مرد نصفه شب در حالی که مست بوده میاد خونه و دستش می خوره به کوزه ی سفالی گرون قیمتی که زنش خیلی دوستش داشته، میوفته زمین و میشکنه مرد هم همونجا خوابش می بره...

زن اون رو می کشه کنار و همه چیو تمیز می کنه...

صبح که مرد از خواب بیدار میشه انتظار داشت که زنش جر و بحث و شروع کنه و این کارو تا شب ادامه بده ...

مرد در حالی که دعا می کرد که این اتفاق نیوفته میره اشپزخونه تا یه چیزی بخوره ...

که متوجه یه نامه روی در یخچال می شه که زنش براش نوشته...

زن : عشق من صبحانه ی مورد علاقت روی میز آمادست ...

من صبح زود باید بیدار می شدم تا برم برای ناهار مورد علاقت خرید کنم...
زود بر می گردم پیشت عشق من
دوست دارم خیلی زیاد....

مرد که خیلی تعجب کرده بود

میره پیشه پسرش و ازش می پرسه که دیشب چه اتفاقی افتاده بود؟

پسرش می گه : دیشب وقتی مامان تو رو برد تو تخت خواب که بخوابی و شروع کرد به اینکه لباس و کفشت رو در بیاره تو در حالی که خیلی مست بودی بهش گفتی ...


هی خانوووم ، تنهااااام بزار ، بهم دست نزن...

من ازدواج کردم...

محــــــرم ..

در محرم ،

قلب سوزان میخرند ،

در محرم چشم گریان میخرند ،

در محرم ،

هر که شد محرم ب دوست ،

عطر بوی کربلا در قلب اوستـــــ ..

ماه محرم تسلیت باد


يارم

دلم خوش بود كه يارم باوفا بود

كمي از زندگيش از آن ما بود

ولي افسوس كه فكر ما غلط بود

كه زنگ تفريحش احساس ما بود

اينگونه باش!!!

منتظر باش اما معطل نشو

تحمل كن اما توقف نكن

قاطع باش اما لجباز نباش

صريح باش اما گستاخ نباش

بگو آره اما نگو حتما

بگو نه اما نگو ابداً

اين يعني همه چي باش و هيچي نباش!

فقط مخصوص افرادی که گرمشونه!

 

اونایی که احساس گرما می کنن برید ادامه مطلب براتون سورپرایز دارم

ادامه نوشته

گفتم به كام وصلت خواهم رسيد روزي                    

             گفتا به نيك بنگر شايد رسيده باشي             


آشنایی

سلام دوستای گلم

من مبینام.برای اولین باره که دارم تو این وبلاگ می نویسم.دوست دارم چیزهای خوش گلی بنویسم

 

در زمانی که چو کبک
خنده می زد شیرین
تیشه می زد فرهاد
نه توان گفت به جانبازی فرهاد افسوس
نه توان کرد ز بیدردی شیرین فریاد
کار شیرین به جهان شور برانگیختن است
عشق در جان کسی ریختن است
کار فرهاد برآوردن میل دل دوست

تو ادامه مطلب یه شعر گذاشتم


خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن
خواه با کوه در آویختن است
رمز شیرینی این قصه کجاست؟
که تنها شیرین
بی نهایت زیباست....

 

 

 

 

۳تا شعر در جواب هم تو ادامه مطلب هست بخونیدش

ادامه نوشته

پيام

ديشب كه نمي دانستم به كدام يك از دردهايم بگريم،

كلي خنديدم.(شريعتي)


به روز ها دل نبند روزها به فصل كه ميرسند رنگ عوض ميكنند

با شب بمان هرچند كه تاريك است

ليكن هميشه يك رنگ است.(شريعتي)


دعا كردم كه تنها مال من شي

تو تعبير قشنگ فال من شي

دعا كردم بدوني چشم به راتم

هنوز دلبسته بغض صداتم

اگه بازم دلت با ديگرونه

چشات دنباله از ما بهترونه

بذار با ياد تو دلخوش بمونم

فقط دلتنگيات با من بمونه ...


آنكه ويران شده از يار، مرا ميفهمد

آنكه تنها شده بسيار مرا ميفهمد

چه بگويم كه چنان از تو فرو ريخته ام

كه فقط ريزش آوار، مرا ميفهمد


شب ها ز غم دوري تو خواب ندارم
رحمي به دلم كن كه دگر تاب ندارم
از بس ز غم دوري تو گريه نمودم
چشمم به زبان آمد وگفت اشك ندارم


امشب از دفتر عمرم صفحاتي خواندم
چون به نام تو رسيدم لحظاتي ماندم
همه ي دفتر عمرم ورقي بيش نبود
همه در دفتر من حسرت ديدار تو بود

دیکشنری انگلیسی به اصفهانی

take: besoon

stand up: vakhiz

how much?: chaghaze

Did you take?: essedi

just now: jakh taze

what is wrong with you?: chedes

crow: ghelagh

fish: maa'y

collect: zaft

round: gombeli

ugly: akele

lizard: malmali

like this: hanchini

unacceptable: nekbeti

wood: choogh

chicken: choori

ولادت امام رضا(ع) و روز پسر

سلام
آخه شما ها چقدر بي احساسيد

بارگاهي كه به شهر مشهد بپاست  هم براي من مدينه هم كربلاست

خاك پاكش را غرق بوسه مي كنم چون كه جاي پاي اربابم رضاست


ميلاد امام رضا بر همگي مبارك

روز پسرم به پسراي باحال تبريك ميگم


دو بيتي


فلك در دفتر عشقم قلم زد
چه اوقات خوشي داشتم به هم زد
الهي اي فلك چرخت نگردد
كه چرخت آرزو هايم به هم زد

عهد و پیمان

                     روز شمارسالگرد.....................................تنها ۱۲ روز دیگر

عهدو پیمان

خوش ان عهدی که پیمانش توباشی               خوش ان دردی که درمانش توباشی

خوشاان گل که درباغ توروید                      خوش ان باغی نگهبانش تو باشی

خوش ان شمعی هسرتا پا بسوزد                  دران محفل که مهمانش تو باشی

خوشاان محفلپرنغزوروشن                         که ماه ومهرتابانش توباشی

تو بخشودیروان وجان وایمان                       خوش ان جان که جانانش توباشی

زاب وزندگی بخشودی مارا                       خوش ان ابری که بارانش توباشی

خوشاطرف چمن درسایه گل                        خوش ان سروی کهبستانش تو باشی

خوشا برعاشق صادق که هردم                     ایمن جان وایمانش توباشی

خوشابرانکه باشد درمندی                            طبیب ودردودرمانش توباشی

بگفتاقادری ازروی اخلاص                          سری خواهم که سامانش توباشی

شاعر:مرحوم خلیل قادری سعدی  

                          سالگرد استاد مرحوم خلیل قادری سعدی

                            ۲۰ مهر ۹۰ -گلستان جاوید شیراز

 

از آنجا که خانم ها دنبال مردی برای زندگی هستند ممکن است کسی را انتخاب کنند که از نظر ظاهری پایینتر از آنها باشد. تحقیقات جدید نشان می دهد که ازدواج هایی که در آن زن از نظر ظاهری بهتر از مرد است، بسیار پردوام تر و مثبت تر است.
تصور محققان از دلیل آن این است که مردها اهمیت زیادی به زیبایی می دهند درحالیکه خانم ها بیشتر می خواهند همسری داشته باشند که به خوبی از آنها حمایت کند.
محققان قبول دارند که مسئله زیبایی بسیار شخصی و نسبی است اما تحقیقات نشان می دهد که استانداردهای عمومی برای زیبایی وجود دارد مثل چشمان درشت، داشتن صورت متقارن، و بیبی فیس بودن و.....

زرافه(عکس)

 

(با عجایب چشم خود آشنا شوید) 

برای دیدن عکس به ادامه مطلب برید.

ادامه نوشته

مسافر

کوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ که‌ دنبال‌ خدا بگردد و گفت: تا کوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.

نهالی‌ رنجور و کوچک‌ کنار راه‌ایستاده‌ بود، مسافر با خنده‌ای‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ کنار جاده‌بودن‌ و نرفتن؛ درخت‌ زیرلب‌ گفت: ولی‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ که‌ بروی‌ وبی‌رهاورد برگردی. کاش‌ می‌دانستی‌ آنچه‌ در جست‌وجوی‌ آنی، همین‌جاست...

مسافر رفت‌ و گفت: یک‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ می‌داند، پاهایش‌ در گِل‌ است، او هیچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد یافت.
و نشنید که‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز کرده‌ام‌ و سفرم‌ را کسی‌ نخواهد دید؛ جز آن‌ که‌ باید.

مسافر رفت‌ و کوله‌اش‌ سنگین‌ بود. هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پیچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت رنجور و ناامید. خدا را نیافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ کرده‌ بود... به‌ ابتدای‌ جاده‌ رسید. جاده‌ای‌ که‌ روزی‌ از آن‌ آغاز کرده‌ بود.

درختی‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز کنار جاده‌ بود. زیر سایه‌اش‌ نشست‌ تا لختی‌ بیاساید. مسافر درخت‌ را به‌ یاد نیاورد. اما درخت‌ او را می‌شناخت.

درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در کوله‌ات‌ چه‌ داری، مرا هم‌ میهمان‌ کن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، کوله‌ام‌ خالی‌ است‌ و هیچ‌ چیز ندارم.

درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتی‌ هیچ‌ چیز نداری، همه‌ چیز داری. اما آن‌ روز که‌ می‌رفتی، در کوله‌ات‌ همه‌ چیز داشتی، غرور کمترینش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت. حالا در کوله‌ات‌ جا برای‌ خدا هست و قدری‌ از حقیقت‌ را در کوله‌ مسافر ریخت...

دست‌های‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هایش‌ از حیرت‌ درخشید و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ وپیدا نکردم‌ و تو نرفته‌ای، این‌ همه‌ یافتی!

درخت‌ گفت: زیرا تو در جاده‌ رفتی‌ و من‌ در خودم، و پیمودن‌ خود، دشوارتر از پیمودن‌ جاده‌هاست...

روز ما دختراي گل

پسرا ممكن آدم باشن اما آدما ممكن نيست پسر باشن

بزن كف قشنگ رو روز دختر مبارك

ميلاد حضرت معصومه بر همگي مبارك

روزمونو به همه گل هاي زيبا تبريك ميگم

خب خب خب اومدم

سلام چطورين؟؟؟؟؟؟؟؟؟
6تا دوست خوبم كجان؟؟خبري ازتون نيستا

بابا دلمون واستون تنگ شده

راستي پروفايلمونو فعال كردم واسه آدماي كنجكاو

خلاصه ديگه گفتم بدونيد

منتظر نظراتتون هستيم تا بتونيم يه وب خوبو اداره كنيم مرسي

کوروش کبیر

دختری به کوروش کبیر گفت:عاشقتم.

کوروش بهش گفت:تو باید با برادرم که پشت سرت است و از من خیلی جذاب تره ازدواج کنی.

دخترک نگاهی به پشت سر انداخت هیچ کس رو ندید.

کوروش گفت:تو اگر عاشق من بودی به پشت سرت نگاه نمی کردی.

بیخیال بابا مطلبو بخون حالشو ببر!!

جمله ای رو که خودم خیلی دوست دارم :

وقتی خاطره های ادم زیاد می شه دیوار اتاقش پرازعکس می شه

اما همیشه دلت واسه کسی تنگ می شه که نمی تونی عکسش رو

 به دیوار اتاقت بزنی

oOoOoOoOoOoOoOoOoOoooOOOooOoOo

میدونم قدیمی بود ولی خدایی قشنگهــــ!!!نه؟؟؟

بگو آره!!!!


مادر

 

                               WWW.KHALILGHADERI.BLOGFA.COM

مادر

سلام دوستان امروز یک شعر به یاد مادر استاد مرحوم خلیل قادری سعدی هدیه خانم فهندژسعدی گذاشتم این شعر رو امروزتقدیم میکنم به تمامی مادر های ایران زمین که همشون بهترین هستن در دنیا واقعا گل هستین همیشه پایدار باشین وسربلند/

شان مقام مادر

شیرمادر درهمه رگهای من                 موج خون گردیده در اعضای من

مهر مادر انچنان مهری فکند               برسرامروز وبرفردای من

از نگاه و وز محبت های او                 مشتعل گردید سرتاپای من

وزکلام والفت ومهر وفا                       جلوه گرشد صبح جان افزای من

حسن الطاف ونوازشهای او                    می نشاند خنده برلبهای من

مادری چون جان شیرین در برم              زینت افزای دل برنای من

هستی من از وجود مادراست                   کزدمش روشن شود دنیای من

باید او را من زجن فرمان برم                   تاکه بخشاید مقام وجای من

سرنهم در خدمت وبر طاعتش                    تاکه گردد زیور عقبای من

قادری خشنودی مادر خوش است                تاکه بزداید همه غمهای من

شاعر:مرحوم خلیل قادری سعدی-شیراز

۲۰ مهر ۹۰ سالگرد اولین سال درگذشت-شیراز- گلستان جاوید شیراز

 

نقطه شروع عماد

سلام...

خوبین؟؟؟ چه خبرا؟؟؟ چیکارا می کنین؟؟؟

این اولین پستم توو این وبه امیدوارم بتونم توو این وب فعالیت خوبی داشته باشم شما هم با نظر های خوشکلتون راهنماییم کنین.

معرفی خودم:اسمم عماد متولد 1374/5/30 هستم امسال سال آخرمه و توو رشته الکترونیک درس می خونم.ایشالا در آپ های بعدی مطالب خوشکل می زارم تا حالشو ببرین

فعلا بابای


زندگانيم و زمين زندان ماست(شهريار)

زندگانيم و زمين زندان ماست/ زندگاني درد بي درمان ماست

راندگانيم از بهشت جاودان/ وين زمين زندان جاويدان ماست

گندم آدم چه با ما كرده است/ كآسياي چرخ سرگردان ماست

جسم قبر و جامه قبر و خانه قبر/ باز لفظ زندگان عنوان ماست

جمع آب و آتشيم و خاك و باد/ اين بناي خانه ي ويران ماست

نور را ماني، كه اندر لانه ها/ روز باران هر نمي طوفان ماست

احتياج اين كاسه دريوزگي/ كوزه آب و تغار و نان ماست

آبروي ما به صد ريخته است/ لقمه ناني كه در انبان ماست

جز به اشك توبه نتوان پاك كرد/ لكه ننگين كه بر دامان ماست

ميزبان را نيز با خود مي برد/ مهلت عمري كه خود مهمان ماست

پسرانی مانکن پسند ، دخترانی ثروت دوست

ماشین شیک و شاسی بلند، ویلای دوبلکس در شمال، آپارتمان مجهز به سونا و جکوزی، شغل پر درآمد، مسافرت خارج، ... یک پسر ایده آل! اندامی زیبا، قدی بلند، کمری باریک، موهای فشن، بینی عمل کرده، آرایشی غلیظ، لباسی چسبان، خالکوبی روی بدن، سیگار، ... یک دختر ایده آل!

اینها معیارهای امروزی برای آشنایی جوانان با یکدیگر است چرا که در جایی که اخلاقیات حرفی برای گفتن نداشته باشند معیار انتخاب مادی و ظاهری خواهد بود ،معیارهایی که جز بی هویتی چیزی برای نسل جوان ایرانی به همراه ندارد چرا که در فرهنگ اصیل اسلامی –ایرانی جایی ندارد.

 

برای ادامه روی ادامه مطلب کلیلک کنید

ادامه نوشته

نامه

جواني


خدايا!

پشت حصار تكرار خطاهايم بنويس:

(جواني)

كل كل شاعر زن و شاعر مرد

شاعر زن ميگه:

به نام خدايي كه زن آفريد/ حكيمانه امثال من آفريد

خدايي كه اول تو را لز لجن/ و بعدآ مرا از لجن آفريد!

براي من انواع گيسوي و موي/ براي تو قدري چمن آفريد!

مرا شكل طاووس كرد و تورا/ شبيه بز و كرگدن آفريد!

به نام خدايي كه اعجاز كرد/ مرا مثل آهو ختن آفريد

تو را روز اول به همراه من/ رها در بهشت عدن آفريد

ولي بعدآ آمد و از روي لطف/ مرا بي كس و بي وطن آفريد

خدايي كه زير سيبيل شما/ بلندگو به جاي دهن آفريد!

وزير و وكيل و رئيس ات نمود/ مرا خانه داري vcp آفريد

براي تو يك عالمه كيس خوب/ شراره، پري، نسترن آفريد

براي من اما فقط يك نفر/ برادپيت من را حسن آفريد!

برايم لباس عروسي كشيد/ و عمري مرا در كفن آفريد!


حالا برو تو ادامه مطلب تا بگم شاعر مرد در جوابش چي ميگه

آخرش نظر بديدا !!!!!!!!!!!!!!

ادامه نوشته

دختر فداکار

دخترفداکار

همسرم نواز با صدای بلند گفت، تا کی می خوای سرتو توی اون روزنامه فرو کنی؟ میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟

شوهر روزنامه رو به کناری انداخت و بسوی آنها رفت

تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد.

 

                             ( برای مشاهده بیشتر بر روی ادامه مطالب کلیک کنید)

ادامه نوشته

بوی ماه مدرسه...

بوی ماه مدرسه...

باز امد بوی ماه مدرسه

بوی بازی های راه مدرسه

بوی ماه مهر ماه مهربان
بوی خورشید پگاه مدرسه

از میان کوچه های خستگی
می گریزم در پناه مدرسه

باز می بینم ز شوق بچه ها
اشتیاقی در نگاه مدرسه

زنگ تفریح و هیاهوی نشاط
خنده های قاه قاه مدرسه

باز بوی باغ را خواهم شنید
از سرود صبحگاه مدرسه

روز اول لاله ای خواهم کشید
سرخ بر تخته سیاه مدرسه

سلام سلام خوبین؟؟؟آیدام خوبه چی فک کردی؟!

یه چیز قشنگ بذا این پایین واستون بذارم شایدم شنیده باشین ولی چون قشنگه گذاشتمش!

بخون حالشو ببر!!!

  ""ترجيح مي دم روي موتورسيكلتم باشم و به خدا فكر كنم تا اينكه تو كليسا باشم وبه موتورسيكلتم فكر كنم"""

- مارلون

ماشالا هزار ماشالا نظرم ک نمیدینSmiley

باهاتون قهرم باشــــه دیـــگه .. اونطوری نیگا نکنا!!!بدو نظر بدهـــــ ..

منم میام وبتون .. ب جون آیدا!!!فعلا بایــــــــــ .. دوسمتون دارمممممممم /...

شعری درباره ی وصف خدا از قیصر امیر پور

 

پيش از اينها فكر مي كردم خدا

خانه اي دارد كنار ابر ها

 

مثل قصر پادشاه قصه ها

خشتي از الماس خشتي از طلا

 

دوستای من برید ادامه مطلب تا بقیه شعر رو بخونید.

******************************************

یه درخواست از نویسندگان(دوستان گلم):

 می شه یکی قالب وبو عوض کنه!

البته اگه دوست داشتید.

اگه خواستید قالب رو عوض کنید بهم خبر بدید تا یه سایت خوب برای انتخاب قالب وبلاگ بهتون معرفی کنم.

ادامه نوشته