درد

این منم در استانه فرو پاشی

باز امدم به جایی که تعلق دارم ولی پر از

حرف های نگفته

خلوت میکنم با خاطراتم

دوباره مینویسم از بی کسی هایم

از حرف هایی که واهمه دارم

یک درد از رویاهای واهی

استانه درد من زیاد است

این بار تنها تر از همشه

تنهام

دلـــــــــم ميگــيره

وقـــتـي مـــيدونم

در دنـــيای بــــه اين بــــزرگي

هيچ دلـي نيســت کــه بـــرای مـن تنـــگ بشه...

عکس های دوست داشتنی من


















بچه ها دیگه حالم خوب شد ممنون از همتون نگار امیر حسین رها گمنام حسین اقا

مدثر لیلی و اهسته عاشق میشویم وووو بقیه.همتونو دوس دارم.


گریه



سر بده اواز هق هق

خالی کن دلی که تنگه

گریه کن گریه قشنگه 

گریه سهم دل تنگه



حالی که اینروزا دارم.


نشد

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع، ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه، خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد!

عروسک

بیچاره عروسک دلش میخواست

زار زار بگرید

اما خنده را بر لبانش دوخته بودن

غریبه دور

چه بوی غریبی گرفته ای

بوی غریبه گرفته ای

بوی خیابانی که درختانش مرا با تو ندیده اند .

masiiii عصبانی


همیشه سعی میکنی مثبت فکر کنی

بیشتر وقتا  با همه به قول خودشون مهربونم

بهم میگن تو هم آرومی هم شادی(که دیگه نیستم)

نمیدونم کدومم ...انگار خیلی متناقصم

امرووز یه اتفاقی افتاد که

احساس میکنم دیگه نمیخوام خوب باشم

انگار باید با بعضیا عین برج زهر مار باشی تا سوارت نشن

وگرنه یه کم بخندیو به قول معروف زیر سیبیلی کاراشونو به روی خودت نیاری

فکر میکنن خیلی ببخشیدا پپه تشریف داری 

الان دلم میخواد داد بزنم

که معمولا آخرش به گریه ختم میشه که نمییییییخوام .

نمیدونم وقتی احساسم به یه نفر تنفر میشه چی کار کنم

که وقتی میبینمش بیخیال باشم نمیدونم .



حسرت

گناهش گردن خودت

آن روز

روزه بودم که حسرت تو را خوردم.

آفتاب روشن

برق خونه ما قطع است

وبرق چشم های روشنت

که آفتاب همسایه است