گله داری بیش از ظرفیت خیانت به کشور است!!!

چرا باید لرستان بیشترین آمار بیکاری، فارغ التحصیلان بی تجربه، و ارسال نیروی کار ساده به دیگر استان ها را داشته باشد؟ درحالی که بهترین زیستگاهها ، مراتع و طبیعت زیبایش به راحتی بکام چند چوبدار محلی می گردد؟ بهره کشی گسترده از منابع طبیعی لرستان چرا هیچ تاثیری بر اقتصاد استان، زیرساخت ها و معاش مردم نگذاشته است؟
مردم غیور و مرزبانان دلیر گفتن در این زمان تنها گوشت دم توپ پروراندن است و بس

اثر واگذاری اسلحه های چند سال اخیر بسیار بیشتر از آن چیزی بود که فکرش را می کردیم.مالک اسلحه که سابقا بجهت آموزه های آبا و اجدادی تا حدی آگاهی و صلاحیت داشت وبسختی صاحب اسلحه آنهم با قیمتی گزاف می شد ، اما در این سالها وضع بگونه ای پیش رفت که اسلحه داران با پول اندک براحتی صاحب اسلحه شدند و فرهنگ مالکیت اسلحه و شکارگری در بینشان رواج نیافت.شاید اگر همین سایت های اخلاقی شکار نبودند خیلی وضع بدتر می بود.همین فضا ها اگر بدرستی مدیریت شوند و آگاهی رسانی کنند بسیار موثر خواهند بود.

دیگر وقت آن رسیده شکارچیان قانونی یک تشکل مستقل و منسجم داشته باشند تا شرایطی فراهم گردد که علاقه مندان این ورزش اسپرت و پر طرفداربدون امید به حمایت ارگانهای دولتی در اموری چون تکثیر و پرورش و رها سازی ، درآمد زایی شکار، پایش و حفاظت زیستگاهها و جهت گیری سیاست های کلان به نفع محیط زیست قدم بردارند. و به تبع آن ، همچنین جهت دهی جامعه غیر مجاز و نا آگاه را هم بر عهده گیرند بنده از کانون شکار اطلاع دقیقی ندارم و نمی دانم حیطه فعالیت آنها تا کجا بوده است. و آیا توفیقی داشته اند یا خیر؟

برای شروع ، نمونه کارهایی که توسط شکارچیان قانونمند در کانادا چون معرفی مجدد و ازدیاد بوقلمون و پوما می تواند الگو قرار گیرد.

چکیده نظر جناب بهرنگ از کانادا

""بخش بسیار عمده‌ای از پروژه‌های حفظ و نگهداری از محیط زیست در کانادا مستقیما توسط انجمنها و اتحادیه‌های شکارچیان مدیریت می شود و یک ریال هم بدهکار وام و صدقه دولتی و رانت نیست. پروژه معروف احیای مجدد بوقلمون وحشی ایالت انتاریو که به اوائل دهه ۱۹۸۰ میلادی برمی‌گرده تماماً توسط انجمن شکارچیان اینجا پیاده و مدیریت شد و هیچ فعال محیط زیست ضّد شکاری هم سهمی در اون نداره و امروز که صحبت می‌کنم با وجود دو بار فصل شکار بوقلمون در سال و این همه تعداد شکارچی، کمتر خونه و مزرعه‌ای هست که دسته‌های بوقلمون وحشی مثل احشام توش نگردن و حتی مزاحمت جدی درست نکنن!!!""

متاسفانه معضل اصلی مناطق ، حضور فراوان عشایر و جوامع محلی در زیستگاهها است که نه مالیاتی می دهند و کمترین تاثیرپذیری را هم از قانون دارند.اکنون دیگر جامعه عشایری تولید کننده نیست و ضررش بسیار بیشتر است. دولت هم دوست دارد همین روال ادامه پیدا کند چرا که عشایر را بعنوان شاغل محسوب می کند. صادرات دام زنده چون ارسال کالای خام به آنسوی مرزهاست و با کاهش منابع و رو به نابودی نهادن مراتع در اثر چرای بیش از ظرفیت گله های گوسفند وضعیت بگونه ای شده که حتی بر خشکی و فرسایش اقلیم هم تاثیر گذار بوده اند.می توان یکی از عوامل خشکی مراتع و زوال درخت جنگلی بلوط و به تبع آن شیوع ریز گردها را در ارتباط با خشکی محیط دانست. چه خوب بود تحقیق جامعی بر اثر چرای بیشمار بر گونه های خزنده ، حشرات و گونه های گیاهی انجام میشد تا عمق فاجعه مشخص گردد.زمین های دیم که ارزش اقتصادی چندانی ندارند و در طول سال با کشت گندم یا نخود دیم مبلغ ناچیزی عاید کشاورز می کنند. با پیشروی در مراتع طی این سالها سرمایه های عظیمی را نابود کرده اند. در این مدت اثر حضور بی رویه دام ها را در انتقال بیماری هایی چون طاعون به گونه های وحشی در بسیاری از مناطق حفاظت شده شاهد بودیم.با چشم وهم چشمی های ایلیاتی و ازدیاد باغ های کم بازده و غیر کارشناسی مثل گردو در این سالها اندک جانداران از آب چشمه ها هم بی نصیب شده و مجبور به تغییر محسوس رفتار برای حفظ بقا و کاهش زاد و ولد شده اند.

در سالهای اخیر دامنه تخریب بسیار فراتر رفت و سازمان متولی فقط بر طبل هیجان کوبید و خودش را پشت جنایات شکارچیان غیر مجاز مخفی نمود. و با جلوه دادن شکارچی (چه مجاز و چه غیر مجاز) بعنوان تنها عامل تخریب . مشکلات عمده مدیریتی را پنهان نمود.گواه این موضوع پیشرفت سیاسی بسیاری از مدیران در حیطه های حتی غیر تخصصی خود بوده است. همزمان با این قضایا تخریب در ابعاد وسیع تری سرعت گرفت. خشکی و زوال بلوط های زاگرس و کاجهای تهران ، زمین خواری ها و ویلاسازی های شمال و سدهای نامتعارفی که کل اکوسیستم منطقه را برهم می زنند از این نمونه اند.

از طرفی با حساس کردن هوشمندانه مردم به قضیه شکار و شکارچی که نشان از عجز و درماندگی سازمان متولی برای توجیه وضع موجود بود. بلعکس در این مدت استقبال مردم را به همراه داشته گواه این مدعا افزایش قارچ گونه فروشگاههای شکار و خرید و فروش بالای اسلحه و استقبال از خرید و واردات و تولید فشنگ فراوان می باشد.

کارمندان دولت و کسبه که از طرح مجوز نمودن اسلحه های قاچاق گویی جا مانده بودند دست بدامان کارخانه وطنی نخجیر شدند و کار تا آنجا پیش رفت که کارخانه وطنی برای پاسخگویی به استقبال مشتریان (بدون کارآفرینی برای نیروی کارگر داخل)خود مبدل به وارد کننده اسلحه با مارک های مختلف از ترکیه و روسیه و فروش و واگذاری آنها گردید.

با نگاهی گذرا بر آمار تخلفات شکار پیداست که اکثر کشفیات از همین اسلحه های جدید بوده و کوتاهی و عدم هماهنگی خود ارگانهای زیربط عامل اصلی بروز این مشکلات گردیده است. ارگان نظامی ما بعنوان متولی می آید و مجوز حمل اسلحه برای اسلحه های بعضا نا ایمن قاچاق صادر می کند و از آن طرف سازمان متولی محیط زیست با کلی دردسر و زحمت همانها را از دست متخلفین جمع آوری می کند. آمار بالای درگیری و کشته و زخمی شدن شکارچی متخلف و شکاربان در این مدت به خوبی مبین این موضوع می باشد.

آن قشری که مجهز به اسلحه های تولید داخل شدند و از واردات سلاح بی نصیب نماندند و اسلحه های مخفی شده خود را جواز نمودند بدون داشتن صلاحیت و مسلح به فشنگ سهمیه ای بی شمار و قاچاق در زیستگاهها رها شدند و جنایات بیشماری بنام شکارچیان مجاز انجام دادند.از طرفی اندک شکارچیان با وجدانی که در این سالها به سبب درک وضعیت زیستگاهها داوطلبانه کمتر شکار می کردند و خانه نشین شده بودند . بیگناه مورد اتهام و انگشت نما شدند و چه بسا بسیاری از آنان با وجود تجربه و مهارت بالا شکار را بی توجه دوباره از سر گرفتند.

نگران نباشیم با این اوضاع بزودی چیزی باقی نمی ماند که برایش افسوس بخوریم . شاید آن موقع بتوانیم با بنیان نهادن فرهنگ زیست محیطی جدید کار را از صفر بلکه منفی از سر بگیریم.

اگر واقعا همتی باشد هنوز هم می شود کاری کرد:

1- صنعتی شدن و کاهش نرخ بیکاری و ایجاد شغل بر اساس بالاترین معیارهای زیست محیطی

2- تشکیل وزارت محیط زیست و بسیج بودجه و امکانات اگر واقعا محیط زیست دغدغه اصلی کشور می باشد.

3- تکثیر و پرورش و سپس رها سازی با مشارکت جامعه شکارچیان قانونمند

4- ایجاد باشگاههای تیراندازی و کلوپ های شکارمتعدد و آموزش همگانی و فراگیر

5- بازنگری و ایجاد محدودیت های واقعی برای گله های پر شمار دام های اهلی و سرشماری منطقه ای و تخصیص مالیات بر چرای دام که اصلیترین عامل استرس و فشار به زیستگاهها هستند.

6- خلع سلاح عشایر و جوامع محلی در این دوره دیگر دم از برنو و ام یک فرسوده زدن و مرزداری عشایر غیور خود گول زدن می باشد.

7- جلوگیری از قاچاق سلاح و فشنگ که اغلب توسط همین جوامع محلی و عشایر انجام می گردد.

8- اختصاص برنامه های فاخر رسانه ملی و استانی به مسئله محیط زیست و سهم و وظیفه ما در قبال آن.

9- جلوگیری از قاچاق دام زنده به کشور عراق و بلعیدن مراتع استانهای زاگرسی به بهانه صادرات و اشتغالزایی برای چند چوب دار که مجبور شویم از آنطرف گوشت منجمد وارد کنیم.

10- تشویق و تسهیل برای ایجاد قرق های خصوصی و درآمد زایی بخش توریسم شکار و گردشگری با اشتغال زایی و شریک نمودن جوامع محلی در این مهم

11- ورود مراجع دینی و مبارزه با خرافاتی از قبیل استفاده گوشت چوله و گراز و خرس و پلنگ که دارد رواج می یابد.

12- عدم دخالت در تجمع های سیاسی بنفع شخص و جناح بازی که این روزها انگار دغدغه اصلی تشکل های زیست محیطی و ان جی او ها شده است. و رسالت واقعی خود را فراموش نموده اند.

13- جایگزین نمودن جرائم زیست محیطی با جریمه هایی که واقعا بازدارنده باشند نه چون افزایش بهای جریمه که موجب به خطر افتادن بیشتر جان محیط بانان گردد.

14- درختکاری ، بذر پاشی و نجات تالابها و رودخانه ها ، مبارزه با افزایش غیرکارشناسی باغات و مزارع دیم.اختصاص و احداث آبشخور در ارتفاعات برای همه جانداران باقی مانده.توسط جوامع محلی ، شکارچیان قانونمند و تشکلهای زیست محیطی

15- مقابله با سگ های ولگرد و سگ های گله که نقش زیادی در انتقال بیماری ها و افزایش استرس به زیستگاهها دارند.

لینک دانلود آموزش کاشت درخت بادام وحشی تقدیم شما

www.shiraz.ir/bundles/IcmsDownloadcenter/files/m12008/file4381.pdf

تشکر از جناب کوشان مهران

و بهرنگ عزیز از کانادا

وطن يعني چه، يعني دشت، صحرا؟

وطن يعني چه، يعني رود، دريا؟

وطن يعني چه، يعني باغ، بيشه؟

وطن يعني چه، يعني كشت، ريشه؟

وطن يعني همه آب و همه خاك

وطن يعني همه عشق و همه پاك

وطن يعني پدر، مادر، نياكان

به خون و خاك بستن عهد و پيمان

وطن يعني هويت، اصل، ريشه

سرآغاز و سرانجام هميشه

وطن يعني محبت، مهرباني

نثار هر كه داني و نداني

وطن يعني هواي كوچه يار

در آن كو دل شكستن هاي بسيار

نگاهي زير چشمي، عاشقانه

به كوچه آمدن با هر بهانه

ستيغ و سخره و دريا و هامون

ارس، زاينده رود، اروند، كارون

دنا، الوند، كركس، طاق بستان

هزار و قافلانكوه و پلنگان

وطن يعني بلنداي دماوند

شكيبا، دل در آتش، پاي در بند

وطن يعني وطن، استان به استان

خراسان، سيستان، سمنان، لرستان

كوير لوت، كرمان، يزد، ساري

سپاهان، هگمتانه، بختياري

وطن يعني سراي ترك با فارس

وطن يعني خليج تا ابد فارس

وطن يعني همه سازندگي ها

رهايي از تمام بندگي ها

بريدن دست غير از گردن نفت

صلاي صبح ملي كردن نفت

وطن يعني زهر ايل و تباري

وطن را پاسباني، پاسداري

وطن يعني دلير و گرد با هم

وطن يعني بلوچ و كرد با هم

وطن يعني سواران و سواري

لر و كرد و يموت و بختياري

وطن يعني همه نيك و بهنجار

چه پندار و چه گفتار و چه كردار

وطن يعني شب رحمت، شب قدر

شب جوشن، شب روشن، شب بدر

وطن يعني هم از دور و هم از دير

سده، نوروز، يلدا، مهرگان، تير

وطن يعني جلال مانده جاويد

ستون و سرستون تخت جمشيد

وطن يعني به فرهنگ آشنايي

در لفظ دري را دهخدايي

وطن يعني جهاني در دل جام

وطن يعني رباعيات خيام

وطن يعني همه شيرين كلامي

عفاف عشق در شعر نظامي

وطن يعني تبيره، دمدمه، كوس

طلوع آفتاب شعر از طوس

وطن يعني شب شهنامه خواندن

سخن چون رستم از سهراب راندن

وطن يعني رهايي زآتش و خون

خروش كاوه و خشم فريدون

وطن يعني گرامي مرز تا مرز

وطن يعني حريم گيو و گودرز

وطن يعني دل و دستي در آتش

روان وتن، كمان و تير آتش

وطن يعني شبح يعني شبيخون

وطن يعني جلال الدين و جيحون

وطن يعني هدف يعني شهامت

وطن يعني شرف يعني شهادت

وطن يعني شهيد، آزاده، جانباز

شلمچه، پاوه، سوسنگرد، اهواز

وطن يعني گذشته، حال، فردا

تمام سهم يك ملت ز دنيا

وطن يعني چه آباد و چه ويران

وطن يعني همين جا، يعني ايران

(عليرضا شجاع پور)

یک حرکت خوب!!!

دادستان لرستان دستور داده اند کشفیات اسلحه حتی مجوز دار چه در مناطق حفاظت شده و چه در مناطق دیگر به نفع دولت مصادره گردد.

این تصمیم قاطع و بجایی است.

کار خوبیست در رسانه های استانی از جمله صدا و سیما این پیام چند بار نمایش داده شود تا متخلفان توجیه شوند.

متاسفانه اکثریت متخلفان شکار از قشر ناآگاه و جوامع محلی هستند. و به جهت فرهنگ ناصحیح عشایری (فرهنگ صحیح عشایری هم زیاد داریم) و "بخیال خود که این وحوش و طبیعت متعلق به دولت است و باید مفت بچنگش بیاوریم" دست به تخلف می زنند.این وظیفه رسانه ها (بخصوص رسانه تصویری)، شکارچیان قانونمند و خود پرسنل سازمان است که در جهت فرهنگ سازی تلاش کنند.اگر در این سالها دستگاههای زیربط هماهنگ بودند و هرکدام در کار دیگری خلل ایجاد نمی کرد. این وضعیت اصف بار بوجود نمی امد.از آن طرف ارگانهای نظامی آمدند و اسلحه های غیر مجاز نا ایمن دست مردم را مجوز دار کردند و از این طرف سازمان حفاظت محیط زیست می آید و همانها را با کلی بدبختی ضبط می کند. جالب اینجاست که آمار قاچاق اسلحه که کنترل نشد هیچ ، هر کجا می توان انواع اسلحه و فشنگ قاچاق را تهیه کرد. کارخانه وطنی نخجیر هم که ماشال... انگار تازه بازارش را پیدا کرده است. واقعا که هیچ چیز جای خودش نیست.

با نگاهی به این عکسها در خبر کشف 11 اسلحه در الشتر ، پر واضح است که این اسلحه ها بجز یک نمونه برنو کوتاه همگی ساخت کشور ترکیه بوده و یا طی این سالها مجوز دار شده اند و یا قاچاق هستند.

در گذشته شکارچی مجاز بسبب آموزه های خانوادگی اقدام به خرید اسلحه با کیفیت با قیمت بالا می نمود و صلاحیت لازمه را تا حدی داشت. اما حالا با مبلغ کمی می شود اسلحه خرید و افراد به راحتی و بدون صلاحیت در زیستگاهها جولان می دهند. پدر بنده بیش از 40 سال شکاچی مجاز هستند هنوز یک بار هم تخلف نداشته اند.چرا که به صلاحیت و آگاهی لازمه رسیده اند.

و یک نکته درباره قوچ نژاد مفرغین لرستان که تنها زیستگاهش سفید کوه ازناست و با تعداد انگشت شمار.ای کاش می شد تعدادی از این گونه را به مناطق دیگری چون سفید کوه خرم آباد انتقال داد بلکه به بقاء این گونه کمک شود.قدیم تر ها بخش هایی از سفید کوه یکی از بهترین مناطق جولان قوچ و میش بوده است.البته با توجه به اینکه قوچ و میش به آب بیشتری نیاز دارند بایستی فکری برای آبشخور هم بشود.

و نکته دیگر:

چند سالیست که از استانهای دیگر برای شکار گراز و چوله به لرستان می آیند و با ترویج خرافه نسل چوله و گراز را تهدید می کنند.فراموش نکنیم که این دوگونه نقش بسزایی در چرخه و بقاء جاندار با ارزشی مثل پلنگ دارند.این تخریبگران در فصل بهار هم بی رویه گونه های گیاهی را برداشت می کنند و برای فروش با خود می برند.چه خوب می شد اگر واقعا محیط زیست دغدغه نخست کشور می باشد. شبکه استانی برنامه هایی را به این موضوعات اختصاص داده و با این باور های خرافی که هم شرعا و هم وجدانا مردود هستند، مقابله می کرد.

من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم/ تو خواه از سخنم پندگیر و خواه ملال

منبع دو عکس نخست : http://www.lorestandoe.ir/news/%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%84%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B4%D9%81-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%AD%D9%87-%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87.html

و عکس آخر:http://yaftenews.ir/news/other/16580-ghoch-azna.html

در صحنه باش

با آن که دلم از غم هجرت خونست / شادی به غم توام ز غم افزونست

اندیشه کنم هر شب و گویم: یا رب / هجرانش چنینست، وصالش چونست؟

دوست دارم بنویسم. اما از چه بنویسم؟ اصلا به چه دردی می خورد نوشته های امثال من؟بعد از مدتها حرص خوردن و مطالعه ، پرس و جو و گذر ایام. به این نتیجه رسیده ام که سازمان حفاظت از محیط زیست یک سازمان تقریبا نمایشی با بودجه اندک است. که اگر هم بخواهد نمی تواند کاری بکند.برای همین است که مدیران این مجموعه رو می آورند به کارهای سیاسی و تبلیغاتی و همایشهای الکی و فرمالیته. اینها همه نشانه عجز است.

برخی فرهنگهای ناصحیح ایلیاتی و عشایری در لرستان هنوز ماندگار است چرا که عشایر هنوز ساکن زیستگاههای استان هستند. و اتفاقا دامنه تخریب روز بروز افزایش می یابد .چرا که خیلی ها زندگی شهری خسته شده و برای تفریح دارند بازمیگردند به روستاها و باغ کاری و افزایش زمین های دیم می دهند.گویی زمینها ارزش بیشتری پیدا کرده اند و چشم و هم چشمی بیشتر شده است.جامعه عشایری بیشتر از آنکه تولید کننده باشد مخرب و مصرف کننده است. آنهم مصرف کننده ذخائر ملی که متعلق به همه ما هستند.از طرفی باید بهشان حق داد آبا و اجدادادشان ساکن این مناطق بوده اند.عشایری که زمانی ذخائر انقلاب بودند! حالا بقولی" ذخائر انقلاب مملکت را بلعیدند".

اگر سازمان حفاظت از محیط زیست به وزارت خانه تبدیل میشد و بودجه افزایش می یافت تازه پس از مرحله آموزش همگانی که هنوزهم شروعش نکرده ایم میشد امیدی داشت. محیط زیست الان جزو دغدغه های اصلی کشور نیست و فقط از هیجانات و گروه های دوستدار محیط زیست بخصوص با نزدیک شدن به زمان انتخابات سوء استفاده می شود.

دوستی نکته جالبی گفت. گفت: ما همدیگر را دوست نداریم و به هم دروغ می گوییم و سر هم کلاه می گذاریم. حتی با خودمان هم صادق نیستیم. پس چگونه می توانیم با محیط زیستمان صادق باشیم.

ریشه اصلی بهره برداریهای بی رویه و تخریب بیش از حد زاگرس را می توان در عدم صنعتی بودن ، بیکاری و نگاه صددرصد بهره بردارانه به طبیعت دانست. تا زمانی که ما با رعایت حداکثری شاخص های زیست محیطی نتوانیم شغل ایجاد کنیم. این رویه تخریب ادامه دارد. الان دیگر جانوری به آن صورت نمانده بیم آن می رود که گونه های گیاهی را هم از دست بدهیم که زنگ خطریست جدی.

آیا باید نا امید بود و به نظاره نشست؟ من می گویم خیر

بقول مرحوم شریعتی :اگر در صحنه نیستی، هر جا که میخواهی باش. چه به شراب نشسته و چه به نماز ایستاده. هر دو یکیست!

هر دلسوخته این طبیعت باید به سهم خود قدمی بردارد. آموزش دهد.سکوت نکند.شکارچیان قانونمند آگاه خود می دانند چه کنند...

عکس گل زیبا از ارتفاعات گرین و غارباستانی کوگان تقدیم شما

خوش و سلامت باشید.

چرا هرچه آنها فکر می کنند اینها عمل می کنند؟

واقعا چرا هرچه آنها فکر می کنند اینها عمل می کنند؟

قومی متفکرند اندر ره دین / قومی بگمان فتاده در راه یقین

ترسم که بانگ برآید روزی / کای بیخبران راه نه آن است و نه این

مدتها این برایم سوال بود که چرا برخی دوستداران دو آتیشه محیط زیست که تجربه چندانی در صحنه عمل ندارند و اغلب برای اوقات پر کنی یا کلاسش و یا جناح بازی بنفع گروهی فعالند. نظریاتشان را شکاربانان ارج می نهند؟ نکند بعضی شکاربانان هم؟! نه باورم نمی شود. باید بیشتر تحقیق کنم.

بارها دیده شده شکاربانها در هنگام مواجهه با فردی که بظاهر متخلف است و هنوز تخلفش محرز نشده با الفاظ نامناسب و خشونت رفتار می کنند که همین رفتار خود باعث گر گرفتن طرفین و درگیری خونین می شود. چطور کسی این حق را بخود می دهد که عقده های شخصی و نقطه نظر و افکاردوآتیشه ها را در هنگام اجرای قانون اهمال کند؟

پس از کشته شدن یک روستایی بدست شکاربان در همدان خارج از منطقه حفاظت شده و بدون شکار و خواندن نظریات سایت دیده بان یکی از ساکنان همان حوالی برایم نوشت حالا که اینطور شد فردا می روم شکار چارپا در همان منطقه ببینم چه کسی می خواهد جلوی من را بگیرد! حالا که جان یک انسان را اینگونه بی ارزش می پندارند من هم ارزشی برای جان قوچ و میش منطقه قایل نیستم انها فقط مشتی حیوانند که گوشت خوبی دارند.

یکی از دوستان نوشته بود تا کشته شدن این متخلف درس عبرتی باشد برای شکارچیان!

داشتم به این نکته فکر می کردم که با اعدام آن محیط بان هم درس عبرت خوبی خواهد بود برای !؟

دیگری نوشته بود عده ای بی تجربه را با ماهی 600 – 700 تومان استخدام می کنند و بعدش همین ها این فاجعه ها را رقم می زنند.

واقعا چه خبر است؟ چرا پس از گذشت این همه سال نه وضعیت زیستگاهها و نه وضعیت وحوشمان بهبودی نداشته اند؟ آیا دیگر کافی نیست؟ وقت آن نرسیده با دید علمی و استفاده از تجارب دیگر کشورها که موفق بوده اند کاری بکنیم؟ آیا کشته شدن یک انسان یا انسانهای بعدی نباید متوقف شود؟

چرا در حالی که زیستگاههایمان مملو از گوسفند اهلی شده اند برای صادرات به کشور عراق، و قیمت گوشت یکباره به فلک می کشد کسی صدایش درنمی آید؟ می دانید همین گله های گوسفند چه بر سر محیط زیست زاگرس آورده اند؟ می دانید تمامی گونه های با ارزش گیاهی در حال نابودیند؟ از بیماریهای انتقالی به چارپایان وحشی توسط همین گله ها مطلعید؟ آیا کار علمی بر روی نسبت حضور گله های بیشمار و خشکی منطقه انجام شده است؟ اگر شکارچی متخلف یکی بکشد که نباید بکشد. اینها هزاران راس را بکام مرگ می کشند.

راستی می دانید الان نماد محیط زیستی بودن که خیلی هم کلاس دارد! شده مرگ بر شکارچی؟ شکارچی خوب و بد هم نداریم همه وحشین؟ این عده که نمی دانند و نمی خواهند تصور کنند که شکارچی هم یک انسان است جاهایی قانون مملکت و شرع به او اجازه شکار داده و جاهایی نداده و مسلما شکار قانومند ، جزو دلایل در خطر بودن حیات وحش ایران نیست چرا که این پروانه و اجازه شکار با پایش سالیانه و بر اساس جمعیت وحوش توسط خود سازمان داده می شود. پس باید ملاک قانون باشد نه احساس. البته هستند کسانی که با وجود داشتن مجوز در این سالها با درک وضعیت بحرانی حیات وحش کشور رغبتی به دست به تفنگ بردن ندارند. فرهنگ لج و لج بازی که عرض شد همینجا بوجود می آید.

راستی می دانستید مراسم شو تفنگ شکانی جدای اینکه همش الکی بود اصلا خلاف قانون است؟ اگر واقعی بود بایستی اسلحه را یا آویزان می کردند یا به صندوق امانات می سپردند و یا در انبار اسلحه مهمات نگه می داشتند.طبق مفاد اسلحه مهمات هرگونه صدمه زدن عمدی به اسلحه مجوز دار جرم محسوب می گردد.

لازم می دانم از دوقشر حمایت کنم. ابتدا دوستداران واقعی محیط زیست که دلسوزانه از وقت و هزینه خود زده و بدور از ظاهر سازی و هوشمندانه با شعور و شناخت کافی در صحنه هستند. و دسته دوم شکارچیان واقعی که دریای تجربه خود را در جهت حفظ باقیمانده های زیست بوم این سرزمین بکار می گیرند.

و خواهشی دارم از همه دوستداران واقعی

دیگر وقت آن رسیده بدون امید به کمک نهاد های دولتی برای این طبیعت که داریم مرگش را حس می کنیم آستین ها را بالا بزنیم. الان دیگر وقت کامنت گذاری و کرم ضد آفتاب زدن نیست. باید برای تکثیر و پرورش و رها سازی وحوش ، برای کاشت و احیای گونه های گیاهی و برای مقابله با گله های بیشمار که سرمایه ملی را به یغما می برند کاری کنیم.

پرورش جوجه کبک و رها سازی ، کاشت و بذرپاشی گیاهان کوهی ، نخریدن که نمی شود کمتر خریدن گوشت قرمزکه این روزها گران شده.که اگر این روال ادامه داشته باشد سال آتی تعداد گله ها بیشتر شده و عده بیشتری در این بخش سرمایه گذاری می کنند و تخریب بیشتر می گردد.... و خیلی کارهای دیگر که می شود کرد...

یاعلی

منظور این عکس بدون شرح! هم شاید حال و روز امروز حیات وحش ما باشد.

براستی که مرحوم اینانلو هم بحق از این می نالید. در ادامه مطلب بخشهایی از مصاحبه مرحوم اینانلو در دی ماه 94 با خبرگذاری تسنیم.

ادامه نوشته

به هوش باشیم !

امروزه مسئولیت نگهداری از محیط زیست نه فقط متوجه عاملان قانونی آن بلکه وظیفه تک تک افراد جامعه است.اما چه وظیفه ای؟ وظیفه ای که توام با شناخت درست ، شعور و آگاهی باشد و در نهایت مبدل به اقدامی عملی گردد. اگر باور داشته باشیم که ما مالک محیط زیست طبیعیمان هستیم و هر قدمی در این راه برداریم به خودمان بر می گردد.هر فرد می تواند اقدامات خوبی به اندازه توانش برای بهبود وضعیت انجام دهد. مثلا بنده شکارچی مجاز با دیدن وضعیت بحرانی حیات وحش(نه در هجمه ها و اخبار) که با مشاهده شخصی خودم در زیستگاهها رعایت امور می کنم و با وجودی که قانون بعضا مجوز شکار می دهد. اما با درک حقیقی وضعیت خودم شکار نمی کنم و به اندازه توانم در پاسداشت گونه ها ، آگاهی رسانی عمومی و تکثیر و رها سازی می کوشم.

نکته ای که می خواهم عرض کنم در خصوص بهره برداری های سیاسی و جناحی است که در نهایت دردی از محیط زیست ما حل نمی کند . از آنجاییکه حیطه مدیریت محیط زیست در رده اخبار هیجانزا برای عموم مردم قرار دارد.سفره سوء استفاده چرب و نرمی برای برخی ها شده و براحتی از احساسات مردم سوء استفاده می کنند. در این بین سایت ها و جراید زرد نویس و وابسته ای هستند که با دامن زدن به این اتفاقات موجب لج بازی عده ای می گردند که هنوز به شعور و شناخت کافی در این راه نرسیده اند. بازهم تاکید می کنم که جای آموزش در چرخه کاملا خالیست و در حالی که متخلف هنوز بصورت کافی توجیح نشده وبه باورپذیری نرسیده است. نبایستی انتظار رفتار مناسب داشت.نکته بعدی اینکه ما انتظار زیادی از چند خط و نوشته و شعار پیدا کرده ایم و انگار به تنبلی خو کرده ایم. حفاظت از طبیعت یک عزم واقعی و عملی می طلبد و هر کس اگر سهم خود را انجام دهد وضعیت قطعا بهبود می یابد.کاهش شدید وحوش ، کاهش وسعت زیستگاهها و گونه های گیاهی و درختی ، انتقاد فراوانی که به نحوه مدیریت محیط زیست در سالهای متمادی بعد از انقلاب وجود دارد را تایید می کند.

از طرفی سازمان با بهره گیری از هیجانات جهت دار همیشه سعی در لاپوشانی عمق فاجعه و ناکارآمدی مدیریت خود و در نهایت حفظ صندلی سیاسی مدیران خود دارد. اگر شکارچی غیرمجازی در هفتاد قله اراک یک راس قوچ شکار کند خیلی انعکاس دارد. اما وقتی در همان منطقه بسبب چرای گوسفندان بیشمار در منطقه حفاظت شده و انتقال بیماری های دام اهلی به وحوش یکهو 600 راس قوچ و میش تلف می شوند مهم نیست! این همان هجمه سازی هاست که عرض شد.

کشته شدن شکارچی همدان بسیار تاسف بار بود. و متاسفانه آنچنان که باید توسط همان نشریه های صندلی حفظ کن انعکاس داده نشد. اما بهوش باشیم که جان یک انسان آنهم بدون جرم و بدون تخلف را چنان هم بی ارزش نپنداریم. خداوند رحمتش کند.

http://hamedan.farsnews.com/news/13951004001583
http://hamedan.farsnews.com/news/13951007001425


بنده هم موافق مسلح بودن شکاربان هستم که موازنه قدرت حفظ شود اما برای بکار بردن آن بایستی خیلی دقت شود.
گمان نکنم کسی از دوستان مخالف این نظر باشد که شکارچی مجاز از دیدن و روبرو شدن با شکاربان استقبال می کند و در صورت برخورد حتی اگر اشتباها بیشتر از سهمیه هم زده باشد مقاومتی نخواهد کرد.
تحلیل آماری از متخلفین و درگیری ها وجود ندارد. اما همه ما بنوعی برخورد با شکاربان داشتتیم و کسانی را می شناسیم که برخورد و درگیری هم داشته اند. من آمار خودم رو میگم.
تقریبا همه کسانی که در درگیریها شرکت داشته که یا زخمی یا کشته و یا دادگاهی شده اند از این چند مورد خارج نیستند.
1- درگیری با محیط بان توسط شکارچی غیر مجاز ، گوشت فروش محلی که منافع خودشو در خطر می بینه ، ناآگاهان جو گرفته تازه تفنگ بدست که اطلاعات درستی از ساده ترین اصول شکارگری مثل فصل شکار، گونه های جانوری و مناطق شکارممنوع ندارند ، و دسته بعد خلاف کاران اجتماعی که صرفا در دیگر جنبه های اجتماعی زندگی احترامی برای قانون قا ئل نیستند.
2- رفتار نا مناسب شکاربان در لحظه برخورد با متخلف موجب برافروختن لحظه ای و درگیری آنی می شود. بنده موردی را سراغ دارم که شکاربان و شکارچی متخلف به هم فوش کشی می کردند! که به درگیری شدید انجامیده بود.
3- در قاموس شکارچی متخلف محلی گیر افتادن به اشتباه یک ننگ بزرگ محسوب می شود و با وجود اسلحه غیر مجاز تمام سعی خود را می کند ولو شده با درگیری شدید از مهلکه بگریزد که همین موجب افزایش تنش می شود.



ای کاش از تجربه و مهارت کهنه شکارچیان برای حفاظت استفاده می شد...
ای کاش جامعه شکارچیان با کمک سازمان شروع به تکثیر و رها سازی وحوش می کردند...
ای کاش باشگاههای تیراندازی و کلوپ های شکار راه اندازی می شد تا هرچه بیشتر فرهنگ صحیح شکارگری ترویج پیدا کند....
ای کاش برای استخدام یگان حفاظت از نیروهای کم تجربه و کم استعداد با پارتی بازی و سهمیه بندی استفاده نمی شد...
ای کاش شکارچیان مجاز و کمپین های دوستداران محیط زیست در کنار هم در اموری از قبیل سد سازی ها و معادن و جاده ها صدای اعتراضشان بلند می شد که دیگر سر کار نروند و بوسیله مدیران بی جیره و مواجب از ایشان سوئ استفاده نشود.
چرای بی رویه دام ، افزایش زمین های دیم ، برداشت بیش از حد چشمه ها برای باغات، و حضور عشایر و شکارچیان محلی در زیستگاهها عوامل اصلی تخریب هستند و شکارچی مجاز بر سر گوری حاضر می شود که مرده ای در داخل آن نیست.

بهرحال دو صد گفته چون نیم کردار نیست... این هم سهم من نجات یک گونه مار قیطانی (شیخونی) از زیر ماشین آلات راهسازی.به نگاه معصوم این مار پس از نجات یافتن دقت کنید.

خوش و سلامت باشید.

پروانه شکار

مدتی دور که باشی نوشتن هم برایت سخت می شود. سلام به همراهان عزیز

راست گفته اند که انسان در لحظه زندگی می کند. زمین و زمان و فلک در گردشند و ما حتی همان انسان چند لحظه پیش هم نیستیم.روحیات و نگرش هم تغییر می کنند.بایستی بیشتر از اینها مواظب افکار خود بود که همان افکار عمل تو خواهند شد.

 بقول زنده یاد پروین اعتصامی : خیال کژ به کار کژ گواهی است / سیاهی هر کجا باشد سیاهیست.

 

پروانه شکار دادند امسال به به چه پروانه شکاری

دو دستی آن قشر اندک جامعه قانونمند شکارچیان را هم وادار به بی توجهی کردند. چه بگویم ، بیشتر به یک کلاهبرداری شبیه بود تا اجرای قانون. ابتدا پول پروانه ها را گرفتند و پروانه دادند بعد اعلام شد پروانه ها باطل شده و پولشان هم استرداد نمی شود! همین دورویی باعث شد اغلب کهنه شکارچیان قانونمند هم شکار را بی توجه به قانون از سر بگیرند. فرد قانونمندی که یکسال انتظار می کشد کلی هزینه می کند و تجهیزات تهیه کرده تا به ورزش شکار که مسوب قانون اساسی کشور است در وقت مجازش بپردازد. حالا با بی مهری مواجه می شود و اصلا انگار با آن متخلف شکارکش فرقی ندارد که هیج ، پولش را هم می خورند! متخلف هم با خیال راحت کارش را کرده و رفته...

ضمن تشکر از جناب کوشان مهران این مهربان خستگی ناپذیر و پر تلاش کتابی معرفی می کنم برای دانلود.

سفرنامه راویلسون (گذر از زهاب به خوزستان) ترجمه آقای بهاروند امیدوارم مورد استفاده قرار گیرد.

http://www.tabarestan.info/iran/i15s/safar-rawlinson.pdf

برای دانلود از پیل دیوارکوب استفاده بفرمایید.

این لینک طنز را هم ببینید.

http://goftamgoft.persianblog.ir/post/70/

 

توضیح عکس: رامین و عباس دوستان از گل بهترم

یلدایتان خوش

تاب نوشتن نیست...

خرم آنکس که در این محنتگاه / خاطری را سبب تسکین است

همین اطرافیم... شاید زیر غلطک! شاید روی غلطک! شایدم توی پاچه فیل!

توضیح عکس:غلطک پاچه فیلی

درخت کونار

ای سرو بلند قامت دوست / وه وه که شمایلت چه نیکوست

در پای لطافت تو میراد / هر سرو سهی که بر لب جوست

 

این نوع درخت خاص مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری است و میوه ای شبیه زالزالک دارد.خاردار است و نزدیک شدن به آن خطر ناک است.محل زندگی و گذر بسیاری از گونه ها از جمله بلبل ،کبوتر و قمری ... بوده ، کندوی زتبور عسل و ... است.از برگ این درخت سدر نهیه می کنند.

دو درخت کهنسال در مسیر جاده قرار داشت . ما هم سعی خودمان را کردیم که تخریب نشوند و بالاخره موفق هم شدیم.

هستیم در رکاب...

 

 

توضیح عکس: گرفتن سدر توسط اهالی

ممنوعیت سراسری شکار از حرف تا واقعیت!!!

خرد افسر شهریاران بود / خرد زیور نامدارن بود
خرد زنده جاودانی شناس / خرد مایه زندگانی شناس
خرد رهنمای و خرد دلگشای / خرد دوست گیرد به هر دو سرای
کسی کو خرد را ندارد ز پیش / دلش گردد از کرده خویش ریش
چو دیدار یابی به شاخ سخن / بدانی که دانش نیاید به بن




سری که به سایتهای حامی محیط زیست بزنید،متوجه افزایش  تخلفات شکار غیر مجاز خواهید شد. که دلایل متعددی چون ، افزایش اسلحه ، افزایش توجهات به این بخش، رسانه ای شدن خبرها ، تلاش بیشتر محیط بانان و نیروهای امنیتی ، فرهنگ پایین و تب تند شکار و ... دارد.
برخی دوستان تقاضای حکم اعدام!!! برای متخلفین را دارند و برخی دیگر واژه " تروریست" را برای بانیان این جنایات بکار می برند. زین میان شکارچیان مجاز و اخلاقی هم بی نصیب نبوده و  در بین  تروریست ها جای دارند! "ترورسیت تروریست است! خوب و بد نداریم!"
چند نکته قابل بررسی می باشد.
1-    آیا شناخت درستی از جامعه شکارچیان قانون مند و غیر مجاز وجود دارد؟
2-    آیا صرف ممنوعیت و وضع قانون توسط مجلس محترم مثمرالثمر خواهد بود؟
3-    آیا تنها شکار عامل تخریب حیات وحش و محیط زیست است؟
4-    سیاست های بعضا متضاد ارگانها بر افزایش تخریب آیا تاثیری دارد؟

این نکته قابل توجه است که همیشه در طول تاریخ ثابت شده است.  هیئت حاکم و مدیریتی یک مجموعه برای توجیه کاستی ها و پوشش آنها و موجه نشان دادن خود ، نیازمند یک هیجان و یک موضوع هیجان آفرین هستند.که هم کاستی ها را کمرنگ نماید و هم توجیه وضع موجود باشد.
بنده نمی گویم که سازمان محیط زیست ما ، فعالان زیست محیطی ما ، دوستداران طبیعت ما و ... دلسوز این عرصه نیستند. خیر... بحث این است که هیجان بیش از حد و افراط در این قضیه موجب ندیدن واقعیت و اتخاذ تصمیم نا درست می گردد.
قطعا
1-    باعث جذب و لج بازی عده بیشتری و تشویق آنان برای تخریب می گردد.
2-    به وضع قوانینی منجر می شود که هم ناکارآمد بوده و هم بدور از کارشناسی و منطق است. که خود بر دامنه تخریب می افزاید.


خلاصه کلام... عوامل و نکاتی بایستی لحاظ گردد تا این ممنوعیت دهان پر کن به ثمر بنشیند.و تنها به یک حرف و وضع یک قانون بی رمق تبدیل نگردد. نکاتی به اختصار عرض می گردد:


باشگاههای متعدد تیراندازی بایستی ایجاد گردد.
مراجع دینی بر موضوع شکار نگاهی ریزبینانه کنند.
صدا و سیما شروع به شناسایی مراتب و ارزش های حیات و سرمایه های ملی کند.
کودکان خردسال و دبستانی ها درسی بنام محیط زیست را پاس کنند.
قاچاق سلاح و فشنگ کنترل گردد.
عشایر ساکن در زیستگاهها یا بیرون و یا خلع سلاح گردند.
صلاحیت اسلحه داران مجدانه بررسی گردد.
قوانین سختگیرانه تر و زد و بند در جریان اجرای احکام حذف گردد.
قرق های خصوصی و درآمدزایی بخش شکار ، طبیعت و گردشگری انجام گیرد.
برای شکارچیان متخلف احکامی چون ، تبعید ، بیگاری اجباری زیست محیطی ، دوره های اجباری عکاسی و پرنده نگری، و … لحاظ گردد.
گروههای دوستدار طبیعت مجدانه و نه نمایشی تشکیل گردند (مثلا چرا هیچکدام از مسئولین ما در این گروهها واقعا فعالیت نمی کنند)؟؟
جوایز و درآمدهایی برای حافظان عرصه ها در نظر گرفته شود.
افزایش نیرو و بودجه حفاظتی در دستور کار قرار گیرد.
و…دهها مورد دیگر.


این چند خط هم برای دوستانی که رژیم گیاهخواری در پیش گرفته که جدای از تضعیف نسل از منظر قرآن تجاوز به حقوق دیگران تلقی می گردد.
"عده ای بعنوان اینکه گوسفند نیز حق حیات دارد و یا حتی باکتریهای درون شیرحق حیات دارند. از خوردن گوشت و شیر و ... خودداری نموده و به رژیم گیاهخواری روی می آورند.
اسلام این رفتار را تشریع دانسته و حرام می داند.در آیه 87 سوره مائده می خوانیم:ای کسانی که ایمان آورده اید آنچه را خداوند از طبیعت بر شما حلال قرار داده بر خود حرام نکنید و تجاوز نکنید که خداوند تجاوز کاران را دوست ندارد.

 

 

 

نقدی بر توزیع فشنگ دولتی در فصل نامناسب

کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم!

 

 


سیاست های نامتوازن توزیع سلاح در کشور و عدم هما هماهنگی دستگاههای زیربط ، در سالهای اخیر سبب شده ، جمعیت زیادی از مردم بدون داشتن فرهنگ استفاده از سلاح ،صاحب اسلحه شوند. به یقین هر فردی حق دارد با رعایت ضوابط و صلاحیت های تعیین شده صاحب اسلحه شود. اما از آنجا که توزیع سلاح بایستی با جمعیت جانوری کشور همخوانی داشته باشد ، این واگذاری مشکل ساز می شود.از طرفی  قاچاق سلاح از مشکلات عدیده لرستان بوده چرا که فردی که سلاح قاچاق با خود حمل می کند ، تابع هیچ قانونی نبوده و بیشترین آسیب را بر چرخه خواهد زد. مایه تاسف است که عمده اسلحه های قاچاق در بین عشایر و جوامع محلی ما رد و بدل می شود.و بایستی فکری اساسی برای آن صورت گیرد.
در کشور ما بدلیل فرهنگ پایین اسلحه داران و شکارچیان و عدم وجود آموزشهای لازم ، وجود اسلحه فراوان مشکل آفرین شده است. از طرفی بازار پر رونق قاچاق سلاح و فشنگ در این روزها تب و تاب بیشتری گرفته و براحتی شاهد این قضیه در لرستان هستیم.
این در حالی است که زمزمه های پرداختن به قانون ممنوعیت مطلق هرگونه شکار در سال جاری در مجلس محترم  و دستور کار سازمان حفاظت محیط زیست بگوش می رسد.
اما سخن اینجاست ، با این همه شبهه وارده به ماجرا ، جای بسی تعجب است که چرا در این فصل از سال انواع فشنگ های سهمیه ای در فروشگاههای مجاز استان توزیع می شود؟ آنهم در فصلی که می تواند بیشترین صدمه را به حیات وحش استان بزند.
از هم اکنون نا آگاهان اقدام به ایجاد کومه بر سرچشمه ها نموده و اقدام به شکار جوجه های پرندگان می کنند.
حقیقتا چه کسانی بایستی پاسخگوی این همه ناهماهنگی بوجود آمده باشند؟
عواملی چون خشکسالی ، حضور عشایر در زیستگاهها و اشغال سرچشمه ها ، تخریب و فرسایش زیستگاهها و عدم امنیت ، بسبب حضور گله های چندین برابر ظرفیت کافی نبود که حالا با واگذاری این تعداد فشنگ به اسلحه داران آن هم در این فصل از سال بیش از این تیشه به ریشه اندک جانداران باقی مانده زاگرس بزنیم؟
شاید جالب باشد که با وجود این همه اسلحه و فشنگ در لرستان ، نه از بخش خصوصی و نه دولتی اقدامی در جهت ایجاد باشگاههای تیراندازی در سطح استان نمی بینیم. نبایستی فراموش کرد  با ایجاد باشگاههای تیراندازی می توان شکارچیان و علاقه مندان را به سوی اهداف بی جان ، به جای شکار سوق داد. تردیدی نیست که ایجاد باشگاههای تیراندازی نقش زیادی در کاهش فشار به زیستگاهها خواهد داشت.
قاچاق فشنگ چنان علنی شده که هر نوجوان اسلحه دار براحتی به فشنگهای قاچاق (چارپاره و اسلاگ) دسترسی دارد. فراموش ننماییم پلنگ سپید دشت که اکنون از درد و رنج و فلج اعضا رنج  می برد. هدف شلیک چارپاره قاچاق قرار گرفت.

 


و از همه مهمتر، همانطور که در چند وقت اخیر شاهد بودیم  در جریان "موج بیداری زیست محیطی " و پرداختن رسانه ها و جراید به این موضوع و تبدیل شدن آن به یک مسئله حاد و بحث محافل ، عملا هیچ اقدامی برای  محیط زیست استان انجام نشده است. حال ثابت گردید با واگذاری فشنگ آنهم بقیمت گزاف در فصل نامناسب به تنها چیزی که بها داده نمی شود محیط زیست وحیات وحش است.
امیدواریم بین  ارگانهای زیربط ، سازمان حفاظت محیط زیست ، اسلحه و مهمات ، سازمانهای مردم نهاد ، جامعه شکارچیان مجاز و ... تعامل بیشتری صورت گیرد. وهر کدام برای خود ساز مخالف نزنند.
با رصدی که در سطح استان انجام گرفت مشخص گردید که درصد عمده ای از سهمیه های فشنگ به کسانی تعلق می گیرد که بتازگی صاحب اسلحه شده و فاقد صلاحیت های لازم می باشند.گرچه صرف داشتن دفترچه شناسایی شکارچیان به صلاحیت افراد چندان کمکی نمی کند.اما لااقل کسانی که این دفترچه را از سازمان حفاظت محیط زیست در اختیار دارند ، در سالهای گذشته زیر چتر قانون اقدام به شکار مجاز نموده اند.
 ولی افسوس که در بیشتر مناطق استان ، در حالی که شکارچیان محلی و بعضا ناآگاه  و تازه اسلحه داران ، اقدام به ایجاد کومه بر سرچشمه ها نموده و دست به قتل عام جانداران می زنند. چرا سهمیه فشنگ براحتی در اختیارشان قرار می گیرد؟


با احترام
رضا شکاری
میثم انصاری

 

چاره چیست؟؟؟

http://khoramhunter.mihanblog.com/post/149
و
http://khoramhunter.mihanblog.com/post/150

آیا جز تنگ صیاد دیر زیستگاه های طبیعی کشور استعداد مدیریت نخجیرداری و بهره برداری پایدار را ندارند؟

چرا شکارگران قانونمند در حالی می بایست چندین سال در انتظار دریافت پروانه چهارپا باشند که گوشت فروشان و شکار دزدان محلی به راحتی در هر زمان زحمات محیطبانان زحمتکش را پاک می روبند؟

آیا همین نخجیرگر این گزارش توانایی شکار غیر قانونی و استفاده از بلد و کوله کش محلی برای تخلف را نداشته است؟

آیا نباید بین این افراد و متخلفان تفاوتی باشد؟

چه کسانی آیین و اخلاق شکار را به این گونه نخجیرگران آموخته اند؟ تجربه و دمخور شدن با ریش سپیدان شکارگر و یا آموزش از مجاری قانونی همچون کارشناسان محیط زیست و یا باشگاه ها و شرکت های نخجیرداری خصوصی؟

چه رفتار و مدیریتی باید در پیش گرفت تا:

1-این قبیل شکارگران به تخلف کشیده نشوند
2-نسل های جدید شکارگران و دارندگان مجاز سلاح شکاری خود را ملتزم به رعایت از قانون، حتی بدون مامور و محیطبان، بدانند.
3-درآمد حاصله صرف حفاظت و تامین نیروی حفاظتی گردد.

چه باید کرد؟
 
کار شبه علمی و پروژه های حکیم فرموده همچون شمردن سرگین مرال گلستان در کنار مهوش و پریوش و پرورش خبرچین همراه با سمفونی اره برقی و بانگ شلیک شکاردزدان محلی و نوکیسه های خواهان مرال و اوریال تروفی؟؟؟

و یا


مهتری گر به کام شیر در است    /   شو خطر کن ز کام شیر بجوی
یا بزرگی و عز و نعمت و جاه    /  یا چو مردانت، مرگ رویاروی

 

با تشکر از جناب کوشان مهران

جناب اکبری

و جناب موحدی

تغییر

برگ عشرت مکن ای غنچه که ایام  بهار / آنقدر نیست که پیراهن خود چاک کنی
روی ناشسته به درگاه تو خوبان آیند / گر تو چون آینه دامان نظر پاک کنی
 
 
 
این هفته شاهد تغییر مدیر کل محیط زیست استان لرستان بودیم.
جناب آقای بازگیر رفتند و جناب آقای فتحی بیرانوند آمدند.
 

اگر نگاهی بیندازیم به کارنامه 4 سال گذشته جناب بازگیر به نکات جالبی برخواهیم خورد.
 
 

شاید برای همراهان عزیز توضیح نکاتی برای گشایش بحث لازم باشد.
لرستان با تاریخ و طبیعت غنی و دارا بودن استعداد بالا در این زمینه می تواند پرچمدار تنوع زیستی و زیباییهای زاگرس میانی باشد.سرزمین مفرغ ، با غارهای باستانیش، ظرفیت بالایی برای معرفی شکوه و جلال گذشتگان این دیار و طبیعت بی نظیرش ، می تواند پذیرای گردشگران بیشمار باشد.
فراموش ننماییم لرستان جمعیت عشایری فراوان دارد و کشاورزی و باغداری سنتی و نیمه سنتی و دامداری سنتی و تغییر اقلیم و خشکسالی ، صدمات زیادی را به زیستگاههای طبیعی این منطقه وارد آورده است.اصلیترین مشکل اینجا وجود گله های چندین برابر دام است که سرعت تخریب را در این سالها قوت بخشیده اند.از طرفی وجود اسلحه فراوان در دست مردم و مهمتر از آن بازار  پررونق قاچاق سلاح و فشنگ ، تهدیدی جدی برای عرصه های این دیار هستند.فرهنگ زیست محیطی قابل قبول نبوده و آموزش برای تغییر باور و سنت های مردم  در اینجا جایی ندارد.کل لرستان حتی یک باشگاه تیراندازی روباز ندارد و از این حیث واقعا در مضیغه هستیم.
اینها را عرض کردم که بگویم واقعا حفاظت در لرستان کار سختیست.و سازمان حفاظت از محیط زیست با نیرو و بودجه اندک کار زیادی از دستش بر نمی آید.می توان گفت هنر سازمان این می تواند باشد که دیگر ارگانها را با خود همسو و هم جهت کند و از آنها کمک بگیرد.با توجه بیشتر رسانه ها بخصوص رسانه تلویزیونی استان ، می توان در لرستان برای بالا بردن فرهنگ زیست محیطی مردم تلاش نمود.واقعا ما در این بخش ضعف داریم ، هنوز نتوانسته ایم مستند ارزشمندی در مورد خرس و یا پلنگ لرستان و یا سمندر و ماهی کور بسازیم و عرضه کنیم.


در 4 سال گذشته سیاست های سازمان با توجه به بضاعت آن عملکرد خوبی را نشان دادند.که مهمترین کاستی ها و نقطه قوت ها از نظر حقیر  اینها هستند:

نقاط قوت:
 
  • توجه ویژه به بخشهایی مثل بخش پاپی ، گرین ، سفید کوه ، قالی کوه ، اشترانکوه و... (هرچند شاهد تلاشهایی در این زمینه بودیم و نصب تابلوهایی و توجهاتی را دیدیم. اما کافی نبوده و هنوز هزار راه نرفته داریم.)
  • ممنوعیت فعالیت هرگونه کارگاه تاکسیدرمی در سطح استان که گرچه بظاهر تاثیری نگذاشت. اما با توجه به فرهنگ نادرست شکارگری مردمان این دیار ، اثرات هرچند کوچک و بازدارندگی ایجاد کرد.
  • بالا رفتن روحیه مسئولیت پذیری و جانفشانی کارکنان یگان حفاظت استان که بشخصه شاهدش بودم ، حتی در نیمه های شب شاهد کمین زدن وبرخورد با متخلفان بودیم که جای تقدیر دارد.
  • جلب همکاری و مشارکت بیشتر ارگانهای ذی نفوذ در این عرصه ...چون : نیروی انتظامی ، جنگلبانی ، دادستانی و .... و بخصوص شوراهای روستا. که می تواند در حفاظت بهتر تاثیر گذار باشد.
  • برگزاری همایش های گوناگون را در این مدت شاهد بودیم که جدای از فرمایشات نادرست مرسوم همایش ها ، می تواند توجهات را بدین منطقه با استعداد جلب نماید.
  • مبارزه با غارتگران گیاهان نادر و دارویی و بازنشر آن در خبرها.(گرچه تاثیر زیادی نداشت و همچنان عشایر  ودام ها عامل اصلی تخریب اند)
  • مبارزه با کوره های ذغال و کارگاههای آلاینده ، کشفیات بالای اسلحه ، کاهش پارتی بازی برای رهایی متخلفان.همکاری مجدانه قضات تخصصی محیط زیست، و ... نیز از نکات قابل توجه بودند.


کاستی ها:

 

  • کمبود نیرو و تجهیزات بخصوص در شهرهای دورافتاده و کوچک استان.
  • نداشتن برنامه ای برای پرورش و تکثیر که ضعف عمده سازمان محیط زیست کشور می باشد.
  • عدم آموزش شکارچیان و ناهماهنگی در صدور مجوزهای شکار (که قطعا منجر به تخریب بیشتر می شود.)
  • عدم مبارزه با باورها و خرافه های نادرست بین مردم محلی مثل (شکار گراز و چوله و کفتار)
  • بازنشر برخی اخبار غیر کارشناسی و حاشیه دار را هم در این مدت شاهد بودیم که از جمله ضعف های سازمان تلقی می شود.
  • و...و... و...                                                                                                                      در پایان جا دارد از جناب بازگیر تشکر نموده و برای جناب فتحی بیرانوند آرزوی موفقیت نماییم.