تعطیلات هم رسید و طبق معمول رفتیم مسافرت توی این چند وقت که بودیم کلی به بچه ها خوش گذشت
مادر بزرگ از بس براشون ترقه گرفته بود که بچه ها از ذوق نمی دونستن چکار کنن
برای چهارشنبه سوری هم خونه مادر بزرگ بودیم
که بهتری هدیه ی عید برای مادر بزرگ و تنهاییش بود
یک هفته به سیزده بدر مونده بود که گل پسر ما گوشش درد گرفت
هر چی هم دکتر بردیم و دارو مصرف کرد هیچ فایده ای نداشت
طفلک نه می تونست درست غذا بخوره و نه می تونست بخوابه
با سابقه ی بدی که از گوش درد و سرما داره که این چند روز به تعطیلات مونده رو به کاممون زهر شد
خلاصه برگشتیم و پیش چند دکتر متخصص بردم
گفتن اگه قرار به خوب شدن بود تا الان خوب شده بود
خلاصه نامه دادن برای بستری شدن
به قول دکتر چند روز بستری شه
آنتی بیوتیک براش تزریق کنن اگه خوب نشد یه فکری به حالش میکنه
برای اطمینان پیش یه فوق تخصص هم رفتیم اونم همون حرفا رو زد
دلم نمیومد ببرم بستریش کنم
آخه مگه میشه دکتر نتونه یه گوش درد رو با دارو مداوا کنه
گوشش متورم و سفت شده بود و وحشتناک درد میکرد
تنها راه امیدی که به نظرم رسید
این بود که یه دکتر خیلی خوب دیگه هم بود
که نوبت دهیش چند ماهه بود
رفتم ولی منشیش نوبت نداد
یه آشنا پیدا کردیم . که به منشی سفارش کرده بود که بزاره دکتر بچه رو معاینه کنه
رفتیم حدود 3 ساعتی معطل شدیم
و بالاخره دکتر معاینه کرد
دکتر فوق العاده ای که حتی دستش شفا بود
گفتم دکتر گفتن باید بستری شه
ناراحت شد گفت من کاری به گفته ی دیگران ندارم
باید خودم تشخیص بدم
بعد از اینکه کامل معاینه کرد
گفت احتیاجی به بستری شدن نداره
برو تا می تونی خوراکی های ترش بهش بده
از لواشک و تمبر هندی و لیمو ترش و دوغ و ..
خلاصه هر چیزی که میدونی ترشه بهش بده بخوره
دو تا قطره بینی هم بهش داد
گفت هفته بعد هم بیار من ببینم
خدا خیرش بده که به دو روز نکشیده
گوشش کاملا خوب شد و ما کلی دعای خیرش کردیم
که با دانش زیادی که داشت بچه دو روزه سرپا گرفت
ولی از این متعجب بودیم که چرا فوق تخصص نتونست تشخیص بده
یعنی اینا الکی مدرک می گیرن
یا نمی خوان درست تشخیص بدن