میدانی
من زنم وزن بودن چقدر سخت است !
من زن بودن خودرا دوست دارم
وقتی دیگران بیزارم نکند
من جنس دوم نیستم ودوست ندارم مردی
درقلمروخود ، منراجزازملکیت خود بداند.
من دوست دارم ازتو باشم عاشقانه
دوست دارم ازتو
باشم تنها عشق تو
دوست دارم زیبا وعاشقانه زنده گی کنم
دوست دارم تو شهزاده رویاهایم باشی تنها تو
من به شخص دوم وقتی تو باشی نیازی ندارم
تومیدانی که زن بودن خیلی سخت است
چون باید ثابت
کنم ظریف بودن خود را که من
تحمل درد خواهرم را ندارم
تحمل شنیدن خبر مرگ
انسان وانسانیت را ندارم
که من انسانم
وانسان بودنم را ثابت کنم
که باکره ام وباکره بودنم را ثابت کنم
که نفس میکشم ونفس
کشیدنم را به اثبات برسانم
من باید خودرا ثابت
کنم که مرد نیستم وزنم
زود میشکنم ، خراب میشم ،دیپرس میگرم
وقتی تو نباشی ومن بی اعتمادی را از اطرافیانم
آموختم
چون مادرم همیش
میگفت به هیچ مردی که با تو
حرف های عاشقانه میزند اعتبار نکن
من هم مانع تو شدم به همین باوروندانستم که تو از
من دلسرد
میشی میدانی !
من خودرابه برادر،پدر،شوهر، قوم وبر بیگانه ثابت
کنم که من
بد اخلاق نیستم
من دوست دارم لباس زیبا بپوشم چون زنم
من دوست دارم خودرا
بیآرایم چون خاصیت زنانه
ام این است
من مهربان هستم با
انسانها چون مادرم
من پدرخودرا دوست دارم چون آن یگانه قهرمان
زنده گی من است ، اون پادشاه من است
من برادر خود را دوست دارم چون اون آزارم میدهد
وازمن
محافظت می کند
وهرخواستم را برآورده می کند به من ضرر
نمیرساند.
من باید خود را به تو نیز به اثبات برسانم
واما چرا ؟
که من ترا دوست دارم...
که میخواهم یارتنهایی ،خوشی وغم تو باشم
که حاضرم بخاطر تو بدون اخم تا آن سر دنیا بیام
که حاضرم بچه دارنشم که تو دوست نداری
اما تو تنهایم گزاشتی ،افسرده ام کردی
ومیدانم که نمیخواستی تنها خواستم درد دل کنم.....