سلام!




خوبید ؟
چه خبر از امتحان ها؟
دوباره دی اومد و با خودش امتحان ها رو آورد!
از قرار معلوم همه دارن حسابی می خونن !!!!!!!! (چه عجیب!!!!)

بگذریم !!
دیروز پرده های پنجره اتاقم رو کنار دادم و نشستم توی طاقچه کنارش!!!
آخه هیچ جا مثل اونجا به ادم ارامش نمیده !! 1 بار امتحان کنید !!( البته وقتی که داره بارون میاد!!)
اون جا که نشسته بودم عسل 6 دفعه اومد سراغم و رشته ی افکارم رو پاره کرد !!! دیگه نزدیک بود از دستش بزنم زیر گریه که خدا رو شکر خالم زنگ زد و عسل رفت!!
( آخرش می گم عسل کیه!)
پشت پنجره داشتم آهنگ گوش می دادم و اصلا حواسم به توی کوچه نبود!!
1 لخظه به خودم اومدم دیدم 2 تا پسر وایسادن توی کوچه دارن دست تکون می دن و روی کاغذ آچار شماره نوشتن !!
با خودم گفتم اینا با کی هستن دارن این جوری دست تکون می دن؟؟ کسی که خونه نیست من تنها هستم!!
گفتم حتما توهم زدن دارن با دیوار دست تکون می دن!!
لحظه فکر کردم دیدم اینا دیونه نشدن دارن با من دست تکون می دن!!!
من که علم غیب نداشتم بدونم اگر افتاب بزنه هم توی خونه معلوم میشه!!!
خلاصه اومدم کنار و کلی به خودم خندیدم که اون بیچاره ها رو گذاستم سر کار !!
حالا شما یادتون باشه اگر خواستین برین پشت پنجره گول شیشه رفلکس ها رو نخورید!!!
خوب حالا عسل کیه؟؟؟!!!(من که هنوز به درون این موجود عجیب پی نبردم!!)
عسل خواهر بنده است که هیچ شباهتی به من نداره!!
ویژگی ها:
4 ساله با موهای تقریبا بور و چشم هایی به رنگ الماس( رنگ چشمی که مداوم تغییر می کنه!)
بسیار بسیار تیز و سریع!!
به شدت پررو و خراب کار و اعصاب خورد کن و سمج!!!
هرجا میره همه رو شیفته ی خودش میکنه!! ( من که از این شانس ها ندارم ! خدا بده شانس)
پسر خاله هام سرش دعواشون میشه!! بیچاره ها هنوز این موجود خبیص رو نشناختن!!
القاب:
دردانه ی بابا ، عسل بابا ، دختر بابا ، دختر مامان ، عروس عمه و...
با من:
من به شدت ازش می ترسم – با هم مثل کارد و پنیر می مونیم – و........
یه جایی که میریم دعوا درست می کنه و بعدش خودش میاد مظلوم نمایی میکنه!
کسی نمیتونه بهش بگه تو ( باید بهش بگیم شما!!!)
و......
بسه دیگه من از دوستام هم انقدر تعریف نمی کنم که از عسل (!!!) تعریف کردم!!
ولی خداییش تخلیه شدم!
خوب دیگه من برم که پس فردا امتحان عربی دارم!!
راستی نظر بدین که من چطوری روابط صلح آمیز با عسل داشته باشم؟
بای!!
باران که می بارد تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است که می گویم:من تنها نیستم ، تنها منتظر زیر بارانم!
نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!!!



......