قصه ی عشق ما چیییی شده...خدا جووون یکار کن دیه میبینی عاشق همیم اونوقت کاری نمیکنیی...![]()
ب هر حال خدایی شکرت ![]()
![]()
خدااایاااااااااااااا خودت بهم رحم کن...
ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر
امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی ، سایه از سر من تا سپیده مگیر
ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم ، وقت دیدن او ، راه دیده مگیر
دل دیوانه ی من به غیر از محبت گناهی ندارد ، خدا داند
شده چون مرغ طوفان که جز بی پناهی ، پناهی ندارد ، خدا داند
منم آن ابر وحشی که در هر بیابان به تلخی سرشکی بیفشاند
به جز این اشک سوزان ، دل نا امیدم گواهی ندارد ، خدا داند
ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر
دلم گیرد هر زمان بهانه ی تو ، سرم دارد شور جاودانه ی تو
روی دل بود به سوی آستانه ی تو
چو آید شب، در میان تیرگی ها، گشاید پر، روح من به شور و غوغا
رو کند چو مرغ وحشی ، سوی خانه تو
خدایا قرارمون یادت ک نرفته؟؟؟امشب ... منتظرماا...این هواا یجورایی انگاار حرفای تواا خدا جوونم...پس صدامو میشنویی....منتظرم خدا جونم...
تو با من بمون تا ته این سفر من این ماه و ماه عسل میکنم
همیشه دعای من پشت سرشون بود اما از حالا از خدا میخوام ک جدایی و تحربه کنن وقتی از حدایی من تو دلشون قند اب میشه...
هرچند خدا اگه صدای منو میشنید من الان اینجااا نبودمم...
عشقم میدونم من و تو ب هم میرسیم این دنیا نشه اون دنیااا برای همیشه ب ارزومون میرسیم و با هم زندگی میکنیم جتی اگه مجبور شیم این دنیا رو با کسی دیگه سر کنیییم...
خدایا ازت خیلییییییی نارااحتم٬بعد ۳٬۵ سااااال و این همه عشقو وابستگی و خاطره اونم نه ب خواست خودمون ب زور اجبار جدامون کردیییییییییی...
خداااااااااااااااایاااااااااااااا اینقد زل نزن نگام نکن ی کاری کن براااااااام خسته شدم.........کی میرسه روزای خوووووووووب...
قصه عشق من تمووووووووم شد
نذاشتن با هم باشیم و ایندمون و با هم بسااازیم...از خدا خیلی ناراحتم...
امرووووز برای اخرین بار دیدمش...
خداحافظی خیلی سختی بووود...
خدااایااااا
ترسم از تموم شدم روزای خوب...![]()
تو دلم ی چیزییه ک فقط خدای خودم میدونه امیدوارم خدا جوونم...![]()
خیلیییییییییییییییییییی حس خوبیههههههههههههههههههههههههههههه![]()
خداااااااااااااایاااااااااااااااا اگه میشههههههههههه اونی ک ازش میترسم اتفاق نیوفته خواهشششش میکنم التماس میکنم بذار عشقمون و ب هم همیشه تا اخر عمر در کنار هم ابراز کنیم...خواهش میکنم...
بهت بدجوری وابسته ام که اینجوری بهم ریختم
همه حرفامو تا امروز نگفتم
تو دلم ریختم
تو پیشم نیستی و هرشب دارم از غصه می پوسم
دلم میگیره وقت خواب
که چشماتو نمی بوسم
چه لحظه های بیرحمی داره صبرم تموم میشه
تو نیستی و یه روزخوش
تو دنیا آرزوم میشه
تمام سهم من از تو همین بوده که تنهاشم
روزایی که تورو می خوام
فقط دلتنگ تو باشم
.
.
.
نمیشه زندگی بی تو هنوزم باورش سخته
تو رفتی و خیال ِ تو
هنوزم روی این تخته
تو این خونه بدون تو شبا تاریکتر میشه
جای خالی آغوشت
به من نزدیکتر میشه
همش حس میکنم کم کم دارم از یاد تو میرم
چه سخته درک این احساس
که دستاتو نمی گیرم بهت بدجوری وابسته ام که اینجوری بهم ریختم
همه حرفامو تا امروز نگفتم
اخه دیشب هرسم دادی منم اس دادم فردا کنسل...اس دادی و حوابتو ندادم...گفتی فردا میبینمت منم ج ندادم:(
الان غرووورم نمیذارههههه بگم میاااام:(
ی دل میگه بیاااااااااام ی دل میگههه نیااااااااام![]()
نفس نفسم تورو داد میزنه
امیدوارم اون چیز بدی ک قرار اتفاق بیوفته واسمون نیوفته عشقم من بی تو نمیتونم![]()
وقتی اشکم روی زمین میریخت تو ندیدی ک چگونه میگریم!!تو دلم را با بی کسی تنها گذاشتی و چشمانم را ب انتظار نگاهت گریان..کاش بفهمی معنای نگاهم را و انتظارم و پایان بخشی