گنجشک و آتش

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد

و برمی گشت !

پرسیدند :

چه می کنی ؟

پاسخ داد :

در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ...

گفتند :

حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است

و این آب فایده ای ندارد

گفت :

...شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ،

اما آن هنگام که خداوند می پرسد :

زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟

پاسخ میدم :

هر آنچه از من بر می آمد !!!!!

 

 

پ ن : چرا ما اینطوری نیستیم...

مدیریت ............ در.................

دو خلبان نابينا که هر دو عينک‌هاي تيره به چشم داشتند، در کنار ساير خدمه پرواز به سمت هواپيما آمدند، در حالي که يکي از آن‌ها عصايي سفيد در دست داشت و ديگري به کمک يک سگ راهنما حرکت مي‌کرد. زماني که دو خلبان وارد هواپيما شدند، صداي خنده ناگهاني مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابين پرواز رفته و پس از معرفي خود و خدمه پرواز، اعلام مسير و ساعت فرود هواپيما، از مسافران خواستند کمربندهاي خود را ببندند. در همين حال، زمزمه‌هاي توام با ترس و خنده در ميان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، يک نفر از راه برسد و اعلام کند اين ماجرا فقط يک شوخي يا چيزي شبيه دوربين مخفي بوده  است.اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپيما شروع به حرکت روي باند کرده و کم کم سرعت گرفت. هر لحظه بر ترس مسافران افزوده مي‌شد چرا که مي‌ديدند هواپيما با سرعت به سوي درياچه کوچکي که در انتهاي باند قرار دارد، مي‌رود. هواپيما همچنان به مسير خود ادامه مي‌داد و چرخ‌هاي آن به لبه درياچه رسيده بود که مسافران از ترس شروع به جيغ و فرياد کردند. اما در اين لحظه هواپيما ناگهان از زمين برخاست و سپس همه چيز آرام آرام به حالت عادي بازگشته و آرامش در ميان مسافران برقرار شد. در همين  هنگام در کابين خلبان، يکي از خلبانان به ديگري گفت: «يکي از همين روزها بالاخره مسافرها چند ثانيه ديرتر شروع به جيغ زدن مي‌کنند و اون‌وقت کار همه‌مون تمومه!»...

>>>>در اين لحظه شما پس از خواندن اين داستان کوتاه، جاهای خالی را با لغات مناسب پر کنید......

سلام

خارج از همه موضوعات وبلاگ

چند روزه خیلی از خاطراتم رو مخمه. چقدر تلاش کردم بهش فکر نکنم اما نشد. چرا خاطره ها میرن اما یادشون نمیره؟شاید واسه همینه میشه خاطره!! کاش همشون با هم میرفتن.

 

یه داستان جالب خوندم: ماها چقدر این طوری هستیم؟؟

تکرار تاریخ

مردی مقابل پور سینا ایستاد و گفت : ای خردمند ، به من بگو آیا من هم همانند پدرم در تهی دستی و فقر می میرم ؟

پورسینا تبسمی کرد و گفت : اگر خودت نخواهی ، خیر به آن روی نمی شوی .

 مرد گفت گویند هر بار ما آینه پدران خویشیم و بر آن راه خواهیم بود .


پور سینا گفت پدر من دارای مال و ثروت فراوان بود اما کسی جز مردم شهرمان او را نمی شناخت . حال من ثروت ندارم اما شهرت بسیار دارم . هر یک مسیر جدا را طی کرده ایم . چرا فکر می کنی همواره باید راه رفته را باز طی کنیم .


مرد نفسی راحت کشید و گفت : همسایه ام چنین گفت . اگر مرا دلداری نمی دادید قالب تهی می کردم .

پورسینا خندید و در حالی که از او دور می شد گفت احتمالا ترس را از پدر به ارث برده ایی و مرد با خنده می گفت آری آری…

 

 

پ.ن: من کاملاْ همین جوری ام!!!


شبکه های اجتماعی در ویکی پدیا!!!!!

شبکه اجتماعی

شبکهٔ اجتماعی ساختاری اجتماعی است که از گره هایی(که عموما فردی یا سازمانی هستند) تشکیل شده‌است که توسط یک یا چند نوع خاص از وابستگی به هم متصل اند، برای مثال: قیمت‌ها، الهامات، ایده‌ها و تبادلات مالی، دوست‌ها، خویشاوندی، تجارت، لینک‌های وب، سرایت بیماری‌ها (اپیدمولوژی) یا مسیرهای هواپیمایی. ساختارهای حاصل اغلب بسیار پیچیده هستند. تحلیل شبکه‌های اجتماعی روابط اجتماعی را با اصطلاحات رأس و یال می‌نگرد. رأس‌ها بازیگران فردی درون شبکه‌ها هستند و یال‌ها روابط میان این بازیگران هستند. انواع زیادی از یال‌ها می‌تواند میان رأس‌ها وجود داشته باشد. تحقیق در تعدادی از زمینه‌های آکادمیک نشان داده‌است که شبکه‌های اجتماعی در بسیاری از سطوح به کار گرفته می‌شوند از خانواده‌ها گرفته تا ملت‌ها و نقش مهمی در تعیین راه حل مسائل، اداره کردن تشکیلات و میزان موفقیت افراد در رسیدن به اهدافشان ایفا می‌کند.

در ساده‌ترین شکل یک شبکهٔ اجتماعی نگاشتی از تمام یال‌های مربوط، میان رأس‌های مورد مطالعه‌است. شبکهٔ اجتماعی هم چنین می‌تواند برای تشخیص موقعیت اجتماعی هر یک از بازیگران مورد استفاده قرار گیرد. این مفاهیم غالبا در یک نمودار شبکهٔ اجتماعی نشان داده می‌شوند که درآن، نقطه‌ها رأس‌ها هستند و خط‌ها نشانگر یال‌ها.

مثالی از نمودار یک شبکه اجتماعی

آنالیز شبکه‌های اجتماعی [ویرایش]

آنالیز شبکه‌های اجتماعی(مرتبط با نظریه شبکه‌ها) به عنوان یک تکنیک کلیدی در جامعه شناسی، انسان شناسی، جغرافیا، روانشناسی اجتماعی، جامعه شناسی زبان، علوم ارتباطات، علوم اطلاعات، مطالعات سازمانی، اقتصاد و زیست شناسی مدرن همانند یک موضوع محبوب در زمینهٔ تفکر ومطالعه پدیدار شده‌است.

بالغ بر یک قرن است که مردم، شبکهٔ اجتماعی مجازی را برای اشاره‌های ضمنی به مجموعه روابط پیچیده میان افراد درسیستم‌های اجتماعی در تمامی مقیاس‌ها از روابط بین فردی گرفته تا بین‌المللی مورد استفاده قرار می‌دهند. در سال ۱۹۴۵ J. A. Barnes برای نخستین بار از اصطلاح قاعده مند برای مشخص کردن الگوهایی از رشته‌ها استفاده کرد که مفاهیم را مشخص می‌کنند و به صورت رایج توسط عموم و دانشمندان علوم اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گیرد : گروه‌های محدود (مانند: قبایل و خانواده‌ها) و طبقات اجتماعی(مانند: جنسیّت و قومیت). دانشورانی چون : S.D. Berkowitz, Stephen Borgatti, Ronald Burt, Linton Freeman, Mark Granovetter, Peter Marsden, Nicholas Mullins, Anatol Rapoport, Stanley Wasserman, Barry Wellman, and Harrison White کاربرد شبکه‌های اجتماعی را به تفصیل بیان کرده‌اند..[۱]

آنالیز شبکه‌های اجتماعی از طریق احکام نظری و روش‌ها و تحقیق‌های مربوط به آن از یک صنعت ضمنی به معبری تحلیلی برای پارادایم‌ها تغییر یافته‌است. براهین تحلیلی از کل گرفته تا جزء؛ از ساختار گرفته تا روابط و افراد، از اخلاق گرفته تا رفتار همگی شبکه‌های سراسری را مورد بررسی قرار می‌دهند که در آن‌ها، همهٔ رشته‌ها شامل روابط ویژه‌ای در میان جمعیت ِ تعریف شده‌اند و یا شبکه‌های فردی را مورد بررسی قرار می‌دهند که شامل رشته‌ها یی است که افراد مشخصی آن‌ها را دارند از قبیل انجمن‌های خصوصی.[۲]

گرایش‌های تحلیلی متعددی آنالیز شبکه‌های اجتماعی را تمیز می‌دهند: هیچ فرضی وجود ندارد که گروه‌ها، بلوک‌های بنا کنندهٔ اجتماع هستند :[۳] : این معبر برای مطالعهٔ سیستم‌های اجتماعی با محدودیت کمتر باز است از اجتماعات غیر محلی گرفته تا لینک‌های درون وب‌گاه‌ها.

آنالیز شبکه‌های اجتماعی علاوه بر سروکارداشتن با اشخاص (افراد، سازمان‌ها، ایالات) به عنوان واحدهای گسستهٔ تحلیل، برروی چگونگی ساختار رشته‌ها که اشخاص و روابط میان آن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد نیز تمرکز می‌کند.

برخلاف تحلیل‌هایی که بر این فرض استوارند که هنجارهای اجتماعی تعیین کنندهٔ رفتارها هستند، آنالیز شبکه‌های اجتماعی به بررسی وسعت تاثیرگذاری ساختار و ترکیب رشته‌ها بر هنجارها می‌پردازد.

شکل یک شبکهٔ اجتماعی به تعیین میزان سودمندی شبکه برای افراد آن شبکه کمک می‌کند. به طور جزئی شبکه‌های محکم برای اعضایشان نسبت به شبکه‌هایی که تعداد زیادی اتصالات ضعیف برای افراد خارج از شبکهٔ اصلی دارند، کمتر مفید واقع می‌شوند. بیشتر شبکه‌های باز با اتصالات اجتماعی و رشته‌های ضعیف، شانس بیشتری برای دسترسی به ایده‌ها و دست آوردهای جدید نسبت به شبکه‌های بسته با رشته‌های طویل فراهم می‌آورد. به بیان دیگر گروهی از دوستان که تنها دارای ارتباط با یکدیگر هستند، اطلاعات و دست آوردهای یکسانی را به اشتراک می‌گذارند. اما گروهی از افراد که دارای ارتباط با بخش‌های اجتماعی دیگر هستند شانس بیشتری برای دسترسی به محدودهٔ وسیعتری از اطلاعات دارند. افراد برای دستیابی به موفقیت بهتر است که با شبکه‌های گوناگونی ارتباط داشته باشند تا اینکه ارتباطات زیادی درون یک شبکه داشته باشند. به طور مشابه افراد می‌توانند تأثیرگذاری و ایفای نقش به عنوان واسطه در برقراری ارتباط بین دو شبکه که به هم متصل نیستند را تمرین کنند.(این کار پر کردن سوراخ‌های ساختاری نامیده می‌شود.)[۴]


آنالیز شبکه‌های اجتماعی چشم انداز متناوبی را ایجاد می‌کند که در آن خواص افراد نسبت به ارتباطات و رشته‌های میان آن‌ها در شبکه از اهمیت کمتری برخوردار است. این معبر ایجاد شده‌است تا برای توضیح بسیاری از پدیده‌های جهان واقعی مفید واقع شود، اما مجال کمتری برای نمایندگی‌های فردی باقی می‌گذارد تا توانمندی‌های فردیشان روی موفقیت تأثیرگذار باشد زیرا بخش زیادی از این توانمندی‌ها درون ساختار شبکه باقی می‌ماند.

شبکه‌های اجتماعی برای بررسی چگونگی تأثیرات متقابل میان تشکیلات، توصیف بسیاری از اتصالات غیررسمی که مجریان را به یکدیگر متصل می‌کند، نیز مورد استفاده قرار گرفته‌است و در این زمینه‌ها نیز به خوبی برقراری ارتباطات فردی میان کارمندان در سازمان‌های مختلف عمل می‌کند. شبکه‌های اجتماعی نقش کلیدی در موفقیت‌های تجاری و پیشرفت‌های کاری ایفا می‌کنند. شبکه‌ها راههایی را برای شرکت‌ها فراهم می‌کند که اطلاعات جمع آوری کنند، از رقابت بپرهیزند و حتی برای تنظیم قیمت‌ها و سیاست‌ها با هم تبانی کنند..[۵]

آشنایی با شبکه‌های اجتماعی اینترنتی [ویرایش]

فضای مجازی مجال شکل‌گیری اجتماعات جدید از کاربران را فراهم می‌کند. از زمان تونیس (Tonnies) و تلاش او برای تعریف دو گونه تجمع انسانی یعنی «اجتماع» در مقابل «جامعه» (گزلشافت و گمنشافت) به بعد همه متفکران علوم اجتماعی و فرهنگی «رو در رو بودن»، «محدودیت تعداد»، و «ابتناء بر روابط عاطفی و نه روابط عقلانی را از خصائص بنیانی»اجتماع" عنوان کرده‌اند.

هر چند روابط کاربران فضای مجازی رابطه‌ای با واسطه‌است و نه رو در رو، بسیاری از مطالعه کنندگان اینترنت تمایل دارند از اصطلاح «اجتماع» برای اشاره به جمع کاربران استفاده کنند.

در این میان تلاش‌های متعددی در حال انجام است تا حوزه و دامنه معنایی کاربردهای جدید این اصطلاح را برای اشاره به تجمعات کاربران فضای مجازی، روشن سازد. ازجمله می‌توان به تلاش‌های خانم شلینی ونچرلی اشاره کرد.

نظرات ونچرلی در سایت USINFO ارائه شده‌است. او به شبکه‌ها و سازمان‌های رسمی که به سامان بخشیدن به روابط و مقررات ارتباطاتی در فضای مجازی اشتغال دارند می‌پردازد و در ادامه به موضوع اجتماعات کاربران و خصوصیت‌های آنها اشاره می‌کند.

شبکه‌های اجتماعی برپایه اینترنت از قبیل facebook.com و myspace.com در بین جوانان آمریکایی محبوبیت به سزایی کسب کرده‌اند. این شبکه‌های اجتماعی درعین حال که فضاهایی هستند که درآنها افراد دوستان جدیدی پیدا می‌کنند و یا دوستان قدیمی خود را در جریان تغییرات زندگی شان قرار می‌دهند، مکان‌هایی برای تبادل نظر هستند که در آنها جوانان عقاید و نظرات خود را با هم به اشتراک می‌گذارند.

این قابلیت که یک جوان بتواند با امثال خود در کشورهای دیگر جهان ارتباط برقرار کند باعث می‌شود تا این شبکه‌ها به مکانی تبدیل شوند که در آنها ایده‌های جدید معرفی می‌شوند و مورد بحث قرار می‌گیرند.


شبکه‌های اجتماعی اینترنتی در دنیا [ویرایش]

استفاده از خدمات شبکه‌های اجتماعی، روزبه‌روز محبوبیت بیشتری پیدا می‌کند. هم‌اکنون سایت‌های شبکه‌های اجتماعی، بعد از پرتال‌های بزرگی مثل یاهو یا ام‌اس‌ان موتورهای جستجو مثل گوگل، تبدیل به پراستفاده‌ترین خدمت اینترنتی شده‌اند.

خیلی از نهادهای مختلف جهانی و اینترنتی با اهداف گوناگون که مهم‌ترین آنها تجاری و تبلیغاتی است، دست به‌راه‌اندازی شبکه‌های اجتماعی زده یا درصدد خرید سهام مهم‌ترین شبکه‌های اجتماعی دنیا هستند؛ مثل رقابت اخیر گوگل و مایکروسافت برسر سایت مای‌اسپیس و فیس‌بوک.

در رقابت مای‌اسپیس، پرکاربرترین سایت شبکه اجتماعی دنیا گوگل و در رقابت برسر فیس‌بوک، مایکروسافت برنده‌شد. ضمن اینکه یاهو هم بعد از راه‌اندازی نه‌چندان موفق «۳۶۰درجه»، به دنبال راه‌اندازی یک شبکه اجتماعی دیگر به‌اسم «مش» است.

ناسا هم برای جذب جوانان علاقمند به موضوعات هوافضا، یک شبکه اجتماعی را بر پایه استانداردهای نسل آینده وب و تنظیمات سایت خود راه اندازی کرد.

این شبکه اجتماعی جدید که مای ناسا نام دارد، بخش‌های بسیار پیشرفته‌ای دارد که کاربران می‌توانند از طریق آنها تصاویر و تفکرات خود را درباره موضوعات فضایی با سایر کاربران به‌اشتراک بگذارند. مای ناسا یک نمونه بسیار اصلی از شبکه‌های اجتماعی است و یک محیط مجازی را می‌سازد که در آن کاربران می‌توانند تمام موضوعات و مقولات مورد نظر و شخصی خود را جمع‌آوری کنند.

کاربران می‌توانند در این شبکه اجتماعی جدید برای خود وبلاگ درست کنند و از وبلاگ‌هایی نظیر وبلاگ یکی از مدیران ناسا که روایت بسیار شگفت‌انگیزی را از ماموریت‌های فضایی خود نقل کرده‌است، استفاده کنند.

شبکه‌های اجتماعی، به‌خصوص آن‌هایی که کاربردهای معمولی و غیرتجاری دارند، مکان‌هایی در دنیای مجازی هستند که مردم خود را به‌طور خلاصه معرفی می‌کنند و امکان برقراری ارتباط بین خود و همفکرانشان را در زمینه‌های مختلف مورد علاقه فراهم می‌کنند. البته در بعضی از این موارد مثل مای‌ناسا سمت و سوی اصلی این علایق (فضا) مشخص است.

به نظر می‌رسد شبکه‌های اجتماعی در اینترنت، در آینده بیش از این هم اهمیت پیدا می‌کند. این شبکه‌ها هم‌اکنون هم روزبه‌روز محبوب‌تر می‌شوند. با شبکه‌های اجتماعی، دیگر افراد برای پیداکردن همفکران خود در موارد گوناگون تنها نیستند؛ یک دوست آرژانتینی برای تحلیل بازی‌های بوکاجونیورز، یک دوست سوئدی برای صحبت در مورد فناوری اطلاعات، یک دوست فرانسوی برای صحبت در مورد فیلم‌های سینمای مستقل یا یک دوست مصری برای بحث در مورد مسائل خاورمیانه.

مسلما در دنیای حقیقی هیچ‌گاه افراد علاقه‌مند، موضوعات موردعلاقه خود را به این گستردگی نمی‌یافتند. این دلیل و شاید دلایل مشابه این، سرویس‌های شبکه‌های اجتماعی را به یکی از مهم‌ترین ارکان اینترنت در دو، سه سال اخیر تبدیل کرده‌است.

شبکه‌های اجتماعی اینترنتی در ایران [ویرایش]

حدود ۴ سال پیش بود که مفهوم شبکه‌های اجتماعی به‌طور گسترده با حضور اورکات در میان کاربران ایرانی رواج پیدا کرد و در مدت کوتاهی آن‌قدر سریع رشد کرد که پس از برزیل و آمریکا، ایران سومین کشور حاضر در اورکات شد.

اما درهمان زمان شایعاتی هم رواج پیدا کرد که نسبت به عضویت در این انجمن هشدار دادند. می‌گفتند که گوگل (گرداننده اورکات) از این طریق به اطلاعات شخصی، علایق و نظرات و ارتباطات خصوصی افراد دست پیدا می‌کند و ممکن است این کار باعث ازبین‌رفتن امنیت شخصی افراد شود.

چندی پیش دادگاهی در برزیل، از گوگل تقاضای اجرای محدودیت‌هایی در سرویس اورکات کرد تا گروه‌های نژادپرستانه از اورکات حذف شوند. البته گوگل از اجرای این تقاضا سرباز زده‌است.

گوگل اعلام کرده چون سرورهای گوگل که مرتبط با اورکات هستند، در آمریکا قرار دارند، کلیه امور مربوط به آن مطابق قوانین آمریکا بوده و نمی‌توان قوانین برزیل یا سایر دولت‌ها را در آن دخیل کرد اما گروه‌های خاصی را که بر خلاف قوانین داخلی اورکات بوده‌اند، شناسایی و بسته‌است.

هرچند که یاهو ۳۶۰ هنوز مورد استفاده قرارمی‌گیرد، اما کاربران ایرانی به سراغ سایت‌های شبکه‌های اجتماعی کمتر معروف و حتی شبکه‌های اجتماعی ایرانی می‌روند.

با نگاهی به تعداد کاربران ۲۴ شبکه اجتماعی پرطرفدار دنیا (جدول)، به آسانی می‌شود میزان تاثیرگذاری این شبکه‌ها را درک کرد. این شبکه‌ها مجموعاً بیش از یک میلیارد کاربر دارند و اگرچه تعامل زیادی بین کاربران آنها هست، اما به‌هرحال رقم فوق‌العاده‌ای است.

فهرست پرکاربرترین شبکه‌های اجتماعی با بیش از ۱۰ میلیون کاربر تا دسامبر ۲۰۰۷

نام موضوع کاربر
Facebook عمومی-آمریکای شمالی ۵۰۰,۰۰۰,۰۰۰ [۶]
My Space عمومی- آمریکای شمالی ۲۹۰,۰۰۰,۰۰۰
Orkut عمومی ۶۷,۰۰۰,۰۰۰
HI5 عمومی ۵۰,۰۰۰,۰۰۰
Windows Live Space عمومی / وبلاگ مایکروسافت ۴۰,۰۰۰,۰۰۰
Classmates همکلاسی‌های قدیمی ۴۰,۰۰۰,۰۰۰
bebo عمومی / کشورهای مشترک‌المنافع انگلیس ۴۰,۰۰۰,۰۰۰
Xanga عمومی و وبلاگ ۴۰,۰۰۰,۰۰۰
Flixster فیلم‌های سینمایی ۳۶,۰۰۰,۰۰۰
Tagged عمومی ۳۰,۰۰۰,۰۰۰
Netlog عمومی ۲۸,۰۰۰,۰۰۰
Reunion دوستان قدیمی و خانواده ۲۸,۰۰۰,۰۰۰
Broadcaster اشتراک‌گذاری کلیپ ۲۶,۰۰۰,۰۰۰
Friendster عمومی ۲۶,۰۰۰,۰۰۰
Cyworld عمومی / کره‌ای‌ها ۲۱,۰۰۰,۰۰۰
Friends Reunited دوستان قدیمی ۱۹,۰۰۰,۰۰۰
LinkedIn تجارت ۱۶,۰۰۰,۰۰۰
Black Planet عمومی / سیاهان ۱۶,۰۰۰,۰۰۰
imeem موسیقی، عکس، ویدیو ۱۶,۰۰۰,۰۰۰
Plaxo تجارت ۱۵,۰۰۰,۰۰۰
Last.fm موسیقی و کلیپ ۱۵,۰۰۰,۰۰۰
Fotolog عکاسی ۱۳,۰۰۰,۰۰۰
LiveJournal وبلاگ ۱۳,۰۰۰,۰۰۰
badoo عمومی / اروپا ۱۲,۰۰۰,۰۰۰

«یاهو ۳۶۰درجه» با تنها ۴,۷۰۰,۰۰۰ کاربر، در بین شبکه‌های با کاربران بالای ۱۰میلیون دیده نمی‌شود.

منابع [ویرایش]

  1. Linton Freeman, The Development of Social Network Analysis. Vancouver: Empirical Pres, ۲۰۰۶.
  2. Wellman, Barry and S.D. Berkowitz, eds., ۱۹۸۸. Social Structures: A Network Approach. Cambridge: Cambridge University Press.
  3. Freeman, Linton. ۲۰۰۶. The Development of Social Network Analysis. Vancouver: Empirical Pres, ۲۰۰۶; Wellman, Barry and S.D. Berkowitz, eds., ۱۹۸۸. Social Structures: A Network Approach. Cambridge: Cambridge University Press.
  4. Scott, John. ۱۹۹۱. Social Network Analysis. London: Sage.
  5. Wasserman, Stanley, and Katherine Faust. ۱۹۹۴. Social Network Analysis: Methods and Applications. Cambridge: Cambridge University Press.
  6. «فیسبوک به مرز 500 میلیون کاربر رسید». رسانه های اجتماعی.

مدیران ایرانی و مدیریت در بلاد کفر!!!

اروپا: موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت مديريتش سنجيده ميشود
ايران: موفقيت مدير سنجيده نميشود، خود مدير بودن نشانه موفقيت است   

اروپا: مديران بعضی وقتها استعفا ميدهند
ايران: عشق به خدمت مانع از استعفا ميشود   

اروپا: افراد از مشاغل پايين شروع ميکنند و به تدريج ممکن است مدير شوند
ايران: افراد مدير مادرزادی هستند و اولين شغلشان در بيست سالگی مديريت است

 اروپا: برای يک پست مديريت، دنبال مدير ميگردند
ايران: برای يک فرد، دنبال پست مديريت ميگردند و در صورت لزوم اين پست ساخته ميشود   

اروپا: يک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدير شود
ايران: يک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حاليکه مديرش سه بار عوض شده   

اروپا: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مديريت ميکنند
ايران: اگر بخواهند از کسی هيچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مديريت ميکنند   

اروپا: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی ميکند و حتی ممکن است محاکمه شود
ايران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدير ميشود و پست مديريت جديد ميگيرد   

اروپا: مديران بصورت مستقل استخدام و برکنار ميشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ کار ميکنند
ايران: مديران بصورت مستقل و غيرهماهنگ کار ميکنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار ميشوند   

اروپا: برای استخدام مدير، در روزنامه آگهی ميدهند و با برخی مصاحبه ميکنند 
ايران: برای استخدام مدير، به فرد مورد نظر تلفن ميکنند   

اروپا: زمان پايان کار يک مدير و شروع کار مدير بعدی از قبل مشخص است
ايران: مديران در همان روز حکم مديريت يا برکناريشان را ميگيرند   

اروپا: همه ميدانند درآمد قانونی يک مدير زياد است 
ايران: مديران انسانهای ساده زيستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد   

اروپا: شما مديرتان را با اسم کوچک صدا ميزنيد
ايران: شما مديرتان را صدا نميزنيد، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نميدهد   

اروپا: برای مديريت، سابقه کار مفيد و لياقت لازم است
ايران: برای مديريت، مورد اعتماد بودن کفايت ميکند

آمار!!!!!!!!

سلام

سال نو مبارک

http://up98.org/upload/server1/02/h/b6njs3qgdjcfm5eyi024.gif

?What is Culture

?What is Culture

 
photo of Edward. B. Tylor
  Edward B. Tylor
  (1832-1917)


The word culture click this icon to hear the preceding term pronounced has many different meanings.  For some it refers to an appreciation of good literature, music, art, and food.  For a biologist, it is likely to be a colony of bacteria or other microorganisms growing in a nutrient medium in a laboratory Petri dish.  However, for anthropologists and other behavioral scientists, culture is the full range of learned human behavior patterns.  The term was first used in this way by the pioneer English Anthropologist Edward B. Tylor in his book, Primitive Culture, published in 1871.  Tylor said that culture is "that complex whole which includes knowledge, belief, art, law, morals, custom, and any other capabilities and habits acquired by man as a member of society."  Of course, it is not limited to men.  Women possess and create it as well.  Since Tylor's time, the concept of culture has become the central focus of anthropology.

Culture is a powerful human tool for survival, but it is a fragile phenomenon.  It is constantly changing and easily lost because it exists only in our minds.  Our written languages, governments, buildings, and other man-made things are merely the products of culture.  They are not culture in themselves.  For this reason, archaeologists can not dig up culture directly in their excavations.  The broken pots and other artifacts of ancient people that they uncover are only material remains that reflect cultural patterns--they are things that were made and used through cultural knowledge and skills.


Layers of Culture

There are very likely three layers or levels of culture that are part of your learned behavior patterns and perceptions.  Most obviously is the body of cultural traditions that distinguish your specific society.  When people speak of Italian, Samoan, or Japanese culture, they are referring to the shared language, traditions, and beliefs that set each of these peoples apart from others.  In most cases, those who share your culture do so because they acquired it as they were raised by parents and other family members who have it.

 
graphic representation of sub-cultures within a culture

The second layer of culture that may be part of your identity is a subculture click this icon to hear the preceding term pronounced.  In complex, diverse societies in which people have come from many different parts of the world, they often retain much of their original cultural traditions.  As a result, they are likely to be part of an identifiable subculture in their new society.  The shared cultural traits of subcultures set them apart from the rest of their society.  Examples of easily identifiable subcultures in the United States include ethnic groups such as Vietnamese Americans, African Americans, and Mexican Americans.  Members of each of these subcultures share a common identity, food tradition, dialect or language, and other cultural traits that come from their common ancestral background and experience.  As the cultural differences between members of a subculture and the dominant national culture blur and eventually disappear, the subculture ceases to exist except as a group of people who claim a common ancestry.  That is generally the case with German Americans and Irish Americans in the United States today.  Most of them identify themselves as Americans first.  They also see themselves as being part of the cultural mainstream of the nation.

photo of four casually dressed Cuban American women   These Cuban American
women in Miami, Florida
have a shared subculture
identity that is reinforced
through their language,
food, and other traditions

The third layer of culture consists of cultural universals.  These are learned behavior patterns that are shared by all of humanity collectively.  No matter where people live in the world, they share these universal traits.  Examples of such "human cultural" traits include:

 1.  

communicating with a verbal language consisting of a limited set of sounds and grammatical rules for constructing sentences

 2.

using age and gender to classify people (e.g., teenager, senior citizen, woman, man)

 3.

classifying people based on marriage and descent relationships and having kinship terms to refer to
them (e.g., wife, mother, uncle, cousin)

 4.

raising children in some sort of family setting

 5.

having a sexual division of labor (e.g., men's work versus women's work)

 6.

having a concept of privacy

 7.

having rules to regulate sexual behavior

 8.

distinguishing between good and bad behavior

 9.

having some sort of body ornamentation

10.

making jokes and playing games

11.

having art

12.

having some sort of leadership roles for the implementation of community decisions

While all cultures have these and possibly many other universal traits, different cultures have developed their own specific ways of carrying out or expressing them.  For instance, people in deaf subcultures frequently use their hands to communicate with sign language instead of verbal language.  However, sign languages have grammatical rules just as verbal ones do.


Culture and Society

Culture and society click this icon to hear the preceding term pronounced are not the same thing.  While cultures are complexes of learned behavior patterns and perceptions, societies are groups of interacting organisms.  People are not the only animals that have societies.  Schools of fish, flocks of birds, and hives of bees are societies.  In the case of humans, however, societies are groups of people who directly or indirectly interact with each other.  People in human societies also generally perceive that their society is distinct from other societies in terms of shared traditions and expectations.

While human societies and cultures are not the same thing, they are inextricably connected because culture is created and transmitted to others in a society.  Cultures are not the product of lone individuals.  They are the continuously evolving products of people interacting with each other.  Cultural patterns such as language and politics make no sense except in terms of the interaction of people.  If you were the only human on earth, there would be no need for language or government.


Is Culture Limited to Humans?

  photo of an orangutan mother with a baby on her back   Non-human culture? 
This orangutan mother is
using a specially prepared
stick to "fish out" food from
a crevice.  She learned this
skill and is now teaching it
to her child who is hanging
on her shoulder and intently
watching.

There is a difference of opinion in the behavioral sciences about whether or not we are the only animal that creates and uses culture.  The answer to this question depends on how narrow culture is defined.  If it is used broadly to refer to a complex of learned behavior patterns, then it is clear that we are not alone in creating and using culture.  Many other animal species teach their young what they themselves learned in order to survive.  This is especially true of the chimpanzees and other relatively intelligent apes and monkeys.  Wild chimpanzee mothers typically teach their children about several hundred food and medicinal plants.  Their children also have to learn about the dominance hierarchy and the social rules within their communities.  As males become teenagers, they acquire hunting skills from adults.  Females have to learn how to nurse and care for their babies.  Chimpanzees even have to learn such basic skills as how to perform sexual intercourse.  This knowledge is not hardwired into their brains at birth.  They are all learned patterns of behavior just as they are for humans.

سلام

سلام

امتحانام تمام شد

یک داستان خنده دار درادامه مطلبه

بخونید خیلی بامزه بود

ادامه نوشته

مدیریت به سبک ایرانی!!!!

مدیریت به سبک ایرانی!

 
يه روز يه تيم قايقراني ايراني تصميم مي گيرد كه با يك تيم ژاپني در يك مسابقه سرعت شركت كنند. هر دو تيم توافق مي كنند كه سالي يك بار با هم رقابت كنند
هر تيم شامل 8 نفر بود
در روزهاي قبل از اولين مسابقه هر دو تيم خيلي خيلي زياد تلاش مي كردند كه براي مسابقه به بيشترين آمادگي برسند
روز مسابقه فرا مي رسد و رقابت آغاز مي شود . هر دو تيم شانه به شانه هم به پيش مي رفتند و درحالي كه قايقها خيلي
نزديك به هم بودند ، تيم ژاپني با يك مايل اختلاف زودتر از خط پايان مي گذرد و برنده مسابقه مي شود
بازيكن هاي تيم ايران از اين شكست حسابي ناراحت مي شوند و با حالتي افسرده از مسابقه بر مي گردند
مسوولان تيم ايران تصميم مي گيرند كاري كنند كه در رقابت سال آينده حتما پيروز بشند ؛ براي همين يك تيم آناليزور استخدام مي كنند براي بررسي علل شكست و پيشنهاد دادن راه كارها و روشهاي جديد براي پيروزي
بعد از تحقيقات گسترده ،‌ تيم تحقيق متوجه اين نكته مهم شدند كه در تيم ژاپن ، 7 نفر پارو زن بوده اند و يك نفر كاپيتان
...و خب البته در تيم ايران 7 نفر كاپيتان بوده اند و يك نفر پارو زن
اين نتايج مديريت تيم را به فكر فرو برد ؛ مديران تيم تصميم گرفتند كه مشاوراني را استخدام كنند كه يك ساختار جديدي را براي تيم طراحي كنند
بعد از چندين ماه مشاوران به اين نتيجه رسيدند كه تيم ايران به اين دليل كه كاپيتان هاي خيلي زياد و پارو زن هاي خيلي كمي داشته شكست خورده ، درپايان بررسي ها مشاوران يك پيشنهاد مشخص داشتند : ساختار تيم ايران بايد تغيير كند
از آن روز به بعد با ارائه راه كار مشاورين تيم ايران چنين تركيبي پيدا كرد : 4 نفر به عنوان كاپيتان ، 2 نفر يه عنوان مدير ، ‌1 نفر به عنوان مدير ارشد و 1 نفر به عنوان پارو زن (!!!) علاوه بر اين مشاورين پيشنهاد كردند براي بهبود كاركرد پارو زن ، حتما يايد پاروزني با صلاحيت و توانايي بهتر در تيم به كارگرفته شود
و در مسابقه سال بعد تيم ژاپن با دو مايل اختلاف پيروز مي شود ...!
  
بعد از شكست در دومين مسابقه ، مديران تيم كه خيلي ناراحت بودند در اولين گام خيلي سريع پارو زن را از تيم اخراج مي كنند ، زيرا به اين نتيجه رسيدند كه پارو زن كارايي لازم را در تيم نداشته است .
 
اما در مقابل از مدير ارشد و 2 نفر مدير تيم خود قدرداني مي كنند و جوايزي را به آنها مي دهند ، براي اينكه اعتقاد داشتند كه آنها انگيزه خيلي خوبي را در تيم ايجاد كردند و در مرحله آماده سازي زحمات زيادي كشيده اند
 
مديران تيم ايران در پايان به اين نتيجه رسيدند كه تيم آناليز كه به خوبي به بررسي دلايل شكست پرداخته بودند ، تيم مشاوران هم كه استراتژي و ساختار خيلي خوبي براي تيم طراحي كرده بودند و مديران تيم هم كه به خوبي انگيزه لازم را در تيم ايجاد ايجاد كرده بودند ، پس حتما يكي از دلايل اين شكست ها ، ناكارامدي ابزار و وسايل استفاده شده بوده است (!!!) و براي بهبود كار و گرفتن نتيجه در مسابقه سال آينده بايد وسايل استفاده شده در مسابقه را تغيير دهند ، در نتيجه
...تيم ايران اين روزها در حال طراحي يك " قايق " جديد است

مدیریت و نوین گرایی

مقدمه:

 

مديريت در زندگي بشر يك پديده نو ظهور نيست بلكه عمر آن به درازاي عمر تاريخ بشري مي رسد.انسان در يك پيوستار تاريخي از زندگي انفرادي به زندگي قومي و از زندگي كشاورزي به حيات مدرن صنعتي و در نهايت به زندگي پيچيده امروزي به نظريه ها و رويكردهاي جديد در مديريت پا نهاده است.

در يك تقسيم بندي كلي روند تكامل و تحول علم مديريت در تاريخ پر فراز و نشيب حيات بشري اغلب به 3 دوره عهد قديم يا دوره ي باستان كه از پيدايش زندگي انسانها تا قرن 15 ميلادي و عصر قرون وسطي كه از قرن 15 ميلادي تا قرن 19 ميلادي و عصر انقلاب صنعتي كه تا قرن 20 ميلادي ادامه داشته تقسيم مي شود.

از سوي ديگر بر حسب تغيير شرايط فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي مديريت را به 3 دوره پيش صنعتي، صنعتي و فرا صنعتي تقسيم كرده اند كه بطور قطع و يقين نمي توان مرز يك دوره را با دوره ي ديگر تعيين كرد.

صاحبنظران ديگر اين 3 دوره را تحت عنوان پيش نوين گرايي (Premodernism)، نوينگرايي(Modernism) و پسا نوينگرايي (Post modernism) نام مي برند. تافلر يكي ديگر از متخصصين علم مديريت اين دوران را تحت عنوان موج اول، موج دوم، و موج سوم تعبير مي كند.

نظريه پردازان ديگري نيز با توجه به نوع فعاليت هاي توليدي بشر در دوران مختلف به 3 بخش كشاورزي، صنعتي و خدمات تقسيم كرده اند.در دوره پيش صنعتي بخش غالب فعاليت اقتصادي، كشاورزي است و محور توليد بازوي انساني است و ارتقاء توليد از طريق بهبود فيزيكي انسانها به كمك بهداشت و تغذيه و امثال آن ميسر مي دانسته اند.

در دوره صنعتي، بخش صنعت بر كل فعاليت اقتصادي  تسلط دارد در اين دوره محور توليد ماشين آلات و ابزار توليد است و ارتقاء سطح توليد بستگي به كم و كيف ماشين آلات و چگونگي بهره وري از آنها داشته است. در دوره فرا صنعتي بخش خدمات بيشترين سهم را در كل توليدات دارد. در اين دوره دانش محور توليد قرار مي گيرد و ارتقاء توليد متكي بر عملكرد مغز انسانهاست

در يك تقسيم بندي تاريخي ديگر مي توان گفت پيش مدرنيسم ابتدا  تا قرون وسطي يعني تا قرن 15 و سپس در قرون رنسانس يعني تا قرن 19 ادامه داشته است و مدرنيسم از قرن 19 به بعد و پسا مدرنيسم در اواخر قرن بيستم شكل گرفته است.

در دوران قرون وسطي به دليل تسلط كامل كليسا بر فكر و انديشه ها و قدرت انحصاري كليسا اجازه رشد و تكامل انديشه ها در علوم مختلف داده نمي شد كه همين امر موجب پيدايش قرون رنسانس يعني عصر تجديد نظر طلبي انسان فرا مي رسد در اين عصر بشر با ستيزه جويي و رهايي از كليسا در داشته ها و موجوديت فكري خود تجديد نظر كلي مي كند.

آنچه كه موجب گذار از قرون وسطي به رنسانس و از رنسانس به عصر صنعتي مدرنيسم گرديد را در 2 عامل اصلي مي توان خلاصه كرد.

يكي را مي توان عامل اقتصادي يعني تبديل فئوداليته به بورژوازي، ارتباط با شرق جنگ هاي صليبي، احداث راه هاي بين المللي، دريانوردي و كشف آمريكا و استراليا و ديگر مناطق جهان بر شمرد و ديگري عامل فكري پيدايش پروتستانيزم در برابر كاتوليك كه موجب تبديل انديشه بشري از آخرت گرايي به دنيا گرايي شد.

سر انجام پايان دوران رنسانس منجر به پيدايش عصر انقلاب صنعتي و سپس دوران مدرنيسم گرديده است.

 

*مدرنيسمModernism

توسط متخصصين و نويسندگان براي واژه ي مدرنيسم تعاريف و ترجمه هاي زيادي مانند مدرنيته، مدرنيت، تجدد، تجددگرايي، امروزه گي، نو انديشي، نوين گرايي و آزاد گرايي صورت گرفته است.

مدرن از واژه لاتين به معناي همين الآن گرفته شده است و مدرنيسم  نوعي حالت يا كيفيت است كه بيانگر تازگي و نو بودن زمان حال و گسست از گذشته و ورود به آينده اي سريع در حال ظهور و در عين حال ناپايدار است. بعضي نيز مدرنيسم را مجموعه  فرهنگ و  و تمدن اروپايي از رنسانس به اين سو تعريف كرده اند  كه در جهت گسست سنت ها حركتي سريع داشته است.

 

 * تاريخچه پيدايش مدرنيسم

 

مبداء پيدايش مدرنيسم وآغاز جنبش نوگرائي يكي سالهاي  1848 است كه پس از سركوب وحشيانه انقلابات آن زمان صورت گرفت .ودومي سال دهه 1880 ميلادي است كه درخلال اين دهه شمار وسيعي ازتجربه گرايي شتابدار سربرآورد .به هرحال نقطه اوج مدرنيسم به تاييد اكثريت نويسندگان سال 1910 تا 1930 ميلادي است .

 

* علل گذار از مرحله پيش نوين گرائي به مرحله نوين گرائي

 

گذار ازمرحله پيش نوين گرائي به مرحله نوين گرائي مانند هردوره انتقالي  اجتماعي يك شبه صورت نگرفته است .اين رويداد درغرب يعني ظهور پروتستانيزم اتفاق افتاد .سازمان اقتصادي نظام سرمايه داري چند ويژگي بارز داشت :

1 – نظام قانوني آن شركت هاي تجاري ونهادهاي مربوط به آن را قانونمند ساخت .

2 – برخلاف گذشته كه نيروي كاربه عنوان رعيت ، خان وحاكم ناگزير ازعرضه خودبود ، عرضه نيروي كار اختياري شد .

3 – تقسيم كار برنامه ريزي شده درداخل شركت به اجرا درآمد.

4 – توليد تابعي ازشرايط ونوسانهاي بازار وتقاضاي اقتصاد آزاد شد.

 

*دوره هاي مدرنيسم

 

مدرنيسم يانوين گرائي را از لحاظ نظريه هاي سازمان ومديريت مي توان به چهار دوره تقسيم كرد :

 

دوره اول :اين دوره رامي توان به دوره ظهور دولت جديد دراوائل قرن بيستم درآلمان منصوب دانست كه شاهد حضور گسترده نهادهاي اقتصادي بود.

دوره دوم : اين دوره را بنام دوره بوروكراسي مي شناسند.متخصصيني مانند اسكات ، هارت وماكس وبر بوروكراسي را لازمه سازمانهاي نوين مي دانستند.

دوره سوم : اين دوره مصادف بامطرح شدن اهميت ملزومات سازماني دانسته اند.دراين دوره افزايش كارائي توليد وارتقاء تطبيق پذيري سازمان باشرايط محيطي به عنوان هدف اصلي مدريت جايگاهي عمده پيداكرد.

دوره چهارم :اين دوره عرضه ظهور مديريت به روش ملوك الطوايفي كه مديريتي عزيز پرورانه ومبتني بررفيق بازي است منصوب دانسته اند.

 

 

 

* مشخصات بارز دوره مدرنيسم

ازمشخصات بارز وويژگي كلي اين دوره را مي توان كل گرائي درشناخت روش قياسي ،رد نسبيت درشناخت ،روش شناسي مبتني برعقل وتجربه ،اخلاق مطلق ، سنت گريزي ، تماميت خواهي و كل گرائي تاريخي دانست .

ازويژگي ديگر اين دوره مي توان به استانداردجهان شمول ، عناصر سازماندهي ، فرماندهي ورهبري ، هماهنگي وكنترل درسازمان برشمرد .

ادامه نوشته