شعری زیبا از نسیم شمال

 

شعری زیبا از نسیم شمال:

 

دست مزن! چشم، ببستم دو دست

راه مرو! چشم، دو پایم شکست

حرف مزن! قطع نمودم سخن

نطق مکن! چشم، ببستم دهن

هیچ نفهم! این سخن عنوان مکن

خواهش نافهمی انسان مکن

لال شوم، کور شوم، کر شوم

لیک محال است که من خر شوم

چند روی همچو خران زیر بار؟

سر زفضای بشریت برآر


(۱) در سال ، 52 جمعه داریم و میدانید جمعه ها فقط برای استراحت است. به این ترتیب 313 روز می ماند.

(2)حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است و چون هوا گرم است مطالعه دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین 263 روز دیگر ، باقی می ماند.


(3) در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا 122 روز میشود   بنابراین 141 روز باقی می ماند

(4) ما سلامتی جسم و روح ، روزانه یک ساعت را می طلبد که جمعا 15 روز میشود. پس 126 روز باقی می ماند.


 (5) طبیعتا دو ساعت در روز برای خوردن غذا اعم از صبحانه ، نهار و شام لازم است که در کل 30 روز میشود. پس 96 روز دیگر باقیست.


(6) یک ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی با دیگران و البته پشتیبان ضروری است. چرا که انسان موجودی است اجتماعی ، و این خود 15 روز از کل سال است.بنابراین 81 روز از سال باقی می ماند


(7) روزهای امتحان دست کم 45 روز از سال را به خود اختصاص میدهد و نظر به حجم و خستگی ناشی از امتحان ، 36 روز دیگر باقی می ماند.


 (8 ) تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف که دست کم 30 روز در سال است. مگر میتوان در این اعیاد وقت را به مطالعه گذراند؟ پس 6 روز باقیست.


(9) در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی می ماند

)10) سینما رفتن و سایر امور شخصی هم لااقل دو روز از سال را در بر میگیرد پس فقط یک روز دیگر باقیست.


(11) یک روز باقیمانده هم همان روز تولد شماست


یک روز از بهشتت

 دزدیده ایم یک سیب

 عمری است در زمین ات

هستیم تحت تعقیب



 خوردیم در زمین ات

 این خاک تازه تاسیس

 از پشت سر به شیطان

 از روبرو به ابلیس



 از سکر نامت ای دوست

 با آن که مست بودیم

 مارا ببخش یک عمر

 شیطان پرست بودیم



 حالا در این جهنم

 این سرزمین مرده

 تاوان آن گناه و

 آن سیب کرم خورده



 باید میان این خاک

 در کوه و دشت و جنگل

 عمری ثواب کرد و

 برگشت جای اول ...



ملا سوار خر شد گفتند این سیاسی ست

بایرامقلی پدر شد گفتند این سیاسی ست





در داستان گلعنبر نُه بار بچّه زایید

نُه تا همه پسر شد گفتند این سیاسی ست





دل می خورند و قلوه خوبان شهر با هم

تا شام ما جگر شد گفتند این سیاسی ست


ادامه نوشته

معماهاي پيامبران



معماهاي پيامبران

ادامه نوشته

معماهای مربوط به قرآن



معماهای مربوط به قرآن

ادامه نوشته

اطلاعات قرآنی



اطلاعات قرآنی


عروس قرآن : سوره الرحمن

بزرگترین سوره : سوره بقره

بزرگترین آیه : بقره / 282

کلمه وسط قرآن : ولیتلطف /کهف / 19

بزرگترین کلمه قرآن : فاسقیناکموه/ حجر / 22

اولین سوره که نازل شد : علق

تعداد سوره های قرآن :  114

تعداد حزب قرآن : 120

تعداد حروف قرآن : 323671

تعداد بسمله قرآن : 114

سجده های مستحب قرآن : 11 آیه

س
وره ای که حرف  فا در آن نیست : سوره حمد

سوره ای که در تمام آیاتش کلمه  الله  است : مجادل
ه

امیدبخش ترین آیه : قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لاتقنطوا من رحمه الله

قلب قرآن : سوره یس

کوچکترین سوره : سوره کوثر

کوچکترین آیه : طه

حرف وسط قرآن : تا

کوچکترین کلمه قرآن :با بسمله

آخرین سوره که نازل شد
: نصر

تعداد جز قرآن : 30 جز

تعداد کلمات قرآن :    77437

تعداد آیات قرآن :  6236

تعداد حروف مقطعه : 71  در آغاز 29 سوره

مهمترین آیه قرآن : آیه الکرسی

س
وره ای که حرف  میم  در آن نیست : کوثر (به غیر از بسمله)

عدالت آمیزترین آیه : ان الله یامر بالعدل و الاحسان

ت
رس آورترین آیه : فمن یعمل مثقال ذره شراً یره

دشتها آلوده ست   


دشتها آلوده ست                                                     

در لجن زار، گل لاله نخواهد روئید .  

در هوای عفن ، آواز پرستو به چه کارت آید ؟

فکر نان باید کرد

و هوایی که در آن نفسی تازه کنیم

گل گندم خوب است. 

گل خوبی ، زیباست

ای دریغا که همه مزرعه دلها را

  ، علف هرزه کین ، پوشانده ست

هیچکس فکر نکرد

 که در آبادی ویران شده

دیگر نان نیست

وهمه مردم شهر بانگ برداشته اند   که چرا سیمان نیست

و کسی فکر نکرد

که چرا ایمان نیست

و زمانی شده است

که به غیر از انسان

هیچ چیز ارزان نیست.

نحوه تفکر انسان‌های فقیر و ثروتمند


نحوه تفکر انسان‌های فقیر و ثروتمند


۱- آدمهای ثروتمند معتقدند: من زندگی خویش را می‌سازم آدمهای فقیر معتقدند: زندگی من تصادفی پیش می‌رود.



۲- آدمهای ثروتمند بر روی فرصت‌ها تمرکز می‌کنند. آدمهای فقیر بر روی موانع تمرکز می‌کنند.



۳- آدمهای ثروتمند، افراد موفق و ثروتمند را ستایش می‌کنند. آدمهای فقیر از آدمهای ثروتمند بیزار و متنفرند.



۴- آدمهای ثروتمند با آدمهای مثبت و موفق معاشرت می‌کنند. آدمهای فقیر با آدمهای منفی و شکست خورده معاشرت می‌کنند.



۵- آدمهای ثروتمند ترجیح می‌دهند تا بر اساس دستاورد‌ها به آن‌ها پول پرداخت شود. آدمهای فقیر ترجیح می‌دهند تا بر اساس

زمان به آن‌ها پول پرداخت شود.


۶- ثروتمندان پول و سلامتی را با هم می‌خواهند. فقیران می‌پرسند که پول یا سلامتی را بخواهند.



۷- آدمهای ثروتمند برخلاف ترسی که دارند دست به عمل می‌زنند. آدمهای فقیر به ترس اجازه می‌دهند که متوقفشان کند.



۸- آدمهای ثروتمند همیشه در حال رشد کردن و یاد گرفتن هستند. آدمهای فقیر فکر می‌کنند که همه موارد را می‌دانند

انشا یک بچه دبستانی در مورد خارجی ها(طنز)


انشا یک بچه دبستانی در مورد خارجی ها(طنز)


پدرم همیشه می‌گوید:"این خارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده‌اند"البته من هم می‌خواهم درسم رابخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم.

ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج ‌می دانم.تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برای همین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد. او می‌گوید: "در خارج آدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند"مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد... البته آن قسمت‌های بی‌تربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا.

 اما در ایران هر آدم لاغر مردنی را می گذارند مدیر بشود. خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند. همین برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند.

ما اصلن ماهواره نداریم.اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامه‌های علمی آن را نگاه می‌کنیم. تازه من کانال‌های ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکایی‌ها بر خلاف ما آدم‌های خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل می‌کنند و بوس می‌کنند. اما در فیلم‌های ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم می‌نشینند. همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.
در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی‌شود و نخبه‌های علمی کشور مجبور می‌شوند فرار مغزها
کنند. اما در خارج کفش می‌شوند.مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان می‌دهد که از یک خانواده‌ی کارگری بوده، اما تا می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم برق را اختراع می‌کند.

پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شب‌ها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.از نظر فرهنگی ما ایرانی‌ها خیلی بی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را هم کلاً تعطیل کرده‌ایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که در خارج جمعه‌ها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌های پسر همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است.

ما ایرانی‌ها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید "تو به خر
گفته‌ای زکی". ولی خارجی‌ها تیز هوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه
بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه
مردم کلی کلاس زبان می‌روند و آخرش هم بلد نیستند یک جمله‌ی ساده مثل
I lav u
بنویسند. واقعن جای تعسف دارد.

این بود انشای من