آخرین پست واسه همیشه
همیشه در حالی که... یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده! یه عالمه اشک توی چشماته! یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده... باید بگی : خب... خدافظ ...!
تموم شدم همین.............................
پارکینسن یک بیماری دژنراتیو عصبی، ناتوانکننده و پیشرونده است که توسط جیمزپارکینسون در سال 1817 توصیف شد. مشخصات بیماری عبارتند از حرکت کند و کاهش یافته، سفتی و لرزش عضلانی و عدم تعادل، جویدن ناقص، اختلال در بلع و در سخن گفتن.
این بیماری در اثر تحلیل سلولهای مغزی تولید کننده دوپامین در سنین بالای 60 سال رخ میدهد. (معمولا از 40 سالگی تا 70 سالگی) تقریبا 66% بیماران طی 5 سال اول بیماری و 80% پس از 10 سال دچار ناتوانی میگردند. پارکینسون از جمله بیماریهای عصبی در جهان به شمار میآید که شیوع این بیماری در افراد آفریقایی- آمریکائی و آسیاییها در مقایسه با نژاد سفید کمتر است.
سه فرضیه در مورد علت شناسی پارکینسون وجود دارد:
1- تغییر متابولیسم دوپامین در اثر یک جراحت عصبی
2- تماس با سموم عصبی محیطی
3- زمینه گوارشی
سالمندی همراه با کاهش سلولهای عصبی حاوی دوپامین و افزایش مونوآمین اکسیداز است.در حین متابولیسم دوپامین تولید سموم آندوژنیک میکند (رادیکالهای آزاد و پراکسید هیدروژن) و سبب از بین رفتن چربی غشاءها و مرگ سلولی میشود. در صورت وجود زمینه ارثی، آسیبهای شدید ممکن است سبب از دستدهی شدید سلولهای عصبی تولیدکننده دوپامین شود، درست مثل اتفاقی که در بیماری پارکینسون رخ میدهد. بر اساس بررسیها کمبود شدید و طولانی مدت ویتامین E میتواند منجر به از دست رفتن پایانه عصبی نیگروستریاتول شود.
نکته دیگر آن که مصرف زیاد آهن ومنیزیم احتمالاً با بروز پارکینسون در ارتباط هستند. با توجه به مطالعات، زمینه ارثی نیز در بروز بیماری موثر است، بخصوص در 2قلوهای دختر میزان ابتلا به این بیماری نسبت به سایر بستگان بالاتر میباشد. زنان احتمالاً از اجزای ژنتیک قویتری برای ابتلا به بیماری برخوردارند.
درمان:
مثلث کلاسیک نشانههای بیماری عبارت است از:
* لرزش عضلانی
* سفتی عضلانی
* برادی کینزی
این علائم اولین بار توسط جیمز پارکینسون توصیف شد که هنوز یک مقیاس بالینی پذیرفتهشده برای تشخیص به شمار میآید.
در حال حاضر از داروی لوودوپا یا –L دوپا جهت درمان و کنترل علائم بیماری استفاده میشود. از آنجا که دوپامین نمیتواند مستقیماً از سد خونی – مغزی عبور کند لذا –Lدوپا که پیشساز دوپامین است به صورت جایگزین به فرد تزریق میشود که پس از ورود به مغز توسط آنزیم دوپادکربوکسیلاز به دوپامین تبدیل میشود.
تغذیه درمانی:
* مشاوره با بیمار و اقوام وی و بررسی وضعیت بیوشیمیایی و تغذیهای وی از اولین گامهای درمان غذایی به شمار میآیند.
* نظر به اینکه عوارض مصرف دارو در پارکینسون شامل بی اشتهایی، تهوع، کاهش حسبویایی، یبوست و خشکی دهان است پس برای کاهش عوارض گوارشی بهتر است دارو همراه با غذا مصرف شود.
* برخی غذاها بخصوص لوبیاها به طور طبیعی حاوی –Lدوپا هستند پس بهتر است حتماً در رژیم غذایی گنجانده شوند. توصیه میشود مصرف پروتئین بیمار بخصوص در طول روز محدود بوده و تنها در وعده شام یا وعده قبل از خواب پروتئین با ارزش بیولوژیک بالا (مثل لبنیات و تخم مرغ و گوشتها) استفاده شود. بهتر است میزان مصرف پروتئین به 8/0 گرم به ازاء هر کیلوگرم وزن بدن برسد. زیرا مصرف زیاد پروتئین سبب کاهش اثر دارو میشود. علت آن است که –Lدوپا یکی از چند آسید آمینهای است که جهت برداشتهشدن از خون و ورود به مغز رقابت میکند در صورت محدودیت مصرف پروتئین کاهش رقابت سایر اسیدهای آمینه سبب ورود میزان بیشتری –Lدوپا به مغز و در نتیجه بهبود نسبی اعمال حرکتی بیمار و کاهش نوسانات اثر دارو در طول روز میگردد.
* اگرچه مصرف پروتئین در شب میتواند سبب کاهش سطح –Lدوپا و لرزش و حرکات آهسته در طول شب بود.
توجه داشتهباشید مصرف ویتامین B6 (پیریدوکسین) یا منابع غذایی حاوی آن تنها در حد توصیه شده باشد زیرا مصرف زیاد B6 نیز به علت اثر آن در فرآیند تبدیل –Lدوپا به دوپامین در حضور آنزیم دی کربوکسیلاز، میتواند سبب اختلال در متابولیسم دارو در مغز و کاهش اثر دارو شود.
از جمله منابع ویتامین B6 میتوان به نخود، ماهی تن و ماهی آزاد، سبوس و جوانه گندم اشاره کرد. ضمناً در صورت مصرف مولتی ویتامین به میزان B6 موجود در آن توجه کنید.
* اصولاً در طی درمان با –Lدوپا مصرف پروتئین، ویتامین B6، الکل، و کافئین باید محدود شود.
* از آنجایی که اغلب افراد از داروهای ضد افسردگی استفاده میکنند که میتواند سبب افزایش وزن شود و در عین حال تغییر در میزان فعالیت و نحوه غذا خوردن نیز بروز میکند، پس کنترل وزن بیمار از اهیمت بسزایی برخوردار است.
* اکسیداسیون حاصل از رادیکالهای آزاد در بروز پارکینسون و بدتر شدن آن نقش دارد. رژیمهای غنی از آنتی اکسیدانهای طبیعی نظیر ویتامین E,C و کاروتنوئیدها و عنصر سلینوم احتمال بروز بیماری و روند آنرا کند میکند.
* اغلب بیماران دچار کمبود ویتامین B3 و اسید فولیک میشوند که اینحالت سبب بدتر شدن علائم میگردد بهتر است نسبت به مصرف ویتامینهای گروه B توجه کافی را مبذول دارید.(البته به جز B6)
* روغن گل مغربی به دلیل داشتن گامانولیک اسید میتواند در کاهش لرزش موثر باشد.
* مصرف –Lمیتوین سبب سهولت حرکت، بهبود قدرت، خلق و خو و خواب بیمار میشود. (زیر نظر پزشک)
* جهت جلوگیری از یبوست و کم آبی مصرف مایعات کافی و فیبر توصیه میشود.
* همزمان با پیشرفت بیماری حالت سفتی عضلانی در انتهای اندامها سبب اختلال در توانایی بیمار جهت مراقبت از خود میشود و بیمار نمیتواند غذا بخورد. خوردنش کند میشود و مدت صرف غذا از یکساعت هم میگذرد. حرکات همزمان مثل نگهداشتن کارد و چنگال با هم به شدت مشکل میشود.
در این حالت بیمار را در بهترین وضعیت ممکن جهت غذاخوردن قرار دهید و از ظروف تطبیقی نظیر فنجانهایی با دو دسته یا ظروف دارای دسته حلقوی و ظورف لبه دار استفاده کنید. بهتر است وعدههای غذایی کوچک و مکرر بوده و غلظت غذا برحسب توانایی بلع در بیمار انتخاب شود.
* اصولا تشویق و حمایت بیمار به منظور مصرف مقادیر کافی غذا نکته کلیدی در مراقبت از این بیماران به شمار میآید.
بچه های گل سرزمین من
علت اتیسم چیست؟
اتیسم یک ناتوانی طولانی مدت است که منجر به اختلال عملکرد عصبی – روانی در
فرد می شود. گرچه اتیسم عارضه نادری است اما شیوع اتیسم حتی تا 20 مورد در
هر 10.000 تولد زنده می رسد. اگر چه علت اصلی کاملاٌ شناخته شده نیست اما
در سالهای اخیر تحقیقات و مطالعات زیادی در این زمینه صورت گرفته است.
تحقیقات تاکید زیادی بر منشاء زیست شناختی و عصب شناختی در مغز دارد. در
بسیاری از خانواده ها سابقه اتیسم و یا اختلالات مربوط به آن وجود داشته
است که مسائل مربوط به ژنتیک و ایمنی شناسی در بحث سبب شناسی مطرح می گردد.
تا بحال ژن خاصی که مربوط به اتیسم باشد شناخته نشده است و پژوهشگران در
مورد نقش ژنتیک در علت شناسی اتیسم اختلاف نظر دارند. اما عده ای از آنها
ترکیب چندین ژن را به عنوان علت اختلال مطرح می کنند. چندین نظریه درباره
اتیسم مطرح شده که هیچ یک به طور دقیق اثبات نشده است.
علائم اتیسم چیست؟
بطور
معمول افراد مبتلا به اتیسم حداقل نصف علائمی را که در زیر عنوان شده است
نشان می دهند. این نشانه ها از خفیف تاشدید متغیر هستند. در موقعیتهای
کاملاٌ متفاوت رفتارهایی که با سن کودک تطابق ندارد مشاهده می گردد.
- اصرار به یکسانی داشته و در مقابل تغییر مقاوم هستند.
مشکلات شدید تکلمی دارند.
دربیان نیازها مشکل دارند و بجای استفاده از کلمات از اشارات و حرکات استفاده می کنند.
کلمات و یا جملات دیگران راتکرار می کنند.
خنده و گریه بی دلیل داشته و یا بدون علت مشخص نگران و مضطرب می شوند.
قشقرق به پا می کنند و برای دلائلی که برای دیگران آشکار نیست شدیداٌ پریشان می شوند.
قادر نیستند بادیگران رابطه برقرار کنند.
دوست ندارند در آغوش گرفته شوند و یا دیگران را در بغل گیرند.
تماس چشمی ندارند یا تماس آنها اندک است.
به روش آموزش معمول پاسخ نمی دهند.
با اسباب بازی درست بازی نمی کنند.
چرخیدن و تاب خوردن راخیلی دوست دارند.
احساس درد کمتر یا بیشتر از حد دارند.
از خطرات نمی ترسند.
پرتحرک و یا کم تحرک هستند.
نسبت به اطرافیان واکنش عاطفی نشان نمی دهند.
به صحبتها و یا صداها پاسخ نمی دهند بطوری که بنظر می آید ناشنوا هستند اگر چه حس شنوائی سالم است.
هفتاد درصد کودکان اتیسم ناتوانی هوشی دارند.
در برخی از کودکان اتیستیک توانائیهای خاص وجود دارد.
باورهای غلط درباره اتیسم:
1-کودکان مبتلا به اتیسم هرگز ارتباط چشمی برقرار نمی کنند.
2- کودکان اتیستیک نبوغ دارند.
3-کودکان مبتلا به اتیسم صحبت نمی کنند.
4- کودکان اتیستیک قادر به نشان دادن محبت خود نیستند.
5- اتیسم یک بیماری روانی است.
6- منظور از پیشرفت این کودکان یعنی اینکه کاملاٌ شفا یابند.
7-کودکان مبتلا به اتیسم نمی توانند به دیگران لبخند بزنند.
8-کودکان اتیستیک تماس جسمی محبت آمیز برقرار نمی کنند.
ما می دانیم که این کودکان تحریکات حسی را
بگونه ای متفاوت درک می کنند که موجب اشکال در ابراز محبت و برقراری
ارتباط عاطفی در آنها می گردد. اما به هر حال این کودکان می توانند محبت
کنند. در صوتی که این کودکان را باور کنیم قادر به داد و ستد عاطفی با آنها
هستیم.
تعدادی از روشهای درمانی – توانبخشی شامل مواد زیر هستند:
دارو درمانی
رفتار درمانی
گفتار درمانی
کار درمانی
آموزش تربیت شنیداری
آموزش یکپارچگی حسی
متخصصین
تخمین می زنند که از هر 1000 کودک، 3 تا 6 نفر آنها اتیسم متولد می شوند (
بعضی منابع 1 به 166 تولد را ذکر می کنند). مردان 4 برابر بیشتر از زنان
مبتلا می گردند. به نظر می رسید که اتیسم در بعضی خانواده ها بیشتر دیده می
شود، اما قابل سرایت نیست.
همیشه تشخیص فرد مبتلا به اتیسم آسان نیست.
افراد اتیستیک ممکن است هوش بالا یا پایین داشته باشند. افراد اتیستیک ممکن
است ساکت یا پر حرف، خجالتی یا خوش برخورد، خوب یا بد در زمینه تحصیلی
باشند. بعضی از آنان خوش رفتار هستند، در حالی که برخی دیگر مشکلات رفتاری
شدیدی دارند. در واقع فردی با تشخیص آسپرگر ممکن است نسبت به فردی با
تشخیصNOS-PDD، مشکلات اضطرابی یا حسی داشته یا نداشته باشد.
در مورد این بچه ها اطلاعات زیادی دارم همون طور که گفته بودم می خوام در مورد این بچه ها یه وب بزنم.
به بعضیا باید گفت :عزیزم نصف مردم آفریقا رو من سیاه کردم
ذغالتو بنداز اون ور...
خخخخخخخخخخ
بوی بی کسی می دهد
نه بوی هرکسی

آخه این رفتن اجباره ازم چشماتو میگیری
با این که از همه دنیا بدونت دیگه سیرم من
دلم میخواد دم رفتن بخندی تا نمیرم من . . .
یــﮧ جــایـے دلــت مـےخـــواנ
دسـت آدمـا رو بــڪـشـے ،
نـــگــہــشـوלּ دـارے ،
صــورتــشـوלּ رو مــیـوלּ دســتـات مـحڪــم بــگـیـرے ؛
بــگـے : بــبـیـטּ !
مـטּ / נوســِتت دارґ / ..
نــرو ! خـُـب؟…


سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ما دیده ایم اگر خون دل بود ما خورده ایم
دلی سربلند و سری سر به زیر از این دست عمری به سر برده ایم
خداحافظ


.
هر تیر که بر مشک و تنت می کارند
از کینه ی ذوالفقار حیدر دارند
لب های من امشب هوس دست تو کرد
دستان بریده ی تو مهمان دارند
در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند
در دل هر عاشقی عباس ماوا می کند
هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین
ثبت نامش را فقط عباس امضا می کند

در روز عاشورا پس از آن که عمودی آهنین بر فرق مبارک عباس علیه السلام فرود آمد و او از اسب بر زمین افتاد و فریادزنان برادرش را صدا زد، امام حسین علیه السلام خود را بر بالینش رساند و با دیدن حال او فرمود:« اکنون کمرم شکست و راه چاره به رویم بسته شد.»
و با دیدن چشم تیر خورده و تن در خون طپیده عباس بر روی زمین در کنار فرات، خم شد و در کنار او نشست و گریست تا عباس جان سپرد. سپس او را به سوی خیمه برد.
برخی راویان گفته اند امام حسین علیه السلام بدن عباس را از شدت زخم و جراحات نتوانست از قتلگاهش به جایی که اجساد شهدا در آن جا بود حمل کند.
آبی نبود که تو سقا نمی شدی
مشکی نبود اگر که تو دریا نمی شدی
از سمت خانواده ی زهرا به سمت ما
فیضی نبود اگر تو آقا نمی شدی
حالا که مثل نور شدی و قمر شدی
ای کاش هیچ وقت تو پیدا نمی شدی
می خواستی که تیر نگیرد تن تو را
کاری نداشت خوش قد و بالا نمی شدی
تو جمع خیمه بودی و تقسیم کردنت
ور نه در این مزار کمت جا نمی شدی
پیش قد حسین تمامت شکسته بود
تقصیر تو نبود اگر پا نمی شدی

بر تمام خنده هایم خطی از ماتم بکش
پاک کن شادی ز دل جایش هزاران غم بکش
آنقدر وقتی نمانده تا محرم فاطمه
زحمت پیراهن مشکی ما را هم بکش . . .
ایام سوگواری امام حسین (ع) تسلیت باد
به سگ استخوان بدی
دورت می گرده
واست دم تکون میده
من به تو دل داده بودم
لعنتی

زندگیت!!!
تو چی؟!!
تکرار نا منظم من بی تو
بی آنکه بدانی برای تو
نفس می کشم..........



مرد نیستی حداقل آدم باش نامرد
دیشب که باران آمد
می خواستم سراغت را بگیرم........
اما خوب می دانستم
این بار هم که پیدایت کنم
باز زیر چتر دیگرانی........
میشه نباشی؟!!

نبودنت هستیمو نابود می کرد ولی حالا..................
بودنت
ما آدم ها
بعضی از آدم ها با کاغذ کاهی و بعضی با کاغذ سفید و مرغوب چاپ می شوند
بعضی از آدم ها ترجمه شده هستند بعضی از آدم ها تجدید چاپ می شوند بعضی از آدم ها هم
فتو کپی آدم های دیگرند
بعضی از آدم ها سیاه و سفید چاپ می شوند و بعضی از آدم ها صفحات رنگی دارند
بعضی از آدم ها تیتر و فهرست دارند روی پیشانی بعضی از آدم ها نوشته اند
(هر گونه استفاده ممنوع)
بعضی از آدم ها قیمت روی جلد دارند بعضی از آدم ها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند
بعضی از آدم ها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند
بعضی از آدم ها نمایش نامه اند و در چند پرده نوشته می شوند
بعضی از آدم ها فقط جدول و سرگرمی دارند
بعضی از آدم ها معلومات عمومی هستند
بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند و بعضی از آدم ها غلط چاپی دارند
از روی بعضی از آدم ها باید مشق نوشت و از روی بعضی از آدم ها باید جریمه نوشت
بعضی از آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنای آن ها را بفهمیم
و بعضی از آدم ها را باید نخوانده دور انداخت

پس آرزو کردن چه سودی دارد؟!!
خندید و گفت;
شاید در سرنوشتت نوشته باشم
هرچه آرزو کرد.jpg)
قفس هم برایش بسازم باز هم می رود...............
عشق فرانسوی
درد و دل های خودم
من از این دنیا ننگین و دروغین خسته و عاصیم ......................
خدایا راحتم کن دیگر توانی ندارم.......................................
هر روز احساس خرد شدن دلم را بیشتر حس می کنم .....................
شاید روزی با همین خرده های دلم نبض زندگی کسانی که دلم را شکسته اند بزنم............
و این کار را خواهم کرد...............................................................................................
برای همین هم ادامه می دهم این زندگی لعنتی را......................
تاوان گریه هایم را میگیرم....................
تاوان روز های از دست رفته ام را میگیرم......................
تاوان شادی هایی که همه کردند و من فقط شادی آن ها را تماشا کردم...............
ای خدا حالا من تاوان کدام گناه را میدهم ...........................
هان , هان,بگو شاید درد هایم تسکین یابد.................................................
مرا یادت می آید خدا یا فراموشم کردی......................................
بگو سکوت نکن که سکوتت بیشتر مرا می شکند............................................
حتی دلت یک لحظه هم برایم نسوخت ..............................
باشد می مانم تا بسوزانم
آهی می کشم تا دنیا را بسوزانم.........................................................................................
اکنون نه مشترک هستی........
نه مورد نظر.........!!!

خاموش کردن شمع غرور با یک فوت
حس کردن تشنگی در یک لیوان آب یخ
لمس کردن خاطره ها چه شیرین و چه تلخ





.jpg)
.jpg)



