خواب

ﺩﯾﺸﺐ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺭﻓﺖ ﺯﯾﺮ ﺗﺮﯾﻠﯽ ﻫﯿﺠﺪﻩ ﭼﺮﺥ !

ﯾﻨﯽ ﺑﺎ ﺩﺍﺩ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺮﯾﺪﻡ ، ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﻠﺮﺯﯾﺪﻡ ، ﮔﻮﺷﯽ ﺭﻭ
ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻬﺶ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﺷﺎﺭﮊ ﻧﺪﺍﺭﻡ . ﯾﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺭﻭﺍﻧﯽ
ﻣﯿﺸﺪﻡ،
ﻫﯽ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺑﻪ ﺩﺭ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻮﺑﯿﺪﻡ .
ﺑﻌﺪ ﯾﻬﻮ ﯾﺎﺩﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﺻﻼ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﺪﺍﺭﻡ !!

برد ایران

بعد ازیه مدت که گرفتار درس و دانشگاه بودمم 

امروز وقت کردمم بیامم وبمم خلاصه ببخشید دور اومدمم

ولی اومدمم به امید برد ایران 

768


من نمیدونم چرا زنها فکر میکنند

 

همه مردها بی احساسن ،

 

اصلا اینطور نیست ،

 

مردها خیلی هم با احساسن

 

 

 

احساس خستگی ،

 

احساس گشنگی ، احساس تشنگی ،

 

 

احساس رییس بودن !

 

 

والا اين همه احساس .

 

خانما پر توقع نباشن لطفا

عیدتون مبارک این شالله سال خوبی داشته باشین

 

ماهم یه دوست خوب

مرده زنگ میزنه خونه،

میگه عزیزم من بعداز ظهر با دوستم میام خونه…

 

زنش میگه خونه ریختو پاشه


 مرده:  ميدونم


زنه:  ظرفا کثیفه


مرده: میدونم 


زنه:  توى یخچال هم هیچی نداریم …


مرده:  ميدونم !!!


زنه:  تو که همه رو میدونی پس چرا دعوتش کردی؟
.
.
آخه هوس زن گرفتن کرده، گفتم،

 

بیاد وضعیتمو ببینه شاید پشیمون بشه

۶۵۴

رفتیم خواستگاری


.مامانم میگه:


پسرم

 

نه ﺍﻫﻞ ﺩﻭﺩه...


ﻧﻪ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﻣﯿﺨﻮﺭه...


ن مجازی میره...


ﻧﻪ ﻭﻟﮕﺮﺩه...


ﻧﻪ ﺍﻫﻞ ﭘﺎﺭﺗﯽ ﻭ ﻣﻬﻤﻮﻧﯿه...


ﻧﻪ ﺍﻫﻞ ﺭﻓﯿﻖ ﺑﺎﺯﯾه...


نه اهل اون کارا...


نه اهل اینکارا...

 

پدره دختر گفت زمونه عوض شده


ما زن به آدم اسکل نمی دیم!!

 

۵۴۷۸

امروز روز عشق نامگذاری شده خیلی ها میگن برای ما ایرانیا نیست و منکرش میشن ولی کاش یکبارم شده بیایم هر روزی رو که دلها رو بهم نزدیک میکنه فارغ از مرزها جشن بگیریم و شاد باشیم بخصوص روز زیبایی مثل روز عشق .عشق منحصرا نمیخواد جنس مخالف باشه در این روز کافیه عشق بورزین حالا چه پدر چه مادر چه برادر چه خواهر و چه فامیل
این روز رو با کسایی که دوستشون دارین باشین و عشق بورزین ♥️

بی معرفتی ها

چرا یه مدت نیستیم کسی احوالمون نمیگیره

342

ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺍﻭﻣﺪ ، ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺍﻭﻣﺪ " ﭼﻴﺴﺖ⁉️

 

" ﺗﺮﻓﻨﺪ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺍﺭ ﺍﺯ ﺑﻮﺱ ﻧﺎﻣﺰﺩ "

 


ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻑ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﮕﻢ

 

ﻣﺎﻝ ﺑﻴﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶِ ﺑﻮﺩ ...


ﺍﻻن ﭘﺴﺮﻩ ﻣﻴﮕﻪ :


" ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﺴﻪ ﺩﯾﮕﻪ "

 

657

رفتم سوپر مارکت خرید کنم

. دختری كه چهار سال قبل همديگه رو دوست داشتيم

و جدا شده بودیم رو دیدم.

 

دست يكی رو گرفته بود

و خلاصه فضای رومانتیکی داشتن،

وقتی منو ديد به یه بهونه ای اومد كنار دستم وايساد گفت

 

ببين من با نامزدمم ولی تو از وقتی من ولت كردم

 

هيشكی طرفت نيومده!!

 

خلاصه کم نیاوردم!!

 

منم يه پنجاهی در آوردم دادم

 

به فروشنده گفتم يه بسته پوشک سايز بچه دو ساله بده

و هيچی بهش نگفتم و اومدم بيرون.

بنده خدا دختره داشت

چشاش از كاسه در می اومد😮

خلاصه میخواستم بگم پوشک هنوز پيشمه؛

 

هركی لازم داره نصف قيمت ميفروشم.

 

مادرم رسوام كرده هرروز ازم ميپرسه

 

مگه شبا تو خودت ميشاشی