کسی هست ؟!
چقدر اینجا خاطره داشتیم ، نمیدونم کسی هنوزم اینجا را می خونه یا نه . . .
وسلام
چقدر اینجا خاطره داشتیم ، نمیدونم کسی هنوزم اینجا را می خونه یا نه . . .
وسلام
2 سال پیش . . . 90/9/17 : همه کس
امروز 92/9/17 : همه دنیام
--------------------------------------------------------------
در شهری زاهدی بود ، عابد صفت ، سنگ دین، به سینه خویش نمایان و دلی پر ز اندرز برای مردمی . . .
روزی عاشقی از زاهد پرسید : تو را در ره عشق چه میگذرد ؟ زاهد گفت : مرا کاری با آن نیست ، من اهل ایمان و عقلم همی و همگان را از عشق بازمیدارم .
عاشق همی بر خود شک کرده و با خویشتن خویش گفت : شاید من عمری را باطل کرده و سرگردانم . . .
روزها گذشت و قاصدکی زخم خورده از بر زاهد به نزد عاشق آمده و از ظلمات زاهد بر نور دل ضعیفه خود سخن گفت و روزهای دیگر هم میگذشت و اغیار از این ظلمات و به همان و شکل و اینکه آن ها دیوانه اند و زاهد ، عقل مجمل سخن می گفتنتد.
روزها می گذرد و قاصدک ها می آیند و دیوانه میروند . . .
آری ، زاهد عاشق نیست ، او ظالم است و . . .
وسلام
گفتی قهر میکنی اگر بترسم . . .
نترسیدم . . .
دستم در حنا . . .
منت آدم ها را چه کنم ... ؟
گناه کارم میدانم . . .
وسلام
زود خسته شدم ، همه چی سخته . . .
وسلام
با صدای بلند : خدایا شکرت . . .
وسلام
باورت میشود باز هم دوباره دردها شروع میشود
یکسال گذشت باز هم برگشتیم خانه اول
خسته ؟ نه خسته نمیشوم !!!
میجنگم ؛ تا بفهمی تا بفهمند . . .
که بفهمی و بفهمند که . . .
.
.
.
این رسم دین خدا نیست
وسلام
وقتی به فراز و نشیب زندگیم تو یک سال پیش نگاه می کنم ، میبنم . . . .
الان اگه کسی که تو چشام نگاه می کنه و باهام حرف میزنه و ، دوست نداشتن و تو چشماش میبینم . . .
وقتی میبینم یکی از هم دانشگاهیامون که 4 سال در کنارش بودم و مریض شد فوت کرد . . .
میبینم هم سن من و بود رفت . . .
وقتی فقط چند لحظه که حوصلم سر رفته و غر میزنم . . .
وقتی به رفاقتامون نگاه می کنم . . .
وقتی به مسیر سخت روبروم نگاه می کنم . . .
وقتی به بی معرفتیام نگاه می کنم . . .
وقتی یاد دلشکستنام میوفتم . . .
وقتی هیچ کس نیست
وقتی هیچ کس جز تو همه شو نمیدونه
میبینم خدا من خیلی بی معرفتم و تو هنوز آخرت رفاقتی . . .
من ناشکرم و تو هنوز نعمت میدی
اگه نمیبخشیم ، حداقل به روم نیار ، بیشتر از این توان شرمندگی ندارم آخــــــــــــــدا !
.
.
.
وسلام
این روز ها فقط برای خودم متاسفم . . . .
وسلام
بــاز هم مشهـد ؛
مسافرهـا؛ هیاهـوی حـرم
یک نفر فریاد زد:
آقا؛ به دادم میرسی؟

پی نوشت 1: برای شما که انشا الله عازمی . . . خوش به حالت
پی نوشت 2: هر چند حال و روز زمین و زمان بد است
یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای
آنجا برای عشق شروعی مجدد است .
وقتی نمک نشناسی می بینی وقتی بوی توطئه از طرف دوستان یا به ظاهر دوست ذهنت را آلوده کرده ، اگر از این دردها بنالی باید . . . . .
وسلام
همه چیز سخته ، اول خدا ، آخر خدا . . . .
ولی شما هم ما را دعا کنید . . . .
التماس دعا
وسلام
بعضیا دست خودشون نیست ، بی خیالی تو خونشونه !
شایدم از اذیت کردن تو لذت میبرن !
.
.
.
الان یاد نگیریم بی خیال نباشیم ، بعده ها دوست داشتن ها تنها تبدیل به تحمل میشه !
هیچ وقت سعی نکن به دیگری خواسته هات و یاد بدی ! بذار یاد بگیره ! اگرم یاد نگرفت . . . .
وسلام
در گیر و دار زندگی و پیچ و خم هایش به اینجا که بر گردنم خیلی حق دارد بی وفا شدم . . . .
باز برایت می نویسم ، برای هر آنچه که به خاطرش صبر می کنیم ، برای هر آنچه که می خواهد توان مرا بگیرد اما حضور نگاهت مانع می شود . . . .
شاید ... ، نه قطعا بی تو بودن = بی نبض بودن = ......
من چه در وهم وجودم چه عدم دلتنگم
از عدم تا به وجود آمده ام دلتنگم
روح از افلاک و تن از خاک، در اين ساغر پاک
از در آميختن آميختن شادي و غم دلتنگم
خوشه اي از ملکوت تو مرا دور انداخت
من هنوز ازسفر باغ ارم دلتنگم
اي نبخشوده گناه پدرم آدم را
به گناهان نبخشوده قسم دلتنگم
حال در خوف و رجا رو به تو بر ميگردم
دو قدم دلهره دارم دو قدم دلتنگم
نشد از ياد برم خاطره دوري را
بازهرچند رسيديم به هم !دلتنگم
انقدر سخت میگذره که تحملش سخت شده . . .
هرکی از راه میرسه رو زخم نمک میزنه میره ....
سخت مرد بودن اون هم از نوع بلوغ زود رس . . .
یه بار برات مثال زدم ، من مثل تیم یوونتوس سال 2004-2005 ام که به دو دسته پایین تر سقوط کرد ولی بازیکنای گرون و خوبش باهاش موندن که قهرمانیش رو ببینن ، یا مثل یک شرکت برشکستم که چندتا از سرمایه گذرا با اینکه ضرر میدن میمونن تا سود دهیش رو ببینن . . . .
اگر پای سختی هرچیزی بشینی ، تو مالک روزای خوبشی . . .
من به دو دست پایین تر سقوط کردم ، تو این روزا باهام باش تا مالک روزای خوبم باشی . . .
وسلام
بعضی روز ها هستند که . . .
بعضی روزها هستند با اینکه یه عالمه روزتلخ تو زندگیت داری ، فراموش نشدنین . . .
بعضی روز ها هستند هرچقدر هم گرفتار باشی از ارزش اون روز کم نمیشه . . .
بعضی افراد هستند که این روزا مال اوناست . . .
اصلا همین افراد هستند که این روزا رو قشنگ می کنن . . .
شاید اولین بار فکر میکردم این روز فقط یه خاطره باشه ، اما این روز میشه گفت ، مهمترین روز شده . . .
مهربان من ،صبور من ، 12 مرداد . . .
تولد زیبایت مبارک
دوستت دارم.
وسلام
شاید یک روز داستان زندگیمان را نوشتیم که بشود عبرت دیگران . . .
از رفتار بعضی ها که فکر می کنند خیلی حالیشون و بدم میاد
از نصیحت بدم میاد
از دلتنیگیام بدم میاد
از پدر مادر هایی که احساس می کنند ، فرزند مثل ماشینشون یا خونشونه و احساس مالکیت نصبت بهش دارن . . . . . میاد
کلا این روزها پرم از تنفر ها . . .
بدترین روزهای زندگی رو سپری می کنم . . .
وسلام
راستی گویا ماه رمضونه ! اگر بعضیا بزارن من زندگی کنم و از ماه رمضون چیزی بفهمم . . . !
وقتی اوضاعت میپیچه بهم ، وقتی یه اتفاقایی میفته که اصلا به هیچکس نمیتونی بگی وقتی همه ازت توقع دارن و تو نمیتتونی برابردش کنی . . .
ولی دوستان و همکاران عزیز ، همه حرف ها گفتنی نیست ، لطفا به بزرگواری خود بنده حقیر را ببخشید.
وسلام
شعری نوشتم ، به دلم ننشست ، حق مطلب را ادا نکرد . . .
حرفی ندارم
فقط اینجا ، این اسم ، این ساقی به عشق و یاد تو دفترش را آغاز کرد و دست روز گار ما را دور کرد . . .
.
.
.
آقا جان . . . سلام ، بیا لطفا" !
پی نوشت :
هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها
تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...وسلام
به مرگم راضیم . . .
درد دوری و عشق و نرسیدن سخته !
ولی برا اینا مردم
مرگم و نمی خوام چون ضعیفم، اتفاقا چون دیگه حراسی ندارم از مرگ ازت می خوامش
نه که آدم خوبیم و حسابم پاکه ، نه !
چون فهمیدم آدما خیلی ترسناک تر از مرگن !
یه عمر عشق و دوست داشتن و خواستم برا اینکه آروم باشم ، برا اینکه دردام و بریزم تو دل یه نفر دیگه که آرومم کنه
اما فهمیدم دلیلی نداره آدم دیگه جور من ودردام و بکشه ! آدما به اندازه خودشون دارن !
دردای من اونقدر بزرگ هست که تو دل کوچیک یه بنده خدای بی گناه جا نشه !
دل شکستم
گناه کردم
بی معرفت بودم
عهدم و هزار بار شکستم
اما اگه توام برونی من و از در خونت ، ولم
ول معتلم
حرف و دیگه به هیچکس نمیشه بگم
حرف هیچکسم آرومم نمیکنه ، تو ... شاید !
مهر تو عشقت ، بهترین هدیه خداست ، بهش شک ندارم ، ناراحت نشیاا !
اما توام گناهی نداری ، الماست رو ارزون نفروش !
من ارزون می خرم . . .
نه می نویسم که دل کسی برام بسوزه نه کسی برام پیغام بذاره ، ابراز هم دردی کنه ، هیچی نمی خوام !
نه مهربونی می خوام ، نه دلداری می خوام ، نه گوش شنوا . . .
نه می گم دردم چیه . . .
فقط برام دعا کنید، فقط بدونید اگرم رفتم خودم خواستم . . .
اگر رفتم ، ضعیف نبودم و رفتم ، چون به قدرت رسیدم رفتم . . .
ترسو نبودم ، قوی بودم رفتم . . .
وسلام
من به خاطرت 6 سال کل دنیا رو هم می گردم . . .
با این جمله تازه فهمیدم ، فکر می کنم عاشقم ، خیلی راه دارم تا مثل . . . عاشقت بشم . . .
این جمله ، زبون من و بند میاره ، دوست دارم این و بهتون بگم که با همین جمله من و آوردین تازه اول خط . . .
من و خدا دوست داشت که تو رو آورد تو زندگیم . . .
من دیدم و خواستمت . . .
اون ندیده برات دوییده . . .
اوه! ببین چقدر فاصلست بیم من و او . . .
وسلام
21 . . .
من هنوز مثل یه بچه که به مادرش نق میزنه به خدا نق میزنم ، آخه اگر برا خدا نق نزنم برم دم خونه کی ؟ برم دامن خواهشم و پر کنم از بخشش با منت هر کس و ناکسی !
تهشم هر آدمی خوب باشه . . . .
دوست ندارم وارد ظاهر و باطن آدم هایی که زمین تا آسمون با هم فرق داره بشم . . .
دوست دارم خدا جون بازم گله کنم و ازت و گریه کنم تو بغلت ، ولی خیال نکنی هنوز ازت دل خور نیستما ، هنوز حرفای دیشبم سرجاش !
اما دیدم فعلا کسی اندازه ی تو همه ی دردای من و همه حرفای من و نمی دونه !
به قول شاعر " هر کسی از ذن خود شد یار من ، از درون من نجست اسرار من " ! کسی نخواست من و اونجوری که من می خوام ، من و بخوان !
تهش تو این دنیا باید بشی اونی که دست روزگار می خواد . . .
ولی میگن مثل اینکه میشه شد اونی که تو می خوای ، من می خوام ، توام باید بخوای آخه !
بشم رضا به رضاک . . .
خدا جون ، خداییش خستم ، خستم از اینکه انقدر زود حساب کتاب می کنی !
میگفتن سریع الحسابی ، ولی می گن رحمتت به همه صفتات چیره ست !
چی شد طبق معمول دنیا ، تا به من رسید آسمون تپید !؟
میونه این همه شکایت یادم رفت ازت تشکر کنم ، یه تشکر برا اون که می دونی یه دونم برا پرده هایی که کنار نمیزنی ، البته . . .
بی خیال همین خدایا شکرت
مجبوریم فعلا خودمون رو با این شعر آروم کنیم که اگر بلا از سمت تو میاد برا اینکه عاشقموونی !
" اگر با من نبودش هیچ میلی ، چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟"
خلاصه خدا جون ، این طرفا رو نگاه کن ، قلبم تند میزنه . . .
یا علی
وسلام
گوش نصیحت شنیدنم کر شده ، اصلا آروم نیستم ، اعتکاف مهمون نا خونده بودم ، هیچکس حال یه آدم نا آروم مثل من و نمیفهمه !
می خوام تو نظم این دنیا نباشم ، می خوام ببینم خدا که از مادر مهربون تره چرا بندش و نه من عبد نیستم اصلا همین موجودی که خلق کرده چرا دستش و می گیره ول میکنه ؟
مادر که مهربون تره ، 70 سالتم بشه نگرانته و تو هنوز بچه ای براش !
مادر تو یه قدمم برنداری هزار تا قدم برمیداره برات
کوشی پس خدا برا این مخلوقت دایه مهربون تر از مادر بشی !
فقط دیر نیا ، شیطون منتظر آدمایی مثل منه !
قبل از اینکه همه چیمو بگیره ، بیا !
نمی گم خوب بودم ، ولی از خیلیا مهربون تر بودم ، انقدر بهم ظلم شده که حساب بی حساب شیم!
همه زندگیم به یه تار مو وصله ! زودتر از اینکه این تار مو بشه گیس شیطون بیا !
ازت شاکیم ، اصلا چرا من و میبری خونت خدا ، بعدش مریضم می کنی ، بعدش ولم می کنی ؟!
می خوای آبروم و جلو آدما ، جلو هر کس و نا کس بریزی؟
اینه ستاریتت ؟!
من نمیفهمم حکمتت رو ! یه بارم حکمتت رو با خواسته های من جور کن !
مگه نمیگن به اونی که ازتم نمی خواد میدی !
من که چند سال ازت ایمان می خوام ! چرا پس نمیدی؟
نکنه توام ما آدما رو دیدی ! از ما یاد گرفتی . . .
میری سراغ مشتری جدید
اشانتیون میدی و جلب می کنی و ول می کنی
دارم کفر می گم می دونم ! ولی می خوام داد بزنم . . .
بگم آی مردم ، به من نگید التماس دعا !
نقاب من و بردارید ببینید چقدر کثیفم
بذار حداقل نشم ویترین آدم خوبه که یه روز پرده ستاریتت رو برداشتی تو رم خراب کنم و مشتریات و
بپرونم . . .
یا بگیرم یا ولم کن . . .
خستم از برزخ بودن و نبودنت . . .
وسلام
همه چیزش خوب بود ، فقط با انصاف نبودنت غیر قابل تحمل است
فکر نبودنت روحم را مریض کرده ، این روز آخری هم جسمم را ، داشت فکر نبودنت به قیمت اعتکافم تمام می شد ، بگذار بشود ، من معتکف چشمانت می شوم . . .
خستم ، فقط یک سلامت را می خواستم ، آن هم دریغ کردی . . .
آشفته ام و پریشان ، این بار دکمه ریستم زده نشد ، من هنوز دیوانه وار دلم را به نگاه هایت بستم . . .
وسلام
26 و 25 و 24 و 23 . . .
چند سالی می شود سال نوی من ، دکمه ریست من را بعد از این شب ها میزنند . . .
من که چند سالی می شود آرزو به دل مدینه و بقیع آرزو به دل خانه خدا مانده ام ، اما برای من این سه روز مثل حج است . . .
هر سال یک همسفر جدید من و سید حسین داشتیم اما امسال نه !
اما امسال ، هر سال دعا می کردم سال دیگر . . .
امسال او هست ولی ، مهم این است که خدا خودش او را دعوت کرد مثل من زورکی سر این سفره خودش را جا نکرد
شاید به چشم خیلی ها این سه روز با روز های دیگر فرقی نداشته باشد ، اما این چند سال به این باور رسیدم اگر این سه روز در زندگیم نباشد الباقی سال برکت ندارد . . .
هر سال قول می دهم و قول می شکنم
وعده می دهم و وفای به عهد نمی کنم !
سبک می شوم ولی باز سال دیگر سنگین تر از هر سال بر می گردم
امسال بودن تو کمی آرامش بخش است
امسال از هر سال دیگر ، محتاج تر ، گناه کار تر ، محتاج تر ، پر حاجت تر آمدم
خداییش امسال دیگر مثل داوود مرا آزاد کن ، از بند این همه سختی و خطا آزاد کن
امسال این بدبخت را بخر و دیگر نگذار مفت خود را بفروشد
خدایا امسال یک میهمان ویژه داری ، حجش را شیرین کن
.
.
.
دوستان مرا حلال کنید
یا علی
وسلام
27 . . .
حتی کنار تو چای خوردن هم بهترین لذت دنیاست . . .
وسلام
28 . . .
دیشب نزدیک تمام شدن دنیا بود ، اصلا این روزها هر لحظه ممکن است دنیای من تمام شود
خیلی وقت است همه کارشان شکستن دل ماست
حتی شما دوست عزیز . . .
دیگر شکستن عادت من شده . . .
من باید مرد باشم ، کجای دنیا این گونه مرد می شوند !
مسیر هر روز سخت تر می شود ، من از خدا دورتر ، خدا سخت گیرتر
اما باز هم جواب آدم هایی که جای خدا مینشینند و جای او حکم می دهند را می دهد . . .
29
اگر دیگر نتوانم از نگاه هایت آرامش بگیرم ، از صدایت محبت و . . . ؛ هیچکس اندازه من مقصر در نداشتنت نیست !
نه خدا ؛ نه تو ، نه بنده های خدا !
من از همه مقصر ترم ، مرا ببخش . . .
وسلام
بسم الله . . .
30 . . .
از ﺳﺮ ﮐﻮی ﺗﻮ ھﺮ ﮐﻮ ﺑﻪ ﻣﻼﻟﺖ ﺑﺮود/ ﻧﺮود ﮐﺎرش و آﺧﺮ ﺑﻪ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺑﺮود
ﮐﺎرواﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻮد ﺑﺪرﻗﻪاش ﺣﻔﻆ ﺧﺪا /ﺑﻪ ﺗﺠﻤﻞ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ ﺑﻪ ﺟﻼﻟﺖ ﺑﺮود
ﺳﺎﻟﮏ از ﻧﻮر ھﺪاﯾﺖ ﺑﺒﺮد راه ﺑﻪ دوﺳﺖ /ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ ﮔﺮ ﺑﻪ ﺿﻼﻟﺖ ﺑﺮود
ﮐﺎم ﺧﻮد آﺧﺮ ﻋﻤﺮ از ﻣﯽ و ﻣﻌﺸﻮق ﺑﮕﯿﺮ/ ﺣﯿﻒ اوﻗﺎت ﮐﻪ ﯾﮏ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺑﻄﺎﻟﺖ ﺑﺮود
ای دﻟﯿﻞ دل ﮔﻤﮕﺸﺘﻪ ﺧﺪا را ﻣﺪدی /ﮐﻪ ﻏﺮﯾﺐ ار ﻧﺒﺮد ره ﺑﻪ دﻻﻟﺖ ﺑﺒﺮد
ﺣﮑﻢ ﻣﺴﺘﻮری و ﻣﺴﺘﯽ ھﻤﻪ ﺑﺮ ﺧﺎﺗﻢ ﺗﺴﺖ/ ﮐﺲ ﻧﺪاﻧﺴﺖ ﮐﻪ آﺧﺮ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺮود
ﺣﺎﻓﻆ از ﭼﺸﻤﻪ ﺣﮑﻤﺖ ﺑﻪ ﮐﻒ آور ﺟﺎﻣﯽ/ ﺑﻮ ﮐﻪ از ﻟﻮح دﻟﺖ ﻧﻘﺶ ﺟﮫﺎﻟﺖ ﺑﺮود
31 . . .
از ھﻤﻪ ﺳﻮی ﺟﮫﺎن ﺟﻠﻮهی او ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ
ﺟﻠﻮهی اوﺳﺖ ﺟﮫﺎن ﮐﺰ ھﻤﻪ ﺳﻮ ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ
ﭼﺸﻢ از او ﺟﻠﻮه از او ﻣﺎ ﭼﻪ ﺣﺮﯾﻔﯿﻢ ای دل
ﭼﮫﺮهی اوﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ دﯾﺪهی او ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ
ﺗﺎ ﮐﻪ در دﯾﺪهی ﻣﻦ ﮐﻮن و ﻣﮑﺎن آﯾﻨﻪ ﮔﺸﺖ
ھﻢ در آن آﯾﻨﻪ آن آﯾﻨﻪ رو ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ
او ﺻﻔﯿﺮی ﮐﻪ ز ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﺷﺐ ﻣﯽﺷﻨﻮم
و آن ھﯿﺎھﻮ ﮐﻪ ﺳﺤﺮ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﻮ ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ
ﭼﻮن ﺑﻪ ﻧﻮروز ﮐﻨﺪ ﭘﯿﺮھﻦ از ﺳﺒﺰه و ﮔﻞ
آن ﻧﮕﺎرﯾﻦ ھﻤﻪ رﻧﮓ و ھﻤﻪ ﺑﻮ ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ
ﺗﺎ ﯾﮑﯽ ﻗﻄﺮه ﭼﺸﯿﺪم ﻣﻨﺶ از ﭼﺸﻤﻪی ﻗﺎف
ﮐﻮه در ﭼﺸﻤﻪ و درﯾﺎ ﺑﻪ ﺳﺒﻮ ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ
زﺷﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﻣﻦ از دﯾﺪهی او
ﭼﻮن ﻧﮑﻮ ﻣﯿﻨﮕﺮم ﺟﻤﻠﻪ ﻧﮑﻮ ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ
ﺑﺎ ﮐﻪ ﻧﺴﺒﺖ دھﻢ اﯾﻦ زﺷﺘﯽ و زﯾﺒﺎﺋﯽ را
ﮐﻪ ﻣﻦ اﯾﻦ ﻋﺸﻮه در آﯾﯿﻨﻪی او ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ
در ﻧﻤﺎزﻧﺪ درﺧﺘﺎن و ﮔﻞ از ﺑﺎد وزان
ﺧﻢ ﺑﻪ ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ و در ﮐﺎر وﺿﻮ ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ
ذره ﺧﺸﺘﯽ ﮐﻪ ﻓﺮا داﺷﺘﻪ ﮐﯿﮫﺎن ﻋﻈﯿﻢ
ﺑﺎز ﮐﯿﮫﺎن ﺑﻪ دل ذره ﻓﺮو ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ
ذره ﺧﺸﺘﯽ ﮐﻪ ﻓﺮا داﺷﺘﻪ ﮐﯿﮫﺎن ﻋﻈﯿﻢ
ﺑﺎز ﮐﯿﮫﺎن ﺑﻪ دل ذره ﻓﺮو ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ
ﻏﻨﭽﻪ را ﭘﯿﺮھﻨﯽ ﮐﺰ ﻏﻢ ﻋﺸﻖ آﻣﺪه ﭼﺎک
ﺧﺎر را ﺳﻮزن ﺗﺪﺑﯿﺮ و رﻓﻮ ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ
ﺑﺎ ﺧﯿﺎل ﺗﻮ ﮐﻪ ﺷﺐ ﺳﺮﺑﻨﮫﻢ ﺑﺮ ﺧﺎرا
ﺑﺴﺘﺮ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﻪ ﺧﻮاب از ﭘﺮ ﻗﻮ ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ
ﺑﺎ ﭼﻪ دل در ﭼﻤﻦ ﺣﺴﻦ ﺗﻮ آﯾﻢ ﮐﻪ ھﻨﻮز
ﻧﺮﮔﺲ ﻣﺴﺖ ﺗﺮا ﻋﺮﺑﺪهﺟﻮ ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ
اﯾﻦ ﺗﻦ ﺧﺴﺘﻪ ز ﺟﺎن ﺗﺎ ﺑﻪ ﻟﺒﺶ راھﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﮐﺰ ﻓﻠﮏ ﭘﻨﺠﻪی ﻗﮫﺮش ﺑﻪ ﮔﻠﻮ ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ
آﺳﻤﺎن راز ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ و ﺑﻪ ﮐﺲ ﺑﺎز ﻧﮕﻔﺖ
ﺷﮫﺮﯾﺎر اﯾﻨﮫﻤﻪ زان راز ﻣﮕﻮ ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ