افسوس ،
شهریه ای گران دارد ...
.
.
.
.
.
.
عمر....!


مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم
با خیال او ولی تنهای تنها میروم
در جوابم شاید او حتی نگوید “کیستی ؟”
شاید او حتی بگوید “لایق من نیستی”
مینویسم من که عمری با خیالت زیستم
گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم
.
.
.
این شعرها دیگر برای هیچکس نیست
نه ! در دلم انگار جای هیچکس نیست
آنقدر تنهایم که حتی دردهایم
دیگر شبیه دردهای هیچکس نیست
.
.
.
مثل آتیش تو صحرا / یا که طوفان تو دریا
مثل ظلمت توی شب ها / جون به لب موندم و تنها
.
.
.
در برهوت بی کسی ، تنها تو همزاد منی
ای نازتر از خواب شبم ، آیا تو هم یاد منی ؟
.
.
.
گر بدانم نیستی ، غمی نیست ز تنهایی / اینکه هستی و تنهایم ، غم دارم
.
.
.
از دل کوچه گذشتم از میون جاده ی خیس
این مسیر بدون برگشت که واسم هیچ آشنا نیست
میخوام آرامش بگیرم من که تو غصه اسیرم
حق من نیست مثل سایه توی تنهایی بمیرم…
.
.
.
کاش میشد هیچکس تنها نبود
کاش میشد دیدنت رویا نبود
گفته بودی باتو میمانم ولی
رفتی و گفتی که اینجا جا نبود
سالیان سال تنها مانده ام
شاید این رفتن سزای من نبود
من دعا کردم برای بازگشت
دستهای تو ولی بالا نبود
باز هم گفتی که فردا میرسی
کاش روز دیدنت فردا نبود …
.
.
.
میدانی تنهایی کجایش درد دارد ؟ انکارش !
.
.
.
در قفس تنهاییم تنها یاد توست
که مرا به اوج همه ی دوست داشتنها به پرواز در می آورد
.
.
.
.
وقتی که تنهایی میاد ، حس می کنم که بی کسم
ثانیه ها نمی گذرن ، هیچ موقع فردا نمیآد
دلم دیگه زندگی رو با اینهمه درد نمیخواد
.
.
.
دیر گاهیست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام
وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام
دگر آیینه ز من بی خبر است که اسیر شب یلدا شده ام
من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ ها شده ام
کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام…
.
.
.
گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم
حتی برای “تو” که سالها منتظر در زدنت بودم
.
.
.
اگر تنهایی ام چشم مرا بست / اگر دل از تنم افتاد و بشکست
فدای قلب پاک آن عزیزی / که در هر جا که باشد یاد ما هست
.
.
.
من و غم همچون برادر ، دست الفت داده ایم
رشته ی این دوستی محکم کند تنهایی ام
.
.
.
غربت آن نیست که تنها باشی / فارغ از فتنه ی فردا باشی
غربت آن است که چون قطره ی آب / در به در ، در پی دریا باشی
غربت آن است که مثل من و دل / در میان همه کس یکه و تنها باشی
.
.
.
غریبانه شکستم من اینجا تک و تنها / دل خسته ترینم در این گوشه دنیا
ای بی خبر از عشق که نداری خبر از من / روزی تو آیی که نمانده اثر از من
.
.
.
تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم
گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد !
.
.
.
پیش روی من تا چشم یاری میکند دریاست
چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست
در این ساحل که من افتاده ام خاموش
غمم دریا ، دلم تنهاست
میدانی رفیق . . . .
سردش بود . . .
دلم را برایش سوزاندم . . .
گرمش که شد با خاکسترش نوشت :
خداحافظ . . .
و رفت . . .
_________________________________________________________________________________
فقط میگی خدایا یه دقیقه ببینمش این دل وامونده آروم شه...!
_________________________________________________________________________________
اسم های مجازی
تصویر های مجازی
مشخصات مجازی
و در بین این همه چیزهای مجازی
تنها یک چیز حقیقت دارد
تنهایی من...
_________________________________________________________________________________
و او درسـت همین کار را میکند!...!!




سلام خوب هستین خوب اومدم یه چیزی بگمتون علی کوچولوی2ساله که مریض بود
فوت کرده ازهمگی میخوام برای صبر خانوادش دعاکنین
علی کوچولو که گناهی نداشته که براش بخوام فاتحه بدین
ولی یه صلوات بفرستین
ســیگـآر پُشتِ ســیگـآر
خــودَم را دود میکنَم
بـَـرنامـه ي روزانـه ي مـَن ایـن اَسـت!!

...ڪـآفـﮧ
...مـَشـروب

. . .تــنـهـآ ڪـﮧ بـاشـﮯ بـهـمـטּ هـمـ مـارلـبـروسـتـ
!تــنـهـآ ڪـﮧ بـاشـﮯ هـیـچـ چـیـز خَــنـבه בار نـیـستـ
روحمـــ اَز خَستگــیـــ مچالهــــ شدهــــ+
لبــهاي کــبود
زيــر چــشمان ســياه
لاغــر
خــسته
تــنهــا
گــوشه گــير
هــمه گفتــند که از ســيگار شــروع شــد ..
خــوشــحال بــاش
ايـنبار هـم قِـصـِر در رفــتي ..
داغــهاي صـورتم ,
خـنـجـري ـشد
بر تـن سـيگـار ...


بعضی وقتا هست که دوس داری کنارت باشه…
محکم بغلت کنه…
بذاره اشک بریزی راحت شی….
بعد آروم تو گوشت بگه: ” دیوونه من که باهاتم
مـــــــن به هـــــــر تحقیری که شـــــــدم، باصدای بلند خندیـــــــدم! نام مراگـــــــذاشتند"بـــــــاجنبه"!
بی آنکه بداننـــــــد، خندیـــــــدم تاکسی صـــــــدای شکسته شدن قلبـــــــم رانشنـــــــود.......!! ...
آغــــــــوش گــــــــرمم باش! بگــــــــذار فراموش کنــــــــم لحظه هایی که در ســــــــرمای بی کســی لــرزیــدم!!! ...
چند سطر پس از باران
| کوچولومحتاج دعاهای شما |
| اسمش علی ـــه ، ۲ سالشه طفلی چشم چپش نابینا شده…به خاطر تومور چشمی بدخیم دکترا گفتن باید آب زیر چشمشو بکشیم و الّا میزنه به مغزش و زبونم لال میکشتش امّا اگه آب زیر چشمشُ بکشن فاتحه ی صورتش خونده میشه … رفقا،خواهرا،برادرا عاجزانه ازتون خواهش میکنم واسه شفای این طفل معصوم دعا کنید…به قرآن راه دوری نمیره ممنون میشم اگه “هـــمــــتـــــون”بازنشر كنيد تاافراد بیشتری دعا کنن واسش...
خداييش دعا كنيد بچه ها و بزاريد تو وبتون بعد چند وقت اگه خواستيد پاكش كنيد خيلي خودخواهي اگه به خاطر اينكه به وبلاگامون ربطي نداره يا غمگينه يا قشنگ نيست نزاريمش و يه بچه ۲ ساله رو از دعاهاي بقيه محروم كنيد شايد خدا دعا هامون رو براورده كنه و زندگي يه ادم متحول بشه خواهــــــــــــــــــــــــــــش مي كنم ازتون دوستاي مهربونم هم دعا كنيد هم بزاريد |
به تنهائیم خیانت نمیکنم زیرا خیانتی سنگینتر انتظارم را خواهد
کشید ....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هرگز به "این نیز بگذرد" ها دل خوش مدار که چون
بگذرد چیزی جز عمرت را با خود نبرده است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرزوهایت را برآورده می کند آن خدایی که آسمانی را
برای خنداندن گلی، می گریاند...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گناهی که پشیمانی بیاورد ٬ بهتر از عبادتی
است که غرور بیاورد . .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری
برای سیر کردن شکم بچه اش ، اما بچه اش خجالت میکشه به
دوستاش بگه این پدرمه.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در بدترین روزها امیدوار باش زیرا
که زیباترین باران ها از سیاه ترین
ابرهامیبارند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سکوت متن ساده ای است که همیشه اشتباه ترجمه
میشود...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خدایا آلودگی آدمها از حد هشدار
گذشته،دنیا رو چند روز تعطیل
نمی کنی ؟
من در میان مردمی هستم که باورشان نمیشود تنهایــــم میگویند خوش بحالت که خوشحالی نمی دانند دلیل شاد بودنم باج به آنهاست برای دوست داشتن مــــــــن...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گاهی برای کشـیدنِ فـریـادهـزاران پیکـاســو هـم کـافـی نیسـت .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نبودن هایت آنقدر زیاد شده اندکه هر رهگذری را شبیه تو می بینم !!نمی دانم غریبه ها ” تــــــــــــــــــــو ” شده اندیا تو ” غریبـــــــــــــــــــــــــــه ” ؟؟!!...
شـده ام مـعـادلـه ی چنـد مَـجهولـی !ایـن روزهـا هـیـچ کـس از هـیـچ راهـی مـرا نـمـیـفهمـَد…. .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کارم از یکی بود و یکی نبود گذشت،من در اوج قصه گم شده ام….!
...این روزها بُرد با کسی ست که بی رحم باشداز دلتــــ که مایه بگذاریســوخـــــته ای . . ....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زن که بـاشـے …عـاشـق شـوے “چـشـم سـفـیـد” خـطـابـَت مـے کـنـنـد !راسـت مـے گـویـنـد . .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چـشـمـانـَم سـفـیـد شـد بـه جـاده هـایـے کـه..“تـو” ..مـُسـافـر هـیـچـکـدام نـبـودے...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توی مارپله ی زندگی ، مهره نباش که هر چی گفتن بگی باشه …!
تاس باش که هر چی گفتی بگن باشه !...
کاش توی زندگی هم مثل فوتبال وقتی زمین میخوردی
و از درد به خودت میپیچیدی یه داور میاومد از آدم میپرسید:میتونی ادامه بدی؟!تو هم میگفتی نه ، باید
برم بیرون . . ....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بـــــرای کـــسی کــه رفــــتـنـی اســـت ، راه بــــاز کــــنـیدایــــستادن و مــنـتظر مـانـدن ابـــلـهانه تـرین کـار دل اســت...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نگـــــــران نباش،حــــال مـــن خـــــــوب اســت بــزرگ شـــده ام …دیگر آنقـــدر کــوچک نیستـم که در دلــــتنگی هـــایم گم شــــومآمـوختــه ام، که این فـــاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش ” زندگیست ”آمــوختــه ام که دیگــر دلم برای ” نبــودنـت ” تنگ نشــــود…راســــــتی، بهتــــــــــر از قبل دروغ می گویــــم…” حــــال مـــن خـــــــوب اســت ” … خــــــوبِ خــــوب…...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روزهایم گذشت اما روزگار از من نگذشت!اما من از روزها و روزگار گذشتم ، بگذرید از من!...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تاب ندارم سخت است با تو هستند جلوتـــربا دیگری یا جور دیگری . !سخت است چه رنگین کمان نحســـــی...
درغروب سخت دنیا یاد یاران میکنم درکویر خشک و سوزان رقص باران میکنم زندگی مرگ است و مرگ هم زندگی پس درود برمرگ و مرگ بر زندگی . . ....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گاهی اوقات بی قانونی ؛عجیب بیداد می کند در عاشقی ….یکی دور می زند …اما …. دیگری جریمه میشودو تاوان میپردازد …...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
درد دارد …وقتی همه چیز را می دانی …و فکر می کنند نمی دانی …و غصه می خوری که می دانی …و می خندند که نمی دانی …...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برهنه می آئیم برهنه می بوسیم برهنه می میریم با این همه عریانی هنوز قلب هیچکس پیدا نیست . . ....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بزرگ ترین اشتباهی که ما آدما در رابطههامون میکنیم این است که:نیمه میشنویم ؛یک چهارم میفهمیم ،هیچی فکر نمیکنیم !و دوبرابر واکنش نشون می دهیم . . ....
وقتی که گوش ها زنگ زده اندعاقلانه ترین کار ، سکوت است…...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
میان ابرها سیر میکنم هر کدام را به شکلی میبینم که دوست دارم . . .میگردم و دلخواهم را پیدا میکنم میان آدمها اما . . .کاری از دست من ساخته نیست خودشان شکل عوض میکنندبـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد …بـرای دستـی کـه نـگـرفـتم بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم بـرای بـوسـه ای کـه نـبــودبـرای دوسـتـت دارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــدبــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت...چشم بَـــــسته از فرسنگ ها می شناسمت…!این تَـــــلاشت برای گم شُــدن مَــرا می خنداند…!...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
میدونی چی بیشتر از همه آدمو داغون میکنه ؟اینکه هر کاری در توانِت هست براش انجام بدی،بعد برگرده بگه :مگه من ازت خواستم…..!...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آنقدر به مردم این زمانه بی اعتمادم که میترسم هرگاه از شادی به هوا بپرم زمین را از زیر پاییم بکشند…...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ﮔﺎﻫـﮯﺣﺘـﮯ ﺟﺮﺍﺕ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺭﺍﻧـﮕﺎﻩ ﮐـﻨـــﻢ ،ﮐﻪ ﺑـﺒـﯿـﻨـﻢﺟـﺎﻡ ﺧﺎﻟﯿـﻪ ، ﯾﺎ ﻧـﻪ !؟...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقتی خواستن ها بوی شهوت میدهندوقتی بودن ها طعم نیاز دارندوقتی تنهایی ها بی هیچ یادی از یار با هر کسی پر میشودوقتی نگاه ها هرزه به هر سو روانه میشودوقتی غریزه احساس را پوشش میدهدوقتی انسان بودن آرزویی دست نیافتنی میشوددیگر نمی خواهمت نه تو را و نه هیچ کس دیگر را . . ....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کاش مردان حرمت مرد بودنشان را بدانندو زنان شوکت زن بودنشان را؛کاش مردان همیشه مرد باشندو زنان همیشه زن!آنگاه هر روز نه روز “زن”،نه روز “مرد” بلکه روز “انسان” است…...عمریستــ خـ‗__‗ــودم را به خریتـــــــ زده ام ….دلــم برای آن روی سگــ‗__‗ـــم تنگــــــــ شده…...چه اســــارت بی افتخــــاری است در بنــــد حــــرف این و آن بــــودن . . ....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به چه میخندی تو ؟ به مفهوم غم انگیز جدایی؟به چه چیز؟ به شکست دل من یا به پیروزی خویش ؟به چه میخندی تو ؟ نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد ؟به چه میخندی تو ؟ به دل ساده من میخندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست ؟خنده دار است بخند . . ....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی ….وقتی می مانی و تحمل می کنی ، از خودت یک احمق می سازی...صبر کن سهراب ! قایقت جا دارد؟آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند …وای سهراب کجایی آخر ؟ … زخم ها بر دل عاشق کردن ، خون به چشمان شقایق کردند…ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش سیری چند ؟صبــــــــ ـــــــــر کن سهــــــــ ـــــــراب …!قایقت جا دارد؟ من را نیز با خود ببر ، اینجا عاشقی بین مردم مرده است . . ....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من فقط دارم سعی میکنم همرنگ جماعت شوم،اما می شود کمی کمکم کنید!آی جماعت…شماها دقیقا چه رنگی هستید؟...
شهر من اینجا نیست !اینجا…آدم که نه!آدمک هایش , همه ناجور رنگ بی رنگی اند!و جالب تر !اینجا هر کسی هفتاد رنگ بازی میکندتا میزبان سیاهی دیگری باشد!.شهر من اینجا نیست!اینجا…همه قار قار چهلمین کلاغ رادوست می دارند!و آبرو چون پنیری دزدیده خواهد شد!.شهر من اینجا نیست!اینجا…سبدهاشان پر است ازتخم های تهمتی که غالبا “دو زرده” اند!.من به دنبال دیارم هستم,شهر من اینجا نیست…شهر من گم شده است!...آدمــیزاد در حرف زدن هایش بی ملاحظه است … !وقتی میخواهد با منطق حرف بزند ؛ احساساتی میشود …وقتی از احساسش میگوید ؛ آرزوهایش لو میرود …وقتی از آرزوهایش یاد میکند ؛ حسرتش رو میشود …وقتی حسرتهایش را روشن میکند ؛ منطق میتراشد …و اینگونه گند میزند به همه ی روابطش …...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این روزها عشق را با دست پس می زنند و با پا پیش می کشند !حیف از عشق که زیر دست و پاست …...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گــــفته باشــــم !.!.!مـــن درد مــــــــی کــشــم ؛تــــو امــــا …. چشم هـــــایت را ببنـــــــد !سخت است بـدانـــــم می بینی ، و بی خیــــــــــالی … !...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کاش به جای این همه باشگاه زیبایی اندامیه باشگاه زیبایی افکار هم داشتیم مشکل امروز ما اندام ها نیستن ، افکارها هستن !...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر روزی عاشق شدی …قصه ات را برای هیچکس بازگو نکن …این روزها چشم حسودان به دود اسپند عادت کرده ……!...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هم قــــــــــد شدیم …خدا میداند چه چیزهایی را زیر پاهایم گذاشتم …...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روزگاریست همه عرض بدن می خواهندهمه از دوست فقط چشم و دهن می خواهنددیو هستند ولی مثل پری می پوشندگرگ هایی که لباس پدری می پوشندآنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجندعشق ها را همه با دور کمر می سنجندخوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسدعشق هایی که سر پیچ خیابان برسد

شراب می خواه
دلــم شراب می خواهـــد با طعـــم لبـــهای تــو.... دلم یک بغــل عشــق می خواهـــد با لذت آغــوش تــــو..... دلــم، بی واسطه بگویم.... دلــم تــو را می خواهـــد
با طعم دلپذیـــــر نفســهای تــــو....!!
با طعـــم لبـــهای تــو....
دلم یک بغــل عشــق می خواهـــد
با لذت آغــوش تــــو.....
دلــم،
بی واسطه بگویم....
دلــم
تــو را می خواهـــد
با طعم دلپذیـــــر نفســهای تــــو....!!
نمیـــــــــــــدانم چرا بیـــــــــــن این همـــــــــــه آدم
پیلـــــــــــــه کردم به تـــــــــــــو
شایــــــــد فقط با تـــــــــــو پروانــــــــــه میشــــــــــوم!

دلـــــــــــم یک جــــــــــای دنج میخـــــــــواهد
آرام و بی تنـــــــــش...
جایی باشــــــــــد غیر از این کنج تنهــــــــــایی!
تا آدم گــــــــاهی آنجا آرام بگیرد
مثلا آغــــــــــوش تـــــــــو

|
وقتی تو را دیدم کار گردان قلبم گفت نور...صدا...حرکت...ومن برای به دست آوردنت چه نقش ها که بازی نکردم
____________________________________
گاهی باید آرامش کسی را بهم ریخت برای اینکه بفهمد تنها نیست...
____________________________________
در عمق آرزوی من است که در وجودت خانه ای داشته باشم حتی به مساحت یک یاد.
____________________________________
ساعتها را بگو بخوابند بی تو زیستن را نیازی به شمارش نیست. ____________________________________
مثل آن مسجد بین راهی "تنهایم" هر کسی که میاید مسافر است "میشکند" هم نمازش راهم دلم را و میرود.... ____________________________________
دلم گرفته از تمام الفبای بی کسی خصوصا این 5 حرف: ف ا ص ل ه ____________________________________
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی سوزش این زخمها را کم کنی آه باران من سراپای وجودم آتش است پس بزن باران شاید تو خاموشم کنی.
____________________________________
دل من کویر ودل تو مثل بارون. میدونمی که کویر به باران نیاز نداره وگرنه دیگه کویر نیست پس برو پی کارت.
____________________________________
گاهی باید آرامش کسی را بهم ریخت , تنها برای اینکه بفهمد تنها نیست...
____________________________________
قانون معرفت میگه ؟ به قلب ما نزدیک است کسی که از چشمهای ما دور است.
___________________________________
شبی افسانه شوق تو میگفتند در مجلس مرا شمع هر شب شوق آن افسانه میسوزد ___________________________________
گر بگویم که مرا با تو سر کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کاری هست... _________________________________
نیم نگاهت را به تمامی دنیا نخواهم فروخت * بی آنکه ذره ای به یادم باشی. _________________________________ دل مرنجان که زهر دل به خدا راهی هست هر که را هیچ به کف نیست به دل آهی هست _________________________________
یه زغال بر میدارم دورت خط میکشم و مینویسم این بی معرفت تموم دنیای منه.
|
چه کسی می بیند
در پس این چهره ی مهربان خستگیت را؟
❤ پدرم روزت مبارک! ❤