سلام
این روزها که هوای شهر حسابی آلوده هست و به سختی میشه تنفس کرد
چند روزی هم از عاشورا و دهه اول محرم میگذره حسابی اوضاع قمر در عقربهههه
شاید هم هر چی گذر عمر رو به جلو حرکت میکنه این احساس تو آدم بوجود میاد
که بد جوری داره میبازه و برا جبران باخت هم فرصت کمه و زمان بسرعت در حال
حرکت .هر چقدر هم سعی میکنیم که باخت رو کمتر کنیم انگار بر عکس میشههه
و یه جا به این نتیجه میرسیم که ترمز رو بکشیم و نگهداریم یا لااقل اگر ترمز رو کامل
نکشیم سرعت رو به حد اقل ممکن برسونیم تا در مواقع ضروری بتونیم زود ترمز کنیم
که تصادف سنگن تری پیش نیاد (آموزش تعلیم رانندگی)
خلاصه که این گذر عمر
هم داستانی شده و انشالله همه بتونن تو این رانندگی عمر و با این جاده پر پیچ و خم
زندگی ماشین شون رو بسلامت به سر منزل مقصود برسونن.برا حسن ختام هم این
شعر بسیار زیبای مرحوم دکتر سید حسن حسینی رو تقدیم میکنم .
شاهد مرگ غم انگيز بهارم چه کنم؟
ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم؟
نيست از هيچ طرف راه برون شد ز شبم
زلف افشان تو گرديده حصارم چه کنم؟
از ازل ايل و تبارم همه عاشق بودند
سخت دلبستهی اين ايل و تبارم چه کنم؟
من کزين فاصله غارت شدهی چشم تو ام
چون به ديدار تو افتد سر و کارم چه کنم؟
يک به يک با مژههايت دل من مشغول است
ميلههای قفسم را نشمارم چه کنم؟
