كاش ميمردم و اين روزو نميديدم...
ساعاتی قبلش ، کاسیاس ، کلینیک سانتیاس لامورالخا را با دستی شکسته ترک کرده بود ، در حالی که تنها بود و خودش رانندگی خودروی دنده اتوماتیکش ، آئودی A6 را به عهده داشت . نمی توانست راحت رانندگی کند پس مسیر 25 کیلومتری را 30 دقیقه آرام آرام طی کرد تا به منزلش در خیابان اکستر برسد . نه راننده ای کمکش می کرد ، نه ایجنتی و نه حتی عضوی از باشگاه . تنهای تنها بود .
آن شب را باید نقطه ای تاریک در کارنامه مدیران رئال مادرید دانست . ایکر کاسیاس ، بهترین دروازه بان جهان در دقیقه 12 بازی کوپا با والنسیا در ساعت 21:42 به وقت محلی مصدوم شد . تا ساعت 2:30 بامداد ، یعنی نزدیک به پنج ساعت بعدش درد را تحمل کرد و خودش بدون این که کسی را داشته باشد ، وارد بیمارستان شد . کسی از مدیران رئال نبود که حال او را بپرسد و کسی از مدیران رئال به این فکر نیافتد که زودتر او را به مادرید بفرستد تا مورد معاینه پزشکان قرار گیرد . ایکر نیمه دوم بازی را روی نیمکت دید و استرس را تحمل کرد تا با باقی تیم به مادرید برگردد ، آن جا لباسش را عوض کرد ، سوار بر خودرویش شد و به سمت بیمارستان رانندگی کرد ...
عجیب به نظر می رسد که رئال مادرید ، باشگاهی با این همه بخشندگی و سخاوت ، به کاسیاس ، نماد خود بی اعتنایی می کند تا کاپیتانش ، هیزم آتش تنهایی شود .
اما ایکر برایش این مسائل مهم نیستند . او کل شب را با دست سالمش به پاسخگویی به پیامک های امید بخشی پرداخت که روانه موبایلش می شدند . دیروز عصر ، ایکر دوباره به کلینیک رفت . این بار ، سارا کاربونرو راننده خودرویش بود ...
خوانما تروبا







