بی مقدمه شروع میکنم
.....
بهله دانشگاه ها شروع شده و در این هفته که رو به اتمامه در
گیر
شناخت استاد ها و ارزیابی شون بودیم 
و همچنین بعد از 3ماه روز 2دوشنبه دوباره توی جمع دوستان گلم
قرار
گرفتم ....


و اما باز بی مقدم میریم سراغ دیروز که صبح رفتيم يوني استاد چون
جلسه اول بود زود ولمون کرد سارايي هم با آتي جون هماهنگ کرد
جاتون
خالي آتي با ماشين اومد همه با هم 2ساعت رفتيم دور دور تو خيابونا
و
دست و جيغ و هورااااااااا کشيديم خيلي هم حال داد....به قول
دوستان
اصلا يه وضعي بود...
در آخر جملاتي که باهاشون دیروز خيلي حال کرديم:
فقط همه ي تلاش ما بر اين بود که روزه ي آتي جون خلاب نشه....
يکي مياد هم مارو ......هم شما رو....(جا خالي رو بچه خودتون
پر کنيد :) )
زنده باشي.....
شاد باشيد.....
اکیپ بچه های دیروز : (من،آتی،سارایی،مهسایی،فاطی،فرناز و در
آخر شیبا هم بهمون اضافه شد)
فکر کنید همه باهم چه جوری توی یه ماشین نشستیم
....
!
و اما امروز هم باز آتی اومد دنبالمون دوباره رفتیم دور دور و
آب طالبی خوردیم
....

اکیپ بچه های امروز: (بازم من،آتی،سارایی،فائزه و نجمه)
ودر آخر بايد از دست فرمون خيـــــــــــــلي خوب آتــــ♥ــــــي که بساط
خنده ي ما رو
فراهم ميکنه تشکر کنم
....
و در آخر باید بگم خدایا این یونی و دوستان رو
برای ما حفظ کن....آمین

و تو پرانتز...( از دوستان بخاطر همکاری و خدماتشون
جهت تشکیل اکیپ های دوستانه و
تشکیل بساط خنده کمال تشکر رو دارم....ایشاا... تو شادی
هاتون جبران کنم....)

