شهريور هم تمام شد...
شهريور هم دارد تمام مي شود ... ماه من بوي پاييز مي دهد... بوي باران... حس سردي اول صبح... كوتاه شدن روزها ... كمرنگ شدن خورشيد .... حس شروع همه چيز از اول ... شروع قرار مدارهاي يك ماهه را با خودم ... دلم مي خواد به خودم برسم ... بالاخره بفهمم چي هستم و چه كاره هستم... سال ديگر...سلام به سي سالگي باشد سلام به نعيمه واقعي ....
قرار اول:
گاهي خوب است براي اينكه ديگران حس بهتري كنند خودت را به ندانستن بزني ، بگذاري كمي برايت حرف بزنند، بگذاري حس خوبي بهشان دست بدهد... اما .... اگر اين گاهي بشود تمام اوقات زندگيت .... انوقت تو خنگ ترين ، ساده لوح ترين ، مزخرف ترين آدم دنيا لقب مي گيري!!!!
قرار اولم اين است تا يك ماه افكار خودم رو به زبان بياورم بدون خود سانسوري ....بدون كات كردن ريز و درشت فكرام ... بدون از خودم گذشتن
خدايا شكر بابت باران، بوي خاك و خنكي هوا. خدايا شكر بابت همه نداده هايت !!!
پي نوشت : خانه مجازي جديدي يافته ام... اين آخرين پستم خواهد بود .... دليلش را فلسفه همين قرار اول بدانيد ... :)
... حتی باید خوده واقعی مون رو قایم کنیم تا بالاخره یکی بیاد و ما رو بپسنده 





اینجا از همه چیز خواهیم نوشت!