پای تو !!!
دوستت دارم ، چرایش پای تو
ممکنش کردم ، محالش پای تو ...
می گریزی از من و احساس من
دل شکستن هم ، گناهش پای تو ...
آمدی آتش زدی بر جان من
درد بی درمان گرفتن هم ، دوایش پای تو ...
من اسیرم در میان آن دو چشم
قفل زندان را شکستن هم ، سزایش پای تو ...
پای رفتن هم ندارم من ، از کوی دلت
پا نهادن بر دل مست و خرابم پای تو !!!


