به سلامتی

زخم

سرد و گرم

شیشه ی پنجره را باران شست

از دل من اما

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟؟؟

اسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ……..

دلتنگی

هر بار که می خواهم به سمـتـت بیایم  

یادم می افتد ”دلـتـنـگی”

 

هرگز بهانه خوبی برای تکرار یک “اشتباه” نیست !

بغض

 



“کنج گلویم قبرستانی است پرازاحساسهایی که زنده بگورشده اند،

به نام بغض….”

عشق گم شده من …

نبودن هایی هست که هیچ بودنی جبرانشان نمیکند،وآدمهائی که هرگز

تکرارنمی شوند….

وتو آنگونه ای…

فقط همین…

دوستم بدار




دلم میخواهد…


دلم میخواهد نامت را صدا کنم!

یک طور دیگر

جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد!

دلم میخواهد نامت را صداکنم…

یک طور که دلت قرص شود که من هستم!

یک طور که دلم قرص شود که با بودن من ,تو هم هستی…

علی ضیا

ادامه نوشته