حرف دل.....
گفت:باش
گفتم:عاشقتم
گفت:باش
گفتم:بی تومیمیرم
گفت:باش
ومن متنفرشدم ازاین کلمه وفهمیدم عشق یه طرفه به هیچ جانمیرسه وتنهایی مقدسه
گفت:باش
گفتم:عاشقتم
گفت:باش
گفتم:بی تومیمیرم
گفت:باش
ومن متنفرشدم ازاین کلمه وفهمیدم عشق یه طرفه به هیچ جانمیرسه وتنهایی مقدسه
نه رژ لب روی یقه
باو ماه رمضونه انرژی واسه ادم نمیمونه خب خلاصه خواستم بگم درخدمت هستم بریم سراغ مطلب گذاشتن
این آدرس وبhttp://tanhaiemoghadase.blogfa.com/ جدیدمنه البته این وبم همچنان پاربرجاست.منتظرتون توهستم تو وب جدیدم
دلم گرفته ازاین آدما ازهمه بدون استثنا
آدمایی ک فقط بلدن قضاوت وداوری کنن بدون اینکه ازچیزی باخبرباشن
آدمایی ک ب ناحق بهم ناروزدن
همه میگن بچم وسنم ب این چیزانمیخوره
امامن باهمین17سال سنم نابودشدم
بخاطرلجبازی دیگران بامن
دلگیرم ازتون آدما ازهمتون.
ب جرم بی گناهی ...........
نمیدونم چی بگم چون هیچکدوم ازاون آدمایی که میخوام حرفاموبشنون وبفهمن نمیفهمن هیچوقت
مثه همیشه این بغض همیشگی ودائمی روقورت میدم چون شکسته شدن یانشدنش واسه هیچکی مهم نیست
من زهرام امروزکه دارم این متنومینویسم داغونم داغون ترازهمیشه
دل شکستم چون به ناحق قضاوتم کردن و تنبیهم کردن
من خستم خستم ازاین زندگی
اجازه خدا!!!!!!میتونم ورقموتحویل بدم؟؟؟؟
میدونم وقت امتحان تموم نشده امامن خسته شدم
هستن دخترایی که نگران پاک شدن آرایششون نیستن
چون آرایش ندارن
هستن دخترایی که وقتی یه پسر. پولدار میبینن دلشون نمی لرزه
چون دلشون دله نه ژله
هستن دخترایی که با دیدن ماشین پسرا کف نمیکنن
چون اینا دخترن نه دلستر...
مـــن یـــک دخــــتر ایــــرانیـــــم..
"حـــوای" کســــی نمیــــشوم که به "هـــوای" دیــــگری برود..
تنــــهایی ام را بــــا کــــسی قســــمت نـــمی کنـــم
کـــه روزی تنــــهایم بـــگذارد..
روح خـــداست کـــه در مـــن دمـــــیده شده و "احـــساس"
نـــآم گرفتـــه اســـت ارزان نمیــــفروشمش..
دســــتهایـــم بالــــین کــــودک فردایـــم خواهــــد شد..
بی حـــــرمتش نمی کـــنم...و بـــه هـــر کـــس نمیــــسپارمش..
بــــاران بـــی وقفه ایـــن روزها هــوای عـــاشقی بــه ســـرم می اندازد..
لبــــریزم از مهـــر امـــا استوار..
ســـودای دلـــم قســـمت هر بـــی ســـر و پا نـــیست..
عشـــق "حوای"ایـــرانی بــــا شــکوه اســــت و بـــــزرگ..
"آدمـــی" را بــــرای هــــمراهـــی بر مـــی گزیند..
شریــــف..لایــــق..فروتـــن و عـــاشق..
زن عشق می كارد و كینه درو می كند ...
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...
می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار
همسرهستی ...
برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به
لطف قانون گذار می توانی ازدواج كنی ...
در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ...
او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ...
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ...
او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ...
او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و
میمیرد ...
و قرن هاست كه او عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و
شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می
بیندو در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و
درد های منقطع قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد كه تهی از دل
بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند ...
و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد ...
و این، رنج است.
زن عشق می كارد و كینه درو می كند ...
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...
می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار
همسرهستی ...
برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به
لطف قانون گذار می توانی ازدواج كنی ...
در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ...
او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ...
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ...
او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ...
او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و
میمیرد ...
و قرن هاست كه او عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و
شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می
بیندو در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و
درد های منقطع قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد كه تهی از دل
بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند ...
و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد ...
و این، رنج است.
زن عشق می كارد و كینه درو می كند ...
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...
می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار
همسرهستی ...
برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به
لطف قانون گذار می توانی ازدواج كنی ...
در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ...
او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ...
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ...
او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ...
او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و
میمیرد ...
و قرن هاست كه او عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و
شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می
بیندو در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و
درد های منقطع قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد كه تهی از دل
بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند ...
و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد ...
و این، رنج است.
بـه فـــقـر احــسـاس ِ”انـــسـانیّـــت”دچــــار شــدیـــم
!
نــسلی که دردش را ،
کیـبـوردها ..
پیامک ها ..
و .. تـلفن هـــای پـی در پـی
مـی فهمـــنـد …
وقتی فهمیدی قرار نیست با هر زن یا دختری که دوست شدی،به رختخواب بری ؛
هر وقت یاد گرفتی بدون توقع دوستی کنی
هر وقت فهمیدی هر کسی که دوستت شد ،دوست دخترت نیست
و برای جواب سلامش باید به یک علیک محترمانه فکر کنی نه به پیدا کردن یک
مكان خالی
اونوقت میتونی
روی همراهی و همدلی یک جنس مخالفت حساب کنی
هـَرزِگی مـُختـَص به تَن فـُروشی نیست
و رَبطی بِه جِنسیَت هَم نـَداره
هـَمین کِه از اعتـِماد کَسی
سوءاستـِفاده کُنی....هرزه ای
هَمین کِه به دُروغ بِگی
دوستـَت دارَم....هرزه ای
همین که خیانَت کُنی....هرزه ای
همین که رفاقـَتِت بِه خاطـِر
پول باشِه....هرزه ای
هـَمین کِه راز کَسی رو بَعد از
قـَطعِ رابِطِه بِه دیگَران بِگی....هرزه ای
تـَن فروشی بُکـُن, صاحـِب اِختیارِ بَدنِتی
اَما هرزِگی نکن چون باید اَز اِحساس و آبروی
دیگـَران مایـِه بِذاری
نه برای در حسرت یک بوسه ماندن.
برای بوسه ای از جنس آرامش.
من زن نشدم که همخواب آدمهای بیخواب شوم
زن شدم که برای خواب کسی رویا شوم.
زن نشدم که در تنهایی ام حسرت آغوشی عاشقانه را داشته باشم.
زن شدم تاآغوشی در تنهایی عشقم باشم.
برای خوشنامی صد سال کم است اما برای بد نامی یک لحظه کافیست
کاش می شد رو بعضی ها برچسب زد :
تست شد ، آدم نیست . . . !
به جایی …
به کسی …
به چیزی …
تمام شدنت راحت تر از آنی میشود که گمان می بُردی !
نه حوصله دوست داشتن دارم
نه می خواهم کسی دوستم داشته باشد
با اینکه هنوز سرما نیومده
این روز ها سردم
مثل دی، مثل بهمن ، مثل اسفند
مثل زمستان
احساسم یخ زده
آرزوهایم قندیل بسته
امیدم زیر بهمنِ سردِ احساساتم دفن شده
نه از آمدنی خوشحالم نه از رفتنی غمگین
این روزها پرم از سکوت
هی باران …
ببار …
من سفر کرده ای دارم که پشت پایش آب نریختم …!
ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد
که امشب با ناله ای بغض آلود
بر دیار این دل خسته
اشک می ریزد
برای خودم مردی شده ام این روزها در سکوت گریه میکنم....ولی دنیا مواظبم باش
قلبم هنوز زنانه میزند
دست های کوچکش به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی میرسد...
التماس میکند:آقا...آقا....دعا میخری؟؟؟
و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را میگرداند..و برای فرج اقا دعا میکند