درد
باز امدم به جایی که تعلق دارم ولی پر از
حرف های نگفته
خلوت میکنم با خاطراتم
دوباره مینویسم از بی کسی هایم
از حرف هایی که واهمه دارم
یک درد از رویاهای واهی
استانه درد من زیاد است
این بار تنها تر از همشه
باز امدم به جایی که تعلق دارم ولی پر از
حرف های نگفته
خلوت میکنم با خاطراتم
دوباره مینویسم از بی کسی هایم
از حرف هایی که واهمه دارم
یک درد از رویاهای واهی
استانه درد من زیاد است
این بار تنها تر از همشه







بچه ها دیگه حالم خوب شد ممنون از همتون نگار امیر حسین رها گمنام حسین اقا
مدثر لیلی و اهسته عاشق میشویم وووو بقیه.همتونو دوس دارم.
سر بده اواز هق هق
خالی کن دلی که تنگه
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
حالی که اینروزا دارم.
زار زار بگرید
اما خنده را بر لبانش دوخته بودن
چه بوی غریبی گرفته ای بوی غریبه گرفته ای
بوی خیابانی که درختانش مرا با تو ندیده اند .
همیشه سعی میکنی مثبت فکر کنی
بیشتر وقتا با همه به قول خودشون مهربونم
بهم میگن تو هم آرومی هم شادی(که دیگه نیستم)
نمیدونم کدومم ...انگار خیلی متناقصم
امرووز یه اتفاقی افتاد که
احساس میکنم دیگه نمیخوام خوب باشم
انگار باید با بعضیا عین برج زهر مار باشی تا سوارت نشن
وگرنه یه کم بخندیو به قول معروف زیر سیبیلی کاراشونو به روی خودت نیاری
فکر میکنن خیلی ببخشیدا پپه تشریف داری
الان دلم میخواد داد بزنم
که معمولا آخرش به گریه ختم میشه که نمییییییخوام .
نمیدونم وقتی احساسم به یه نفر تنفر میشه چی کار کنم
که وقتی میبینمش بیخیال باشم نمیدونم .
آن روز
روزه بودم که حسرت تو را خوردم.
وبرق چشم های روشنت
که آفتاب همسایه است