..
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مثـل آئــیـنہ مشــو محــو جــمال دگــران
از دل و دیـــدہ فرو شـــوی خـیــال دگران
آتش از نـــالہ مــرغــان حـرم گیر و بـسوز
آشـــیـانــی کہ نـــهادی بہ نـــهال دگران
در جهان بـــال و پــر خویش گشودن آموز
کـــہ پـــریــدن نــــتـوان با پـر و بـال دگران
مرد آزادم و آن گــــونــــہ غـــیـورم کـہ مرا
مــــی تـــوان کشت بیک جـام زلال دگران
ایکہ نــــزدیـــک تــر از جـانی و پنهان ز نگہ
هــــجــر تـــو خــوشتـرم آید ز وصال دگران
...
حرف آمدنشان شادت می کند
و ماندنشان ...
با دلت چنان می کند
که هنوز نرفته ...
دلتنگشان می شوی !
پروانه پشت پیله اش ، حس کرد راهی هست و رفت !
شاید به راه بسته هم ، باید امیدی بست و رفت !
شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم
ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم
نیست از هیچ طرف راه برون شد ز شبم
زلف افشان تو گردیده حصارم چه کنم
از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند
سخت دلبسته ی این ایل و تبارم چه کنم
من کزین فاصله غارت شده ی چشم تو ام
چون به دیدار تو افتد سرو کارم چه کنم
یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است
میله های قفسم را نشمارم چه کنم
3>
گاهی می افتد توی فنجان دل ما
حل می شود آرام ... آرام ...
بی آنکه اصلا ما بفهمیم
و .....
روحمان سر می کشد آن را .....
عاشق می شوی به همین سادگی♥ !!
بازگشت!
اومدم که بمونم !
مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدی ست ؛ بد ست
و نه چون نسبت سودش به ضرر ؛ یک به صد ست
طفل معصوم به دور سر من می چرخید ؛ به خیالش قندم
یا که چون اغذیه مشهورش ؛ تا به آن حد گندم
ای دو صد نور به قبرش بارد ؛ مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد ؛ مگسی را کشتم
روحش شاد"حسین پناهی"
- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
باد اومد و تو جنگلا قدم زد
اسم تو رو از همه جا قلم زد
ببین جدایی چه به روزش آورد
چه سرنوشتی که براش رقم زد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ترانه
سمیرا بهت ایمیل زدم ولی فک کنم جیمیل باز نشه یه خبر از ما بگیر خیلی وقت خبری ازت نیست
===========================================----------ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تا تو با منی زمانه با من است
بخت و کام جاودانه با من است
تو بهار دلکشی و من چو باغ
شور و شوق صد جوانه با من است
یاد دلنشینت ای امید جان
هر کجا روم روانه با من است
ناز نوشخند صبح اگر توراست
شور گریه ی شبانه با من است
برگ عیش و جام و چنگ اگرچه نیست
رقص و مستی و ترانه با من است
گفتمش مراد من به خنده گفت
لابه از تو و بهانه با من است
گفتمش من آن سمند سرکشم
خنده زد که تازیانه با من است
هر کسش گرفته دامن نیاز
ناز چشمش این میانه با من است
خواب نازت ای پری ز سر پرید
شب خوشت که شب فسانه با من است
اندوه
نه چراغ چشم گرگی پیر،
نه نفس های غریب کاروانی خسته و گمراه،
مانده دشت بیکران خلوت و خاموش،
زیر بارانی که ساعت هاست می بارد؛
در شب دیوانه غمگین،
که چو دشت او هم دل افسرده ای دارد.
در شب دیوانه غمگین،
مانده دشت بیکران در زیر باران، آه، ساعت هاست
همچنان می بارد این ابر سیاه ساکت دلگیر.
نه صدای پای اسب رهزنی تنها؛
نه صفیر باد ولگردی،
نه چراغ چشم گرگی پیر.
چونک فردا شهیم در همه مصر چه غم امروز اگر به زندانیم
عجب جمله ای گفتم قدرشو بدونین![]()
| تو چه دانی که ما چه مرغانیم | هر نفس زیر لب چه می خوانیم | |
| چون به دست آورد کسی ما را | ما گهی گنج گاه ویرانیم | |
| چرخ از بهر ماست در گردش | زان سبب همچو چرخ گردانیم | |
| کی بمانیم اندر این خانه | چون در این خانه جمله مهمانیم | |
| گر به صورت گدای این کوییم | به صفت بین که ما چه سلطانیم | |
| چونک فردا شهیم در همه مصر | چه غم امروز اگر به زندانیم | |
| تا در این صورتیم از کس ما | هم نرنجیم و هم نرنجانیم | |
| شمس تبریز چونک شد مهمان | صد هزاران هزار چندانیم |
عطشي تمام وجودم روفراگرفته ميخوام شاد باشم ولي نميتونم تنهاشدم نه بابا ازاولم تنهابودم فكرميكردم تنها نيستم ولي هرچي ميخوام فراموشش كنم بازم نميشه كاش ميشد فراموشي بگيرم شايد ازيادم بره
قاصدک
شعرمراازبرکن.
برو ان گوشه باغ.
سمت ان یاس سپید.
وبخوان در گوشش.
وبگو باورکن
یک نفریاد تورا
لحظه ای از یاد نخواهد برد

چه عشقی دارم اون روز که گردونه نگرده
پس نتیجه میگیریم که من نباید از بد بیاریها فاصله بگیرم
اگه حتی یه روز صبح پاشم ببینم خورشید در نیومده نبایدشک کنم ساعتم خراب شده چون در مقابل بد بیاریهام این یه اتفاق عجیب نیست![]()
ـــــــــــــــ------------------ــــــــــــــــــــــــــ------------------ــــــــــــــــــــــــ---------
دل از درد عشقم یه دریای خونه
می خوام با تو باشم ، می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه
من از سبزه سبزم ،ولی خسته خسته
من از شهر عشقم ،ولی دل شکسته
می گفتم یه ابری ، یه هم رنگ بارون
یه بارون رحمت ، واسه سبزه زارون
می خوام با تو باشم ، می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه
می خواستم بگم من که عاشق ترینم
تو فرصت ندادی . تو فرصت ندادی . تو فرصت ندادی
می خواستم بگم من که عاشق ترینم
تو فرصت ندادی . تو فرصت ندادی . تو فرصت ندادی
حقیقت چه تلخه . چه تلخ شکستن
نمیدانی...
هیچــکس نمــی دانـــد...!
پشت ایــن چهــره ی آرامـ در دلــــم چه میگــذرد...!
نمـی دانـی...!
کســی نمـی داند.....!
ایــن آرامش ظاهــــــر و این دل نـــــــا آرام...!
چقــدر خسته امـ میکنــد...!
________________
شب تاریک مرسی بابت پستایی ک گذاشتی. نبینم دلگیر باشیا :)
قاصدک بیشتر بیا دلم تنگ شده واسه پستات :)
اونقدربي حالم كه دلم ميخواد كنج اتاق بشينم هيچ جا نرم
اونقدردلم ميخواد داد بزنم بگم خدااااااااااااااااااااااااا
چرامن اينقدر تنهام واسه همين حال ندارم زياد بيام ببخشيد
فرض كن حضرت مهدي به تو ظاهرگردد
ظاهرت هست چنانيكه خجالت نكشي
باطنت هست پسنديده ي صاحب نظري
خانه ات لايق اوهست كه مهمان گردد
لقمه ات درخوراوهستكه نزدش ببري
پول بي شبهه وسالم زهمه داراييت
داري انقدركه يك هديه برايش بخري
حاضري گوشي همراه توراچك بكند
باچنين شرط كه درحافظه دستي نبري
واقفي برعمل خودتوبيش ازدگران
ميتوان گفت تو راشيعه اثني عشري
سهراب
اگراون الان بود به نظرشماچي ميگفت؟
به نظرشماميگفت آب راگل نكنيم
اصلا آب تميزي هم مگه مونده
به نظرشما ميگفت چترهارا ببنديم وزيرباران برويم
اون هم زيراين بارون سمي
اصلا مگه ديگه كفتري مونده كه ازآب رودخانه ها آب بخوره
اصلامگه سيره اي هم هست كه حوصله ي پرشستن داشته باشه
اصلا ديگه درويشا هم الان نون خشك نميخورن چون فست فوداومده
اصلا به نظرشما كسي بودكه صفا داشته باشه
اصلامگه مردم بالادست ديگه حال باصفابودن دارن
كسي حال نداره 5دقه باخانوادش صحبت كنه
چه برسه به اينكه مردم شهر به يك چينه چنان بنگرند
اصلا كسي ديگه موسيقي گوش نميكنه چه برسه به خاك
اصلا به نظرشما سهراب اگرالان بود شعرميگفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوتهاي كوتاه وزيبا
هركه امروزتوراديدبه فردانرسد
عشق يعني
عشق يعني باجهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها باچشم تر
عشق يعني سربه دارآويختن
عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني درجهان رسواشدن
عشق يعني مست وبي پرواشدن
عشق يعني سوختن يا ساختن
عشق يعني زندگي راباختن
عشق
چون مزرعهه تشنه به باران برسيم
يامن برسم به يار يا يار به من
ياهردوبميريم وبه پايان برسيم
بی خیال بد بیاری
ذره ذره میتکید ، قطره قطره میچکید!(ستار)
صداش هنوز تو گوشم اعصابم خورد کرده
شما نمیشناسینش یه بنده خدایی
یکی نیست بهش بگه این درست که ۵تا انگشت یه اندازه نیست ولی اخه چرا من باید همیشه انگشت کوچیکه باشم
بهم میگه نیمه پرلیوان ببین بابا دوست عزیز من کلا لیوان ندارم
اخرین بار به یه بنده خدا گفتم که دلم مثل یه لیوان شیشه ای نشکنیش
وقتی داشت میرفت دلم مثل یه لیوان یه بار مصرف پرتاب کرد تو سطل اشغال
و هنوز هم به نظرمن بی رحم ترین موجود دنیا ساعت
اینجوری نبینید خودشو به موشمردگی زده تمام روزای من و مثل خوره داره می خوره
اما به قل رضا یزدانی
...اگه عاشقت نبودم، پا نمي داد اين ترانه
بي خيال بد بياري، زنده باد اين عاشقانه
خط موشکو تو دستت، نسل من خط کشي مي کرد
واسه انفجار قلبت، شعر من خودکشي مي کرد
جعبه جعبه استخونو،غم پرچماي بي باد
کودکيه نسل ما رو به قرنطينه فرستاد....
اون ...
قبلنا میدونستم اگه پیداش نیس
اگه تو اددلیستم نیست
اگه بینمون سکوت سنگیینه
حداقل پستامو میخونه
وب لاگو بی نشونه چک میکنه
میفهمه ...
اما الان
دلم تنگه بی اون ک بدونم
حتی به یادم هست یا نه !
... .
.
.
زندگی
چه قدر
بازی میده
آدمارو ...
ياد
هرچي محبت مي ديدم ازتوبي وفايي بود
يادت ميادتورفتي وبه آرزوهات رسيدي
به سادگي روياهام يه خط قرمزكشيدي
اگرچه يادت نمياداماميخوام دعات كنم
برنمي گردي ولي من بازم ميخوام صدات كنم
سلام ببخشيد اگه پس ازديدن اسم من تونويسنده هاخيلي ديرمطلب گذاشتم
بارون
آدموحالي به حالي ميكنه
كوچه هارنگ زمستون ميگيرن
شيشه هابخاربارون ميگيرن
آدماچتراشونوواميكنن
گريه ي ابروتماشاميكنن
نميخوان مثل درختاتربشن
ازدل قطره هاباخبربشن
نميخوان بي هواخيس آب بشن
زيربارون بمونن خراب بشن
دل شکسته
وقتی داغونی
وقتی بغض داری
تظاهر کنی شادی
چه قدر سخته...............
:(
ساعت های تنهایی خود را تعریف کنید(2نمره)
هر روز که میگذره نمیدونم یه روز به عمرم اضافه شده یا یه روز از عمرم کم(البته اینرو یه جا شنیدم)
دلم تنگ واسه خیلی چیزا...
دلم گرفته از خیلی چیزا...
حوصله پرکردن جای خالیهارو ندارم
مهم نیست من به نمره نوشتن اسمم بالای برگه اکتفا میکنم





‡♥ ς д μ † Я д ♥‡