چرا انتظار.............

من منتظرم منتظر دیدار آقایم صاحب الزمان
این وبلاگ رو به امید این درست کردم که شاید منم بشم خاک پای آقام زمانی که می آد و پرچم عدل و عدالت خودشو تو زمین ما  بر افراشته می کنه ...........پس همه با هم از خدا فرجشو خواستار می شیم و برای ظهورش یه دونه صلوات می فرستیم

بازهم

سال92خوش به حالت
امروز ماه دوازدهمت هم اومد
خدايا هنوز وفتش نشده ماه دوازدهم ما هم بياد

اللهم عجل لوليك الفرج

نجواي دلم

سلام آقاي خوبيها ، سلام اي مهربان ، سلام اي شكسته دل ،

 مولاي من امام زمان (عج) ،سلام برتو و بر ناله هاي شبانه ات ،

سلام بر تو بر اشكهاي پاكت ، سلام بر تو و بر قلب رئوفت

كه هر چه خوبي كردي و من بدي كردم اما باز هم منو بخشيدي .

 آقاي مهربانم خيلي شرمنده ام از اينكه برايت سرباز كه نبودم

هيچ برايت سربار بودم . شرمنده ام از اينكه هر لحظه براي فرجت دعا

كردم اما هيچ وقت آماده پذيرايي از تو نبودم ... شرمنده ام از اينكه هزاران

بار توبه كردم و باز توبه شكستم و با هر بار شكستن دل مهربانت

 را شكستم . شرمنده ام از اينكه نگاهم را آلوده به ديدن غير تو كردم

و خانه ي دلم را ويران كردم به ياد غير از ياد تو . چه خوب بود روزي كه

كلبه ي دلم به نور ياد تو روشن بود و قلبم به شوق ديدن تو به سينه

 مي ثپيد اما..... افسوس ...

آقا گرچه اين همه از تو دور گشتم و آلوده به هزارن گناه ، اما اي مهربان

 با همه ي روسياهي باز دوستت دارم و دلم هر لحظه بيقرار توست .

 آقا بيقرار يك لحظه نگاه توست . مي دانم از من رو برگرداندي  فكر

دلم را نكردي؟؟ باوركن مهربانم طاقت بي توجهي تو را ندارم آقا

 اين بي توجهي تو برايم از هربار مردن بدتر است تو را جان مادرت

نگاهت را از من نگير . پناهم باش و كمكم كن . آقا هيچ جايي

ننوشته كه گناهكار را به درگاه شما راه نيست ؟دريابم كه دلتنگ نگاه

 باراني توأم ، ببخشم و دست محبت بر سر من بيچاره و آواره بكش .

آقا آواره فقط به بي خانه و خانواده نمي گويند آواره اوني هست

 كه تو نگاهش نكني و سرگردان نگاه تو باشد .

دستم به سوي تو و دلم تنگ تو و نگاهم  به راهي است كه

 لحظه اي به سراغم آيي و قدم بر قلبم گذاري و مرا رها كني از اين

 قفسي كه به دست خود برايم ساخته ام . آقا بخدا همه چيز بي

حضور تو نفسگیر است. بيا و من افتاده از پا را درياب و بلندم كن

و بگذار تا آخرين لحظه به پاي تو بمانم و گداي خانه ي تو باشم ...

زنده ام به اميد يك نگاهي ، دعايي ، آقا اين آخرين اميد يك بي پناه

دلشكسته ي از همه جا رانده شده است.

نااميدم مكن . .. اي خوب ...

يا صاحب عصر و زمان يا اباصالح المهدي ادركني 


السلام يا عشق

هر شب!
در خیال خویش
ضریحت را
با آب دیدگانم غبارروبى مى كنم
و با نسیم
كبوتران ضریحت را
در دیدگانم
مجسم مى كنم
و بر گنبد طلایى ضریح تو
طواف مى گذارم
چشم هایم؛ شیدا...
براى یك لحظه
یك ثانیه
حضور صمیمى ات را
در ضریح ترسیم مى كند
و من
بى قرار مثل یك قطره حباب
رنگین ترین رؤیا
و مجنون ترین مجنون مى گردم
و از خطوط سبز تخیل
بر وادى عشق تو گام مى نهم
و در سفر به نزد تو
یا غریب الغربا
حكایت هاى خسته جانم را بازگو مى كنم
و كبوتر ذهنم را
از حرم تنگناى خویش
بر وادى عشق تو رهسپار مى گردانم

السّلام یا عشق

آقا بيا

برگرد که بر بهارمان میخندند
یک عده به حال زارمان میخندند
انقدر نبودنت به طول انجامید
دارند به انتظارمان میخندند
(اللهم عجل الولیک الفرج)
تعجیل در فرج اقا صلوات

مهدي فاطمه بيا

افسران - مهدی فاطمه بیا

مگه يه بچه چقده آب مي خوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

افسران - مگه یه بچه چقدر آب میخوره ...؟؟؟

دیشب یه دختر کوچولو توی هیئت گم شده بود ....

دیشب توی تاریکی یه دختر رو آوردن که باباش رو گم کرده بود.
داشت گریه می کرد و می لرزید.
حالا توی تاریکی و وسط سینه زنی نمی دونستم چیکار کنم .
بهش گفتم وایسا حالا بابات داره سینه می زنه صبر کن چراغها روشن بشه بابات میاد.
بعد بهش گفتم شماره بابات رو حفظی گفت آره 
خودم موبایل دارم شارژ نداره 
گفتم بیا با موبایل من بگیرش . شماره رو زد ولی باباش جواب نداد.
نمی دونم چرا وقتی بهش گفتم عموجون نگران نباش و پهلوی من وایسا گریه ها و اشکاش قطع شد
دیگه آروم شده بود و پهلوی من وایساده بود و آروم آروم سینه می زد
یه دفعه یاد بچه های اباعبدالله افتادم توی اون بیابون و تنهایی و ترس و تشنگی و لابلای تیغ های بیابان ...
یه دفعه یاد عصر عاشورا افتادم و بچه های آقایم حسین (ع)
یاد زینب افتادم و این همه درد و رنج اسیری 
وای وای وای 
دیگه کم کم چراغ ها رو روشن کردند و جوانی آمد و دخترش را بغل کرد و بوسید و برد .

وای حسین . وای حسین . وای حسین

افسران - دیشب یه دختر کوچولو توی هیئت گم شده بود ....


زیـنـَب دیـد ؛ آنهایـﮯ رآ کـﮧ یـعـقوب فــقــَط شنیـدِه بـود

مـــآטּْ اَز دل ِ زیــنـَبْ ...

یـَعـقوب نـَدید کـﮧ یوسـف رآ در چـآه مـﮯ اَندازند ؛

فـَقــَط لـبآس ِ خــونـیــَش رآ دیـد ...

وَ پــَس اَز نـآبـینآیـﮯ، دیگــَر آن رآ هـَم نــَدید !

مــﮯ دانــِست زنده اَست ؛

فــَقـط دلـتـَنگ بـود ...

نـَدید کـﮧ در بـآزآر مـﮯ فـُـروشـنـَش ...

نــَدیـد کــَسی سَنگ بــزنــَد ...

یـآ بـآ خــِـیـزَرآن ...

زیـنـَب امـآ دیـد ؛

آنهایـﮯ رآ کـﮧ یـعـقوب فــقــَط شنیـدِه بـود ...
افسران - زیـنـَب دیـد ؛ آنهایـﮯ رآ کـﮧ یـعـقوب فــقــَط شنیـدِه بـود...


امروز است آن روز واقعه

و دنیا هنوز آن روز را فراموش نکرده است .....
و هرگز فراموش نمی کند ...
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
افسران - امروز است آن روز واقعه