده اين موجودات مزاحم در بدن افزايش مييابد و
شروع به حذف و نابودي آنها مينمايد.
در واقع بايد گفت روزهداري سبب پاكسازي
كلي بدن ميشود و انسان را
آماده ميسازد تا در مقابل بسياري از خطرات و بيماريها مصون بماند.
در اين ماه، بدن تحت تأثير فشارهاي مختلف
روحي و جسمي قرار ميگيرد
و به اصطلاح استرسهاي مختلفي به بدن وارد ميشود و بدن
عكسالعملهاي متفاوتي از خود نشان ميدهد. اين در تنگنا قرارگرفتن و
دچارمضيقه شدن و تحمل استرسهاي مختلف، در واقع امتحان و محكي
است براي انسان كه بنيه او خصوصا بنيه دفاعياش چگونه است؟
در پاسخ به اين سوال بايد گفت كه: فقر و محروميت غذايي كه در اثر روزه
ماه مبارك رمضان ايجاد ميشود، تأثير بسيارمثبتي در تقويت قواي روحي
ورواني دارد و به شخص اعتمادبهنفس و اطمينان ميدهد تا در مقابل
بسياري از خطرات روحي ، جسمي و محروميتها مقاومت نمايد و شخصي
با ثبات و متكي به اراده به وجود آورد تا در مقابل استرسها و فشارهاي
روحي و اجتماعي تاب وتوان كافي را به دست آورد و دست به رفتارهاي
نادرست وناهنجار نزند.
روزه اثرات زيادي بر روي اركان بدن دارد
كه بايد اطبا و پزشكان كتابها و
مقالهها در مورد آن بنويسند اما در يك كلام ميتوان گفت روزه،
حلول تندرستي در بدن انسان ميباشد.

حضرت امير المؤمنين (عليه السّلام ):
روزى رسول خدا (صلّى اللّه و عليه و آله)براى ما خطبه اى خواند و در آن خطبه فرمود:
اى مردم ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به سوى شما روى آورده،
ماهى كه نزد خدا بهترين ماهها،و روزهايش بهترين روزها،
و شبهايش بهترين شبها و ساعاتش بهترين ساعتهاست،
نفسهاى شما در آن ماه پاداش تسبيح،و خواب شما ثواب عبادت،
و اعمال شما پذيرفته،و دعاهاى شما مستجاب است،
همانا بدبخت و بدعاقبت كسى است
كه در اين ماه بزرگ از آمرزش خدا محروم شود.
(وسائل الشيعة ج : 10 ص : 314)

از عرش صدای ربنا می آید
آوای خوش خدا خدا می آید
فریاد که درهای بهشت باز کنید
مهمان خدا، سوی خدا می آید

خدا گفت:
ای فرزند آدم...
من تو را آفریدم و از حال درون تو با خبرم...
اسرار تو را میدانم و بر ملا نمیکنم...
تنها کسی هستم که مطمئنی به تو خیانت نمیورزم؛
از تو کوچکتر نیستم و هیچگاه پایان نمیپذیرم!
سر چشمه و منبع تمام عشق ها و محبت ها منم...
تو را برای خودم درست کردم و پرداختم...
به من روی آور و با من انس بگیر!
از دیگران بگریز و در من بیاویز؛
تو مال منی... نه از آن دیگران...
اگر یک قدم به سوی من بیایی،
ده قدم به سوی تو خواهم برداشت!
ای فرزند آدم ...
دل تو حرم من است،
جان تو منزلگاه عشق من است،
چگونه در این منزلگاه محبت دیگران را پذیرایی می کنی؟
وجود تو فرش قدمهای یاد من است،
به من اعتماد داشته باش، از من مگریز،
زبانت را با نام من، دلت را با عشق من و قلبت را با یاد من تازه کن ...
ای فرزند آدم ...
من سخنانت را می شنوم،
وقتی که با من حرف می زنی و درددل بازمی گویی ؛
تو نیز سخنان مرا در کتاب من بخوان!
که فرشتگانم بر تو فرود آورده اند !
اگر با من انس بگیری...
تو را از همگان بی نیاز می کنم...
و اگر با غیر من مأنوس شوی،
در هر کاری محتاج و گرفتار خواهی ماند...!
از کسی جز من بیم نداشته باش و مهراس ...
در خلوت خود به اندیشه بنشین ؛
و در تنهایی خود سخنان مرا بشنو!
نعمتهای مرا بشمار و خطاهای خودت را به یاد آر،
مرا دوست داشته باش...؛
و محبتم را در دل دیگران نیز بیانداز،
مهربانیهای مرا برایشان بازگو کن ...
و سایه سار لطف مرا بر فراز وجودشان نشان ده...!
امام صادق علیهالسلام:
هر کس سه روزِ آخر شعبان را روزه بدارد و
آنها را به ماه رمضان متّصل کند،
خداوند برای او پاداش روزه دو ماه
پیاپی (رجب و شعبان)را مینویسد.
(بحارالانوار)
به پیامبر خدا گفتند: کدام روزه برتر است؟
فرمود: «روزه شعبان در بزرگداشتِ رمضان.»



پیش از اینها فکر میکردم خدا
خانه ای دارد کنار ابر ها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی از از تاج او
هر ستاره پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او آسمان
نقش روی دامن او کهکشان
رعد و برق شب طنین خنده اش
سیل و طوفان نعره ی توفنده اش
دکمه ی پیراهن او آفتاب
برق تیر و خنجر او ماهتاب
هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویربود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان دور از زمین
بود ،اما میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
هر چه میپرسیدم از خود از خدا
از زمین از اسمان از ابر ها
زود می گفتند این کار خداست
پرس و جو از کار او کاری خطاست
هر چه می پرسی جوابش آتش است
آب اگر خوردی جوابش آتش است
تا ببندی چشم کورت می کند
تا شدی نزدیک دورت میکند
کج گشودی دست ،سنگت می کند
کج نهادی پا ی لنگت می کند
تا خطا کردی عذابت می دهد
در میان آتش آبت می کند
با همین قصه دلم مشغول بود
خوابهایم خواب دیو و غول بود
خواب می دیدم که غرق آتشم
در دهان شعله های سرکشم
در دهان اژدهایی خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین
محو می شد نعره هایم بی صدا
در طنین خنده ی خشم خدا ...
نیت من در نماز ودر دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می کردم همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود ..
مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
تلخ مثل خنده ای بی حوصله
سخت مثل حل صد ها مسئله
مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود
تا که یک شب دست در دست پدر
راه افتادیم به قصد یک سفر
در میان راه در یک روستا
خانه ای دیدیم خوب و آشنا
زود پرسیدم پدر اینجا کجاست
گفت اینجا خانه ی خوب خداست
گفت اینجا می شود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند
با وضویی دست ورویی تازه کرد
گفتمش پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست ؟اینجا در زمین؟
گفت :آری خانه ی او بی ریاست
فرشهایش از گلیم و بوریاست
مهربان و ساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است
عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی
خشم نامی از نشانی های اوست
حالتی از مهربانی های اوست
قهر او از آشتی شیرینتر است
مثل قهر مهربان مادر است
دوستی را دوست معنی می دهد
قهر هم با دوست معنی می دهد
هیچ کس با دشمن خود قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی ست
تازه فهمیدم خدایم این خداست
این خدای مهربان و آشناست
دوستی از من به من نزدیکتر
از رگ گردن به من نزدیکتر
آن خدای پیش از این را باد برد
نام او راهم دلم از یاد برد
آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی نقش روی آب بود
می توانم بعد از این با این خدا
دوست باشم دوست ،پاک و بی ریا
می توان با این خدا پرواز کرد
سفره ی دل را برایش باز کرد
می توان در بارهی گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره صد هزاران راز گفت
می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد
می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت آواز خواند
می توان مثل علف ها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد
می توان در باره ی هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت
مثل این شعر روان و آشنا:
پیش از اینها فکر می کردم خدا ...
آنگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد
به یاد من باش
که من
همواره به یاد تو هستم
(سوره بقره-آیه 152)

برای امامت چیکار کردی؟

دارد زمان آمدنت دير مي شود ...
دارد جوان سينه زنت پير مي شود ...
تقصير گريه هاي غريبانه شماست ...
دنيا غروب جمعه چه دلگير مي شود...

