سویگیلیم  یاقیندن  هم بولمسه ؛غوی اوزاقدان سوه ین


ساچلرمینگ هر قتنی ،سنینگ سویگینگ بیلن اورین


کوب قراشدیم بولدی دالمی ،جانلری بیزدیردی بول


شای سپ لرمینگ ییرنه،  ایندیدن بارلیغنگی دویاین

#############################


 فرقنا باردینگ؛  سین منی سویمک ایچین یرادیلدینگ


سونگینده گیج ده بولسه ،هیچ دال سوگینی منده دورتینگ


بودنیاده  پالی اربت بولن آدم کوپدیر، نامه بولر نامه بولمز


گیل سونگ دممیزده ممکین بولن گوزللیگی  جانلندیرالینگ 






هنی هیچ کیمی ، یوق لرینگ حوکمان بیری بار دیارلریا


سین کیم سینگ ؟؟؟


 کیمینگ یوزینه گیریب گیلدینگ


تنگری می  ! یا قوتریجی پریشته !


کیمینگ یوزینه گیریب گیلدینگ ؟؟


سینی کیم  گوندردی ،  یارادن می  ؟؟؟ یا اودالی یورک –


که مونگلرایچنده یکه سن اییه  سی سینگ


سنینگ بارلیغنگ میننگ  یلدیزمینگ دوغنی می !


یاده بختمنگ چوونی ! ویاده شانس می..


قیسی بولسه ده بولسین


سین بارسینگ او منگه یتر ... 


 


وبازعصر ؛گرمی آفتاب رامی چیند ...

وبا زیبای افسونگر، چادرشرا شب می پوشد ،


تافردای شود روشن ..


 

تواینطورقبولم کن

زنم

عشقم

ومیلودی زنده گی تو



میدانی


من زنم وزن بودن چقدر سخت است !


من زن بودن خودرا دوست دارم


وقتی دیگران بیزارم نکند


من جنس دوم نیستم ودوست ندارم  مردی


درقلمروخود ،  منراجزازملکیت خود بداند.


من دوست دارم ازتو باشم عاشقانه


دوست دارم  ازتو باشم  تنها عشق تو


دوست دارم زیبا وعاشقانه زنده گی کنم


دوست دارم تو شهزاده رویاهایم باشی تنها تو


من به شخص دوم وقتی تو باشی نیازی ندارم


تومیدانی که زن بودن خیلی سخت است

 

چون باید ثابت کنم  ظریف بودن خود را  که من 


تحمل درد خواهرم را ندارم


تحمل شنیدن  خبر مرگ انسان وانسانیت را ندارم


که من انسانم  وانسان   بودنم را ثابت کنم


که باکره ام وباکره بودنم را ثابت کنم


که نفس  میکشم ونفس کشیدنم را به اثبات برسانم


من باید  خودرا ثابت کنم که مرد نیستم وزنم


زود میشکنم ، خراب میشم ،دیپرس میگرم


وقتی تو نباشی ومن بی اعتمادی را از اطرافیانم 

آموختم


چون مادرم  همیش میگفت به هیچ مردی که با تو 


حرف های عاشقانه میزند اعتبار نکن


من هم مانع تو شدم به همین باوروندانستم که تو از 


من دلسرد میشی میدانی !


من خودرابه برادر،پدر،شوهر، قوم وبر بیگانه ثابت 


کنم که من بد اخلاق نیستم


من دوست دارم لباس زیبا بپوشم چون زنم


من  دوست دارم خودرا بیآرایم چون خاصیت زنانه

ام این است


من مهربان  هستم با انسانها چون مادرم


من پدرخودرا دوست دارم چون آن یگانه قهرمان


زنده گی من است ، اون پادشاه من است


من برادر خود را دوست دارم چون اون آزارم میدهد 


وازمن محافظت می کند


وهرخواستم را برآورده می کند به من ضرر 

نمیرساند.


من باید خود را به تو نیز به اثبات برسانم

 

 واما چرا ؟


که من ترا دوست دارم...


که میخواهم یارتنهایی ،خوشی وغم تو باشم


که حاضرم بخاطر تو بدون اخم تا آن سر دنیا بیام


که حاضرم بچه دارنشم که تو دوست نداری


اما تو تنهایم گزاشتی ،افسرده ام کردی


ومیدانم که نمیخواستی تنها خواستم درد دل کنم..... 


سین گولمک اوچین یرادیلدینگ
گول!
سین سویمک اوچین ییرادیلدینگ 
سوی !
سین یاشه مق اوچین ییرادیلدینگ 
یاشه !
ای آدم فرزندی!!!
آرتیق بیلمانگ گیرک!!!
شادلانپ گولمگی
سویپ یاشه ماغی 
سنگه دا بویراشار
دینگه بو!

زنده گی خیلی زیبا است مثل این گلها، ارزش این زیبایی را بدان بافکرواندیشه عالی نه با پستی ورزالت واگررزالتی ،پستی درکاربود آن وقت زنده گی رنگ وبوی اصلی خود را ازدست میدهد وبه قمار تبدیل میشود وتو همیشه بازنده خواد بودی !متاسفم..


آدم کشته میشود 
فرزند آدم را آدم می کشد 
وآدم ها نظاره می کنند 
و آدم ها دستورجنگ میدهند 
وانسان میمیرد ،انسان متاثر میشود ،
واین جنس چقدر بیچاره اند