آرزو

خودم هم باورم نمیشه این ترم ،ترم اخر ارشدم!!!!!!!!!!!!!!خیلی زود تموم شد  هم خوشحالم هم ناراحت

اعتراف:یه کم احساس پیری میکنم دیگه*

انگار به ارزوهام نرسیدم یا کارایی رو که باید میکردم نکردم.نمیدونم زندگی من همین بوده یا من حرومش کردم!کی میدونه .وقت واسه تجربه هم نداریم

من هنوزم زنده ام خدا

هنوزم زنده ام خدایا شکر

 .نگی ناشکری کرد دردامو زیاد کنی خدا! سعی میکنم به خودم بقبولونم چون دوستم داره انقدر اذیتم میکنه .خدایا میشه کمتر دوستم داشته باشی باری که رو دوشم گذاشتی یه کمی واسم سنگینه.نمیخوام از پابیفتم  قول دادم قوی باشم

خدا تو هم یه کمکی کن یه طرفشو بگیر باهم ببریمش سبک تر شه

منتظرم ناامیدم نکن!!!!!!!!!!!!خدای همیشگیه من

وام دانشجویی

رفتم دانشگاه واسه ثبت نام و...

میگم خانم من وام دانشجویی میخوام: میگه برو کپی همه صفحات شناسنامه  وکارت ملی پشت رو  و مدرک تحصیلی و  کارت دانشجویی روسه تا فرم مربوط به وام و بردار بیار یکی از فرم ها رو هم ببر محضر با یه کارمند رسمی و حکم کارگزینی و کارت ملیشو و.... همه رو با یه فرم دیگه برام بیارو

تازه هزار نفرم جلوتر از تو هستند اگه اونوقت با وام تو موافقت بشه یک تومنی بهت میدیم

حالا همه اینا به کنار من که تازه اومدم کارت  دانشجویی ندارم هنوز  چه کنم. خوب بگین نمیدین دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!

اصلا به دانشجو ها توجه نمیکنن!!

خوشحالم

سلام

خوشحالم ولی نه به اندازه ی بقیه !!

ارشد قبول شدم با رتبه 17

من از اولم میدونستم که معرکه ام(تحویل گرفتم خودمو)

مسخره است حالا دیگه هیچ حسی ندارم انگار دیگران خوشحال تر از من هستند.

دو سه هفته قبله آزمون  بیمارستان بستری بودم اصلا درس نخوندم فکر نمیکردم قبول شم

ولی حالا که شدم !

خدایا  ممنون

مخصوصه وبلاگ  بچه مثبت+فقط خودت بخون

سلام عزیز (بچه مثبت)

هرکار میکنم نمیتونم بیام تو وبلاگت پیغام خطا میده

آدرستو عوض کردی؟؟؟؟؟

نمیدونم چطوری بهت سر بزنم 

خودت بگو چرا وبلاگت گم شده

گمشده

 

 

 

بعد از آن ديوانگي ها اي دريغ

باورم نايد كه عاشق گشته ام

گوئيا «او» مرده در من كاينچنين

خسته و خاموش و باطل گشته ام

 

هر دم از آئينه می پرسم ملول

چيستم ديگر، بچشمت چيستم؟

ليك در آئينه می بينم كه، وای

سايه ای هم زانچه بودم نيستم

 

همچو آن رقاصه هندو به ناز

پای می كوبم ولی بر گور خويش

وه كه با صد حسرت اين ويرانه را

روشنی بخشيده ام از نور خويش

 

ره نمی جويم بسوی شهر روز

بی گمان در قعر گوری خفته ام

گوهری دارم ولی او را ز بيم

در دل مرداب ها بنهفته ام

 

می روم ... اما نمی پرسم ز خويش

ره كجا ... ؟ منزل كجا ... ؟ مقصود چيست؟

بوسه می بخشم ولی خود غافلم

كاين دل ديوانه را معبود كيست

 

«او» چو در من مرد، ناگه هر چه بود

در نگاهم حالتی ديگر گرفت

گوئيا شب با دو دست سرد خويش

روح بی تاب مرا در بر گرفت

 

آه ... آری... اين منم ... اما چه سود

«او» كه در من بود، ديگر، نيست، نيست

می خروشم زير لب ديوانه وار

«او» كه در من بود، آخر كيست، كيست؟

 

فروغ فرخزاد

دوباره

سسسسسسسسسسلام

خیلی وقته نبودم.  چه خبرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خیلی درگیر بودم کار و ارشد و...کلی بلا سرم اومد

دلم تنگ شده بود

بالاخره برگشتم و هنوز زنده ام.

سلام

بعد از یه مدت طولانی برگشتم

اگه کسی منتظرم بوده باشه

به هر حال من که  خوشحالم

نبودم چون حال و حوصله اومدن نداشتم   فهمیدنش سخت نیست

شازده

-كمتر آدم بزرگي اين را به ياد مي آرود كه اول بچه بوده.

 

-آدم ها ريشه ندارند و به دردسر مي افتند .باد آنها را با خودش اين طرف و آن طرف مي برد.

 

 


شازده كوچولو(دوسش دارم)

چمدان


از همان اول که امدی بوی

رفتن میدادی

 نگو نه !دسته چمدانت را

 محکم تر از دستان من گرفته بودی


سلام بچه ها
خیلی وقته نیستم دلم تنگ شده بود .این یه ماهه در گیر امتحانام بودم
خدا رو شکر بالا خره تموم شد ،دیگه وقتم ازاده
حالا دارم برنامه ریزی میکنم واسه این بیکاریا!
دنبال کارم هستما ولی همه شرایطی که من میخوام رو نداره پر توقع نیستم ولی خوب هر جایی هم نمیشه رفت.