برف

تازه احساس میکنم

برف خستگی خداست

آنقدر که احساس میکنم

پاک کنش را برداشته

می کشد روی گناهان ما

روی تمام خیابانها

شهرها

آدمها

آدمهایی که ما را ترک میکنند سه دسته اند:


یک گروه آنهایی که بر میگردند 


گرچه نه آنها دیگر همان آدمهای سابق هستند و نه ما!


گروه دوم کسانی هستند که هرگز بر نمیگردند 


چه آنهایی که نمیخواهند ، چه آنهایی که نمیتوانند!


گروه آخر آنهایی هستند که باید دعا کنیم 


آنچنان پلهای پشت سرشان را خراب کنند 


که اگر هم بخواهند ، نتوانند برگردند!


خطر ناکترین گروه سومیها هستند . 


چون موقع رفتن طوری ما را میشکنند ، 


که ما تا مدتها در کما میمانیم 


و خیلی دیر میفهمیم 


که برای چه آدمهای بی ارزشی اشک ریختیم ، 


احساس گناه کردیم، 


از خود گذشتگی کردیم ، 


و تا مرز نابودی ، زندگی را فدا کردیم ... 


خیلی دیر میفهمیم ... خیلی دیر ... 


ولی یک روز میفهمیم ...


چیزی که هرگز نمیفهمیم این است 


که اصلا چه چیز این آدمها را آنقدر دوست داشتیم؟؟؟؟


( روزی که آدمهای بزرگتری ، با ارزشهای والاتری 


وارد زندگی ما شدند ، 


آن روز قدرِ خودمان را بیشتر میدانیم )

قضاوت

پسری 23 ساله رو (( مردمـ )) "تنبلـ چاقـــالو" صداش میکردن ...

اما هیچ کس نمیدونستــــ پسر بخاطر بیماریشه که اضافه وزن داره...!


(( مردم )) زنی 40 ساله رو " سنگدلــ " خطابــــــ میکردن ،

چون هیچ وقتـــــ روزا خونه نبود تا با بچه هاش بازی کنه و به کارهاشون برسه ،

اما هیچ کس نمیدونستــــ زن بیوه ست ،

و برای پــر کردن شکمـ بچه هاش باید سختـــــ کار کنه!


مردی 57 ساله رو ((مردمـ )) " بی ریختــــــ " صدا میکردن ،

اما هیچ کس نمیدونست که مرد زیبایی صورتش را در راه حفظ 

وطنش فدا کرده !

و هرروز مردم و من و تو به غلطـ قضاوتـــــــ می کنیمـ ...!

با توام


ای لنگر تسکین!

ای تکانهای دل!

ای آرامش ساحل!

با توام 

ای نور!

ای منشور!

ای تمام طیفهای آفتابی!

ای کبود ِ ارغوانی! 

ای بنفشابی!

با توام ای شور ، ای دلشوره ی شیرین!

با توام 

ای شادی غمگین!

با توام 

ای غم!

غم مبهم!

ای نمی دانم!

هر چه هستی باش!

اما کاش...

نه، جز اینم آرزویی نیست:

هر چه هستی باش!

اما باش!




قیصر امین‌پور

ملامت

  دل هیچ اقیانوسی



   در تلاطم ِ جزر و مد نمی افتاد .



   و اگر خورشید



   اندام ِ زنانه اش را عریان نمی کرد



   کدامین آفتابگردان



   سوی ِ چشمش را



   بر کشیدگی ِ خط ِ چشم ِ آفتاب کش می داد !



   و حتی وقتی برای ِ انسانها



   کلمه ی ِ "زندگی "


   با حروف "زن " آغاز می شود



   دیگر این ملامت ِ ما چیست



   که چرا آدم



   از دست ِ حوا سیب خورد !


کمی تامل ...

لبخند فراموش نشه !!!!

سلام دوستای عزیزم چند وقتی نیستم و نمیتونم بهتون سر بزنم ...  


خوشحال میشم گاهی وقتا ازم یاد کنید ...




آدم ها

آدم ها ذره ذره محو می شوند ، آرام . . . بی صدا . . . و تدریجی

همان آدم هایی که هر از گاهی پیغام کوچکی برایت می فرستند ،

بی هیچ انتظار جوابی ؛فقط برای آنکه بگویند هستند.

و هنوز برای آنها مهم ترینی ؛

همان هایی که برایت بهترین ها را آرزو دارند

همان آدمهایی که همین گوشه کنار ها هستند

برای وقتی که دل تو پر درد می شود و چشمان تو پر از اشک . .

همان هایی که در خاموشی غم انگیز خود ،

به جای چشمان تو می گریند ،

روزی که بفهمی چقدر برای همه چیز دیر شده است !

مثل باران


مثل باران

من نمي‌گويم درين عالم

گرم پو، تابنده، هستي بخش

                                  چون خورشيد باش

تا تواني،

          پاك، روشن،

                         مثل باران،

                                     مثل مرواريد باش


فریدون مشیری


حرف حساب


قدیما می گفتن دو گروه هستن که گاهی اعصابشون خورده و نباید دَم پرشون رفت.


یکی آدمایی که ازدواج کردن البته از نوع نا موفقش


و دیگری آدمایی که موج انفجار اونارو گرفته - که امیدواریم خدا هر چه سریعتر شفاشون بده.


اما این روزا گروه سومی هم هستن که


نه ازدواجی کرده و نه در جنگی حضور داشته ولی باز هم ... .


کسایی که خدا رو از زندگیشون حذف کردن ...


افرادی که فکر می کنن چون مشکل دارن به خدا نمی رسن و وقت برای اون ندارن.


ولی نمی دونن که


"چون به خدا نمی رسن، تموم زندگی شون سرشار از مشکله و اعصاب معصاب ندارن."





اگر بیـــایی ...

❤.❤.....❤.....❤.....❤.....❤.....❤.❤


اگر بیـــایی


این خـــون ِ دل ،خــوردنـــها را


تـــلافی نمیـــکنم


آنقـــــدر عاشــــقت میکنـــــم


که دیــگر نتــــوانـــی


هــــرگــز بــــروی…


❤.❤.....❤.....❤.....❤.....❤.....❤.❤

قرارداد

این قرارداد تا ابد میان ما برقرار باد


چشمهای من به جای دست های تو!


من به دست تو آب می دهم


تو به چشم من آبرو بده!


من به چشم های بی قرار تو


قول می دهم


ریشه های ما به آب


شاخه های ما به آفتاب می رسد


ما دوباره سبز می شویم!


"قیصر امین پور"


دنیـــــــا


•● دوست خوبی نیست “دنیـــــــا” ، ناباب است …


معتادت می کند به “هیچ” ، گــرفتار که شدی ، رهایت می کند در”مـــرگ” !



صدای باران


صدای باران زیباترین ترانه خداست که طنینش زندگی را برای ما تکرار می کند؛

نکند فقط به گل آلودگی کفشهایمان بیندیشیم!؟


آینه ی تماشایی

گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
دل بکن! آینه این قدر تماشایی نیست

حاصل خیره در آینه شدن‌ها آیا
دو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟!

بی‌سبب تا لب دریا مکشان قایق را
قایقت را بشکن! روح تو دریایی نیست

آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد
آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست

آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره می‌آیی نیست

خواستم با غم عشقش بنویسم شعری

گفت: هر خواستنی عین توانایی نیست

کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.

برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,

آفتاب دیدگانم سرد می شد,

آسمان سینه ام پر درد می شد

ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد

اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.

 

وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,

وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم,

شاعری در چشم من میخواند ...شعری آسمانی

در کنارم قلب عاشق شعله می زد,

در شرار آتش دردی نهانی.

نغمه ی من ...

همچو آواری نسیم پر شکسته

عطر غم می ریخت بر دلهای خسته.

 

پیش رویم :

چهره تلخ زمستان جوانی

پشت سر :
آشوب تابستان عشقی ناگهانی

سینه ام :

منزلگه اندوه و درد وبد گمانی.

 

کاش چون پاییز بودم

....

کاش چون پاییز بودم


  فروغ فرخزاد



دیوار مجازی

من عاشقانه هایم را

روی همین دیوار مجازی می نویسم !

از لج تـو . . .

از لج خـودم . . .

که حاضر نبودیم یک بار

این ها را واقعی به هم بگوییم. . . !

لبـــــخند

فـــــــرقی نمـــــی کنــــــه


پدرت، مادرت، بچه ت ، همسرت، رفیقت، عشقتــــ  ــــ ...



تـــا زمانی کــــه یــــه نفــــــرو داری



کــــه بــــا لبـــــخندش به آرامــــــش می رسی



یعنــــــی هــــنوز خــــــــوشبختـــی



یعنـــــی هنــوز زندگی فوق الـــعاده س .. ...



قرار من

از این لحظه به بعد

قرار من با خودم اینه که یه لحظه حتی یه لحظه

غم نیاد تو زندگیم

اومد با تیپا میندازمش بیرون

قرارم با خودم اینه که یقه روزگارو سفت بچسبم تا نگرده مگه به کامِ من

من پدرِ خودمو در میارم اگر اونقدر نخندم که دنیا تعجب کنه

یه وقتایی

یه اتفاقی میفته که لازمه پا شی بخوابونی زیرِ گوشِ اونایی که میخوان

زیرِ پا تو خالی کنن...میخوان حرصتو دربیارن!

الان واسه من افتاده

حالا بشین و تماشا کن کی خوشبخت تره

این دنیا یا به کامِ من میگرده یا نمیذارم دیگه بگرده...


دنیای خودم خودم میسازم



عاشقانه

می شناسم کسانی را که

زیر یک سقف زندگی می کنند

روی یک تختخواب می خوابند

و سالهاست شناسنامه شان به نام هم شده

اما قلبشان را جایی دورتر از خانه جا گذاشته اند

و من فکر می کنم دیگر هرگز محرم هم نخواهند شد .....

اما تو .....

از دور نگاهم کن ... صادقانه ... با همان گیرایی عاشقانه ات

تا ابد فقط به تو فکر خواهم کرد

تو محرم منی ...

حتی اگر هرگز نامت به شناسنامه ام نیاید ....

پـَــت و مــَت

پـَــت و مــَت, احمق نبودن...

فقط یاد گرفته بودن برای رسیدن به هدفشون باید تلاش کنند


و مهم نبود چقدر اشتباه کنن ؛

مهم این بود که در آخر به خواستــشون میرسیدن..


عید سعید فطر بر شما مبارک


عید فطر ضیافتی است برای پایان این میهمانی

عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست

عید فطر قبولی انفاقهای به قصد قربت است
 
عید فطر پایان نامه دوره ایثار و گذشت است . . .


عید سعید فطر بر شما مبارک



دوستی خاله خرسه


شنیدن جمله ” تو بهترین دوست منی ” لذت بخش نیست ؛


اگر که از طرف یک خرس بیان بشه . . .


دوستی های از نوع خاله خرسه ؛ دوستی های خطرناکی هستند . . .



فرصت ها

وقتی باختم، “مسیر” را یافتم؛

در بزرگراه زندگی همواره راهت، “راحت” نخواهد بود.

هر چاله ای، “چاره ای” به تو می آموزد.

دوباره فکر کن، فرصت ها “دو بار” تکرار نمی شوند.

پس به خاطر داشته باش برای جلوگیری از پس رفت،“باید رفت”!!

شب قدر

الهی...

چه بیصدا و بیحساب می بخشی وما چه حسابگرانه تسبیح وذکرمان را می شماریم .


"شب قدر"شب بیدار شدن است نه بیدار ماندن ....


ای بیدار شدگان برای ما در خواب ماندگان دعا کنید.


التماس دعا

رهایم نکن ....

خطا از من است، میدانم

از من که سالهاست گفته ام ایاک نعبد

اما به دیگران دل سپرده ام

از من که سالهاست گفته ام ایاک نستعین

اما به دیگران هم تکیه کرده ام

اما رهایم نکن...

بیش از همیشه دلتنگم...

به اندازه ی تمام روز های نبودنم...


خدای بخشنده و مهربان


خدای خوبی داریم . . .

آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه ،

اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد . . .

و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد . . .

آری خدای خوبی داریم ...

خدایی که مشتاقانه ما را می نگرد ،

با چنین خدای بخشنده و مهربانی ؛

ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد . . .


موسم بندگی


رمزها در رمضان است، خدا می داند

برتر از فهم و گمان است، خدا می داند

موسم بندگی چشم و زبان و گوش است

نه همین صوم دهان است خدا می داند

بار عام و، همه مهمان خداوند کریم

ماه آزادی جان است، خدا می داند . . .

فرا رسیدن ماه رمضان ، ماه بارش باران رحمت الهی مبارک



تصویر خیالی


دیوارهای خالی اتاقم را


از تصویرهای خیالی او پر می کنم


خدای من زیباست


خدای من رنگین کمان خوشبختی ست


که پشت


هر گریه


انعکاسش را


روی سقف اتاق می بینم


من هیچ


با زبان کهنه صدایش نکرده ام


و نه


لای بقچه پیچ سجاده


رهایش


او در نهایت اشتیاق به من عاشق شد و


 من در نهایت حیرت


حالا


گاه گاهی که به هم خیره می شویم


تشخیص خدا و بنده


چه سخت است


خوشبختی کجاست؟

شخصی از خدا پرسید:خوشبختی را کجا می توان یافت؟

خدا فرمود:آن را در خواسته هایت جستجو کن و از من بخواه تا به تو بدهم.

او با خود فکر کرد و گفت:اگر خانه ای بزرگ داشتم،بی گمان خوشبخت بودم.

خداوند به او خانه ای بزرگ عنایت فرمود.

دوباره او گفت:اگر پول فراوان داشتم،یقینا خوشبخت ترین مردم بودم.

خداوند به او پول فراوان عطا کرد.

اگر...اگر...واگر...

اینک همه چیز داشت،اما هنوز خوشبخت نبود.

از خداوند پرسید:حال همه چیز دارمٍ،اما باز هم خوشبختی را نیافتم.

خداوند فرمود:باز هم بخواه.

او گفت:چه بخواهم؟هر انچه را هست دارم.

خداوند فرمود:بخواه که دوست بداری،

بخواه که به دیگران کمک کنی و هر چه را داری با مردم قسمت کنی.

و او دوست داشت و کمک کرد ودر کمال تعجب دید،

لبخندی که بر لب هامی نشیند ونگاه های سرشار از سپاس به او لذت می بخشد.

رو به اسمان کرد و گفت:خدایا! خوشبختی اینجاست:نگاه و لبخند دیگران.