روابط عمومی کشتیرانی
مدتها بود مطلبی ننوشته بودم
پیش خود گفتم لازم است برخی تجربه هایم را بنویسم
سال 1377 به کشتیرانی رفتم مدیر وقت من را دوست داشت و می خواست کاری انجام دهم اما زمان در قسمت دریانوردی خودکشی زیاد بود و خانم ها هم بسیار اذیت می شدند کار سنگین بود و انتظار بالا کسانی که در روابط عمومی کار می کردند مدرک روابط عمومی نداشتند و به دلایل دیگری در روابط عمومی مشغول بودند و اکثرشان موتور هم داشتند و در موارد خاص که در میدان ولیعصر تهران اتفاقی بود نقش این کارکنان روشن می شد
در ابتدا سعی کردم نمودار تشکیلاتی روابط عمومی را تغییر دهم و این پرسنل را از روابط عمومی به واحد های دیگر منتقل و به جای انها متخصص روابط عمومی جذب کنم
کار بسیار سنگین بود و مخالف هم داشت . اتاق مدیر روابط عمومی بسیار کوچک بود و امکان برگزاری جلسه با ارباب رجوع و دریانوردان و همکاران امکان پذیر نبود مکان روابط عمومی را جابجا کردم و اتاقهای مناسبتری که در شأن روابط عمومی باشد اختیار کردیم
مدیر وقت کشتیرانی از اینکه ارتباطش با دریانوردان ضعیف بود گله داشت برای رفع این مشکل فعالیتهای مختلفی انجام شد
روابط عمومی یک نشریه داشت به نام پیام دریا که در زمان من در بازار منتشر می شد اما کافی نبود برای ارتباط با همکاران نیاز به ابزار دیگری بود و انتظار زمان نه اینترنت داشتیم نه واتساپ ونه دیگر ابزار و فناوریهای امروز را
اولی کشتیرانی را از وزارت فرهنگ مجوز گرفتم و برای ارتباطات داخلی از این استفاده کردم
درد دل گزارشات دبیر خانه وسایل رفاهی کارکنان سفر ها بخشنامه ها مقررات گفتگو با خانواده دریانوردان. و هر انچه برای همکاران ضرورت داشت در این ماهنامه منتشر و برای خانواده ها هم با پست ارسال می شد و همه از حال هم و اتفاقهای درون سازمانی با خبر می شدند
کار بسیار بزرگی بود که نتایج ارزشمندی به بار آورد .
از همان ابتدا یکسری فعالیتها در دستور کار قرار گرفت که در ادامه خواهم گفت یکی از دیگری شنیدنی تر و جذاب تر است .
خاطرات یک روابط عمومی چی