فناوری اطلاعات 3

اینجا داشتن طریقه ساخت وبلاگو آموزش میدادن

منه پا شکسته هم فقط نگاه کردم

فناوری اطلاعات2

cookies ها فایل های متنی کوچکی هستند که در زمان مراجعه به سایت مورد نظر میزان علایق ما نسبت به سایت ها ثبت میشود

internet options     privecy            select a setting for the internet zone

اینترنت آپشن         سکوریتی          restricted site

اینترنت آپشن     کانکشن       لان ستینگ

 

فناوری اطلاعات

آی پی متشکل از چهار سری عدد است که هر سر بین 0تا255حاصل میشود 

آی پی ایستا یا متحرک 

ایستا هیچوقت عوض نمیشود 

متحرک یا پویا هر بار توسط آی اس پی تعریف میشود 

whatismyipaddres.com 

ازین طریق میتوان آی پی خود را فهمید 

سپندارمذگان(اسپندارمذگان)

29بهمن مصادف با پنجمین روز(اسپند)از ماه اسفند(اسپند)

روز عشق ایرانی سپندارمذگان یا اسپندار مذگان را به

تمام هموطنان عزیز شادباش میگویم

همین!!!!!!!!!!

بعضی چیز ها را باید بنویسم،

نه برای اینکه همه بخونن و بگن عالیه،

برای اینکه خفه نشم

همین!!!!!!!!!!!

جشن سده،جشن بزرگ آتش در ایران

جشن «سَدَه» بزرگ‌ترین جشن آتش و یکی از کهن‌ترین آیین‌های شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه، همه مردمانِ سرزمین‌های ایرانی بر بلندای کوه‌ها و بام خانه‌ها، آتش‌هایی برمی‌افروخته و هنوز هم کم‌وبیش بر می‌افروزند. مردمان نواحی مختلف در کنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را می‌کنند. همچنین در برخی نواحی، به جشن‌خوانی، بازی‌ها و نمایش‌های دسته‌جمعی نیز می‌پردازند.

جشن سده یک جشن ملی ایرانیان است و اختصاص به یک دین و گروه ویژه ندارد

این جشن را به همه ایرانیان تبریک می گویم.

خوشگلی

میدونی،

خوشگلی در اصل هیچ ارتباطی به قیافه نداره....

درباره رنگ مو،سایز و شکل نیست!

همه چی فقط به نوع راه رفتن و صحبت کردن و فکر کردن آدم بستگی داره!

یک دوست......

دلم نه عشق می خواهد.....

نه دروغهای قشنگ............

نه ادعای بزرگ..................

نه بزرگ های پر ادعا...........

دلم یک فنجان قهوه میخواهد...........

و یک دوست...........

که بشود با او حرف زد............!

دنیا پشتمه وقتی هستی

ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ : ﭘﺪﺭ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﺷﻮﻧﻪ ﭘﺴﺮ ﻭ ﺍﺯﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺗﻮ ﻗﻮﯾﺘﺮﯼ ﯾﺎ ﻣﻦ؟ ﭘﺴﺮ ﮔﻔﺖ:ﻣﻦ ! ﭘﺪﺭ ﺑﺎ ﮐﻤﯽ ﺩﻟﺸﮑﺴﺘﮕﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺗﻮ ﻗﻮﯾﺘﺮﯼ ﯾﺎ ﻣﻦ؟ ﭘﺴﺮ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ! ﭘﺪﺭ ﺑﺎ ﺩﻟﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻫﻤﻪ ﺯﺣﻤﺘﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺍﺯ ﺷﻮﻧﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻮ ﺩﻭ ﻗﺪﻡ ﺩﻭﺭﺗﺮ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺗﻮ ﻗﻮﯾﺘﺮﯼ ﯾﺎ ﻣﻦ؟ ﭘﺴﺮ ﮔﻔﺖ: ﺷﻤﺎ! ﭘﺪﺭ ﮔﻔﺖ ﭼﺮﺍ ﻧﻈﺮﺕ ﻋﻮﺽ ﺷﺪ ﭘﺴﺮ ﮔﻔﺖ: ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﻭ ﺷﻮﻧﻢ ﺑﻮﺩ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ ﭘﺸﺘﻤﻪ

مرز بی تفاوتی ها

اینجا به مرز بی تفاوتی ها رسیده ام

دلم را دیگر هیچ نمیلرزاند!!

در ن دلهره.....

در من ترس...

در من احساس مرده است!!!

این روزها بی خیالٍ خیالم شده ام

منتظرم دنیا تمام شود....!!!