«بی خودی الملک.»!

«بی خودی الملک.»!
در سریال قهوه تلخ شخصیتی بود که نقش بی خودی الملک را بازی می‌کرد.
بیخودی الملک فرزند وزیر اعظم اعتماد الملک دیلمی بود با اینکه سمت رسمی نداشت اما در همه امور دخالت می‌کرد.
این نقش گویا چنان «بیخودی» بود که پس از پخش چند سری توسط خارجی ها بوده شد ! و کلا از سریال کنار گذاشته شد!!
جناب یوسف پزشکیان ، بدون اینکه سواد لازم را داشته باشد و بدون اینکه سمت حقوقی و قانونی لازم را داشته باشد صرفاً به عنوان فرزند رییس جمهور در باره سیاست های کلان کشور اظهار نظر هایی میکند که جز هزینه تراشی و امید وار کردن دشمن اثر مثبتی ندارد.
آیا ایشان « بیخودی الملک» دولت چهاردهم است ؟!
✅https://eitaa.com/roushan88

سیر روند تکاملی تقویم هجری خورشیدی

سیر روند تکاملی تقویم هجری خورشیدی.

در دولت ساسانی، هر پادشاهی که به تخت می‌نشست، همان سال مبدأ تاریخ حساب می‌شد. یزدگرد سوم در سال ۶۳۲ م. پادشاه شد، اما پادشاهی او با کشته‌شدنش به پایان رسید و پادشاه دیگری به تخت ننشست. لذا مبدأ تاریخ زرتشتیان همان به تخت نشستن یزدگرد سوم است.

تاریخ هجری خورشیدی که اکنون ما استفاده می‌کنیم نیز بر مبنای محاسبات تقویم یزدگردی است؛ یعنی گردش زمین به دور خورشید، که از اصلاح تقویم یزدگردی به تقویم جلالی در زمان سلطان ملک‌شاه سلجوقی شکل گرفت. در عهد ناصرالدین‌شاه، دانش‌آموختگان دارالفنون تقویم جدید هجری خورشیدی را استخراج کردند که مبنای آن همان تقویم جلالی و همان تقویم یزدگردی است؛ یعنی با تلاقی و تلفیق دو هویت (اسلامی و ایرانی).

این نکته یکی از زیباترین مفاهیم هویت ملی ماست؛ اینکه ما تقویمی داریم که «مبدأ» آن اسلامی (هجرت پیامبر اسلام ص) است، اما «فناوری و محاسبه» آن کاملاً ایرانی و بر پایه نجوم کهن است. این یعنی ما توانستیم میان ایمان مذهبی و دانش تمدنی خود پیوند پایداری برقرار کنیم. و در سال ۱۳۰۴ تقویم خورشیدی با اسامی ماه‌هایی که در تاریخ یزدگردی به کار می‌رفت، تقویم رسمی ایران شد.

نکته تکمیلی این است که بعد از مرگ یزدگرد، تقویم یزدگردی تقریباً بدون متصدی بود؛ لذا حدود پنج ساعت آخر سال همچنان تجمیع شده بود تا زمان سلطان ملک‌شاه سلجوقی، و در واقع عید نوروز حدود ۱۸ روز از زمان واقعی خود عقب افتاده بود. ملک‌شاه گروهی از دانشمندان از جمله ابوریحان بیرونی را مأمور کرد که این تقویم را اصلاح کنند. بنابراین، آنان تقسیم ماه‌های سال را به گونه‌ای انجام دادند که هر ۵ سال یک‌بار اسفندماه ۳۰ روزه بشود تا آن مشکل حل شود.

این کار قبل از اسلام به این شکل انجام نمی‌گرفت و آن تفاوت حداقلی هر سال تجمیع می‌شد و در هر ۱۲۰ سال یک‌بار سال ۱۳ ماه محسوب می‌شد؛ اما دانشمندان در زمان ملک‌شاه سلجوقی سال را به همین صورتی که ما اکنون کبیسه‌گیری می‌کنیم و هر ۵ سال یک‌بار ماه اسفند ۳۰ روز می‌شود، تقسیم کردند.

لذا تاریخ هجری خورشیدی که ریشه در تاریخ و تقویم جلالی (و آن هم ریشه در تقویم یزدگردی و تقویم ایران باستان) دارد، از دقیق‌ترین تقویم‌های جهان است. بنابراین، تقویم ما محصول یک «اجماع علمی ممتد» است. این تقویم صرفاً یک ابزار برای شماره‌گذاری روزها نیست، بلکه حاصل هزاران سال تلاش دانشمندان برای رام کردن «زمان» و همگام کردن آن با «هستی» است که به عنوان میراثی بی‌بدیل و با دقت بی‌نظیر، تقویم فعلی را شکل داده است.

در نهایت، تقویم هجری خورشیدی ما ریشه در زنجیره‌ی یزدگردی و جلالی دارد و از دقیق‌ترین تقویم‌های جهان است. دلیل دقت این تقویم، همین «اصلاحات زنجیره‌وار» است؛ ما از یک سیستم باستانی شروع کردیم، آن را با دانش نجومی دوران اسلامی (دوران بیرونی و خیام) صیقل دادیم و در دوران مدرن (دارالفنون) به استانداردها رساندیم.
✅https://eitaa.com/roushan88

بازنگری در معادلات بازدارندگی در سایه تقابل‌های فرامنطقه‌ای.

✍بازنگری در معادلات بازدارندگی در سایه تقابل‌های فرامنطقه‌ای.
تحولات اخیر در جبهه میان روسیه و ناتو، نشان‌دهنده احتمال بازگشت به الگوی جنگ‌های تمام‌عیار و احتمال وقوع یک تنش جهانی است. در صورت فروپاشی نظم فعلی بین‌الملل، عدم‌ثبات ساختاری باعث می‌شود که رژیم صهیونیستی با تکیه بر توانمندی هسته‌ای خود، به عنوان عاملی بی‌ثبات‌کننده و تهاجمی در منطقه عمل کند.
در چنین شرایطی، مفهوم «بازدارندگی» بیش از هر زمان دیگری اهمیت می‌یابد. برای پیشگیری از بحران‌های بزرگ، دستیابی به توانمندی‌های دفاعی پیشرفته، از جمله فناوری‌های هسته‌ای، به یک ضرورت استراتژیک بدل می‌شود. با این نگاه، سیاست احتیاطی ایران در برابر مذاکرات هسته‌ای، نه صرفاً یک تصمیم سیاسی، بلکه راهبردی برای حفظ توان دفاعی و جلوگیری از دست دادن استقلال در تکنولوژی‌های حساس در برابر قدرت‌های جهانی تلقی می‌شود.
✅https://eitaa.com/roushan88

بحران هویت و شکست استراتژی‌های وابستگی در کردستان سوریه.

✍بحران هویت و شکست استراتژی‌های وابستگی در کردستان سوریه.

اظهارات اخیر فرهاد شاهین معروف به (مظلوم عبدی) رهبر کرد های سوریه در شبکه «روداوو» مبنی بر پایان دوران دولت خودگردان در کردستان سوریه، بازتاب‌دهنده یک واقعیت تلخ در روابط بین‌الملل است.
سخن وی مبنی بر اینکه غرب تنها در زمان ضرورت به گروه‌های قومی نیاز دارد، بیانگر این اصل است که در نظام بین‌الملل، ارزش گروه‌های غیردولتی صرفاً تابع منافع متغیر قدرت‌های فرامنطقه‌ای است.
از منظر تاریخی، قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در یک قرن گذشته، همواره به گروه‌های قومی در کردستانِ ایران، عراق، ترکیه و سوریه به صورت ابزاری نگاه کرده‌اند.

در بحران سوریه، ترکیه با بهره‌گیری از فرصت‌های موجود، سیاست‌های خود را بر پایه مدیریت نیروهای تکفیری و در عین حال اعمال فشار بر نیروهای کردی تنظیم کرد.
در این میان، تضاد میان اقدامات نظامی ترکیه در برابر شهر‌های کردنشین و سکوت این کشور در برابر تضعیف زیرساخت‌های سوریه توسط رژیم صهیونیستی، نشان‌دهنده عدم صداقت ترکیه حتی با متحدین تکفیری خود و بیم از اسراییل از سوی دیگر است.
اردوغان که با بمباران‌های پیاپی شهر های کرد نشین در تلاش بود اثبات کند از متحدین تکفیری خود دفاع می‌کند. امروز جرات واکنش به اسراییل را ندارد.
پس از سقوط اسد اسراییل در طی سه روز تمام زیر ساخت های تراثش سوریه را ازبین برد اما صدایی از اردوغان برنیامد!
و اکنون که اسراییل جنوب سوریه تا کوهای مشرف بر دمشق اشغال کرده و هر گاه اراده می‌کند هر نقطه از سوریه جولانی را حتی در جوار مرزهای ترکیه بمباران می‌کند اما اردوغان جرات واکنش ندارد.
اما کردها که به وعده های آمریکا دل خوش کرده بودند اکنون فدای منافع آمریکا شده و در برابر نیروهای تکفیری رها شدند نیروهای کردی که با امید به حمایت‌های ایالات متحده و رژیم صهیونیستی با دولت‌های مرکزی مقابله کردند، اکنون در موقعیت بی‌ارزشی در نزد حامیان خود قرار گرفته و به ناچار با گروه‌هایی که پیش‌تر در جبهه مقابل بودند (مانند القاعده)، وارد معامله شده‌اند. فرهاد شاهین با انحلال نیروهای مسلح کرد موسوم به ( قسد) به افتخار مشاورت ابو محمد جولانی تروریست معروف نایل شده است!!
در تحلیل نهایی این بحران، باید به ریشه اصلی این تضعیف توجه کرد: جدایی استراتژیک از مرکزیت اصلی و ریشه‌های تاریخی. مسئله اصلی کردها از زمانی آغاز شد که از ریشه اصلی خود، یعنی ایران، فاصله گرفتند و به جای تمرکز بر مبدأ و خواستگاه خود، به امید دستیابی به استقلال، به قدرت‌های فرامنطقه‌ای متوسل شدند. این رویکرد باعث شد که آن‌ها فراموش کنند که از منظر جغرافیایی و تاریخی، پیوند ناگسستنی با ایران دارند. در واقع، هر کجا که حضور کردها هست، اصالت آن‌ها به ریشه‌های ایرانی بازمی‌گردد و ایران، وطن و مبدأ اصلی آن‌هاست. تجربه نشان می‌دهد تا زمانی که این گروه‌ها از اصل و ریشه خود فاصله بگیرند، تنها به عنوان ابزاری در اختیار قدرت‌های بیگانه باقی خواهند ماند؛ چرا که هویت و امنیت واقعی آن‌ها در بازگشت به اصل خود نهفته است.
✅https://eitaa.com/roushan88

✍اصلاح قیمت انرژی؛ جراحی ضروری یا مصرف مداوم مسکن؟!

✍اصلاح قیمت انرژی؛ جراحی ضروری یا مصرف مداوم مسکن؟!

از سال ۱۳۸۹ با آغاز طرح هدفمندسازی یارانه‌ها، هر بار با بهانه‌ی «عدالت»، قیمت حامل‌های انرژی را پایین نگه داشته‌اند.
این رویکرد، نه تنها باعث هدررفت منابع کشور شده، بلکه مانع از کنترل تورم نیز گشته است.
از سوی دیگر، به دلیل قیمت‌گذاری بسیار پایین بنزین، گاز و برق، و.... دولت توان سرمایه‌گذاری برای توسعه و نوسازی این زیرساخت‌ها را ندارد.

واقعیت این است که خاموشی‌ها، ناترازی آب و بحران‌های مشابه، همگی حلقه‌های یک زنجیره هستند و علت العلل آن همین توزیع تقریباً رایگان است.
ادامه این وضعیت، کل سیستم و زیرساخت‌های کشور را تهدید می‌کند؛ چرا که با توزیع کالاها به قیمت‌های بسیار پایین، امکان سرمایه‌گذاری و نوسازی از بین می‌رود و زیرساخت‌ها به تدریج فرسوده می‌شوند.
آنچه امروز به صورت «رایگان یا بسیار ارزان» پخش می‌شود، در آینده‌ای نه چندان دور، غیرممکن خواهد بود و تبعات سیاسی و اجتماعی وحشتناکی به همراه خواهد داشت.

کسانی که معتقدند وضعیت حاضر باید ادامه یابد، دچار ضعف در آینده‌نگری هستند؛ آن‌ها به جای «جراحی»، مدام «مسکن» مصرف می‌کنند، در حالی که بیماری در حال پیشرفت است و می‌تواند در لحظه‌ای، کل سیستم را از پای درآورد.
بنابراین، اصلاح این وضعیت یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت است.
مخالفان این جراحی چه کسانی هستند؟
۱. منتفعان از منابع: ثروتمندانی که از منابع کشور بهره‌کشی می‌کنند و با خودروهای متعدد خود، از بنزین ارزان برای رفاه شخصی استفاده می‌کنند آمار ها نشان می دهد این لایه از جمعیت کشور که عمدتاً در دهم دهم قرار می‌گیرند ۲۷ برابر دهک اول از یارانه حامل های انرژی بهره می‌برند!!
۲. مخالفان نظام :
گروه‌هایی که ادامه این مسیر را بهترین راه برای فروپاشی نظام، می‌دانند و منتظر آن روز هستند،لذا با هرگونه اصلاح بنیادین مخالفت می‌کنند و ترجیح می‌دهند سیستم در وضعیت فعلی بماند.
۳. دلسوزانِ ناآگاه:
کسانی که با عدم درک عمیق از مسئله، به نام «عدالت»، در برابر اصلاحات ایستادگی می‌کنند؛ در حالی که عدالت واقعی یعنی: تأمین سهمیه لازم با قیمت عادلانه برای همه، اختصاص زیرساخت‌های مجزا برای ناوگان عمومی و فروش مازاد انرژی به قیمت واقعی.
✅https://eitaa.com/roushan88

✍پیش بینی ها محقق می‌شوند!

✅✍پیش بینی ها محقق می‌شوند!
بارها گفتیم، ایران شاید علی رغم میل خود مجبور به ساخت سلاح اتمی خواهد شد.
همانگونه که بر اثر بدعهدی غرب مجبور شد اورانیوم را تا بیست درصد غنی‌سازی کند
و در مرحله بعد تا ۶۰ درصد.
اکنون نشانه تحقق این پیش‌بینی های در ادبیات مقامات مسئول کشور کم‌کم پر رنگ می‌شود.👇

محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، می‌گوید «حماقت ترامپ دنیا را به سمت دستیابی به بمب اتم سوق داده است.»
سرلشکر رضایی در گفت‌وگو با تلویزیون ایران گفت که حمله آمریکا به ایران، به گفته او، باعث شده برخی کشورها به این نتیجه برسند که داشتن سلاح هسته‌ای می‌تواند بازدارندگی بیشتری ایجاد کند. او مدعی شد که ایران با وجود عضویت در پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، پذیرش بازرسی‌ها و همکاری گسترده با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، هدف حمله قرار گرفته است.

او گفت: «الان همه دنیا می‌گویند... پس نه ان‌پی‌تی موثر است و نه عضویت در سازمان انرژی اتمی» و افزود که این وضعیت به گفته او «اشتیاق» کشورها برای دستیابی به بمب اتم را افزایش داده است.
🟢https://eitaa.com/roushan88

✍ترکیه و اسرائیل؛ لفاظی‌های سیاسی در برابر واقعیت‌های اقتصادی.

✍ترکیه و اسرائیل؛ لفاظی‌های سیاسی در برابر واقعیت‌های اقتصادی.

حمله اخیر رژیم صهیونیستی به یک پایگاه هوایی در سوریه، واقع در نزدیکی مرزهای ترکیه، فراتر از یک عملیات نظامی ساده، پیامی آشکار و هشداری مستقیم به اردوغان است.
به نظر می‌رسد تنش‌های میان ترکیه و رژیم صهیونیستی به سطح و شدتی رسیده است که تاکنون شاهد آن نبوده‌ایم.
اما با این حال، یک پرسش بنیادین باقی می‌ماند:
آیا لفاظی‌های شدید ترکیه علیه اسرائیل بر واقعیت‌های سیاستی آن منطبق است؟
بررسی‌ها نشان می‌دهد که میان ادعای مبارزه با اسرائیل و اقدامات عملی ترکیه، شکاف بزرگی وجود دارد.
اتفاقاتی که در سوریه در حال رخ دادن است، نوعی تحقیر استراتژیک برای ترکیه محسوب می‌شود.
اگرچه رسانه‌های ترکیه پس از سقوط اسد، پیروزی را به اردوغان نسبت دادند، اما واقعیت میدانی نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی همچنان در خاک سوریه، نفوذ خود را گسترش داده و به نوعی قدرت منطقه‌ای ترکیه را به چالش می‌کشد.
همچنین، با توجه به عضویت ترکیه در ناتو، بعید به نظر می‌رسد که این پیمان در صورت بروز درگیری مستقیم نظامی میان ترکیه و اسرائیل، تمایلی به دفاع از (ترکیه) در برابر رژیم صهیونیستی داشته باشد.

اگر هدف ترکیه مبارزه واقعی با رژیم صهیونیستی بود، لزوماً باید مسیرهای حیاتی و تدارکاتی اسرائیل را مسدود می‌کرد.
در حالی که ترکیه بزرگترین تأمین‌کننده فولاد برای صنایع اسرائیل است (کشوری که فاقد صنایع ذوب آهن گسترده است)، از سوی دیگر، مسیر اصلی انتقال نفت از آذربایجان به اسرائیل نیز از خاک ترکیه می‌گذرد.
قطع این جریان‌های اقتصادی و تدارکاتی، ساده‌ترین و مؤثرترین راه برای نشان دادن صداقت در دشمنی بود، اما چنین نشد.
امروز به نظر می‌رسد ترکیه در حال چشیدن تلخی نتایج سیاست‌های نادرست خود در قبال محور مقاومت است.
تجربه تاریخی نشان داد که ثبات و وجود محور مقاومت، حتی برای منافع استراتژیک ترکیه نیز سودمند بود.
اکنون که سوریه تحت کنترل نیروهای وابسته به ترکیه (باند جولانی و گروه‌های تحت حمایت آن) قرار گرفته، خبری از پیروزی مطلوب نیست؛ بلکه شاهد تغییر موازنه قدرت و گسترش نفوذ روزافزون اسرائیل در منطقه هستیم.
✅https://eitaa.com/roushan88

⚫️مغالطه پزشکیان.  🔻پزشکیان:  بهتر است حالا که همه به پیروزی ما اذعان دارند جنگ را پایان دهیم

⚫️مغالطه پزشکیان.

🔻پزشکیان:
بهتر است حالا که همه به پیروزی ما اذعان دارند جنگ را پایان دهیم

🔹آن‌چه در جریان مذاکرات به دست آمد، دستاوردی بزرگ بود که در شورای‌عالی امنیت ملی به تصویب رسید و همه کسانی که در این شورا هستند و دستی در آتش داشتند از آن دفاع کردند.

🔹حتی یک بند در این توافق پیدا نمی‌شود که حاکی از وادادگی باشد؛ همه تعهدات مربوط به طرف مقابل است.
.......
✍جناب پزشکیان!!
حرف شما تا اینجا درست اما یک سوال.
آیا همون تفاهمنامه را که شما اشاره می‌کنید طرف شما که آمریکا باشد قبول کرده است؟؟
آیا پس از آغاز آتش بس بلافاصله آن را نقض نکرد؟؟
اگر پاسخ مثبت است که مثبت است فرمایش شما اینجا دیگر اصلاً معنی ندارد.
مگر آمریکا صلح را به معنی واقعی آن پذیرفته و در ایران کسی مانع شما شده است؟
وقتی که دشمن شما به کمتر از تسلیم مطلق راضی نمی‌شود فرمایشات شما فقط دشمن را امیدوار می‌کند.
✅https://eitaa.com/roushan88

دهباشی ، بحرین، قاجار یا پهلوی؟!

✍ دهباشی ، بحرین، قاجار یا پهلوی؟!

کلیپی از آقای دهباشی در اینستاگرام مشاهده شد که جدایی بحرین را به زمان قاجار ربط می‌دهد نه زمان پهلوی.!
ایشان استدلال می‌کند که دهه‌ها قبل از سال ۱۳۵۰ بحرین در اختیار ایران نبوده پس جدایی آن از ایران در این سال مقصر پهلوی نیست بلکه قاجارها مقصرند.
استدلال ایشان این بود که ما در آنجا حاکمیتی نداشتیم نیروی نظامی نداشتیم و نهادهای ایرانی در آنجا در این مدت مستقر نبودند.
ایشان با مقایسه ارمنستان و آذربایجان با بحرین نتیجه می‌گیرد که آیا می‌توانیم ادعای بازپسگیری آذربایجان و ارمنستان را داشته باشیم؟!

این استدلال به دلایل فراوانی سست و بی‌پایه است که به برخی از آنها اشاره می‌شود.
تحلیل روند تاریخی حاکمیت ایران بر منطقه بحرین نشان می‌دهد که عدم حضور مستقیم نیروهای نظامی در یک بازه زمانی، لزوماً به معنای سلب مالکیت ملی نیست. در واقع، بحث اصلی در مورد بحرین، مدیریتِ «اشغالگری خارجی» است، نه فقدان حق مالکیت.
در پاسخ به این ادعا که «بحرین در دوران قاجار از دست رفته نه پهلوی »، باید از دو منظر تاریخی و حقوقی به موضوع نگریست. نخست اینکه، صرفِ عدم حضور نظامی در یک منطقه، به معنای مالکیت نداشتن بر آن نیست؛ بلکه وظیفه حاکمیت، عدم پذیرش اشغالگری است که رژیم پهلوی در سال ۱۳۵۰ رسماً به اشغالگری انگلیس. بر بحرین تن داد.

برخلاف موارد آذربایجان و ارمنستان که با معاهدات بین‌المللی (گلستان و ترکمنچای) تغییر وضعیت دادند، بحرین همواره تحت عنوان یک منطقه اشغالی توسط قدرت‌های خارجی (ابتدا پرتغال و سپس بریتانیا) مورد بحث بود.
حتی در دوران پهلوی، بر اساس ساختارهای آموزشی و اداری، این منطقه در جایگاه استان چهاردهم ایران قرار داشت
لذا قیاس بحرین با آذربایجان و ارمنستان یک خطای استراتژیک است. در مورد آذربایجان و ارمنستان،
ایران قاجار با معاهدات رسمی (گلستان و ترکمنچای)در اثر شکست نظامی ،این مناطق را به حاکمیت‌های دیگر واگذار کرد.
که بازپس‌گیری آن‌ها تحت چارچوب‌های حقوقی فعلی امکان‌پذیر نیست.
اما در مورد بحرین، ما با یک «اشغالگری مستمر» روبرو بودیم. بحرین و بندرعباس حدود یک قرن تحت سلطه پرتغالی‌ها بودند که شاه عباس آن‌ها را آزاد کرد؛ اما پس از گذشت یک قرن، این منطقه تحت اشغال بریتانیا درآمد و ایران همواره بر این اشغال اعتراض داشت
بنابراین، تصمیمات اتخاذ شده در سال ۱۳۵۰ برای واگذاری بحرین، نباید از منظر «رها کردن قلمرو موجود» بلکه باید از منظر «عدم موفقیت در رفع اشغالگری» تحلیل شود.
نکته دیگری که دهباشی به آن اشاره می‌کند این است که نباید ارتش را در این زمینه زیر سوال برد چون ارتش مقصر نبوده است.
بله، این نکته درست است اما تاکنون مشاهده نشده است که در ماجرای جدا شدن بحرین کسی ارتش را زیر سوال ببرد.
ایراد و اشکال به دستگاه رهبری سیاسی کشور( و شخص محمدرضا شاه )است که در آن زمان بدون جنگ و به آسانی از حاکمیت ایران بر بحرین چشم‌پوشی کرد.
#بحرین
#قاجار
#پهلوی
#دهباشی

✅https://eitaa.com/roushan88

حاکمیت ایران و دریای مازندران .

✍حاکمیت ایران و دریای مازندران .

در تحلیل وضعیت دریای مازندران، شاخص تعیین‌کننده در تعیین میزان قلمرو هر کشور، «طول خط ساحلی» است.
از منظر تاریخی، طول ساحل ایران در دوران اتحاد جماهیر شوروی و پس از فروپاشی آن، همواره ثابت و در حدود ۶۵۰ کیلومتر باقی مانده است؛ در حالی که از مجموع ۷۰۰۰ کیلومتر ساحل این دریا، بخش اعظم در اختیار کشورهای حاشیه شمالی قرار دارد.
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، این قلمرو ساحلی میان چهار کشور جدید تقسیم شد، اما سهم ایران از نظر طول ساحلی تغییری نکرده است.
بر این اساس، نباید افکار عمومی را در این مورد گمراه کرد، مبنای تقسیم حقوقی دریای مازندران ،نباید بر پایه فرضیه غلط ۵۰ درصد مطرح شود که واقعیت ندارد، بلکه باید بر اساس طول خط ساحلی به عنوان یک واقعیت جغرافیایی اعمال گردد.
راهکار بهینه که مورد حمایت ایران نیز هست، تقسیم دریای خزر میان پنج کشور عضو است.
در چارچوب کنوانسیون جدید (که هنوز در فرآیند تصویب در مجلس شورای اسلامی قرار دارد)، هر کشور بر اساس طول ساحل خود، قلمرویی به عرض ۱۵ مایل دریایی را به عنوان «دریای سرزمینی» تملک می‌کند و باقی مساحت دریا به عنوان «منطقه مشاع» باقی می‌ماند.
طبق این مدل، سهم ایران حدود ۲۰ درصد خواهد بود.
با توجه به اینکه در حال حاضر ایران بر محدوده تقریبی ۲۰ درصد اعمال حاکمیت دارد، تعجیل در تصویب این کنوانسیون نیازمند بررسی دقیق است تا از حفظ موقعیت فعلی حاکمیت ملی اطمینان حاصل شود.
✅https://eitaa.com/roushan88

اهمیت تفاهم نامه اسلام آباد

اهمیت تفاهم نامه اسلام آباد

توافق اسلام آباد از این جهت مورد تاکید است که اگر ما ده دور دیگر هم با آمریکا بجنگیم ( و لازم‌ باشد حتماً می‌جنگیم,)و سرانجام منجر به متارکه جنگ شود خواسته های ما از آمریکا چیزی بیش از آن نخواهد بود که دربندهای آن تفاهمنامه نوشته شده است.
https://eitaa.com/roushan88

پیمان مکه  و توهمِ امنیت؟ 

✍پیمان مکه و توهمِ امنیت؟

در حالی که اختیارات بن سلمان گسترش یافته، سایه اختلافات میان شاهزادگان آل‌سعود بر سر تخت پادشاهی سنگینی می‌کند. بن سلمان، پس از ده سال، هنوز نتوانسته پایداری لازم را در برابر تهدیدات داخلی و احتمال کودتا ایجاد کند.
در مقابل، قدرت گرفتن ایران و انصارالله در منطقه، پوشِ سلطه عربستان را به شدت تار و آسیب‌پذیر کرده است.

بن سلمان در تلاشی مأیوسانه، می‌خواهد با ایجاد پیمان‌هایی مثل "پیمان مکه" با نیروهای فرامنطقه‌ای با فرارفتن از واقعیت‌ها ،حفظ صندلی خود را تضمین کند؛ اما این بزرگترین خطای محاسباتی آن‌هاست.
نکته مهم پیمان مکه بین سه کشور پاکستان ،ترکیه و عربستان این است که ، ترکیه متصل به ناتو و پاکستان مسلح به سلاح اتمی برای ارتقای امنیت خود ، نیازی به عربستان ندارند!!
لذا از بین این سه کشور، این عربستان است که احساس می‌کند که این پیمان می‌تواند امنیت او را تامین کند.
عربستان ده‌ها سال است که با بزرگترین قدرت جهانی یعنی آمریکا پیمان دفاعی داشته است.
اگر از پیمان با آمریکا کاری ساخته نبوده از اتحاد یا پیمان با ترکیه و پاکستان چه حاصل خواهد شد؟
آیا آمریکا با دریافت میلیاردها دلار از جیب سعودی، توانست امنیت آن‌ها را تضمین کند.
خیر!
آنچه در گذشته به عنوان حامی بی‌قید و شرط غرب شناخته می‌شد، در برابر بحران‌های واقعی بی‌ثبات بود.و حتی ترامپ با کنار گذاشتن نزاکت دیپلماتیک این به اصطلاح متحد خود را «گاو شیری ده» نامید

امید به "پیمان مکه" برای مقابله با قدرت ایران و انصارالله، خیال باطلی است.
عربستان برای جلوگیری از فروپاشی داخلی، راهی جز تغییر رویکرد و پذیرش واقعیت‌های جدید ندارد.
مدیریت منطقه، از آنِ ایران و هم‌پیمانان اوست و پیمان مکه، حتی به اندازه یک "سرپناه موقت" برای آل‌سعود ارزش نخواهد داشت.
✅https://eitaa.com/roushan88

به بهانه کش و قوس بنزین!!  ✍«نه از تاک نشان، نه از تاکنشان!»  هشدار درباره آینده اقتصاد و امنیت جامع

به بهانه کش و قوس بنزین!!

✍«نه از تاک نشان، نه از تاکنشان!»
هشدار درباره آینده اقتصاد و امنیت جامعه.

یکی از شاخص‌های اصلی دولت مدبر و مقتدر، اتخاذ تصمیم درست و اجرای هوشمندانه آن است. گاهی دولت بر اساس محاسبات کارشناسی و منطق اقتصادی به تصمیمی می‌رسد، اما از ناتوانیِ مفرط در اقناع جامعه، یا به دلیل نفوذ مفرط دشمن در بدنه تصمیم‌گیری در میانه راه حیران می‌شود .
اعلامِ یک تصمیم مهم اقتصادی و سپس چرخش ۱۸۰ درجه‌ای در عرض چند ساعت، نه نشان از تدبیر است، نه عاقبت‌اندیشی و نه شجاعت؛ بلکه نشانه بارز ضعف و بی‌ثباتی است. ماجرای اعلام روند جدید توزیع بنزین و عقب‌نشینی عجولانه از آن، دقیقاً از همین جنس بود.

منطق اقتصادی ساده است:
توزیع رایگان یا بیش از حد ارزانِ منابع استراتژیک (بنزین، گاز، برق)، مانع از پس‌انداز و انباشت سرمایه می‌شود.
فقدان سرمایه، مانع توسعه زیرساخت‌ها است؛
عدم توسعه زیر ساخت ها، بیکاری را در پی دارد؛
و ناترازی در انرژی (مانند برق)، تولید را فلج می‌کند.
این یک زنجیره مرگبار است که در نهایت، تأمین انرژی رایگان را غیرممکن می‌سازد.
در این نقطه است که جامعه در آستانه فروپاشی قرار می‌گیرد؛ چرا که جامعه به مصرف رایگان عادت کرده، اما دولت توان تأمین آن را نخواهد داشت.
این شکاف میان "توقع بالا" و "ناتوانی در تأمین"، جامعه را به بحران می‌کشاند.
این شکاف، عامل اصلی بروز بحران‌های اجتماعی است؛ بحرانی که در نهایت، چنان ویرانگر خواهد بود که به عبارت آن در المثل معروف ،« آنگاه است که نه از تاک، نشان خواهد ماند نه از تاکنشان »
مخالفان اصلاح قیمت و یارانه مستقیم، دو دسته‌اند:
دسته نخست، از عمق فاجعه آگاهند اما مخالفِ سامان یافتنِ جامعه‌اند. آن‌ها از این بحران به عنوان ابزاری برای رساندن جامعه به بن‌بست استفاده می‌کنند و این کار را در پوشش "دلسوزی برای مردم" انجام می‌دهند. این دقیقاً همان منطق دشمنان ایران در میدان جنگ است؛ وقتی در میدان رزم شکست می‌خورند، به این میدان پناه می‌آورند.
تریبون‌های براندازی نیز دقیقاً از همین منطق پیروی می‌کنند.

دسته دوم، کسانی هستند که واقعاً دلسوزند، اما قادر به درک منافع بلندمدت نیستند. آن‌ها نگاهی قشری و ظاهر‌بین دارند و به قول معروف، "خروس را از تاج او می‌شناسند".

در نهایت، هر دو گروه مانند دو تیغه یک قیچی، مشغول بریدنِ استقلال، امنیت و رفاه مردم هستند و جامعه را به ژرفای بحران‌های عمیق می‌رانند.

✅https://eitaa.com/roushan88

بنزین

«بنزین یک کالا است و عرضه آن باید بر اساس منطق بازار صورت گیرد. ارزان نگه داشتن اجباری قیمت‌ها، تنها زمانی ممکن است که منابعی جایگزین برای جبران این شکاف وجود داشته باشد؛ در غیر این صورت، امکان عرضه پایدار وجود ندارد. این موضوع یک "انتخاب" نیست، بلکه یک "جبر اقتصادی" است.

تداوم توزیع بنزین با قیمت ۱۵۰۰ تومان در بلندمدت، با هیچ منطق اقتصادی قابل توجیه نیست. بحث اقتصاد، برخلاف مباحث فلسفیِ "جبر و اختیار" یا "وحدت و کثرت وجود" که صدها سال مطرح شده‌اند و به نتیجه‌ای قطعی نرسیده‌اند، با اعداد و ارقام سر و کار دارد. اقتصاد یعنی دقت؛ اگر از یک کیلو، یک گرم کم شود، قطعاً ۹۹۹ گرم باقی می‌ماند. اگر نفت را حتی با فرض قیمت آب دریا نیز در نظر بگیریم، با قیمت‌های فعلی، امکان رساندن آن به مصرف‌کننده نهایی وجود ندارد.

در واقع، عدم واقع‌گرایی در قیمت‌گذاری، بستر اصلی فسادهای اقتصادی و علت اصلی کمبود اعتبارات است؛ و این کمبود اعتبار نیز خود از ثمن‌بخشی به امکانات کشور نشأت می‌گیرد. برای جلوگیری از قاچاق بدون اصلاح قیمت، یا حکومت باید عملکردی به حد "حجاج بن یوسف" داشته باشد، یا مأموران باید "ملائکه‌وار" عمل کنند!

با این حال، به باور من، طرح اخیر، با طراحی هوشمندانه، گامی مثبت است؛ چرا که هم از فشار اجتماعی می‌کاهد و هم در گام نخست، سدی در برابر قاچاق می‌کشد. البته در این میان، باید برای خودروهای عمومی و کسب‌وکارهای وابسته به خودرو (مانند تاکسی‌داران)، سهمیه‌های ویژه‌ای در نظر گرفته شود. در نهایت، مقابله با سرقت از شاه‌لوله‌ها و زیرساخت‌ها نیز نباید در حوزه "ارزانی" بررسی شود، بلکه باید با قوانین بازدارنده، به عنوان یک "جرم و دزدی" با آن برخورد کرد.»
✅https://eitaa.com/roushan88

تناقضات پیمان دفاعی ترکیه، پاکستان و عربستان.

✍نکته‌ای تکمیلی بر فرسته های پیشین در مورد تناقضات پیمان دفاعی ترکیه، پاکستان و عربستان.


پیمان دفاعی جدید میان سه کشور ترکیه، پاکستان و عربستان، با نگاهی به واقعیت‌های ژئوپلیتیک، بیشتر یک حرکت نمادین و فاقد منطق نظامی به نظر می‌رسد.
ترکیه با بهره‌مندی از چتر دفاعی ناتو، از نظر استراتژیک نیازی به این ائتلاف جدید ندارد.
پاکستان به عنوان یک کشور دارای فناوری هسته‌ای، از نظر امنیتی در جایگاه متفاوتی قرار دارد و وابستگی به قدرت‌های غیراتمی در این پیمان، با واقعیت‌های نظامی سازگار نیست.
در این میان، نقش عربستان در این مثلث، بیش از آنکه ناشی از نیاز امنیتی باشد، جنبه سیاسی دارد؛ چرا که تضمین امنیتی ترکیه و پاکستان برای ریاض، فراتر از توان عملیاتی این پیمان است.
این توافق، به دلیل نبود انسجام استراتژیک، بیشتر یک ائتلاف بی‌هدف و درهم‌ریخته است تا یک پیمان دفاعی واقعی.

✅✅https://eitaa.com/roushan88

در تصویب کنوانسیون جدیددریای مازندران  عجله نکنید.

🚨 در تصویب کنوانسیون جدیددریای مازندران عجله نکنید.

🔹در کنوانسیون رژیم حقوقی دریای مازندران، که در سال ۱۳۹۷ به امضای دولت های ساحلی رسیده و قرار است با تصویب مجالس مقننه این کشور ها رسمی بشود، فرمول ۱۵ مایل آب‌های سرزمینی و ۱۰ مایل منطقۀ انحصاری ماهیگیری پیش‌بینی شده؛
یعنی از خط مبدأ ساحل تا ۱۵ مایل به طرف داخل دریا ، دریای سرزمینی کشور ساحلی محسوب می‌شود و علاوه براین، ۱۰ مایل دیگر هم به عنوان منطقه ماهیگیری کشور ساحلی و مابقی دریای مازندران به صورت مشاع بین کشورها اداره خواهد شد.
🔹در این کنوانسیون، تعیین‌تکلیف بستر و زیربستر دریا به مذاکرات آینده با ترکمنستان و جمهوری آذربایجان موکول شده.

نکته مهم این است که بهتر است مجلس در تصویب این کنوانسیون عجله‌ای نداشته باشد.
اما شعارهای رسانه های معاند و برخی به اصطلاح کارشناسان مبنی بر اینکه خزر را دادن رفته و... سخنان پوچی است.


✅https://eitaa.com/roushan88

غرب‌گراهای ایرانی، عجیب‌تر از خود آمریکایی‌ها از بسته‌ماندن #تنگه_هرمز کلافه‌اند. چرا؟

🔴 غرب‌گراهای ایرانی، عجیب‌تر از خود آمریکایی‌ها از بسته‌ماندن #تنگه_هرمز کلافه‌اند. چرا؟

🔹چون ماجرا فقط یک مسیر کشتیرانی نیست؛ مسئله «اعتبار قدرت ارباب» است. تنگه‌ای که قبل از جنگ برای همه باز و رایگان بود، حالا تبدیل شده به گره کور، که ترامپ چند ماه است برای بازکردنش دست‌وپا می‌زند! از تهدید و نمایش قدرت تا مذاکره و عقب‌نشینی‌های پی‌درپی و التماس.

🔸همین صحنه، در داخل آمریکا هم سوژه شده و مخالفان ترامپ او را به سخره می‌گیرند. یک واقعیت ساده پشت این تمسخر هست؛ اگر آمریکا واقعاً دست بالا را داشت، برای بازکردن چیزی که قبلاً باز بود این‌قدر التماس سیاسی نمی‌کرد! روشن‌ترین دلیلِ شکست آمریکا همین است.

🔹اما برخی غرب‌گراها در ایران، ناراحتی‌شان از جنس دیگری است؛ نه از زاویه منافع ملی، بلکه از زاویه نگرانی برای «ارباب». آن‌قدر که حاضرند همه‌چیز را بدهند شاید رضایت آمریکا را بخرند!
✅https://eitaa.com/roushan88

دلبستگی🌺🌺🌺 شعر

دلبستگی🌺🌺🌺

( گر ز نظر نهان شوم چون تو به رَه گذر کنی
کی ز نظر نهان کنم، اشک به رَه چکیده را؟)

ور که به باغ زندگی سرو قدی بخوانیَم.

من به چه رو نهان کنم پیکر قد خمیده را

گر ببُری تو مهر خود از دل داغ دیده ام.
می نتوان جدا کنی عشق به جان خلیده را

کیست که در کنار ما شانه به شانه میرود.؟
هر قدمش به ره کشد دین و دل و عقیده را

صبحدمی چو شبنمی پیش نگاه عالمی.
تر کند از تجلی اش اشک روان ،دو دیده را

رو تو رفیق نیمه ره بهر خدا رها بکن.
حال، میان سیل غم این تن رنجدیده را

شد همه آرزوی من،دست به دامنت شوم.
زود مکِش تو دامنت کِش بده این قصیده را

ای دل هرزه گرد من چشم بگیر از آن‌ جهت.
دست بشوی و کن رها آن غزل رمیده را

آینه وار یار ما، بر در این سرای ما
منعکس است در رخش چهره آفریده را

مست الست کیست؟ من. سرخوش و مست کیست؟من.

لب به لبم زشش جهت ساغر برکشیده را

هر نگهت ز کنج در، تیر به قلب ما زند
بهر خدا تو خون مکن این دل خون چکیده را

ای که به باغ بوستان هم سخن حرامیان
گاه گهی نگاه کن پیکر خون تپیده را.

این شبِ تارِ عمرِ من،روشنِ نورِ رویِ تو.
تا که به چشم آیدم، بعد شفق،سپیده را

شاعر شعر میهنم !ای رخ تو چونان صنم.

شعر بگو محاجه کن خصم دهن دریده را

گفتم و درج شد سخن، هرچه درون ذهن بود.
ابیض ما سواد شد، صفحه این جریده را!!!
بداهه🌺
باز نشر
۹/۱۲/۹۷
✅https://eitaa.com/roushan88

جنجالی جدید در مورد  رژیم حقوقی دریای خزر.

جنجالی جدید در مورد رژیم حقوقی دریای خزر.

🔴 پیش از شوروی؛ ایران چه وضعیتی داشت؟

در زمان امپراتوری روسیه، پس از عهدنامه‌های گلستان (۱۸۱۳) و ترکمانچای (۱۸۲۸)، ایران بخش بزرگی از حقوق خود در دریای خزر را از دست داد و حتی حق داشتن نیروی دریایی نظامی در خزر را نداشت.

🔴 قرارداد ۱۹۲۱ ایران و شوروی

پس از انقلاب بلشویکی، قرارداد مودت ۱۹۲۱ میان ایران و شوروی امضا شد.

در این قرارداد:

امتیازات استعماری روسیه تزاری لغو شد.
ایران دوباره حق کشتیرانی در خزر را به دست آورد.
اصل برابری حقوق دو کشور در دریای خزر پذیرفته شد.

اما:
هیچ ماده‌ای در قرارداد نگفته بود که دریای خزر از نظر مساحت به صورت ۵۰٪ برای ایران و ۵۰٪ برای شوروی تقسیم می‌شود.
دریای خزر حدود ۸۰۰۰ کیلومتر ساحل دارد.
از این ۸۰۰۰ کیلومتر حدود ۶۵۰ کیلومتر سواحل ایران است.
بنابراین عملاً در هیچ زمانی نمی‌توانسته است موضوع ۵۰/۵۰ مطرح باشد.

🔴 قرارداد ۱۹۴۰ ایران و شوروی

قرارداد تجارت و کشتیرانی ۱۹۴۰ رژیم حقوقی خزر را کامل‌تر کرد.
طبق آن:
فقط کشتی‌های ایران و شوروی اجازه فعالیت در خزر را داشتند.
هر کشور تا ۱۰ مایل دریایی منطقه انحصاری ماهیگیری داشت.
خارج از آن، بهره‌برداری و کشتیرانی مشترک بود.
باز هم:
هیچ مرز دریایی یا درصد مالکیتی تعیین نشد.

آیا خزر ۵۰-۵۰ بود؟
از نظر حقوقی دو دیدگاه وجود دارد:

دیدگاه اول (که بسیاری از حقوقدانان بین‌المللی می‌گویند)

قراردادها فقط حقوق برابر را تضمین می‌کردند.
اصلاً تقسیم درصدی وجود نداشت.
بنابراین نمی‌توان گفت ایران مالک دقیق ۵۰٪ دریا بوده است.

دیدگاه دوم (که برخی حقوقدانان ایرانی مطرح کرده‌اند)

استدلال می‌کنند چون فقط دو کشور ساحلی وجود داشتند و تمام تصمیمات باید با توافق هر دو انجام می‌شد، در عمل دریای خزر یک مشاع (Condominium) میان ایران و شوروی بود؛ بنابراین هر کشور از حقوقی معادل ۵۰٪ برخوردار بود، هرچند این عدد در متن قرارداد نوشته نشده بود. این صرفاً نظر عده‌ای است و به هیچ وجه منطبق با واقعیات تاریخی و حقوقی نیست.
در زمان اتحاد جماهیر شوروی این کشور عملاً حدود ۸۷ درصد دریای خزر را با توجه به طول سواحل خود در اختیار داشت.
پس از فروپاشی شوروی (۱۹۹۱)
با استقلال:
روسیه
جمهوری آذربایجان
قزاقستان
ترکمنستان
تعداد کشورهای ساحلی از ۲ کشور به ۵ کشور رسید.
از آن زمان اختلاف آغاز شد.
موضع ایران چه بود؟
ایران اعلام کرد:
یا قراردادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ همچنان معتبرند؛
یا اگر قرار است تقسیم جدیدی صورت گیرد، باید هر پنج کشور ۲۰٪ سهم برابر داشته باشند.
ایران با تقسیم بر اساس خط میانه (Median Line) مخالف بود، زیرا با توجه به کوتاه بودن ساحل ایران، سهم آن به حدود ۱۳ تا ۱۴ درصد می‌رسید.
امروزه چرا بعضی‌ها از «کمتر از ۵ درصد» صحبت می‌کنند؟!!
این ادعا معمولاً ناشی از اشتباه گرفتن چند مفهوم است.
در برخی بخش‌ها، اگر فقط بستر قابل بهره‌برداری نفت و گاز یا بعضی خطوط فرضی خاص را در نظر بگیرند، اعداد بسیار کوچک مطرح می‌شود؛ اما هیچ توافق بین‌المللی معتبر و لازم‌الاجرایی وجود ندارد که سهم ایران را ۵٪ تعیین کرده باشد.
اگر ملاک تقسیم بر اساس حقوق دریاها باشد از خط ساحلی تا عمق ۱۲ مایل آب های سرزمینی کشور سواحلی است و‌ با توجه به طول ساحل ایران یک خط مستقیم از بندر آستارا در غرب دریای خزر تا بندر حسین قلی خان ترکمنستان در شرق دریای خزر رسم می‌شود آب های پشت این خط به طرف جنوب سهم ایران است که حدود ۱۳ درصد کل دریای خزر است.
اما ایران تا کنون بر سهم ۲۰درصد تاکید داشته که مبتنی بر تقسیم مساوی دریای خزر بین پنج کشور ساحلی است.
خلاصه سخن اینکه موضوع ۵درصد برای ایران که عده‌ای مطرح می‌کنند.یا از روی کم اطلاعی است یا براساس اغراض سیاسی و اعتباری ندارد.
✅https://eitaa.com/roushan88

صلح! اما کدام صلح ؟

صلح! اما کدام صلح ؟

سخن از صلح، اگر بر پایه عزت، عدالت و احترام متقابل باشد، بی‌تردید سخنی پسندیده و عقلانی است. هیچ ملت خردمندی جنگ را برای جنگ نمی‌خواهد و هیچ انسان عاقلی آتش درگیری را مطلوب ذاتی نمی‌داند.
با این همه، مسئله اساسی آن است که صلح، آنگاه معنا و اعتبار می‌یابد که به پوششی برای تحمیل، تهدید و عقب‌نشینیِ پی‌درپی بدل نشود.

پرسش روشن است.
حدود این صلح کجاست؟

اگر طرف مقابل نه به تعهدات خود پایبند باشد، نه حقوق ملت‌ها را به رسمیت بشناسد و نه از زبان فشار و زور دست بردارد، دعوت مداوم به صلح بر چه مبنای استواری استوار است؟
اگر حوزه‌های بنیادینِ امنیت ملی، توان دفاعی، موقعیت راهبردی و تمامیت سرزمینی یک کشور در معرض تهدید قرار گیرد، آیا همچنان باید صرفاً از صلح سخن گفت، بی‌آنکه از مرز ایستادگی و دفاع سخنی به میان آید؟

صلح، زمانی شرافتمندانه است که از موضع اقتدار و هوشیاری پاس داشته شود، نه از جایگاه انفعال و تسلیم. تجربه تاریخی نیز بارها نشان داده است که هرگاه زیاده‌خواهیِ قدرت‌های متجاوز با سکوت و عقب‌نشینی مواجه شود، مطالبات آنان نه کمتر، بلکه گسترده‌تر و بی‌پرواتر خواهد شد. از همین رو، دفاع از کشور، پاسداری از منافع ملی و صیانت از عزت یک ملت، نه امری احساسی و زودگذر، بلکه ضرورتی عقلانی، تاریخی و اخلاقی است.

بدیهی است اگر طرف مقابل از تجاوز دست بردارد، به تعهدات خویش وفادار بماند و حقوق یک ملت را محترم بشمارد، صلح بهترین و مطلوب‌ترین مسیر خواهد بود. اما اگر هر بار گامی فراتر نهاده شود، هر بار مطالبه‌ای تازه مطرح گردد و هر بار امتیازی بیشتر طلب شود، آنگاه این پرسش ناگزیر پیش روی همگان قرار می‌گیرد که حد این عقب‌نشینی کجاست و در کدام نقطه باید ایستاد.

صلحِ بی‌مرز، اگر به معنای پذیرش بی‌پایانِ فشار و تحمیل باشد، دیگر صلح نیست؛ صورتی آراسته از انفعال است. صلحِ حقیقی آن است که با حفظ کرامت، استقلال و حقوق ملت همراه باشد؛ صلحی که در آن عزت قربانی نشود و دفاع از موجودیت کشور به حاشیه نرود.
نباید از این امر غافل بود که در بسیاری از مواقع ،راه صلح پایدار و شرافتمندانه از مسیر جنگ می‌گذرد. نقل قول مشهور است که اگر صلح میخواهی مدام آماده جنگ باش.

✅ @roushan88

کوه کلنگ؛ فراتر از یک هدف نظامی،  ایران در آستانه یک تغییر پارادایم؟.

کوه کلنگ؛ فراتر از یک هدف نظامی،
ایران در آستانه یک تغییر پارادایم؟.

تداوم بدعهدی‌های غرب در اجرای توافقات، ایران را در مسیر ارتقای سطح غنی‌سازی قرار داد؛ مسیری که از ۵ درصد آغاز شد و امروز به ۶۰ درصد رسیده است.
و از این پس نیز با توجه به فشارهای مستمر سیاسی، اقتصادی و نظامی غرب، ایران ناگزیر به بازنگری در دکترین هسته‌ای خود خواهد بود.
در همین راستا، تهدیدهای اخیر ترامپ مبنی بر بمباران تأسیسات «کوه کلنگ» (تأسیسات صالحین)، ایران را به سمتی سوق می‌دهد که هیچ گزینه‌ای جز تغییر پارادایم دفاعی برای آن باقی نمی‌ماند.

لازم است صراحتاً اعلام شود که حمله به این نقطه، نه یک پیروزی نظامی، بلکه اعتراف به شکست استراتژیک در برابر اقتدار ایران،خواهد بود.
صهیونیست‌ها با تولید داده‌های جعلی و بزرگ‌نمایی در مورد انتقال سانتریفیوژها به اعماق این کوه، در تلاش‌اند تا با تحریک دستگاه تصمیم‌ساز آمریکا، راهی برای خروج از بن‌بست خود بیابند؛ اما این یک خطای محاسباتی فاحش است.
کوه کلنگ با ساختار طبیعی گرانیتی مستحکم و عمق بیش از ۱۵۰ متری، فراتر از توان عملیاتی هرگونه سلاح متعارف است و حتی تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی نیز در برابر چنین دژی کارآمد نخواهند بود.
زیرا اثر تخریبی و حرارتی سلاح هسته‌ای چه تاکتیکی و چه غیر تاکتیکی بیشتر در روی زمین است، چرا که، سلاح هسته‌ای بیشتر با مکانیسم تولید حرارت زیاد( در حد یک میلیون درجه در مرکز انفجار) عمل می‌کند.
این شدت حرارت البته در روی زمین، تا شعاع ده ها کیلومتری از مرکز انفجار، هر چیزی را ذوب می‌کند. اما اثر چندانی بر پناهگاه‌های زیر زمینی ندارد.
به عبارت بهتر ،اثر تخریبی بمب‌های سنگر شکن برای پناهگاه‌های و تاسیسات زیر زمینی از بمب اتمی بیشتر است ،حال اگر تأسیسات زیر زمینی در برابر بمب های سنگر شکن ایمن باشند به طریقه اولی در برابر سلاح های هسته ای ایمن تر هستند.
از این رو،در واقع، جریان حاکم بر آمریکا امروز در یک بن‌بست استراتژیک قرار گرفته است. هرگونه اقدام نظامی علیه این تأسیسات، نه تنها کارایی عملیاتی نخواهد داشت، بلکه می‌تواند ایران را به سمت اتخاذ تصمیمات نهایی و تغییر بنیادین در سیاست‌های خود سوق دهد.
✅ @roushan88

دفاع یا جنگ؟ تبارشناسی یک شعار فریبنده.

✍دفاع یا جنگ؟ تبارشناسی یک شعار فریبنده.

در روزهای اخیر، برخی جریانات سیاسی با راه انداختن کمپین‌هایی تحت عنوان «نه به جنگ»، شعارهایی متناقض و نگران‌کننده را در فضای عمومی بازتاب می‌دهند. اما پیش از هرگونه قضاوت، باید پرسید: آیا مواضع جمهوری اسلامی ایران، بر پایه «جنگ‌طلبی» است یا «دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی ایران»؟
پاسخ این پرسش را باید در واقعیت‌های جغرافیایی و میدانی جستجو کرد. اگر ملت آمریکا امروز شعار «نه به جنگ» سر دهند، سخنی منطقی و مبتنی بر واقعیت خواهد بود؛ چرا که دولت آن‌ها در فاصله‌ای ۱۲ هزار کیلومتری از مرزهای خود، در خلیج فارس حضور یافته و برای تصرف تنگه‌ هرمز که خانه و میهن مااست، خط‌ و نشان می‌کشد.
حضور نظامی آن‌ها در خلیج فارس، «امنیت‌سازی» نیست، بلکه نوعی مداخله و تجاوز است.
از این رو، ایران در حال حاضر نه در مسیر «جنگ تهاجمی»، بلکه در مسیر «دفاع از کیان و تمامیت ارضی» خود گام برمی‌دارد.
در چنین شرایطی، شعار «نه به جنگ»، چیزی جز دعوت به تسلیم ذلت بار، نیست.
کسانی که با این شعارها سعی در مدیریت فضا دارند، در واقع ملت را به عقب‌نشینی از حقوق مشروع خود و تسلیم به بیگانه فرا می‌خوانند.
باید به این طیف یادآوری کرد که در قاموس ملت بزرگ ایران، دفاع از خانه و کاشانه، نه جنگ‌طلبی، که عین غیرت و صیانت از شرافت است.

✅ @roushan88

صلح واقعی یا صلح تسلیمی ؟

صلح واقعی یا صلح تسلیمی ؟

✅پاسخ به دوگانه ی انحرافی صلح طلب وجنگ طلب:


🔴طرح دوگانه ی صلح طلب وجنگ طلب از برخی جریانات سیاسی در کشور،قطعا با نیت انحراف ذهن ها صورت میگرد وباید هوشیار بود

🔴ما ۲۵ خرداد ۱۴۰۴ قرار ششم مذاکره با آمریکا داشتیم، اما ۲۳ خرداد جنگ بر ما تحمیل شد،

🔴جنگ رمضان هم وسط مذاکره رخ داد


🔴اهداف اعلامی آمریکا در جنگ:
✅تجزیه ایران،

✅نابودی تمدن ایران،

✅تسلیم بدون قید و شرط ملت ایران بود و هست.

🔴 ما باید یا تسلیم شویم یا مقاومت کنیم .
✅صلح مورد نظر آمریکا تسلیم ایران است و تسلط آمریکا بر منابع ایران از جمله نفت و گاز اورانیوم و... به خلاصه و ‌به قول رهبری شهید آمریکا می خواهد ایران را ببلعد.
✅لذا آمریکا در پی صلح واقعی با ایران نیست.

🔴 با توجه به نکات پیشگفته،دوگانه واقعی در حال حاضر تسلیم شدن یا مقاومت کردن است، نه صلح طلبی یا جنگ طلبی.

🔴کسانیکه در ایران، حرف از صلح میزنند،منظورشان تسلیم شدن در برابر آمریکا و اسراییل است، یعنی همان خواستی که آمریکا دارد.

🔴🔴 اما ملت ایران اهل تسلیم شدن نیست و با مقاومت و دفاع از ناموس و وطن خود،آمریکا را شکست خواهد داد.
✅ رزمندگان اسلام پایگاه های آمریکای را در عراق ، کویت، عربستان ،اردن، بحرین ، عمان، قطر، امارات و حتی در سوریه تا پشیمانی کامل آمریکا از تجاو به ایران، زیر آتش دارند .

🔴 ملت عزیز ایران در پشتیبانی از فرزندان خود در ها حاضر انذ و خیابان را رها نخواهند کرد.
🔴اگر مذاکره ای هم باشد دقیقا در راستای اهداف رزمندگان و ملت ایران نخواهد بود. یعنی نقش ضلع سوم در این پازل دارد. لذا به واژه مذاکره با این پایه ،نباید بد بین بود.

✅ @roushan88

✍️سرنوشت سلمان رشدی؛ درس عبرتی برای نتانیاهو، ترامپ و دیگر جنایتکاران علیه ملت ایران.

✍️سرنوشت سلمان رشدی؛ درس عبرتی برای نتانیاهو، ترامپ و دیگر جنایتکاران علیه ملت ایران.

جانیانی که دستشان به خون فرزندان ایران آلوده است، هرگز طعم آرامش را نخواهند چشید. تهاجم ناجوانمردانه دشمن آمریکایی-صهیونیستی در طول یک سال اخیر، نه تنها زیرساخت‌های کشور، که رهبری، فرماندهان عالی‌رتبه و نخبگان علمی ایران را هدف قرار داد.
این جنایت در هدف قرار دادن مستقیم مقامات تراز اول سیاسی یک کشور، در تاریخ معاصر بی‌سابقه است.
حتی آمریکا در جریان جنگ جهانی دوم، پس از فاجعه اتمی هیروشیما و ناکازاکی نیز حریم امن امپراتور ژاپن را مورد تعرض قرار نداد؛ اما در کارزار اخیر، دشمن با بهره‌گیری از توان ناتو و همراهی برخی کشورهای مرتجع منطقه، حریم خصوصی و منازل مقامات سیاسی و نظامی ایران را مورد حمله قرار داد.
بدون شک، انتقام، حق مسلم و قطعی ملت ایران است و بی‌تردید محقق خواهد شد؛ چرا که به فرموده رهبر معظم انقلاب، این جنایتکاران، آرزوی مرگی آرام در بستر را به گور خواهند برد.

لیست سیاه این جنایتکاران، از ترامپ گرفته تا نتانیاهو و سایر مقامات نظامی و سیاسی رژیم صهیونیستی و همدستان آنان، بسیار بلند است.
سرنوشت این افراد، بی‌شباهت به ماجرای سلمان رشدی نخواهد بود. به یاد داریم که پس از اهانت گستاخانه سلمان رشدی به ساحت مقدس پیامبر اعظم (ص)، امام خمینی (ره) فرمان تاریخی خویش را صادر کردند.
سرانجام آن تیری که از کمان عدالت رها شده بود، پس از سه دهه به هدف نشست.
رشدی، پس از آن حمله، بینایی یک چشم و توانایی جسمی خود را از دست داد تا سال‌ها طعم ذلت و ترس را بچشد و اکنون زمین‌گیر و در انتظارِ فرجام شومِ خود است.

سرنوشت نتانیاهو، ترامپ و تمام فرماندهان و خلبانانی که ملت ایران را هدف بمباران قرار می‌دهند، قطعاً بهتر از سلمان رشدی نخواهد بود.
اینان محکوم‌اند تا پایان عمر در عذاب، رنج و وحشت دائمی زندگی کنند و سرانجام به دست آزادگان جهان، به سزای جنایات خود برسند.
✅ @roushan88

رباعی/ بی نشانی

رباعی.
در مکتب عشق بی نشانی خوش‌تر!
زان صورت دلربا نهانی خوشتر.

گمنام، به از جلوه گری در بازار

گفتن وَ نوشتن، آنچنانی خوش‌تر!
#روشن

امید دشمن به اختلاف افکنی است.

امید دشمن به اختلاف افکنی است.

حقیقت این است که یکی از اصلی ترین متغیرهایی که دشمن بر روی آن شرط بندی کرده، همین موضوع فرسایش اقتصادی و اجتماعی ایران در اثر فشارهای وارده است که کمپین «خشم اقتصادی» که محاصره دریایی یکی از تاکتیک های آن است، در همین زمینه صورت می گیرد.
هر چند در مدت کوتاه اخیر کشور توانست 70 میلیون بشکه نفت را از خط محاصره عبور داده (به این معنا که همه آن به خریدار نهایی فروخته نشده و بخشی از آن برای آینده ذخیره شده)، 30 میلیون بشکه ظرفیت ذخیره سازی وارد کرده و بیش از 30 کشتی کالای اساسی نیز وارد کند، اما دشمن با بازاعمال محاصره دریایی و فشارهای اقتصادی مکمل دیگر و البته وارد کردن هزینه های مادی در این حملات اخیر، سعی می کند این را خنثی سازد.
اما یکی از برآوردهای اصلی موساد این است که تداوم و تشدید این فشار در ماه های سپتامبر و اکتبر می تواند منجر به بروز شورش هایی در درون کشور شود.
اما در مقابل وضعیت ذخایر نفتی آمریکا تعریفی ندارد و مدام رو به کاهش است.
همچنین تداوم انسداد تنگه هرمز نیز باعث کاهش تولید نفتی کشورهای عربی خواهد شد.
این وضعیت باعث می شود که در بازه مرداد تا آبان ذخایر استراتژیک به کف 250 میلیون بشکه رسیده و به مرور کمبود فیزیکی نفت در بازار رخ نشان دهد.
در صورت افزایش تقاضا و افزایش قیمت کاغذی نفت در بازه انتخابات میان دوره ای، تاب آوری دشمن نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
از این رو آنها به دنبال فشار برای نتیجه زودهنگام در باز کردن کامل تنگه هرمز هستند.
در همین بازه، نقش اهرم های پیشین یعنی تنگه هرمز، باب المندب و خطوط لوله و ایستگاه های پمپاژ سعودی افزایش خواهد یافت. که هر چه سریع باید این اهرمها فعال شوند

آمریکا ناقص اصلی تفاهم‌نامه.

آمریکا ناقص اصلی تفاهم‌نامه.

بعضی رسانه‌های فارسی‌زبان و برخی به اصطلاح تحلیلگران (که حقیقتا فرق دوغ و دوشاب را نمی‌دانند اما سالهاست در دانشکده‌ها و اندیشکده‌ها و رسانه‌ها مشغول انحراف افکار عمومی هستند) در حال ترسیم صحنه‌ای هستند که:
۱- ایران مقصر اصلی حملات آمریکاست. ایران است که توافق را نقض کرده است. ایران است که دنبال بهانه‌ای برای شروع جنگ تمام عیار دوباره است.
۲- رهبر ایران دنبال انتقام شخصی خون خانواده خویش است و در این میان امنیت و آسایش جنوب کشور و جان و مال و امنیت مردم ایران را فدای خونخواهی خویش کرده است.
هر دو این گزاره‌ها هم به غایت ساده‌لوحانه، هم احمقانه و هم خلاف واقعیت است.
اول آنکه کشوری که صفر تا صد تفاهم‌نامه را اجرا کرد، ایران بود و آنکه صفر تا صد تفاهم‌نامه را زیر پا گذاشت ایالات متحده بود.
طبق بندهای تفاهم‌نامه:
- تنگه هرمز قرار بود با مدیریت طرف ایرانی باز باشد، اما آمریکا از همان روز اول تفاهم‌نامه به دنبال دور زدن ایران و بازکردن مسیر دیگری بود تا در جنگ بعدی اهرم تنگه را از دست ایران خارج کرده و با فراغ بال بیشتر به دنبال عملی کردن اهداف راهبردی خود (تجزیه، فروپاشی، کنترل منابع نفتی و گازی) خود برود که در جنگ رمضان موفق به عملی کردن آن نشده بود.
- آمریکا قرار بود از همان روز اول تفاهم‌نامه نیروها و تجهیزات نظامی خود را در اطراف ایران افزایش ندهد که در عمل بر خلاف این عمل می‌کرد.
- قرار بود ۲۴ میلیارد دلار از دارایی بلاک شده ایران توسط آمریکا آزاد شود. در همان روز اول تفاهم‌نامه قرار بود ۶ میلیارد دلار آن آزاد شود که در عمل یک دلار هم آزاد نشد.
- از روز اول تفاهم‌نامه قرار بود آتش‌بس در تمام جبهه‌ها صورت بگیرد که در عمل هیچگاه توسط اسرائیل رعایت نشد و پس از تفاهم‌نامه، صدها حمله به جنوب لبنان صورت گرفته و صدها نفر شهید شدند. (امید داریم که ایرانی با ضریب هوشی رتبه اول جهان، حداقل این را دیگر متوجه شده باشد که جنوب لبنان با جنوب و شمال کشورمان تفاوتی ندارد و بخشی از خاک ایران است، همانگونه که بحرین و امارات و کویت و اردن خاک آمریکا هستند)
پس این مسئله را باید به جامعه ترسیم کرد که آمریکا به هیچکدام از تعهدات خود در تفاهم‌نامه پایبند نبود و از این تفاهم‌نامه صرفا به عنوان ابزاری برای تقویت بیشتر خود و همچنین از کار انداختن مهم‌ترین ابزار استراتژیک ایران (تنگه هرمز) در این جنگ استفاده می‌کرد.
طبیعی‌ترین رفتار ایران در چنین شرایطی این بود که تا دیر نشده و کار از کار نگذشته با همه توان وارد شده و اجازه تحقق اهداف دشمن را ندهد.
مسئله دیگر اما بحث انتقام و شخصی کردن انتقام آنقدر احمقانه است که حقیقتا ارزش بحث کردن ندارد. در ادامه‌ی همین یادداشت، به چرایی نیاز جامعه به وجود گفتمان انتقام اشاره خواهد شد.
داستان انتقام.
⏪ آمریکا و اسرائیل در یک سال اخیر، رهبر، دو وزیر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، رئیس‌شورای راهبردی سیاست خارجی و تمام فرماندهان ارشد نظامی ما را ترور کرده است اما جامعه روشنفکری ایران از ما می‌خواهد حتی کلمه انتقام را هم بر زبان نیاوریم تا خدای نکرده به جنگ‌طلبی متهم نشویم.
⏪ در اینجا بحث انتقام بحث فردی یا سیاسی نیست. بحث این هم نیست که ما به جمهوری اسلامی و سران مملکت علاقه داشته یا از آنها نفرت داشتیم. در این جا فریاد انتقام، فریاد دفاع از حیات و زندگی خودمان و جامعه خودمان است.
⏪ ترور رهبر ایران، ترور فرمانده یا رییس یک سازمان چریکی و شبه‌‌نظامی مانند حماس و حزب‌الله (که آن هم طبیعتا محکوم است) نیست بلکه ترور شخص اول یکی از بیست کشور بزرگ جهان از لحاظ مساحت و جمعیت است. کشوری که در اکثر کشورهای جهان نمایندگی و سفارت داشته و عضو سازمان ملل و عمده سازمانهای بین‌المللی است.
⏪ این محافظه‌کاری جامعه و تهدید از انگ رادیکایسم از همان زمانی که غرب نیروی رسمی نطامی کشور را سازمان تروریستی اعلام کرده و فرمانده ارشد نظامی کشور را ترور کردند شروع شد و مطمئن باشید اگر جامعه و مسئولان در این مورد هم با محافظه‌کاری و ترس از «تله‌جنگ» مسئله را زیرسیبلی رد کنند، دیگر در این مملکت سنگ بر روی سنگ بند نخواهد شد و هیچکس از مسئول تا یک شهروند ساده امنیت نخواهد داشت.
⏪ رهبر ایران، رییس یک سازمان چریکی نیست که زندگی پنهانی داشته و چهارماه حتی یک صوت از او پخش نشود. این وضعیت اگر به عنوان یک نُرم در جامعه پذیرفته شود، کم‌کم حاکمیت ملی ایران هم زیر سوال رفته و جامعه با تهدید وجودی مواجه خواهد شد.


⏪ بخشی از جامعه تصور می‌کند شعار و فریاد انتقام، نشان از جنگ‌طلبی تندروهاست است و البته حق هم دارد که نگران جنگ باشد اما باید به آنها توضیح داده شود که اتفاقا اگر دنبال صلح و بازگشت آرامش به کشور هستید، با هر گرایش سیاسی ولو برانداز، باید فریاد انتقام سر بدهید و هزینه ترور را برای دشمن بالا ببرید
⏪ آمریکا حتی در پایان جنگ جهانی دوم و در برهه‌ای که ژاپنی‌ها تا سرحد مرگ مقاومت کرده و سر تسلیم نداشتند، بمب اتم زد اما کاخ امپراتور یا دولت و پارلمان این کشورا بمباران نکردند چرا که دنبال تسلیم ژاپن بودند نه دنبال نابودی و فروپاشی آن کشور.
⏪ نتانیاهو بارها و بارها در یک سال اخیر گفته است که جنگ با ایران برای ما جنگ وجودی است و در این جنگ یا ما نابود می‌شویم و یا آنها را نابود می‌کنیم. در این منطق دیگر هدف تضعیف نظام و تغییر نظام و حتی تسلیم ایران نیست بلکه زدن مقامات ارشد سیاسی و نظامی با هدف فروپاشی کشور و جامعه ایران صورت می‌گیرد و هر آنکس به بقای ایران با هر فکر و عقیده‌ای، علاقمند است باید فریاد انتقام و خونخواهی سر دهد و نظام سیاسی هم باید آن به این فریاد به عنوان یک مطالبه وجودی کشور نگاه کند.
⏪ داستان ما و آمریکا مثل داستان جورج فلوید و آن پلیس قاتل آمریکایی است که او را طی یک روند چندبن دقیقه‌ای زجرکش کرد.
آمریکا به مانند آن پلیس قاتل، چهل سال است که زانوی خود را برگردن ما گذاشته و ذره ذره با تحریم و تهدید و تهاجم نظامی نفس را ما می‌گیرد اما ما اگر در همان حال احتضار یک شعار «مرگ بر آمریکا» گفته یا پرچم آمریکا را آتش می‌زنیم، روشنفکر و استاد دانشگاه ما، سریعا خود را رسانده و در گوش ما می‌گوید، «خفه شوید» و هر فریادی از سوی «مای» در حال مرگ را به رادیکالیسم و تندروی و جنگ‌‌طلبی محکوم می‌کند.
🔴 فرهاد قنبری

✅ @roushan88

✍کنترل تنگه هرمز کافی نیست.

✍کنترل تنگه هرمز کافی نیست.

برخی بر این باورند که تنگه هرمز به تنهایی می‌تواند نقش بازدارندگیِ یک سلاح هسته‌ای را ایفا کند. اگرچه نباید از اهمیت راهبردی و حیاتی تنگه هرمز غافل شد، اما این ادعا که تنگه می‌تواند جایگزین توان هسته‌ای شود، با واقعیت‌های ژئوپلیتیک سازگار نیست. حقیقت این است که قدرت‌های دارای سلاح هسته‌ای، می‌توانند با تکیه بر قدرت بازدارندگی خود، این اهرم استراتژیک را از کنترل ایران خارج کنند. بنابراین، تنها تضمین‌کننده امنیت پایدار و حفظ حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، دستیابی به توان هسته‌ای است؛ چرا که در عرصه استراتژیک، تنها یک سلاح هسته‌ای می‌تواند در برابر سلاح هسته‌ای بازدارندگی ایجاد کند.
✅ @roushan88

اهمیت راهبردی تنگه هرمز در معادلات بازدارندگی و مقابله با تحریم‌ها.

اهمیت راهبردی تنگه هرمز در معادلات بازدارندگی و مقابله با تحریم‌ها.

تنگه هرمز، فراتر از یک گذرگاه آبی، یک دستاورد استراتژیک در معادلات نظامی و سیاسی محسوب می‌شود.
با بررسی ماهیت تحریم‌های آمریکا، دریافت می‌کنیم که این فشارها ماهیتی چندلایه و ساختارمند دارند؛ از تحریم‌های اولیه (توسط دولت و نهادهای خود آمریکا) تا تحریم‌های ثانویه (علیه همکاری‌کنندگان با ایران)، همگی در ابعاد مختلف از جمله هسته‌ای، حقوق بشری و موشکی اعمال می‌شوند.
این لایه‌های تحریمی مانند مجموعه‌ای از سدها عمل می‌کنند؛ به گونه‌ای که لغو یک لایه (مثلاً تحریم هسته‌ای) به معنای پایان فشار نیست، بلکه تنها باعث تجمع فشار در پشت سد بعدی می‌شود. از این رو، حتی در صورت تعلیق تحریم‌ها توسط رئیس‌جمهور آمریکا، احتمال عدم تصویب در کنگره و ماندگاری این ساختار بسیار بالاست.

در این میان، از آنجا که دستیابی به سلاح هسته‌ای به عنوان ابزاری برای بازدارندگی در کوتاه‌مدت و میان‌مدت میسر نیست، اهمیت تنگه هرمز دوچندان می‌شود. کنترل این تنگه می‌تواند دو نقش کلیدی ایفا کند:
نخست، به عنوان یک ابزار «بازدارندگی جایگزین» برای جبران خلاء سلاح اتمی عمل کند
و دوم، با ایجاد فشار بر زنجیره تأمین جهانی، مشارکت سایر کشورها در تحریم‌های علیه ایران را به شدت دشوار یا غیرممکن سازد. بنا بر این، حفظ و کنترل تنگه هرمز یک ضرورت استراتژیک است که نباید به هیچ قیمتی — حتی در صورت بروز درگیری‌های نظامی گسترده یا استفاده از تسلیحات تاکتیکی — از دست برود.
✅ @roushan88

اشتباه محاسباتی ترامپ نسبت به ساختار قدرت و ایدئولوژی در جمهوری اسلامی

اشتباه محاسباتی ترامپ نسبت به ساختار قدرت و ایدئولوژی در جمهوری اسلامی

تحلیل‌های صورت گرفته توسط تیم مشاوران دونالد ترامپ مبنی بر امکان تغییر ساختاری در جمهوری اسلامی از طریق جایگزینی رهبری، واجد نوعی ساده‌انگاری در درک ساختارهای قدرت است. این رویکرد بر این فرض نادرست استوار است که نظام جمهوری اسلامی، ماهیتی مبتنی بر«شخصیت‌محوری» دارد که با تغییر رأس قدرت، کل بدنه نظام نیز تغییر جهت می‌دهد.
در حالی که واقعیت نشان می‌دهد این نظام، فراتر از یک ساختار حکومتی ساده، از نهادهای قدرتمند و تثبیت‌شده‌ای برخوردار است.

در این میان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یک نهاد نظامی-فرهنگی، نقشی فراتر از یک ارگان دفاعی ایفا می‌کند. این نهاد با برخورداری از زیرساخت‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مستقل، عملاً به عنوان یک «نهاد نگهدارنده» عمل می‌کند که قدرت آن از نهاد دولت فراتر رفته است. بنابراین، تقلیل پیچیدگی‌های این نظام به تغییرات در سطح دولت، نادیده گرفتن قدرت نهادهای بنیادین است.

همچنین،امیدواری اولیه ترامپ به «الگوی ونزوئلا» نشان‌دهنده عدم درک عمیق از لایه‌های اجتماعی-مذهبی ایران است. برخلاف مدل‌های سیاسی سکولار، نظام جمهوری اسلامی با یک «ایدئولوژی مذهبی-جهادی» پیوند خورده است.
در این ساختار، حضور اکثریت مردم با باور و اعتقاد به «حاکمیت الهی»، می‌تواند به عنوان یک نیروی تکیه‌گاه برای حفظ بقای نظام عمل کند.
در واقع، آنچه بقای این نظام الهی را تضمین می‌کند، علاوه بر مشارکت فعال و آگاهانه توده مردم، پیوند میان قدرت نظامی و یک ایدئولوژی الهی است که برخلاف کادرهای سیاسی سنتی (مانند سرمایه‌داری یا کمونیسم)، ماهیتی فرامادی و آیینی دارد و از این رو، مقاومت در برابر تغییرات ساختاری را در سطح بسیار بالایی قرار می‌دهد.
✅ @roushan88