این نظر یکی از  کاربران محترم رو تقدیم به دوستم که هدف خود را گم کرده و از خدا دور شده است و فکر می کند که خدا او را رها کرده به امید این که همه ی جوانان راه خود رو پیدا کنند:

خدا گفت: فقط عشقم را بپذیر و مرا باور کن و بدان بی آنکه مرا بخوانی همیشه در کنار تو هستم.
گفتم: چرا اصرار داری تو را باور کنم و عشقت را بپذیرم.
گفت: اگر مرا باور کنی خودت را باور می کنی و اگر عشقم را بپذیری وجودت آکنده از عشق می شود. آن وقت به آن لذت عظیمی که در جست و جوی آنی می رسی و دیگر نیازی نیست خود را برای ساختن کاخ رویایی به زحمت بیندازی. چیزی نیست که تو نیازمند آن باشی زیرا تو و من یکی می شویم. بدان که من عشق مطلق، آرامش مطلق و نور مطلق هستم و از هر چیزی بی نیازم. اگر عشقم را بپذیری می شوی نور، آرامش و بی نیاز از هر چیز.

 

بازنشتگی شیطان

امروز ظهر شیطان را دیدم ! نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت… گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند… شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد! گفتم:… به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟ گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟ شیطان در حال بازنشستگی است!!!!

این نظر یکی از کاربران محترم است اما قابل تامل!!!!روزگاریست که شیطان فریاد می زند :آدم پیدا کنید..سجده خواهم کرد.. 

هر موقع گناه کردی…..!

کسی اومد خدمت پیامبر و گفت : من گناه کردم، وقتی می خوام توبه کنم به خدا چی بگم؟
حضرت فرمودند : بگو استغفر الله !
اون طرف گفت: من توبه می کنم ولی دوباره به گناه آلوده میشم؟
حضرت برای بار دوم فرمودن : هر موقع گناه کردی، از خدا طلب بخشش کن!
اون مرد به پیامبر گفت: اینجوری که گناهای من زیاد میشه؟
حضرت فرمودن : بخشش خدا بیشتره،
همیشه توبه کن تا اینکه شیطان رو تار و مار کنی !

ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺗﻨﻬﺎ جایی هست ﮐﻪ ﺷﯿﻌﻪ ﻧﺪﺍﺭه !!!

افسران - می گن یه روز ، ﺩﻭ تا ﻭﻫﺎﺑﯽ.......

می گن یه روز ، ﺩﻭ تا ﻭﻫﺎﺑﯽ ﻣﻮﻗﻊ ﺳﻮﺍﺭﺷﺪﻥ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﻣﺘﻮﺟﻪ می شن ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍ ﺷﯿﻌﻪ ﺳﺖ . . .
تصمیم می گیرن ﮐﻪ شیعه رو ﺍﺫﯾﺘﺶ ﮐﻨﻦ؛

ﺍﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ:ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺗﻌﻄﯿﻼﺕ ﺑﺮﻡ ﻟﺒﻨﺎﻥ؛ ﺍﻣﺎ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺷﯿﻌﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ؛اه اه اه نرفتم .
ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﺑﺤﺮﯾﻨﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺷﺪ ﺍﻣﺎ قبول نکردم ؛ ﭼﻮﻥ ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﺷﯿﻌﻪ ﻫﺴﺘﻦ . . .
ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺮﻡ ﻋﺮﺍﻕ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﻫﻢ ﭘﺮﺍﺯﺷﯿﻌﻪ ﺍﺳﺖ؛

ﺭﻓﯿﻘﺶ ﮔﻔﺖ:ﺧﺐ ﭼﺮﺍ ﻧﺮﻓﺘﯽ ﺍﺭﻭﭘﺎ؟؟

ﮔﻔﺖ:ﺍﻭﻧﺠﺎﻫﻢ ﺗﺸﯿﻊ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪﻩ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﺎ؛ﻫﺮﺟﺎ ﺑﺮﯼ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺑﺮﻣﯿﺨﻮﺭﯼ. . .

ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻥ ﺗﺎ ﺧﺸﻢ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺷﯿﻌﻪ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺭﻥ؛

ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺷﯿﻌﻪ ﻫﻢ ﺑﺎ ﮐﻤﺎﻝ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﺑﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﺳﻔﺮ ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ؟ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺗﻨﻬﺎ جایی هست ﮐﻪ ﺷﯿﻌﻪ ﻧﺪﺍﺭه !!!

اللهم عجل لولیک الفرج

افسران - اللهم عجل لولیک الفرج....


فرهنگ رنگ ها و رنگ های فرهنگی
در باب حجاب به عنوان یکی از اصول اساسی و بارز دینداری سخنان بی شماری ایراد شده و صاحبنظران در این خصوص، دلایل بسیاری برای الزام و اضطرار حجاب برشمرده اند، اما در این میان هنوز یک نکته قابل تامل باقی مانده و آن نوع و رنگ و نحوه پوشش و حجاب، به خصوص برای زنان ایرانی است .
ادامه نوشته

در خلوت با اجنبی، شیطان نفر سوم است

حضرت آیت‌الله مجتبی تهرانی در ادامه درس  
تربیت در محیط شغلی، با تأکید بر اینکه خانمها
 باید مراقب حرف زدن خود باشند، گفت: اگر
حداقلها رعایت نشود کم‏ کم رابطه با نامحرم
 به بهانه اقتضای شغل عادی شده، قباحت
 یک سنخ محرمات از بین می‏رود .


در خلوت با اجنبی، شیطان نفر سوم است
روایتی است از پیامبر که فرمودند: «قال رَسُول اللَّهِ صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم: لَایَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بِامَرَأَةٍ فَإِنَّ ثَالِثَهُمَا شَیْطان»(مستدرک‏الوسائل،ج14، ص266) حضرت چه قدر زیبا مطلب را بیان می‏فرمایند. خیال نکنید در ملاقاتِ خصوصی زن و مرد نامحرم، فقط شما دو نفر هستید، در واقع شما سه نفر هستید و سومین نفر شما شیطان است. چشمهایتان نمی‏بیند. بی برو برگرد شیطان سومین نفر است. من نمی‏خواهم واردِ مسائل فقهی شوم، فکر کنم در توضیح‏المسائل نوشته‏ام که «خلوت با اجنبی حرام است».
ادامه نوشته

دلنوشته ای در مورد حجاب

 

سلام مهدی جان! خیلی خسته ام . خیلی ...

نمیدونی چقدر ناراحت میشم وقتی میبینم همه همکلاسی هام اینجور ازت غافلن. هر کدومشون چندتا دوست پسر دارن و نماز خوندن هم یادشون رفته .یه وقت در حال رپ و ترانه خوندن , یه وقت مشغول اس ام اس بازی با دوست پسراشون(بماند که تو اس ام اس ها چی به هم میگن).زنگ تفریح هم که تو کلاس میرقصن. بماند که چه عکس هایی تو گوشیشون دارن... اصلا انگار نه انگار که مادرت همیشه داره اونا رو میبینه. چرا این قدر مظلوم شدی مهدی؟! تا کی باید جگرت بسوزه؟...


دلنوشته ای در مورد حجاب


دو سال پیش به طور اتفاقی نامه ای رو که خواهرم لای یکی از کتابهاش گذاشته بود , خوندم (بهم حق بدید که خیلی کنجکاو شده بودم) . متن نامه از این قراره:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام مهدی جان! خیلی خسته ام . خیلی ...

نمیدونی چقدر ناراحت میشم وقتی میبینم همه همکلاسی هام اینجور ازت غافلن. هر کدومشون چندتا دوست پسر دارن و نماز خوندن هم یادشون رفته .یه وقت در حال رپ و ترانه خوندن , یه وقت مشغول اس ام اس بازی با دوست پسراشون(بماند که تو اس ام اس ها چی به هم میگن).زنگ تفریح هم که تو کلاس میرقصن. بماند که چه عکس هایی تو گوشیشون دارن... اصلا انگار نه انگار که مادرت همیشه داره اونا رو میبینه. چرا این قدر مظلوم شدی مهدی؟! تا کی باید جگرت بسوزه؟چرا باید همشون از نایبت امام خامنه ای این قدر متنفر باشن و هر تهمتی بهش بزنن؟! مهدی جان خوب میدونی خیلی ها منو به خاطر چادر سیاهم مسخره میکنن.خیلی ها منو به خاطر دوست پسر نداشتنم به من میگن متحجر و عقب افتاده. اما این مظلومیت ها کجا و مظلومیت تو کجا عزیزم! این کجا و سوختن زهرا کجا؟! این کجا و ناله های زینب کجا؟! این کجا و گریه های رقیه کجا؟! من دیگه اون... سه سال پیش نیستم.دیگه بوی فاطمه رو از این چادرم استشمام میکنم. هرچند این چادر گذاشتن اوایل برام سخت بود ولی به کمک زینب دیگه احساس میکنم که از بین اکثر مخلوقات قدر نشناس خدا بالاتر اومدم و انگشتنمای فرشته های خدا شدم. آقا میدونم خیلی سخته تحمل تمسخر ها ولی آسون میشه اینا با عشق به تو.

اصلا مگه میشه که بخوام جز پنجاه زن برتر جبهه ی تو باشم و سختی نکشم.یا باب الله کمک کن که همیشه احساس کنم که مادرت داره منو میبینه. کمکم کن که مبادا عشقت تو سینه ام اونقدر ضعیف باشه که موقع گریه کردن برای تو زینب به من بگه ساکت شو!

مهدی جان! دوست ندارم فقط موقع نماز چادر خوشگلم رو سر کنم. ای صاحب من هر کاری میکنم تا لحظه ی ظهورت چادر سیاه من اولین فرشی باشه که پات رو بر اون میگذاری...

قسم میخورم تمام تلاشم رو میکنم که هرگز از حمایت نایبت غافل نشم. قسم میخورم از آبرو دادن در راه تو هراسی نداشته باشم.

ای سلطان عشق! تو رو به شهدای فکه قسمت میدم, منو به خاطر گناهای گذشتم ببخشی!

دیگه خوشم نمیاد لباسی بپوشم که توش قطره ای احساس فخر به مردم کنم. میخوام لباسی رو بپوشم که تو بیشتر ازش خوشت میاد که بی شک اون همون لباسی که خدا هم بیشتر خوشش میاد.

یوسفم! تا کی باید به سمتت بدوم .کمکم کن که هیچ وقت خسته نشم.

گفته بودم چو تو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

اللهم عجل لولیک الفرج...

(منبع: پایگاه تخصصی حجاب و عفاف)

 

سلام مهدی جان! خیلی خسته ام . خیلی ...

نمیدونی چقدر ناراحت میشم وقتی میبینم همه همکلاسی هام اینجور ازت غافلن. هر کدومشون چندتا دوست پسر دارن و نماز خوندن هم یادشون رفته .یه وقت در حال رپ و ترانه خوندن , یه وقت مشغول اس ام اس بازی با دوست پسراشون(بماند که تو اس ام اس ها چی به هم میگن).زنگ تفریح هم که تو کلاس میرقصن. بماند که چه عکس هایی تو گوشیشون دارن... اصلا انگار نه انگار که مادرت همیشه داره اونا رو میبینه. چرا این قدر مظلوم شدی مهدی؟! تا کی باید جگرت بسوزه؟...


دلنوشته ای در مورد حجاب


دو سال پیش به طور اتفاقی نامه ای رو که خواهرم لای یکی از کتابهاش گذاشته بود , خوندم (بهم حق بدید که خیلی کنجکاو شده بودم) . متن نامه از این قراره:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام مهدی جان! خیلی خسته ام . خیلی ...

نمیدونی چقدر ناراحت میشم وقتی میبینم همه همکلاسی هام اینجور ازت غافلن. هر کدومشون چندتا دوست پسر دارن و نماز خوندن هم یادشون رفته .یه وقت در حال رپ و ترانه خوندن , یه وقت مشغول اس ام اس بازی با دوست پسراشون(بماند که تو اس ام اس ها چی به هم میگن).زنگ تفریح هم که تو کلاس میرقصن. بماند که چه عکس هایی تو گوشیشون دارن... اصلا انگار نه انگار که مادرت همیشه داره اونا رو میبینه. چرا این قدر مظلوم شدی مهدی؟! تا کی باید جگرت بسوزه؟چرا باید همشون از نایبت امام خامنه ای این قدر متنفر باشن و هر تهمتی بهش بزنن؟! مهدی جان خوب میدونی خیلی ها منو به خاطر چادر سیاهم مسخره میکنن.خیلی ها منو به خاطر دوست پسر نداشتنم به من میگن متحجر و عقب افتاده. اما این مظلومیت ها کجا و مظلومیت تو کجا عزیزم! این کجا و سوختن زهرا کجا؟! این کجا و ناله های زینب کجا؟! این کجا و گریه های رقیه کجا؟! من دیگه اون... سه سال پیش نیستم.دیگه بوی فاطمه رو از این چادرم استشمام میکنم. هرچند این چادر گذاشتن اوایل برام سخت بود ولی به کمک زینب دیگه احساس میکنم که از بین اکثر مخلوقات قدر نشناس خدا بالاتر اومدم و انگشتنمای فرشته های خدا شدم. آقا میدونم خیلی سخته تحمل تمسخر ها ولی آسون میشه اینا با عشق به تو.

اصلا مگه میشه که بخوام جز پنجاه زن برتر جبهه ی تو باشم و سختی نکشم.یا باب الله کمک کن که همیشه احساس کنم که مادرت داره منو میبینه. کمکم کن که مبادا عشقت تو سینه ام اونقدر ضعیف باشه که موقع گریه کردن برای تو زینب به من بگه ساکت شو!

مهدی جان! دوست ندارم فقط موقع نماز چادر خوشگلم رو سر کنم. ای صاحب من هر کاری میکنم تا لحظه ی ظهورت چادر سیاه من اولین فرشی باشه که پات رو بر اون میگذاری...

قسم میخورم تمام تلاشم رو میکنم که هرگز از حمایت نایبت غافل نشم. قسم میخورم از آبرو دادن در راه تو هراسی نداشته باشم.

ای سلطان عشق! تو رو به شهدای فکه قسمت میدم, منو به خاطر گناهای گذشتم ببخشی!

دیگه خوشم نمیاد لباسی بپوشم که توش قطره ای احساس فخر به مردم کنم. میخوام لباسی رو بپوشم که تو بیشتر ازش خوشت میاد که بی شک اون همون لباسی که خدا هم بیشتر خوشش میاد.

یوسفم! تا کی باید به سمتت بدوم .کمکم کن که هیچ وقت خسته نشم.

گفته بودم چو تو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

اللهم عجل لولیک الفرج...

(منبع: پایگاه تخصصی حجاب و عفاف)

نابینا شدن روحاني شجاع در نجات دختر جوان از چنگال اراذل و اوباش

http://laleha.com/weblog/shakhsi/post/ensan-gorg.jpg

به گزارش البرز نیوز، حجت‌الاسلام فرزاد فروزش امام جماعت دانشگاه علوم پزشكي تهران كه شب گذشته براي نجات يك دختر جوان از چنگال ۲ نفر از اراذل و اوباش از جان‌گذشتگي كرده و هم‌اكنون در پي نجات دادن اين دختر، در آستانه نابينايي چشم راست خود قرار گرفته است، در بخش اورژانس بيمارستان فارابي تهران و در حالي كه خون چشم وي تمام لباس‌هاي وي را پوشانده بود، در تشريح اين واقعه به خبرنگار خبرگزاري فارس گفت: ساعت ۲۲ شب سه‌شنبه در خيابان شريعتي، پائين‌تر از خيابان ملك به همراه ۲ نفر همراه داخل خودروي خود در حال عبور بوديم كه ناگهان صداي فريادهاي دختر جوان را شنيديم

وي افزود: بلافاصله پس از شنيدن اين فريادها به سمت صدا حركت كرده و مشاهده كرديم كه ۲ نفر از اراذل و اوباش(گرگ) سوار بر يك موتور براي ربايش يك دختر جوان اقدام كرده‌اند. اين اراذل و اوباش قصد داشتند به زور، دختر جوان را سوار بر موتور كرده و با خود ببرند اما اين دختر با فريادهاي خود درخواست كمك كرده و از سوار شدن خودداري مي‌كرد و ۲ پسر جوان نيز وي را ضرب و شتم كرده و مورد هتاكي قرار مي‌دادند

حجت‌الاسلام فروزش ادامه داد: با مشاهده اين صحنه براي نجات دادن دختر به سمت اراذل و اوباش مهاجم يورش برديم، اما با مقاومت اين مهاجمان روبرو شده و درگير شديم. در هنگام درگيري، يكي از آنها كه شيشه نوشابه‌اي در دست داشت، اين شيشه را با زدن به بدنه موتور شكست و سپس با آن چندين ضربه به چشم راست من وارد كرد كه نتيجه‌اش را مشاهده مي‌كنيد

ضربات وارد شده بر چشم راست حجت‌الاسلام فروزش بسيار شديد بوده و به گفته يكي از پزشكان حاضر در اورژانس بيمارستان فارابي احتمال تخليه شدن چشم راست اين روحاني از خودگذشته و ايثارگر بسيار زياد است

حجت‌الاسلام فروزش گفت: الحمدلله هرچند به قيمت مجروح شدن شديد يك چشم، موفق شديم اين دختر را از چنگال اراذل و اوباش و دزدان ناموس مردم نجات دهيم

حجت‌الاسلام فروزش دقايقي پس از گفت‌وگو به علت خونريزي شديد چشم راست خود بيهوش شد

اين روحاني از خودگذشته به علت شدت جراحات وارده و براي جراحي به بيمارستان حضرت رسول(ص) منتقل شد
خبر تکمیلی: حمدرضا رادان در نشست خبری خود گفت: باید در مقابل برخورد مسئولانه این فرد روحانی که جانباز راه امر به معروف و نهی از منکر شده است، سر تعظیم فرود آوریم.

به زودی عاملین این ماجرا به دست قانون سپرده خواهند شد

پیامبر گرامی می فرماید : « روزی فرا می رسد که مردم در آخرالزمان همه گرگ خو می شوند در آن زمان هر که گرگ نباشد گرگ ها او را می خورند» تحف العقول صفحه ی 58

شیفتگی به زیبایی های حجاب

اندیشه  - مشرق نوشت:لیلا حسین، نام یکی از زنان تازه مسلمان شده است که به خاطر شیفتگی به زیبایی حجاب مسلمان می شود.

لیلا حسین نام زنی است که در مصاحبه با شبکه "اهل‌البیت تی‌وی" می گوید، به خاطر شیفتگی به زیبایی های حجاب، از دین یهودی به دین اسلام مشرف شده و حجاب کامل را برگزیده است.




 

مصاحبه زیر، خلاصه ای از گفتگوی لیلا حسین با زهرا علوی (مجری نوجوان شبکه اهل‌البیت که سرزندگی او مثال نقضی است برای کسانی که حجاب را مایه افسردگی می دانند) است:

لیلا حسین: من 6 سال قبل به اسلام گرویدم. و من در یک جامعه یهودی‌نشین زندگی می‌کردم. خیلی سخت نبود که به حجاب کاملا اسلامی روی بیاورم. اما اشخاص برداشت‌های کاملا متفاوتی نسبت به ایمان دارند. آنها به زنان یهودی بیشتر از زنان مسلمان احترام می‌گذارند.

زهرا علوی: قبل از اینکه به اسلام روی بیاوری، چه نگرشی نسبت به زنان مسلمان داشتی؟

لیلا حسین: اگه صادقانه بخوام بگم، هرچند ما با نوعی تنفر نسبت به مسلمانان بزرگ شده بودیم، اما همیشه شیفته زنان محجبه بودم و آنها را خیلی پاک و باوقار می‌دیدم. و از نظر من آنها زیبایی خاص خودشان را داشتند.


زهرا علوی: پس از اینکه به اسلام گرایش پیدا کردی و نوع پوشش اسلامی را پذیرفتی، اولین چیزی که برات الهام‌بخش بود چی بود؟

لیلا حسین: نخستین چیز که الهام‌بخش من بود قرآن بود، کلیه شواهدی را که من پیدا کردم نشان‌دهنده این بود که این، یک دین حقیقی است، چرا که تمامی انبیا و نیز امامت را قبول دارد که از نظر من بسیار مسئله منطقی‌ای بود.

کم کم این دانش و شناخت را پیدا کردم که اسلام تنها بعد بیرونی ندارد بلکه دارای بعد درونی نیز هست و باید از درون هم به حفظ و نگهداری آن پرداخت.

خانواده من فکر می‌کردند که من خودم را دارم محروم می‌کنم، چون من در فرانسه زندگی می‌کردم و در آنجا حجاب کاملا ممنوع است. با پوشیدن روسری، شما نمی‌توانید به مدرسه و محل کار بروید و از بسیاری از زندگی‌های اجتماعی محروم می‌شوید. برای خانواده من بسیار سخت بود که ببینند من تنها به خاطر پوشدن لباس زندگی‌ام را به لحاظ اجتماعی به خطر می‌اندازم. از نظر آنها لازم نبود که من مسلمان باشم و لازم نبود که با پوشیدن روسری مسلمانی خودم را نشان بدهم و کافی بود که تنها قلبا به آن ایمان داشته باشم. اما برای من این مسئله مهم بود چرا که در قرآن و بسیاری از سنت‌های پیامبر به اهمیت حجاب و شناخته‌شدن به عنوان مسلمان برای کسب احترام اشاره شده است. و من حاضر نبودم که آن را کنار بگذارم چرا که برای من چیزی بیشتر از پوشیدن لباس است.

...کسانی که می‌شناسم حجاب دارند بسیار خوشحال هستند، چرا که این برای آنها یک افتخار است که خودشان را از نگاه دیگران پوشیده نگه می‌دارند. اگر ایمان شما ضعیف باشد شما این نکته را متوجه نخواهید شد و برای شما مهم نخواهد بود و فقط می‌خواهید که با دیگران اختلاط داشته باشید و می‌خواهید آنطوری زندگی کنید که آنها می‌گویند. مجددا می‌گویم که لازم است به اصول خود بازگردید و دریابید که چرا مسلمان هستید. چرا که اسلام دینی است که شما باید خود را تطبیق دهید و دینی نیست که توسط والدین به ارث برسد. و از این طریق باید به زیبایی اسلام و نیز زیبایی حجاب برای زنان و فایده آن برای آنها پی ببرید.

 با وجود رشد روزافزون تبلیغات اسلام‌هراسانه و اسلام‌ستیزانه رسانه‌های غربی، آمارها حکایت از رشد روزافزون گرایش به اسلام در جوامع غربی دارد. به آمارهای انتهای این گزارش توجه کنید.

آنچه که آمارها نشان می‌دهند حاکی از آن است که جمعیت کسانی که به دین اسلام مشرف می‌شوند در همه‌جای جهان رو‌‌‌به افزایش است و مهمتر این‌که جمعیت‌ زنانی‌ که به اسلام می گروند تقریبا دو برابر مردان است.
تحقیقات نشان می‌دهد مهمترین عوامل گرایش بیشتر زنان به دین اسلام، جذابیت حجاب برای آنان بوده و آرامشی که محجبه بودن به آنها می‌دهد و پس از آن آداب مسلمانی که برای مردم دیگر ادیان به صورت فطری جذاب است.

مصاحبه با زنان تازه مسلمان شده، بیانگر این است که ابتدا به ساکن آنها با دیدن زنان محجبه در جامعه خود به جاذبه زیبایی حجاب و بعد کنجکاوی در مورد اسلام رسیده‌اند و سپس با برگزیدن حجاب برای خود آرامش محجبه بودن را درک کرده‌اند. از این روست که دولتمردان اسلام‌ستیز غربی، با درک جنبه تبلیغی که حجاب زنان برای اسلام دارد، زنان محجبه را محدود و مهار می‌نمایند. (این مساله بی‌گمان، کسانی که در فرهنگ انقلاب اسلامی رشد کرده‌اند را به حقانیت وصیت شهدا می‌رساند که " خواهران من، دشمن از چادر سیاه شما بیشتر هراس دارد تا خون سرخ من!")

...و این همه در شرایطی رخ می‌دهد که روز‌به‌روز شرایط با حجاب زیستن در شهرهای اروپایی سخت تر می‌شود. علی‌رغم آن‌که آزادی زنان برای داشتن حجاب نقض شده و حقوق شهروندی زنان محجبه سلب می‌شود؛ میل به مستوری و پوشیدگی در میان زنان جهان درحال افزایش است و این امر به صورت فطری رخ می‌دهد. لذا بنیان آنچه که حاصل تلاش دولتمردان غربی برای مهار رشد اسلام گرایی در اروپا صورت می‌گیرد از این رو بر باد است، که آنها با نمادهای ظاهری اسلام همچون مناره‌های مساجد و حجاب زنان مبارزه می‌کنند و حال آن‌که باطن اسلام ریشه در فطرت انسانها دارد و تاریخ نشان داده که مردم را نمی‌توان بیشتر از مدت کوتاهی وادار به رفتن راه خلاف فطرت کرد.

در نهایت باید این نهیب را به جامعه و خانواده‌ها و سپس مسئولان فرهنگی زد، که آیا مادران محجبه جامعه ما توانسته‌اند حکمت داشتن حجاب را به صورت عقلی و فطری به دختران خود (که مادران آینده هستند) بیاموزند؟ از آن‌جا که بارها در جامعه، مادر و دخترهایی را دیده‌ایم که علی‌رغم آن‌که مادر با چادر به خیابان می‌آید، دخترش در کنار او با حجاب حداقلی قدم می‌زند، و این نگرانی دغدغه مندان فرهنگی را افزایش می‌دهد! اما به هر حال بی صبرانه به انتظار تحقق وعده های الهی می نشینیم که انسان به راه فطرت خود بازگردد.

فاقم وجهک للدین حنیفا ، فطرت الله التی فطر الناس علیها، لاتبدیل لخلق الله ، ذلک الدین القیم و لکن أکثر الناس لایعلمون (روم/30).

روی دلت را سوی این دین اعتدال گردان و برآن پایدار باش، آیینی برخاسته از فطرت الهی که قلوب انسانهاآن را می‌طلبد،چرا که بر آن سرشته گشته، این آفرینش توحیدی تغییر پذیر نخواهد بود، این است دینی که تکیه‌گاهی استوار است، هرچند این حقیقتی است که بیشتر مردم آن را نمی‌دانند.


بخشی از آمار گرایش به اسلام و حجاب در جهان

براساس سالنامه کتاب واقعیات در سرشماری اخیر در آمریکا مشخص شد که سالانه 100هزار نفر در این کشور به دین اسلام میگروند.

موسسه تحقیقاتی و پژوهشی فیث‌ماترز اعلام کرده است که تعداد کسانی که در انگلیس در ۱۰ سال گذشته به اسلام گرایش یپدا کرده اند، ۱۰۰هزار نفر می باشند که بیشتر آنان را زنان تشکیل می‌دهند. در این میان، تعداد دختران جوان 20 تا 30 ساله و دارای تحصیلات دانشگاهی که به دین اسلام گرویده‌اند، چشمگیرتر است.

روزنامه "تایمز" لندن سال گذشته در گزارشی اعلام کرد: تعداد افرادی که در انگلیس به دین اسلام روی می‌آورند، روز به روز افزایش می‌یابد. این درحالی است که تعداد مسیحیان این کشور که هر هفته به کلیسا رهسپار می‌شوند، 2 درصد کاهش می‌یابد. در این میان تعداد زنان مسلمانی که برای ادای نماز به مسجد جامع لندن می روند، دو سوم تعداد مسلمانان این شهر است که بیشتر آنان کمتر از 30 سال سن دارند.

روزنامه کریستین ساینس مانیتور می نویسد: شمار افرادی که در آمریکا به اسلام می گروند روزافزون است و این رقم در میان اسپانیایی زبانان مقیم آمریکا 30 درصد افزایش نشان می دهد . جمعیت کسانی که در ده سال اخیر درآمریکا به زبان لاتین سخن می گویند و به دین اسلام مشرف شده اند به 200هزار نفر می رسند.

روزنامه سان سنتیال نیز در این باره می گوید: تعداد دختران بین 18 تا 30 سال که در ایالت فلوریدا با حجاب و روسری مشاهده می‌شوند نسبت به یک دهه گذشته افزایش چشمگیری داشته است.

نتایج یک بررسی جدید در ترکیه نشان می‌دهد در چهار سال اخیر، تعداد بانوان با حجاب در این کشور، چهار برابر افزایش یافته است.

مرکز مطالعات اسلامی اسپانیا در آمار جدید از مسلمان شدن 256 زن اسپانیایی در دو سال گذشته خبر داده است. این مرکز تأکید کرده است که اولین علت گرایش زنان به اسلام، مواجه شدن با افراد مسلمان و جذب رفتار و آداب آن‌ها است.

آمار منتشره پایگاه اینترنتی گروه تحقیقاتی "آیجی" در مرکز نیویورک بیانگر آن است که نسل جدید دختران جوان نیویورکی برخلاف نسل‌های قبلی علاقه چندانی به خودنمایی و پوشیدن لباس‌های بدن‌نما ندارند و مردم به پوشیدگی بیشتر روی آورده‌اند. علت اصلی این امر بی‌بند و باری است که در چند سال اخیر رایج شده بود و اکنون در عکس‌العمل به آن، گرایش به پوشیدگی بیشتر در میان دختران جوان و نوجوان اوج می‌گیرد.

اگه طاقتشو داری این پست رو بخون

http://www.laleha.com/weblog/fatemeh/post/taghat.jpg

جناب عبد العظیم حسنی از امام محمد تقی سلام الله علیهما نقل میکند که فرمودند: پدرم از پدرانش از امیرالمومنین (ع) نقل کردند که میفرماید روزی با فاطمه سلام الله علیها بحضور رسول اکرم (ص) رسیدیم و آنحضرت را گریان دیدیم. گفتم پدرم و مادرم فدای جان شما چه چیز شما را گریان کرده است؟

فرمودند یا علی شبی که مرا به آسمان بردند چند نفر از زنان امّتم را در عذاب شدید دیدم که گریه ام برای ایشان است،

1- زنی را دیدم که از موهایش آویخته بود و مغزش در سرش می جوشید

2- زنی را دیدم که از زبانش آویخته بود و آب جوشان در حلقش می ریختند

3- زنی را دیدم که از پستانهایش آویخته بودند

4- زنی را دیدم که گوشت بدن خود را میخورد و آتش در زیرش شعله ور بود

5- زنی را دیدم که پاهایش به دستهایش بسته بود و مارها و عقربها او را می گزیدند

6- زنی را دیدم که کر و کور و لال بود و در تابوت آتشین بود و مغزش از بینی بیرون می ریخت و بدنش از ترکها پاره پاره بود

7- زنی را دیدم که از پاهایش آویخته بودند و داخل تنوری بود

8- زنی را دیدم که گوشت بدنش را از پس و پیش می بریدند

9- زنی را دیدم که صورت و دستهایش را می سوزانیدند و روده های خود را می خورد

10- زنی را دیدم که سرش مثل سر خوک بود و بدنش مثل بدن الاغ و هزار هزار گونه عذاب بر او می کردند

11- زنی را دیدم که به صورت سگ بود و آتش در دبرش داخل می کردند و از دهانش بیرون می ریخت و ملائکه بر سر و گردنش گرز آتشین میزدند

تا گزارش رسول خدا (ص) بدین جا رسید فاطمه سلام الله علیها عرض کرد یا ابتاه یا حبیباه اکنون از عمل ایشان خبر بده که چه عملی از ایشان سر زده بود که به آن عذابها گرفتار شدند؟

رسول اکرم (ص) جواب دادند:

1- زنی که از موهایش آویخته شده بود موهای خود را از نامحرم نمی پوشاند

2- زنی که از زبانش آویخته شده بود شوهرش را آزار می داد

3- زنی که از پستانهایش آویخته شده بود شوهرش را تمکین نمی داد

4- زنی که گوشت بدنش را می خورد برای نا محرم زینت و آرایش می کرد

5-زنی که از پاهایش آویخته بود بدون اذن شوهر از خانه بیرون می رفت

6- زنی که دستهایش را به پاهایش بسته بودند غسل جنابت نمی کرد و نماز را سبک می شمرد

7- زنی که کور و کر و لال بود فرزندی از زنا به عمل آورده بود به شوهر منسوب کرده بود

8- زنی که گوشت بدنش را می بریدند خود را به نا محرم نشان می داد تا به او میل و رغبت کنند

9- زنی که صورت و بدنش را می سوزانیدند بین زن و مرد قوّادی می کرد. (زن و مرد را برای ارتباط نا مشروع به هم معرفی و آشنا می کرد)

10- زنی که سرش خوک و بدنش خر بود سخن چین و دروغگو بود

11- و زنی که به صورت سگ بود  و از دبرش آتش  می ریختند و از دهانش بیرون می آمد زن خواننده بود

سپس رسول خدا (ص) افزودند وای به حال زنی که شوهرش را به خشم آورد و خوشا به حال زنی که در غیر معصیت شوهرش را راضی کند. (حیات القلوب جلد 2 ص 181)

متن بالا رو عینا از کتاب براتون نوشتم.

خدایا در ظهور امام عصر روحی له الفداه تعجیل فرما و ما را از عذاب جهنّم نجات بخش. آمین یا ربَّ العالمین

ادمه مطلب رو هم حوصله داشتی بخون چون یه خورده نصیحته گذاشتمش ادامه مطلب که هر کی از نصیحت خوشش نمیآد نخونه

سخنی با خوانندگان گرامی به نقل از کتاب محرم ونا محرم

دوست عزیز و خواهر بزرگوارم :هشدار! مبادا که شیطان تو را به زیور و زینت دو روزه دنیا بفریبد که مرگ و سوال و وحشت و تنهایی قبردر پیش است و عذاب الهی سخت است و دردناک، و ذرّه ای از اهلش تخفیف نمی یابد. پس بیا و از گذشته توبه نما و به سوی خداوند مهربان بازگرد که وعده رحمت الهی همانند وعید عذابش حق است. مبادا همچون کسانی باشی که مشاهده عذابشان رسول خدا (ص) را به گریه در آورده بود.

پدر و مادر دلسوز و مهربان : که هرچه در توان دارید برای تامین رفاه و آسایش فرزندانتان بکار گرفته اید، مبادا موجبات راحتی دنیوی فرزندتان را فراهم و از زندگی اخروی و حقیقی او غفلت نمایید! آیا تحمل اندکی از رنج و سختی را برای فرزند دلبندتان دارید؟ پس چگونه خواهید توانست سوختن او را به آتش و عذاب قهر الهی مشاهده نمایید؟ پس فرزندانتان را امر به معروف کنید و از گناهان و منکرات نهی نمایید که رسول خدا(ص) در حدیثی فرمودند هر پدر و مادری که دو دختر محجّبه داشته باشند بهشت بر ایشان واجب خواهد شد.

و بالاخره برادر گرامی : به استناد احادیث معتبره مرد در گناهان همسرش شریک و در عذاب الهی با وی قرین خواهد بود پس به نجات خود و همسر و اهلت اقدام نما که مرگ نزدیکتر از آن است که به نظر میرسد وخوف از عذاب الهی لرزه بر اندام انبیا و اولیاء می انداخت پس حال ما چگونه خواهد بود که به اعمال بیهوده و زودگذر و کوتاهی درحق همسر خود را مستوجب عذاب خداوند قهّار مینماییم؟

منبع: آزادترین دختر

خدایا کمکم کن”

داستان درباره یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود او پس از سال ها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار این کار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.
او سفرش را زمانی آغاز کرد که هوا رفته رفته رو به تاریکی میرفت ولی قهرمان ما به جای آنکه چادر بزند و شب را زیر چادر به شب برساند، به صعودش ادامه داد تا این که هوا کاملاٌ تاریک شد.
به جز تاریکی هیچ چیز دیده نمیشد سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمیتوانست چیزی ببیند حتی ماه وستاره ها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند .پ کوهنورد همانطور که داشت بالا میرفت، در حالی که چیزی به فتح قله نمانده بود، ناگهان پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط کرد..
سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگیاش را به یاد میآورد. داشت فکر میکرد چقدر به مرگ نزدیک شده است که ناگهان احساس کرد طناب به دور کمرش حلقه خورده و وسط زمین و هوا مانده است.
حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط کاملش شده بود. در آن لحظات سنگین سکوت، چارهای نداشت جز اینکه فریاد بزند:
“خدایا کمکم کن”. ناگهان صدایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه میخواهی ؟ - نجاتم بده.
- واقعاٌ فکر میکنی میتوانم نجاتت دهم.
- البته تو تنها کسی هستی که میتوانی مرا نجات دهی.
- پس آن طناب دور کمرت را ببر
برای یک لحظه سکوت عمیقی همه جا را فرا گرفت و مرد تصمیم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نکند.
روز بعد، گروه نجات آمدند و جسد منجمد شده یک کوهنورد را پیدا کردند که طنابی به دور کمرش حلقه شده بود در حالیکه تنها یک متر با زمین فاصله داشت!!
و شما؟ شما تا چه حد به طناب زندگی خود چسبیده اید؟ آیا تا به حال شده که طناب را رها کرده باشید؟
هیچگاه به پیامهایی که از جانب خدا برایتان فرستاده میشود
هیچگاه نگویید که خداوند فراموشتان کرده یا رهایتان کرده است.
هیچگاه تصور نکنید که او از شما مراقبت نمیکند و به یاد داشته باشید خدا همواره مراقب شماست.

خنکای بهشت

 
تو می توانی روسری نصفه نیمه ات را ، هی برداری و دوباره بذاری
 می توانی گاهی بادبزنش کنی
 می توانی مانتوی سفید کوتاه نازک چسبان بپوشی تا گرمت نشود
 می توانی شلواری بپوشی که دمپایش تا صندل ات 20 سانتیمتر فاصله داشته باشد
 می توانی جوراب هم نپوشی
 لاک هم لابد خنک کننده است
 بستنی هم لیس بزن روی نیمکت پارک


 بوی ادکلنت هم می تواند تا ده متر پشت سرت تعقیبت کند


 فرض کن اینها بلد نیستند مثل تو باشند
 فرض کن اینها عادت کرده اند به این پارچه ی سیاه در این گرما
 فرض کن گرمشان نمیشود
 فرض کن تو روشنفکری و اینها اُمل
 آخر تو چه می دانی چادر ترنم عطر یاس است در فضای غبار آلود دنیا؟
 آخر تو چه می دانی حجاب خنکا و زیبایی به وجود هر دختر می نشاند؟
 تو می توانی خوش باشی به عرق نکردن در دنیا
 خنکای بهشت گوارایتان ، دختران چادری

 من نمیدانم

ملائک چطور می خواهند حساب کنند ثواب چادری های رمضان مرداد را

منبع: وبلاگ حجاب سنتر

چرا باید حجاب را رعایت کرد؟ چرا پسرها نباید موهای سر خود را بپوشانند؟

براى روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذیل لازم است:
1- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینى‏
بر اساس فرهنگ اسلامى، انسان موجودى است که براى رسیدن به کمال و معنویّت خلق گردیده است. اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسى و توجه به هر یک از آن‏ها در حدّ نیاز طبیعى، سبب شکوفایى همه استعدادهاى انسان شده و او را به سوى کمال سوق داده است.
پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعدیل و تنظیم این غریزه است.
2- توجه به ساختار فیزیولوژى انسان‏
نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه‏اى مستقیم با تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد دارد.
در تحقیقات علمى در مورد فیزیولوژى و نیز روان‏شناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّک‏هاى چشمىِ شهوت‏انگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایى زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعى قادر به دیدن است، از سوى دیگر ترشّح هورمون‏ها در مرد صورتى یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتى گسترده تحت تأثیر محرّک‏هاى شهوانى قرار مى‏گیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّک‏هاى حسى پاسخ مى‏دهند. حس لامسه بروز زیادى ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است.
از این گذشته چون هورمون‏هاى جنسى زن به صورت دوره‏اى ترشح مى‏شوند و به طور متفاوت عمل مى‏کنند، تأثیر محرّک‏هاى شهوانى بر زن صورتى بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار کمتر است.
استاد مطهری در زمینه وجوب پوشش زنان می فرماید : «اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایى و خودآرایى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. میل زن به خود آرایى از حس شکارچى‏گرى او ناشى مى‏شود. در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‏هاى بدن نما و آرایش‏هاى تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود مى‏خواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگى، از انحراف‏هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است».(1)
به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسى و زیبایى خاص زنانه و تحریک پذیرى جنس مردانه، یکى از علت‏هاى این حکم است ؛ بنابراین جذابیت مو و دیگر اندام ها در مورد زن و مرد یکسان نیست و همین طور تحریک پذیری زنان و مردان به یک صورت نمی باشد و این مسئله از نظر علمی نیز کاملا پذیرفته است.
البته این بدان معنا نیست که مردان با هر وضعیتی و با هر نوع پوششی می توانند درون جامعه ظاهر شوند ، بلکه برای آنان نیز محدودیت در نظر گرفته شده ، اما همان گونه که بیان شد در حد پوشش زنان نیست .
با توجه به مطالب فوق مى‏توان گفت: حجاب در اسلام از یک مسئله کلّى و اساسى ریشه گرفته است. اسلام مى‏خواهد انواع التذاذهاى جنسى (چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها براى کار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربى که حضور در جامعه را با لذت جویى جنسى به هم مى‏آمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسى را به هم مى‏ریزد.
اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و براى تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است، زیرا بى بند و بارى در پوشش به معناى عدم ضابطه در تحریک غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسى است که آثار شوم آن بر کسى پوشیده نیست.
ج) آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینى‏
1- بهداشت روانى اجتماع و کاهش هیجان‏ها و التهاب جنسى که سبب کاهش عطش سیرى ناپذیرى شهوت است.
2- تحکیم روابط خانوادگى و برقرارى صمیمیت کامل زوجین.
با رواج بى حجابى و جلوه گرى زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعى محدودیت و پایان آزادى‏هاى خود تلقّى مى‏کنند وافراد متأهل هر روز در مقایسه‏اى خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار مى‏گیرند. این مقایسه‏ها، هوس را دامن زده و ریشه زندگى و پیوند خانواده را مى‏سوزاند.
3- استوارى اجتماعى و استیفاى نیروى کار و فعالیّت‏
دختر و پسرى که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانى شوند، از تمرکز و کارآیى آن‏ها کاسته مى‏شود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروى فکرى و کارى است.
4- بالارفتن ارزش واقعیت زن و جبران ضعف جسمانى او
حیا، عفاف و حجاب زن مى‏تواند در نقش عاطفى او و تأثیرگذارى بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکى از وسائل مرموز براى حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است.
حجاب موجب می شود که زنان تنها از نگاه جنسیتی و زیبائی جسمی نگریسته نشوند و این مسئله موجب احیاء حیثیت و حرمت زن و توجه بیشتر به شایستگی اخلاقی و روحی و استعداد های دیگر در وجود زنان می شود.
اسلام حجاب را براى محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه براى مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضى به حبس، رکود و سرکوبى استعدادهاى زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را داده امّا از سوء استفاده شهوانى و تجارى و استفاده ابزاری از زنان را منع کرده است.
در واقع حجاب موجب محدودیت مردان هرزه مى‏باشد که در صدد کام جویى‏هاى آزاد و بى حد و حصر هستند و از طرفی مصونیت و حفظ شخصیت زنان از دست این گروه از مردان است.
در عین حال در اسلام برای مردان نیز پوشش در حد معقول قرار داده و مردان نیز آزادی بی حد و حصر در پوشش ندارند . و از طرف دیگر آنها را بر حفظ نگاه از نامحرم و کنترل شهوت در نگاه تکلیف کرده است که کنترل نگاه برای مردان در نسبت با زنان سخت تر است.
پی‌نوشت‌ها:
1. مطهری ،مرتضی ، مجموعه آثار ج19 ص 436- 437.

میخواستم بدونم دوستی دختر و پسری مثل دو تا دوست همجنس و با رعایت حدود شرعی ، اشکال داره ؟

پرسش : میخواستم بدونم اگه یه دختر با یه پسری خیلی عادی مثل دو تا دوست همجنس و البته با رعایت حدود ،دوست باشن و فقط در باره مسائل روزمره گاهی مشکلات شخصی شون حرف بزنن اشکال شرعیش چیه ؟ در بعضی جاها گفته شده اگر پدر مادرا بدونن مورد نداره ، ولی میخوام بدونم در جامعه ما که بر اساس جو مذهبی یا بهتر بگم تعصبی که در اذهان مردم ایجاد شده وقتی درست برخورد نمی کنن پدر مادرا و سریع موضوع ازدواج یا علاقه خاص به ذهنشون می رسه ، چطور می شه باهاشون در میون گذاشت یا اینکه اگه نوع رابطه از نظر شرعی حرامه ، پس چه فرقی می کنه کسی بدونه یا ندونه ؟

پاسخ : ما درباره فرهنگ جامعه درباره روابط دختر و پسر کاری نداریم . چه بسا فرهنگ غلطی در جامعه وجود داشته باشد که مورد تایید دین نیاشد .اما حقیقت آن است که چنین دوستی‌هایی با آسیب‌ها و خطرات و ناهنجاری‌های مختلف رو به رو است و آینده چنین دوستی‌هایی قابل پیش بینی نیست. غالباً با ادامه یافتن این نوع دوستی‌ها، مشکلات بسیاری به خصوص برای دختران فراهم می‌آورد.
واقعیت آن است که غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است که بسیاری از رفتارهای انسانی را شکل می دهد و به گونه های مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام که یک مکتب جامع است و مى خواهد مردان و زنان مسلمان ،از یک طرف روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند تا بتوانند قله هاى رفیع انسانی و رستگارى را فتح نمایند و از طرف دیگر به نیازهای غریزی و فطری خود نیز دست یابند ، بنابراین با حساسیت ویژه ، اما واقع بینانه و لحاظ کردن طبیعت و امیال درونى و خواسته هاى نفسانى انسان ، قوانین و احکامى را جهت حفظ و نگه دارى فرد و جامعه در خط اعتدال و میانه روى وضع کرده است . از جمله آن احکام ، چگونگی ارتباط با جنس مخالف است .اینها همه به سبب این است که اسلام از جانب کسى براى هدایت انسان ها فرستاده شده است که خالق فطرت وغریزه با تمامى استعدادهاى بهینه و ذخیره شده در انسان است . بنابراین هر عاملى که موجب تحریک انگیزه هاى شهوانى در جامعه گردد و به آرامش روحى و روانى و عفت عمومى ، صدمه وارد کند، موردتأیید اسلام نیست . اسلام می خواهد انواع لذت های جنسی در محیط و درون خانواده شکل گیرد واز این طریق آرامش روحی و روانی و پیوند های عاطفی نیز برقرار بماند و با طرح آن در محیط جامعه به پیوند خانواده و اجتماع نیز آسیب وارد نشود .
به جهت همان میل شدید جنسی گاهی اوقات بی آنکه دختر و پسر(به خصوص دختران ) بخواهند ، در شرایطی قرار می گیرند که حتی ارادة خود را از دست می دهند و دیگر نمی توانند از ارتباط جنسی خود داری کنند و ناخود آگاه و بی آنکه که بخواهند ،کم کم در آن شرایط بدون بازگشت قرار می گیرند و زمانی متوجه می شوند که کار از کار گذشته است ، یعنی با فراهم شدن شرایط دیگر، ارادة جلوگیری بسیار سخت و دشوار است . به خصوص آنکه پسران فریب کار و متاسفانه حرفه ای درفریب دختران جوان در این موارد ، شیاد و تردست هستند ، پس چرا نباید این جریان را از سرچشمه بست ؟ به همین خاطر در اسلام حتی خلوت کردن زن و مرد (دختر و پسر) نامحرم در مکانی که رفت و آمد نباشد ، حرام و گناه است . در آخر این که مگر غیر از این است که تمام روابط جنسی بین دختران و پسران از همین ارتباط های به ظاهر ساده و دوستانه آغاز شده است ؟ و متأسفانه به همین ارتباط جنسی ختم نشده ، بلکه عاملی برای پدید آمدن بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی و روانی نیز می شود. بهترین شاهد بر ادعای فوق مراجعه به واقعیات موجود در اجتماع است، شما در باره طلاق‌ها ، فسادهای جنسی، اعتیاد و افسردگی‌ها مقداری تحقیق کنید ، ببینید نقطه شروع این نابسامانی‌ها از کجا بوده ؟ بسیاری از آنها با یک نگاه ساده یا یک ارتباط کلامی کوچک با نامحرم شروع شده و به تدریج به ایجاد محبت و عشق و مشغول شدن فکر انجامیده و در انتها به قرار و مدار و . . .
اما مسئله این است که چون جوانان و نوجوانان مخصوصا دختران جوان، هنوز به سنی نرسیده‌اند که عاقبت برخی از کارها برایشان تجربه شده باشد، فقط همان ابتدای کار را که شیرین است می‌بینند و خدای ناکرده به دوستی با پسران نامحرم تن می‌دهند و به این ترتیب وارد دامی می‌شوند که خلاصی از آن بسیار دشوار است .

عصر حجر

برگشت گفت: آخه این چیه سرت کردی ، مثل امل ها !!!  مثل اینکه باورت نشده قرن بیست و یکه و شبیه مردم عصر حجر می گردی !!!

گفتم: واقعاْ ؟! عصر حجر یعنی کی ؟!

گفت:چه مي دونم 14 قرن پيش.

 

گفتم:چه جالب 14 بيشتره يا16؟


گفت : چه سوالايي ميكني معلومه 16! 

 

 

گفتم:

 

 



 پس 16 قرن پيش عصر حجر تره تا 14 قرن پيش


گفت:معلومه


گفتم: پس شما با اين حساب بايد دمده تر باشيد كه مثل مردم 16 قرن پيش مي گرديد اونم چه زماني موقعي كه بهش مي گفتن عصر جاهليت ديگه از اسمش هم پيداست كه خيلي دمده است...


ديگه پي اش رو نگرفت گذاشت رفت


افحكم الجاهلية يبغون ومن احسن من الله حكما لقوم يوقنون مائده 50


آيا حكم جاهليت را مي جويند و چه حكمي براي يقين آورندگان از حكم خدا بهتر است ؟


و لا تبرجن تبرج الجاهلية احزاب 33


و به همسرانت بگو خود را چنان زنان جاهل نيارايند


منبع وبلاگ در و صدف

عصر حجر

برگشت گفت: آخه این چیه سرت کردی ، مثل امل ها !!!  مثل اینکه باورت نشده قرن بیست و یکه و شبیه مردم عصر حجر می گردی !!!

گفتم: واقعاْ ؟! عصر حجر یعنی کی ؟!

گفت:چه مي دونم 14 قرن پيش.

 

گفتم:چه جالب 14 بيشتره يا16؟


گفت : چه سوالايي ميكني معلومه 16! 

 

 

گفتم:

 

 



 پس 16 قرن پيش عصر حجر تره تا 14 قرن پيش


گفت:معلومه


گفتم: پس شما با اين حساب بايد دمده تر باشيد كه مثل مردم 16 قرن پيش مي گرديد اونم چه زماني موقعي كه بهش مي گفتن عصر جاهليت ديگه از اسمش هم پيداست كه خيلي دمده است...


ديگه پي اش رو نگرفت گذاشت رفت


افحكم الجاهلية يبغون ومن احسن من الله حكما لقوم يوقنون مائده 50


آيا حكم جاهليت را مي جويند و چه حكمي براي يقين آورندگان از حكم خدا بهتر است ؟


و لا تبرجن تبرج الجاهلية احزاب 33


و به همسرانت بگو خود را چنان زنان جاهل نيارايند


منبع وبلاگ در و صدف

شعر

مگه این نقطه مسلمون نداره

 فاطمه فاطمه نیست ،
تو راس مى‏ گی
اما یه فرشته مى‏ تونه باشه
اگه عصمتش مثه فاطمه نیست
مى ‏تونه که فاطمه گونه باشه


تو کدوم جغرافیا فرشته رُ
با این اوضاع تو خیابون مى‏ بینى
تو کدوم صفحه‏ ى تاریخ این همه
چهره‏ هاى نیمه عریون مى ‏بینى


آره ما بى‏ هنراى عالمیم
اگه زلفاى پریشون هنره
کسى که مدعیه نجابته
ساده از هویتش نمى‏ گذره


آخه بى‏ انصافیم حدِّى داره
دختر ِ ایرونى و این همه رنگ
جلو چشم ِ هیز ِ این زمینیا
چهره‏ ى مریخى و مانتوى تنگ


یادمه روزاى که کشف حجاب
راهى جز دعا به آسمون نداشت
گریه‏ ى دخترکاى چادرى
جوابی به غیر ِ خفه‏ خون نداشت


دخترى که سایبونِ عفتش
زیر پاى ِ یاغِیا لگد مى‏ شد
امّا تو تِست ِ نجابت همیشه
نمره هاش بالاى مرز ِ صد مى‏ شد


قدیما هر کى خودش بود و خودش
حرفِ شکلِ تو و شکلِ من نبود
تو دل ِ دختراى ساده‏ ى شهر
عقده‏ ى مثه کسى شدن نبود


اون روزا اتاقِ بچه‏ ها فقط
بوى اسباب بازى و کتاب مى ‏داد
بابا شب از سَر ِ کار که برمى‏ گشت
سارا دستش یه لیوانِ آب مى ‏داد


حتى اون وقتا که قانون شده بود
کسى بیرون نره از ساعت هشت
دارا با مشت گره کرده بازم
تو خیابون پى ِ آزادى مى‏ گشت


غرور ِ مردم اون روزاى شهر
مثه حالا ، که تو ابهامه نبود
اون روزا غیرت ِ مردونه فقط
واسه تیتر ِ داغ ِ روزنامه نبود


روزگاری جوونامون اینقده
عاشقِ هواى غربت نبودن
به خدا فاطمه هامون اون روزا
مثه حالا بى‏ هویت نبودن


نمى‏ خوام شخصیت ِ هیچکسى رُ
با این حرفا ببرم زیر سوال
ولى معصومیت ِ فرشته هم
داره گم مى‏ شه تو عصر ِ ابتذال


عصرى که قربونى ِ نمایش
سجده کردن به بتاى سنگیه
عصرى که اصالتش گم شده وُ
صحنه‏ ى تهاجم ِِ فرهنگیه


عصرى که حس ِ تموم ِ آدماش
دیگه همپَرسه‏ ى دود و فلزه
عصرى که الگوى دختر پسراش
مایکل جکسونُ ، جنیفر لوپزه


عصرى که ویروس ضدِّ ارزشا
بدجورى افتاده روى هر ژِنش
وقتى دیگه واسه مون عادى شده
حرف ِ ماهواره و مولتى ویژنش


آره خیلیا برات کف مى‏زنن
وقتى از پرستیژ و کلاس مى‏ گى
آخه طرز فکرا هم عوض شده
فاطمه فاطمه نیست ، تو راس می گی


صداى گریه ى دخترا بازم
داره مى‏ پیچه تو گوش ِ کوچه‏ ها
امّا این دفه یه فرقى داره که
مى‏ سپرم قضاوتش رُ به شما


اینا که دل براشون مى‏ سوزونی
چی رو از فاطمه بودن بلدن؟
همشون مدعیه تمدنن
امّا تو فکر و عقیده جا زدن


اینا که با وضعشون پا مى‏ ذارن
گاهى رو قداست و حرمت ِ زن
داد و فریاد مى ‏زنن ، جیغ مى‏ کشن
نمى‏ خوان نقابشونُ بندازن


مى‏ دونم فایده نداره حرف ِ زور
نباید نسنجیده عمل کنیم
نباید معضل ِ یه جامعه رُ
با فشار ِ تازیانه حل کنیم


امّا آب از سرمون داش مى‏ گذشت
صبرمون به آخرش رسیده بود
روز به روز داشتیم می رفتیم توى چاه
با طنابى که دیگه پوسیده بود


دیگه دارا پى آزادى نبود
بوى افیون مى ‏اومد دور و بَرش
سارا شب کنار ِ بابا نمى‏ موند
هى هواى پارتى مى ‏زد به سرش


آره حتى تو کتاباى لغت
شرح آزادى دیگه عوض شده
بحثِ داغ بچه هامون اینه که
چه تریپى توى این روزا مُده


دیگه فاطیماى این دوره فقط
عاشق ِ لباس ِ تنگ و کِشیه
مارى ، جاى خونه دارى ، دنبالِ
بهترین مارکاى آرایشیه


کیفاى مدرسه شون پر شده از
پنکِکُ ، سایه ی چشمُ ، رُژ ِ لب
تا میاى ژست تذکر بگیرى
از لجت روسریشُ میده عقب


اگه ساکت بشیمُ ، هیچى نگیم
تا نگن : چقد فلانى اُمله
خودمونیم به عقیده‏ ى شما
نسل ِ بعدى قابل ِ کنترله؟


اگه هى فسادُ گسترش بِدن
این جورى بدون ِ ترس و واهمه
آخه جز ، یه چند تا اسم ، توى کتاب
چى مى‏ مونه از علی و فاطمه


نذاریم فردا غریبه‏ ها بگن
مگه این نقطه مسلمون نداره
گره‏ اى که وا مى‏ شه با دستمون
به خدا نیاز به دندون نداره


مى‏ شه طرز ِ فکرا رُ منطقى کرد
مى ‏شه به رنگ و لعابا دل نباخت
این درست ، که فاطمه فاطمه نیست
اما مى‏ شه که ازش فرشته ساخت


شاعر: شایا تجلی

چهار دلیل برای حجاب

داغ این ننگ بر مردان زده شده است که نگرششان به زن‌ها کوته‌ فکرانه است. به دلایلی بیشتر زنان تصور می‌کنند که مردها فقط به دنبال رابطه ‌جنسی هستند اما...


مردانی هستند که زنان را ابزار جنسی می‌بینند اما این مردان در حداقلند، حداقلی که هنوز مانده تا بزرگ شوند. بیشتر مردها به دنبال همراهی، وفاداری و پیوستگی عمیق با زن زندگیشان هستند، رابطه جنسی در رابطه‌ های جدی معمولاً حرف اول را نمی‌زند.


ادامه نوشته

اینکه زن باشی...

اینکه زن باشی و از آبشار زیبای موهایت لذت ببری
ولی آن را بپوشانی و پنهان کنی طوری که حتی تاری از آن معلوم نباشد


اینکه زن باشی و اندام مناسبی داشته باشی
ولی آن را بپوشانی و پنهان کنی

 
اینکه زن باشی و بتوانی زیبا و با عشوه حرف بزنی
ولی نزنی و صدایت را نازک نکنی

اینکه زن باشی و بتوانی همکار نامحرمت را بخندانی طوری که لحظات شادی با هم داشته باشید
ولی نخندانی و از قید آن شادی هم بگذری و سنگین برخورد کنی

اینکه زن باشی و در بازار عرضه و تقاضای ادا و عشوه و هوی و هوس بتوانی عرضه کننده باشی
ولی نباشی هر چند که قابلیتش را داشته باشی

اینکه ارزش های جامعه ات وارونه شده باشد و برای ارزش های تو
در پوشش بودن های تو
ارزشی قائل نباشند

 
 
اینکه جوری حرف بزنی ، قدم برداری و پوشش داشته باشی که
همکارت ، استادت ، همکلاسی دانشگاهت تحریک نشود و راحت و آسوده کارش را بکند و تمرکزش بهم نریزد ؛ اینکه با همه این تناقض ها دست بگریبان باشی و حتی پایت گران هم تمام شود ؛

 


همه اینها ارزش یک لحظه نگاه رضایت بخش بانو را دارد که دست دعا بلند کند و بگوید خدایا
«  دختران امت پدرم ، همه زیبایی ها را داشتند و معیوب و مفلوج و کچل و زشت نبودند
ولی برای رضای تو زیبایی هایشان را از نامحرم پنهان کردند
پس تو محبت خودت را در دل هایشان صد چندان کن !
طوری که هیچ چشم و ابرویی
ناز و کرشمه ای
پول و مکنتی
نتواند جایگزین آن شود ! »


تجربه حجاب در آمریکا از زبان دختران محجبه

تجربه حجاب در آمریکا از زبان دختران محجبه

 

 
 

به گزارش خبرگزاری اهل بیت (ع) – ابنا – دختران محجبه آمریکایی معتقدند اگرچه محجبه بودن آنها محدودیت عمده ای را در جامعه آمریکا برایشان به بار نمی آورد، اما همواره آنها را در معرض سوء برداشت ها و تصورات غلط دیگران قرار می دهد.

سارا دختر محجبه مسلمان که در آمریکا به دنیا آمده و در حال حاضر در یک بانک کار می کند معتقد است:

حجاب در اسلام صرفا یک سمبل دینی نیست بلکه یک حکم واجب در مورد چگونگی پوشش زنان است.

وی می گوید: من یک مسلمانم و حجاب یکی از قوانین اسلامی است. بنابراین هرگز از آن دست نخواهم کشید.

او به گفته خودش همیشه در جامعه آمریکا آمادگی هر گونه سوال، نگاه متعجب و یا تصور غلطی را راجع به تکه پارچه ای که بر روی سرش می اندازد دارد.

ادامه نوشته

دعوایی بر سر چادر/من چادرم را دوست دارم

همه دعواها سر یه عکس بود. عکسی که توش یه دختر خانومی تابلویی به دستش گرفته بود که روش نوشته شده بود:من چادرم را دوست دارم.


چرا باید چادر سر کنم .دست و پایمو تنگ میکنه.خستم می کنه.وقتی چادر سر می کنم نگرانم که از سرم بیفته,گرمم می شه,آخه چرا باید چادر سر کنم.اصلا مگه نمیگن رنگ مشکی مکروهه؟ مگه فقط حجاب چادره و...

این ها گفته های دوستم هلیا بود که همش توی گوشم زمزمه می کرد.من به چادر علاقه داشتم ولیکن با این حرف ها کم کم داشت مهر حجاب از دلم میرفت.اصلا داشتم به این فکر می افتادم که کی راست میگه و کی دروغ !

این همه باده مگر از سر راه آوردی                 که هر آنکس که رسد باده کنی جامش را

ماه از اول خلقت به سرش چادر داشت                   کس ندیدست به غیر رخش اندامش را


ادامه نوشته

پیام نوروزی اوباما

تحلیل پیام نوروزی اوباما

آمریکا - مشاوران آقای اوباما راهنمایی درستی برای انتخاب واژگان مناسب برای پیام به ملت ایران برنگزیدند.

حسن بهشتی پور

 باراک اوباما، رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا روز دوشنبه 28 اسفند (18 دسامبر2013) در پیامی خطاب به مردم ایران، فرا رسیدن نوروز را تبریک گفت. آقای اوباما پیام ویدئویی خود را با کلمه «درود» آغاز کرد و برای مردم ایران « بهترین آرزوها » را فرستاد.
در واقع رئیس جمهوری آمریکا در راستای اجرای دیپلوماسی عمومی این کشور تلاش کرد به گفته خودش «از این فرصت برای ارتباط مستقیم با مردم و رهبران ایران » استفاده کند. همچنانکه در آغاز اولین دوره ریاست جمهوری اش در سال 1387 نخستین بار هم مردم و هم دولت ایران را خطاب قرار داد و به اصطلاح دست دوستی برای شروع دور جدیدی در مناسبات دو کشور، دراز کرد. اما در عمل نه تنها از فشارها علیه ایران درمقایسه با دوره بوش پسر کاسته نشد، بلکه شدیدترین وبی سابقه ترین تحریمها علیه ملت ایران به اجراء گذاشته شد . آقا ی اوباما در بخش دیگری از پیام خود می گوید :
"از زمان آغاز دوره ریاست جمهوری ام، به دولت ایران فرصت داده ام که در صورت عمل به وظایف بین المللی اش، فرصتی را برای ایجاد روابط تازه میان دو کشور فراهم آورد تا به این ترتیب ایران نیز بتواند به جایگاه واقعی‌اش در میان جامعه جهانی بازگردد."
باید گفت مشاوران آقای اوباما راهنمایی درستی برای انتخاب واژگان مناسب برای پیام به ملت ایران برنگزیدند. زیرا دولت و مردم ایران سی و چهار سال در اعتراض به همین دیدگاه استکباری رهبران آمریکا، بیشترین فشارها و مشکلات را تحمل کردند. تا "برای عمل به وظایف بین المللی خود" از کسی اجازه نگیرند. مردم ایران درسالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی نشان داده اند که خود فرصت ساز هستند و به خوبی برانجام وظایف بین المللی در راستای خدمت به منافع ملی و مردم جهان و نه قدرت های سلطه جو پیشگام بوده و هستند. بنابراین نیاز نداشته و ندارند تا آقای اوباما به آنها فرصت بدهد تا چنین نقشی را ایفاء کنند. جایگاه واقعی ایران در عرصه بین المللی در سایه تولید علم ، وافزایش قدرت اقتصادی و توسعه فرهنگی وازهمه مهم تر،اتخاذ خط مشی مستقل از قدرتهای سلطه جو برای اکثریت مردم شناخته شده است . بنابراین انچه که اوباما "بازگشت ایران به جایگاه واقعی اش" می خواند اگر به معنای همسویی ایران با سیاست های سلطه جویانه آمریکا در جهان باشد ، که ایران اساسا دنبال چنین جایگاهی نبوده و نیست و اگربه معنای آن است که تحریم های ناجوانمردانه درحق ملت ایران پایان بپذیرد و ایران باردیگر بتواند تعاملات بازرگانی و علمی با آمریکا و متحدانش داشته باشد. در آن صورت این موضوع زمانی برای مردم ایران قابل باور است که حداقل اوباما برای نشان دادن حسن نیت خود ، درپیام نوروزی خود وعده پایان بخشی از تحریم هایی را که بدون تصویب شورای امنیت سازمان ملل بصورت یکجانبه و با کمک متحدانش به ملت ایران تحمیل شده است ، ارائه می کرد.
رئیس جمهوری آمریکا می گوید می داند که حل اختلافات چند ده ساله میان دو کشور آسان نیست و به وقت و انرژی زیادی نیاز دارد. البته باید به آقای اوباما و مشاورانش گفت حل اختلافات بین دو کشور بیش از" وقت وانرژی" به "اعتماد سازی" نیزنیاز مبرم دارد. زیرا اکثر مردم ایران به عمل ونه گفته های روسای جمهور آمریکا توجه کنند و از حرفهای صرفا زیبا ، خاطره چندان خوشی ندارند . اوباما در بخش دیگری از پیام خود می گوید:
« برنامه اتمی ایران از جمله نگرانی‌های جامعه جهانی است که صلح و امنیت منطقه و فراتر از آن را تهدید می کند. رهبران ایران تاکنون نتوانسته اند جامعه جهانی را درباره ادعایشان مبنی بر صلح آمیز بودن برنامه اتمی متقاعد سازند و از همین رو جهان عزمش را جزم کرده تا این مسئله را حل کند و ایران منزوی تر شده است.»
واقعیت آن است که برنامه صلح آمیز هسته ای ایران صرفا بهانه ای برای اسرائیل و متحدانش در آمریکا و اروپا است تا از طریق آن در واقع از دولت و مردم ایران باج خواهی کنند. وگرنه کیست که نداند فعالیت های صلح آمیز ایران درده سال گذشته زیرنظر آژانس بین المللی انرژی هسته ای ادامه داشته و بی سابقه ترین نظارت ها درتاریخِ سازمان آژانس بین المللی انرژی هسته ای برایران اعمال شده و می شود.
در حال حاضر روزی نیست که بازرسان آژانس در ایران نباشند و با وسواس زیاد تا کنون بیش از چهار هزارنفرساعت کنترل و بازرسی داشته اند وحتی دریک مورد نیز گزارش از فعالیت های غیر مجاز برای ایران نداشتند. بنابراین آن بخش از خواسته های آژانس ازایران که در چهارچوب پیمان ان پی تی وپادمان اجرایی ان قرار دارد ، به اجراء درآمده است . تنها مواردی که خارج از پیمان ان پی تی و بیشتر به پروتکل الحاقی مربوط می شود بی جواب مانده است. زیرا ایران هیچگاه پروتکل الحاقی را به تصویب مجلس خود نرسانده است و در دوسالی هم که بصورت داوطلبانه این پروتکل الحاقی را در فاصله سالهای 2003 تا 2005 به اجراء گذاشت هیچ نتیجه ای از همکاری خود نگرفت. به گونه ای که حتی قطع این همکاری داوطلبانه به صدور شش قطعنامه علیه ایران و بردن موضوع ایران تحت فصل هفتم منشور ملل متحد انجامید. بر این اساس باید گفت جامعه جهانی مورد ادعای آمریکا یعنی کشورهایی که صرفا به منافع خود توجه دارند و نظام سلطه بین المللی نام واقعی آنها است.
اوباما در ادامه پیام خود خطاب به مردم ایران گفت:
" شما به خاطر بی‌تمایلی رهبرانتان به حل مسئله اتمی، بهای زیادی را می پردازید . اکنون زمان آن است که دولت ایران برای کاستن تنش، گام‌های جدی و معنادار بردارد و به توافقی پایدار دست یابد."
باید پرسید رهبران ایران که با همه توان خود سعی در کم اثر کردن یا بی اثرکردن فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی تحمیل شده از سوی آمریکا علیه مردم ایران ، دارند بیشتر به حل این مساله علاقه دارند؛ یا دولت آمریکا که صرفا تامین منافع صهیونیستها را بدون توجه به منافع واقعی مردم آمریکا در دوستی با مردم ایران ، وجه همت خود قرار داده است؟ مشخص نیست منظور واقعی اوباما از" گام های جدی ومعنی دار" برای رسیدن به توافق پایدار چیست؟
آیا این ایران است که باید گام های جدی بردارد یا طرف مقابل نیز باید گام های جدی و معنی دار برای رسیدن به توافقی جامع و همه جانبه بردارند؟
اگر بخواهیم واقع بین باشی پیام اوباما را باید حرکت مثبتی بدانیم که در شرایط کنونی می تواند شروع خوبی برای کاهش تنش موجود در روابط دو کشور باشد . اما این پیام به خودی خود نمی تواند نگرانی های موجود را برای کسانی که در ایران صرفا به کردار آمریکا توجه دارند، برطرف کند. اوباما اگر براستی مایل به ایجاد فضای جدید و مثبت همکاری با ایران است باید در عمل نشان دهد که استقلال و تمامیت ارضی ایران را به رسمیت می شناسد ومایل نیست به عنوان تهدید کننده امنیت ملی ایران عمل کند. آمریکا می تواند یکبار برای همیشه بجای تقابل با ایران راه تعامل را درپیش بگیرد درآن صورت بطور قطع سیاست فشارو مذاکره کنار گذارده می شود و بجای آن سیاست همکاری و مذاکره درپیش گرفته خواهد شد. اتخاذ چنین رویکردی به آمریکا نشان خواهد داد که جایگاه واقعی ایران درجهان در راستای خدمت به برقراری امنیت و صلح و پیشرفت همه جوامع انسانی بوده و هست . البته روشن است که درهر اقدامی دو طرف باید مسئولیت شناس باشند بر این اساس مطمئن هستم اگر آمریکا در سیاست خصمانه در قبال ایران خود تجدید نظر کند ، ایران نیز اقدام های موثر را برای اعتماد سازی متقابل به عمل خواهد آورد.

نوروز بر شما مبارک

نوروز بر شما مبارک ان شاءالله ای ن آخرین سال غیبت امام عصر(عج)باشد صلوات بفرستید.

آزاده ای که هرگز نیامد

آزاده ای که هرگز نیامد

آزاده ای که هرگز نیامد

ساعت 21 روز سه شنبه 22 تیرماه سال 1361

رزمندگان در حالیکه سلاح های خود را به سینه می فشارند پشت خاکریز در انتظار آغاز حمله، لحظه شماری می کنند.

تا لحظاتی دیگر عملیات رمضان آغاز می شود تا نخستین بار پس از هجوم سراسری ارتش بعث عراق به خاک کشورمان ، رزمندگان در تعقیب متجاوز از مرز عبور کنند.

ساعت 21:30 با طنین پیام "بسم الله القاصم الجبارین ،یا صاحب الزمان ادرکنی"عملیات آغاز می شود.

رزمندگان تیپ 37 بعثت و 41 ثارالله ساعت21:40 حمله را آغاز می کنند.

ساعت 22:35 آتش توپخانه دشمن بر روی یگان های تیپ بعثت باز می شود با این همه نیروهای تیپ، مقاومت اولیه عراقی‌ها را در هم شکسته و شکافی در مواضع دشمن باز می کنند.

ساعت 23:15 رزمندگان تیپ ثارالله نیز مقاومت نیروهای دشمن را در هم می شکنند و ضمن ورود به نخستین خاکریز عراق با افراد مستقر در پشت خاکریز درگیر می شوند.

ساعت 24 با وجود اینکه تیپ ثارالله در یکی از محورها پیشروی می کند ولی جناح شمالی تیپ زیر آتش شدید دشمن قرار دارد.

دقایقی بعد، عراقی ها در مقابل هجوم رزمندگان تیپ دست به مقاومت می زنند.

ساعت 01:17 بامداد روز 23 تیرماه یگان هایی از تیپ ثارالله به خط دژها می رسند و در ساعت 02:10 مقاومت دشمن در خط دژ را در هم می شکنند.

از ساعت 3 بامداد و وضع  نگران کننده می شود.

ساعت04:30 ارتباط تیپ بعثت با بعضی از یگان هایش قطع می شود ،  آن دسته از یگان های تیپ ثارالله که به عمق مواضع دشمن نفوذ کرده بودند به علت نا مناسب بودن شرایط به مواضع مناسب تر تا خط دژ عقب می آیند . متاسفانه عده ای از رزمندگان تیپ ثارالله در عمق مواضع دشمن می مانند.

ساعت 10:45 چند تن از نیروهای تیپ ،بعد از درگیری سخت و بعد از تمام شدن مهمات همراهشان اسیر دشمن می شوند.

ساعت 12:33 افراد دشمن، محمد رضا فرقانی آرپی جی زن گروهان و چند تن دیگر را به خاکریزهای خط سوم پدافندی خود، که آخرین خط حفاظت از شهر تنومه وبصره بود منتقل می کنند.

ساعت 10:15روز 24 تیرماه دشمن که گمان می کرد عملیات رمضان به  پایان رسیده است، شادمان از مقاومتی که در مقابل قوای خودی کرده بود ، اسرای عملیات ، از جمله محمد رضا فرقانی و دوستانش را مقابل دوربین های تلویزیونی می نشاند.

آن شب کسانیکه در شهرهای مرزی خوزستان ، تصویر تلویزیون دولتی عراق را نگاه می کردند ، محمد رضا را در حالیکه از قمقمه آب می نوشید دیدند. وی میان گروهی کوچکی از همرزمانش نشسته بود.

ساعت20:30 روز 25 تیر ماه 1361 در دومین مرحله از عملیات رمضان حمله نیروهای ایرانی به سمت بصره آغاز شد.

ساعت 23:40 در قسمتی از مواضع یگانهای دشمن اختلال ایجاد شد و نیروهای عراقی که در کرانه ی کانال پرورش ماهی مستقر بودند عقب نشینی کردند. ساعت 00:25 بامداد روز 26 تیرماه پل روی کانال تامین شد و پیشروی قوای خودی ادامه یافت.

دشمن که از حمله مجدد نیروهای اسلام به خشم آمده بود، نیمه شب سراغ اُسرا رفت. ساعت 01:30 محمد رضا فرقانی و یارانش را با دست های بسته به محوطه ای در شرق بصره آورد.

محمد رضا و دوستانش حالا می توانستند صدای شلیک تانک ها و توپخانه رزمندگان اسلام را در چند کیلومتر دورتر بشوند و نور حاصل از انفجار را ببینید . 

آنها که با توجه به شرایط ، از نیت شوم دشمن آگاه شده بودند، شادمان از اینکه مدت اسارت شان از چند روز تجاوز نکرد در حالی‌که ذکر می گفتند به استقبال شهادت رفتند .
لحظاتی بعد صدای مداوم شلیک رگبار مسلسل با صدای غرش تانک‌ها و شلیک  توپ‌ها که از چند کیلومتر دورتر می‌آمد در هم آمیخت و یکی شد.

محمد رضا فرقانی  و همرزمانش به زمین افتادند.

  آیت‌الله خوشوقت از نگاه دیگران 


   تنی چند از علما ومدیران مدارس علمیه تهران همزمان با هفتمین روز ارتحال آیت الله خوشوقت به تبیین ابعاد شخصیتی این عالم ربانی پرداخته و بر ادامه راه این استاد اخلاق حوزه از سوی طلاب جوانان تاکید کردند.  

 

 به گزارش خبرگزاری حوزه آیت الله طاهری شیرازی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تهران، با اشاره به شأن علمی و جایگاه معنوی آیت الله شیخ عزیزالله خوشوقت(ره) ابرازداشت: مرحوم آیت‌الله خوشوقت از جمله علمایی بودند که در درس خارج مرحوم آیت الله العظمی بروجردی شرکت کرده و همچنین در فراگیری فلسفه، حکمت، اخلاق و عرفان از مرحوم آیت الله العظمی سید محمدحسین طباطبائیی(ره) بهره بردند.

وی افزود: ایشان به قدری در زمینه سیروسلوک، خودسازی و تهذیب نفس از خود ممارست، تلاش و مجاهدت نشان داد که بسیار مورد توجه و علاقه ویژه استاد خود مرحوم آیت الله العظمی سید محمدحسین طباطبائیی(ره) قرار گرفت.

تولیت مدرسه علمیه حجت‌بن‌الحسن‌(عج) در ادامه  با نگاهی گذرا به بخشی از زندگانی مرحوم آیت الله خوشوقت(ره) گفت: ایشان پس از اتمام دوران تحصیل  خود از قم به تهران عزیمت نمود و بیشترین فعالیت و توجه خود را معطوف به جوانان و نوجوانان و احیاء یاد خدا در دلهای آنان قرار داد.

وی اضافه کرد:  در برهه ای از زمان مرحوم آیت الله قدوسی با اصرار فراوان از ایشان خواستند که جهت کرسی درس اخلاق به قم بروند که ایشان نیز به احترام آن مرحوم هفته ای دو مرتبه برای درس اخلاق به قم مراجعت نموده و کرسی تدریس این عالم ربانی از پرطرفدار ترین کرسی ها بود .

*نگاهی اخلاق محور به مسایل سیاسی

این استاد حوزه در ادامه با اشاره به فعالیتهای اخلاقی، فرهنگی و سیاسی مرحوم آیت الله خوشوقت در طول عمر پربرکت خود مخصوصا در مسجد امام حسن مجتبی(ع) تصریح کرد: ایشان ضمن روشنگری، پاسخگویی به شبهات و بیان نکات اخلاقی ناب و همچنین جذب جوانان مومن و متعهد همواره به مسائل فرهنگی و سیاسی جامعه نیز با نگاهی اخلاق محور پرداخته و نسبت به اصلاح امور جامعه احساس مسئولیت می کردند.

 آیت الله طاهری شیرازی در تبیین شخصیت عرفانی این عالم مجاهد بیان داشت: ایشان در زهد، تقوا و دوری از تعلقات دنیوی و پرهیزکاری کم نظیر بودند و غالباً افراد با دیدن ایشان  به یاد خدا می افتادند.

وی خاطرنشان کرد: مرحوم آیت الله خوشوقت عمری را در راه بندگی و خدمت به خلق خدا سپری کرد و ایشان بمعنای واقعی کلمه با تقوا بود.

*قله‌های رفیع اخلاقی را درنوردید

تولیت حوزه علمیه حجت‌بن‌الحسن‌(عج) با تاکید بر اینکه مرحوم آیت الله خوشوقت  قله های رفیع اخلاقی را درنوردیده بود افزود: ایشان بواسطه ممارست، مجاهدت و مراقباتی که در طول زندگی عارفانه خود داشتند بسیاری از اوصاف حسنه و بارز اخلاقی را بدست آورده بودند که مهمترین آنها سعه صدر بود، واقعاً می توان گفت؛ در "سعه صدر"عالمی نادر بودند.

 وی افزود: توجه به منابع ناب اسلامی از جمله ترجمه و تفسیر قرآن کریم، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه از برنامه های ایشان محسوب می شد، که با استفاده از این روش نکات اخلاقی ناب را به افراد ارائه می کردند.

* به آنچه می گفت عمل می کرد

حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد باقر علم الهدی  نیز د  در این گفتگو  با اشاره به فرا رسیدن هفتمین روز   ارتحال آیت الله خوشوقت  اظهارداشت:  این عالم ربانی چهر ه ای شناخته شده در حوزه علمیه و در بین مردم مخصوصا جوانان بود.

وی با اشاره به زهد و پارسایی آیت الله خوشوقت افزود:  بیان احکام الهی و آموزه های اهل بیت(ع)  از سوی این عالم ربانی از یکسو و عمل به آنها از طرف دیگر، از ایشان چهره ای محبوب در میان مردم ساخته بود

رئیس مرکز آموزش عالی تخصصی قاسم بن الحسن(ع) ادامه داد: ایشان علاوه بر بعد معنوی خویش دارای درجات علمی بالایی بودند، ولی بخاطر سرآمد بودن در مسایل اخلاقی، دیگر ابعادشان مورد غفلت قرار گرفت.

وی با بیان اینکه این مجاهد خستگی ناپذیر عمر پربرکت خود را صرف ترویج آموزه های اهل بیت کرده بودند گفت: ایشان در طول عمر شریف خود ارتباط خوبی با مردم و جوانان برقرار کرده و دارای مخاطبان زیادی از اقشار مختلف بودند

*چهره‌ای مردمی و با محبت

این استاد حوزه تصریح کرد: در حوزه نیز داری یکی از شلوغ ترین کرسی های تدریس بود و علاوه بر آن توانسته بود ارتباط خوبی با جوانان برقرار و مامن طلاب بی پناه باشند

وی اضافه کرد: آیت الله خوشوقت عالمی مردمی و آشنا با دردهای مردم به خصوص جوانان و قشر طلبه بود؛ همین مهر  ومحبت به مردم و ارتباط با خداوند از ایشان یکی چهره مردمی ساخته بود

حجت‌الاسلام والمسلمین علم الهدی تاکید کرد : این عالم ربانی به این مقام زهد و تقوا نرسید مگر اینکه به آنچه خود می گفت عمل می کرد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود ابرازداشت: امروز طلاب جدید الورود باید از علمای سلف و بزرگان حوزه همچون آیت الله خوشوقت در ابعاد مختلف زندگی همچون سبک زندگی دینی و اسلامی الگو گرفته و سرمشق   خود نمایند

*ضرورت آشنایی طلاب با سیره علما 

حجت‌الاسلام والمسلمین علم‌الهدی اذعان داشت: یکی از  اساسی ترین نیازهای طلاب لزوم آشنایی با سیره زندگی اسلامی است که این مهم را می تواند از زندگی بزرگان حوزه دریافت کرده و در مسیر صحیح قرار بگیرند؛ از طرفی حوزه های علمیه هم باید به سمت معرفی این گونه افراد رفته و در تربیت معنوی طلاب گامی اساسی و تاثیرگذار بردارند.

وی خاطرنشان ساخت: ازآنجا که جامعه امروز تشنه معنویت است لذا طلاب برای موفقیت در این مسیر و ارائه مطالب صحیح به مردم باید در مرحله اول به خودسازی بپردازند که در این مسیر الگو پذیری از علمایی چون آیت الله خوشوقت قطعا موثر است      

* بر حفظ نظام و انقلاب تاکید می کردند

حجت الاسلام وحید مرادزاده  ، در تبیین ابعاد شخصیتی آیت الله خوشوقت ابراز داشت: این عالم ربانی از جمله علمایی بودند که به جوانان و مسائل و مشکلات آنان اهمیتی ویژه ای داده و می توان گفت ؛ همواره بیشترین وقت خود را جهت هدایت و کمک به جوانان می گذراند.

مدیر حوزه علمیه علم الهدی تهران با بیان اینکه ایشان ازدواج در سنین جوانی را منشأ خیرات و برکات فراوانی می دانست افزود: مرحوم آیت الله خوشوقت(ره) همواره جوانان را به امر ازدواج ترغیب می نمود و احیای این سنت الهی را در جلوگیری از گناه و اشتباه موثر می دانست.

وی با تاکید بر اینکه در دوران حیات پر برکت خود جوانان بسیاری را مورد تربیت اخلاقی قرار دادند افزود:  این عالم ربانی  همواره در جلسات اخلاقی خود جوانان را مورد توجه ویژه خود قرار داده  و غالباً آنان را به رعایت تقوا و ترک گناه سفارش می کردند و در برخی موارد نیز توصیه می کردند" اگر می خواهید مشکلاتتان از بین برود انواع گناه را ترک نمایید و همچنین اگر می خواهید متصف به صفات الهی و اخلاق حسنه شوید باید تمرین و مراقبه کامل داشته باشید تا خوب بودن برای شما به یک عادت مبّدل شده و سپس در شخصیت شما اثرگذار گردد."

*آگاه به مسایل روز

این استاد حوزه، آیت الله خوشوقت را عالمی آگاه به مسائل روز قلمداد نمود و تصریح کرد: مرحوم آیت الله خوشوقت همواره در طول زندگی جوانان را به ولایتمداری، پیروی از خط امام و رهبری و گام برداشتن در جهت حفظ نظام و انقلاب و همچنین تحقق ارزشهای اسلامی سفارش می کردند.

وی با اشاره به سلوک معنوی مرحوم آیت الله خوشوقت(ره) گفت: بمعنای واقعی کلمه عالمی ربّانی بوده و مراحل سیرو سلوک خود را بر پایه فقه اسلامی قرار داده بودند و همیشه افراد طالب حکمت و معرفت را به خواندن و عمل نمودن به رساله های عملیه ارجاع می دادند.

حجت الاسلام مرادزاده خاطرنشان ساخت:  جامعه مذهبی تهران در طول دو ماه گذشته، دو تن از علمای بزرگ، متواضع، مردمی، ساده زیست و بی تکلّف خود را از دست داد که این مهم برای مردم تهران صدمه  و خلاء جبران ناپذیری است.

* در قلب مردم تهران جای داشت

حجت الاسلام والمسلمین سید مجتبی بدری، مدیر مدرسه علمیه امام القائم  نیز  ابرازداشت: مرحوم آیت الله شیخ عزیزالله خوشوقت بواسطه تزکیه و تهذیب نفس از نفوذ کلام موثری برخوردار بود و معمولاً افرادی که از محضر ایشان استفاده می کردند بر این باور بودند که نفس ایشان بر انسان حقیقت طلب، اثرگذار است.

وی با بیان این  که آیت الله خوشوقت در قلب مردم تهران جای داشت افزود : مراسم تشییع پیکر ایشان گویای این حقیقت است، با توجه به اینکه این مراسم در آغاز و روز اول هفته کاری صورت گرفت، اما کم نظیر و بسیار پرشکوه بود واین نشانگر پیوند و اردت قلبی مردم مومن و انقلابی با علمای ربّانی بود.

مدیر مدرسه علمیه امام القائم تهران با اشاره به استقبال جوانان از مجالس موعظه و مباحث اخلاقی ایشان افزود: مرحوم آیت الله خوشوقت(ره) بواسطه معنویت و صفای باطنی که داشت همواره در میان جوانان اثرگذار بود بطوریکه  طلاب ودانشجویان از محضر ایشان استفاده می کردند.

حجت الاسلام والمسلمین بدری خاطرنشان کرد: همواره مردم را به تقوا و دوری از ظواهر دنیوی سفارش می نمود و در فرازهایی از نکات اخلاقی خودتاکید می کردند:   همه  این دنیا با کلیه تعلقات مادی اش قبل از ما در اختیار کسانی بود که از این دنیا به عالم دیگر سفر کرده اند، و با این دیدگاه انسان را نسبت به بی ارزشی دنیا وتعلقاتش آگاه می کرد.

وی با ابراز تاسف رحلت مرحوم آیت الله مجتبی تهرانی و مرحوم آیت الله خوشوقت را از دست داد، افزود: وجود این دو عالم تربیت شده و تربیت کننده برای مردم تهران موجب برکات و ثمرات فراوانی بود که متأسفانه تهران این دو عالم بزرگوار را از دست داد.

* در علم وعمل متاثر از سیره اهل بیت(ع) بود

حجت الاسلام والمسلمین سید محمود مجد، تولیت مدرسه علمیه با قرالعلوم(ع) تهران هم  در گفتگو با خبرگزاری حوزه با اشاره به شخصیت چند بُعدی مرحوم آیت الله خوشوقت ابراز داشت: آیت الله خوشوقت(ره) از شاگردان شاخص حضرت امام خمینی(ره) بود که از شخصیتی بزرگ و چند بعدی برخوردار بود زیرا ایشان ضمن برخورداری از علم ، عرفان و تقوا به لحاظ سیاسی نیز آگاه و نسبت به جریانات امور احساس تکلیف کرده و همواره پشتوانه ای برای انقلاب و نظام محسوب می شدند.

وی با اشاره به  سطح علمی والای این عالم ربانی  وکم نظیر بودن  کرسی درس اخلاقشان در سطح تهران گفت:   مهمترین و شاخص ترین ویژگی این استاد بزرگ اخلاق، عامل بودن ایشان بود، بطوریکه رعایت تقوا و دینداری در زندگی فردی و اجتماعی ایشان موج می زد.

تولیت مدرسه علمیه با قرالعلوم تهران در ادامه با بیان اینکه آیت الله خوشوقت در برقراری ارتباط با جوانان منحصر بفرد بود افزود: ایشان با رعایت تقوا و عامل بودن به اخلاق اسلامی و همچنین پاسخگویی به شبهات ذهنی افراد، در افکار جوانان رسوخ  نموده و شخصیت اخلاق مدارشان همواره برای نسل جوان جاذبه خاصی داشت.

وی خاطرنشان کرد: معمولاً بزرگانی که در سطحی از عرفان و تقوی هستند کمتر به مسائل سیاسی و رخداد های جامعه می پردازند، امّا مرحوم آیت الله خوشوقت(ره) در علم و عمل متاثر از سیره اهل بیت(ع) بود و عرفان و تقوا، علم و اخلاق را در پرتو توجه به مسائل سیاسی و نیازهای جامعه مورد تبیین قرار می داد و همانگونه که به لحاظ اخلاقی افراد را هدایت می کرد در مواقع حساس نیز با جهت گیری صحیح سیاسی، در راستای هدایت جوانان و جامعه گام بر می داشت.

حجت الاسلام والمسلمین سید محمود مجد افزود: تواضع و فروتنی از ویژگیهای بارز اخلاقی مرحوم آیت الله خوشوقت محسوب می شد و افرادی که از نزدیک با ایشان مراوده داشتند، همواره ایشان را الگو و تجسمی از ایمان و تواضع می دانستند ریرا هیچگاه برای خود ، جایگاه و منیّت قایل نبودند.

*از رحمت خدا می‌گفت

وی در پایان با اشاره به اهمیت، شأن و جایگاه جلسات اخلاقی این استاد فقید افزود: همواره در جلسات اخلاقی بیش از آنکه بخواهد از غضب الهی بگوید مردم را به توبه پذیری، رحمت، عطوفت و محبت خدا دعوت می کردند و همین موضوع یکی از مهمترین دلایل رونق گرفتن جلسات اخلاقی ایشان بود زیرا مرحوم خوشوقت می خواست تا مردم به خدا متصل شوند.

* ساده زیست و بدون تکلّف بود

حجت الاسلام والمسلمین ضیاءالدین نجفی تولیت مدرسه علمیه نبی اکرم(ص) تهران  هم در گفتگو با خبرگزاری حوزه در تهران با اشاره به نقش تربیتی مرحوم آیت الله خوشوقت در تربیت نفوس مستعد ابراز داشت: کرسی درس اخلاق ایشان در سطح تهران شناخته شده بود و جوانان و افراد مومن همواره از حضور معنوی ایشان استفاده می کردند.

تولیت مدرسه علمیه نبی اکرم(ص) تهران با بیان اینکه درس اخلاق ایشان در سطح تهران از رونق و شهرت بالایی برخوردار بود افزود: از بسیاری از مدارس بزرگ علمیه تهران همچون مدرسه مرحوم آیت الله مجتهدی و دیگر حوزه ها و حتی بسیاری از طلاب که در قم مشغول به تحصیل بودند جهت استفاده از درس اخلاق ایشان به  تهران می‌‌آمدند.

 حجت الاسلام والمسلمین ضیاءالدین نجفی با اشاره به اینکه ایشان همواره حامی ولایت، نظام و انقلاب بودند افزود: مرحوم آیت الله خوشوقت(ره) خود همواره در مسیر حمایت از انقلاب اسلامی گام برداشت و در این میان جوانان را به حمایت از انقلاب و خط ولایت و رهبری سفارش می کرد.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: سیر و سلوک و سیره عملی ایشان از همان دوران جوانی بر پایه تقوا، دوری از مادیات و زخارف دنیوی و زندگی ساده و بدون تکلّف استوار بود.

*تاکید بر اخلاق مداری

تولیت مدرسه علمیه نبی اکرم(ص) با تاکید بر توجه جدی ایشان به مباحث اخلاقی  افزود:  این استاد بزرگ حتی در ارائه دروس فقهی و یا بیان احکام اسلامی مطالب را بر محوریت اخلاق اسلامی بیان می نمودند، بدین ترتیب که با تکیه بر مباحث اخلاقی مطالب فقهی را نیز برای افراد تبیین می کردند.

وی در خصوص مردم داری مرحوم آیت الله خوشوقت گفت: ایشان با افراد بسیار لطیف و برادرانه برخورد می کردند و هرگاه افرادی   جهت پرسش و سوال خدمتشان می رسیدند   با سعه صدر و تبسمی بر لب جواب می گفتند و غالباً سوالات را خیلی مختصر و مفیدپاسخ می دادند.   

 حجت الاسلام والمسلمین ضیاءالدین نجفی در پایان افزود: ایشان همواره افراد را به خداشناسی و توحید سفارش می کردند و توسل به اهل بیت(ع) جهت رفع مشکلات ظاهری و باطنی را بسیار موثر می دانستند و به مولا امیرالمومنین(ع) و امام حسین(ع) ارادت خاصی داشتند.

انتهای پیام/18/313


 تعطیلی حوزه‌های علمیه سراسر کشور در اعتراض به جنایات پاکستان  


   تعطیلی حوزه‌های علمیه سراسر کشور در اعتراض به جنایات پاکستان

  تعطیلی حوزه‌های علمیه سراسر کشور در اعتراض به جنایات پاکستان  


  در پی فراخوان مراجع عظام تقلید برای پشتیبانی از شیعیان پاکستان، مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه، ضمن اعلام تعطیلی همه دروس حوزه، قاطبه روحانیت را به حضور باشکوه در این تجمع اعتراض‌آمیز فراخواند. 

 

به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت‌الاسلام سید حسن طیب‌حسینی در گفتگو با خبرگزاری حوزه با اعلام این خبر گفت: مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه عموم اساتید، فضلا و طلاب حوزه‌های علمیه سراسر کشور را به حضور در این تجمع اعتراض آمیز دعوت می‌کند.

وی افزود: در پی کسب اطلاعی که از حوزه علمیه خراسان و اصفهان داشته‌ایم، علما و فضلای این دو حوزه نیز در روز شنبه جهت اعتراض به کشتار شیعیان پاکستان گردهم خواهند آمد.

مسئول روابط‌عمومی مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه گفت: این تجمع روز شنبه ساعت 10 صبح در مسجد اعظم قم برگزار خواهد شد.


 

عکس/سرلشگری که مکبربسیجی ها شد

عکس/سرلشگری که مکبربسیجی ها شد

*سرلشگر شهید حسین خرازی

«من انقلابی‌ام

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR كلیپ صوتی «من انقلابی‌ام» را با محوریت سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی «مذاكره با آمریكا» منتشر كرد.
بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار فرماندهان نیروی هوایی ارتش در سال ۱۳۹۱ و بیانات ایشان در سال ۱۳۸۸، به‌همراه بخش‌هایی از سخنان مقامات آمریكایی درباره مذاكره با ایران بخش‌های تشكیل‌دهنده‌ی این كلیپ صوتی است.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1391/139111267174021e.jpg
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_moharam2/images/ver2/li_star_1.gif
بیانات رهبر انقلاب كه در این قطعه صوتی می‌شنوید:
حالا اخيراً آمريكايى‌ها باز مسئله‌ى مذاكره را پيش كشيدند، تكرار ميكنند كه آمريكا آماده است با ايران مذاكره‌ى مستقيم بكند؛ اين تازگى ندارد. مسئله‌ى مذاكره را آمريكايى‌ها در هر مقطعى تكرار كرده‌اند. حالا امروز نوبه‌ميدان‌آمده‌ها مجدداً تكرار ميكنند كه مذاكره كنيم و ميگويند توپ در زمين ايران است، توپ در زمين شماست، شما هستيد كه بايد پاسخگو باشيد، شما هستيد كه بايد بگوييد مذاكره‌ى همراه با فشار و تهديد، چه معنايى دارد؟ مذاكره براى اثبات حُسن نيت است. شما ده تا كار انجام ميدهيد كه حاكى از سوء نيت است، آن وقت به زبان ميگوييد مذاكره؟! توقع داريد ملت ايران قبول كنند كه شما حُسن نيت داريد؟! ما البته درك ميكنيم چرا آمريكايى‌ها اين روزها باز مجدداً مسئله‌ى مذاكره را هى تكرار ميكنند، هى ميگويند پشت سر هم به زبانهاى گوناگون؛ ما ميفهميم علت چيست. به قول خود آمريكايى‌ها، سياست خاورميانه‌اى آنها دچار شكست شده. آمريكا در سياستهاى خود در اين منطقه، دچار شكست است. احتياج دارند به اينكه يك برگ برنده‌اى را به قول خودهاشان رو كنند؛ اين برگ برنده از نظر آنها عبارت است از اينكه: نظام جمهورى اسلامىِ انقلابىِ مردمى را، بكشانند پاى ميز مذاكره؛ به اين احتياج دارند. ميخواهند به دنيا اعلام كنند كه ما حُسن نيت داريم. نه، ما حُسن نيتى مشاهده نميكنيم. من چهار سال قبل - در اول اين دولت كنونى امريكا - كه باز همين حرفها را ميزدند، اعلام كردم، گفتم كه ما پيشداورى نميكنيم، قضاوت زودهنگام نميكنيم؛ ما نگاه ميكنيم ببينيم عمل اينها چگونه است، آن وقت قضاوت خواهيم كرد. حالا بعد از چهار سال، قضاوت ملت ايران چه باشد؟ از فتنه‌ى داخلى حمايت كردند، به فتنه‌گران كمك كردند، در سطح منطقه با ادعاى مبارزه با تروريسم به كشورى مثل افغانستان لشگركشى كردند، اين همه انسان را پامال كردند، نابود كردند؛ با همان تروريستها امروز دارند در سوريه همكارى ميكنند، پشتيبانى ميكنند؛ همان تروريستها را در هرجايى كه توانستند در ايران به كار بگيرند، به كار گرفتند، عوامل آنها، همپيمانهاى آنها، جاسوسان رژيم صهيونيستى، دانشمندان را در جمهورى اسلامى ترور كردند صريح، اينها حاضر نشدند حتى محكوم كنند، حمايت هم كردند؛ اين عملكرد آنهاست؛ عليه ملت ايران تحريمهايى را كه خودشان ميخواستند اين تحريمها فلج كننده باشد، به كار گرفتند و اين را تصريح كردند و گفتند فلج كننده. چه كسى را ميخواستيد فلج كنيد؟ ملت ايران را ميخواستيد فلج كنيد؟ شما حُسن نيت داريد؟ مذاكره از روى حُسن نيت، با شرايط برابر، ميان دو طرفى كه نميخواهند به يكديگر كلك بزنند، معنا پيدا ميكند. مذاكره به صورت يك تاكتيك، مذاكره براى مذاكره، مذاكره براى فروختن ژست ابرقدرتى بيشتر به دنيا، اين مذاكره يك حركت حيله‌گرانه است؛ اين حركت واقعى نيست. من ديپلمات نيستم، من انقلابى‌ام، حرف را صريح و صادقانه ميگويم. ديپلمات يك كلمه‌اى را ميگويد، معناى ديگرى را اراده ميكند. ما صريح و صادقانه حرف خودمان را ميزنيم؛ ما قاطع و جازم حرف خودمان را ميزنيم. مذاكره آن وقتى معنا پيدا ميكند كه طرف، حُسن نيت خود را نشان بدهد؛ وقتى طرف، حُسن نيت نشان نميدهد، خودتان ميگوييد فشار و مذاكره؛ اين دوتا با هم سازگار نيست. شما ميخواهيد اسلحه را مقابل ملت ايران بگيريد، بگوييد: يا مذاكره كن يا شليك ميكنم. براى اينكه ملت ايران را بترسانيد، بدانيد ملت ايران در مقابل اين چيزها مرعوب نخواهد شد...