جملات بزرگان2
چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که دیدنه، اما اگه یه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی،
اگه عقلت عاشق شد، بدون که داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه
ضرب المثل های لری.جوک های لری و تصاویری زیبا از روستای سپیدار واقع در یاسوج |
انجام آنچرا كه می توانی یا می اندیشی كه می توانی آغاز كن. در جسارت، نبوغ و اقتدار و اعجاز نهفته است.((گوته ))
هفت نصیحت از مولانا :
١_ گشاده دست باش , جاری باش , کمک کن (مثل رود)
٢_ با شفقت و مهربان باش (مثل خورشید)
٣_ اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان (مثل شب)
۴_ وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)
۵_ متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک)
۶_ بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا)
٧_ اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه)
پندارند . ارد بزرگ
همیشه آن که با شما هم آوا می شود و سخن شما را بازگو می کند نمی
تواند هم اندیش شما نیز باشد . ارد بزرگ
انسان بزرگتر از یک جهان و بزرگتر از مجموعه جهانهاست ، در اتحاد
جان با تن رازی بیش از راز آفرینش جهان نهفته است . هنری گیلر
آدمی تنها زمانی دربند رویدادهای روزمره نخواهد شد که در اندیشه ایی
فراتر از آنها در حال پرواز باشد . ارد بزرگ
وقتی که پرکاهی به چشمتان می رود ، آن را بیرون می آورید . وقتی
عادتی بد وارد روح شما می شود ، می گویید : سال دیگر معالجه اش می
کنیم . هوراس
ما اغلب مدتها به درهایی که شادی را برما بسته است ، نگاه می کنیم
ولی هیچ گاه کسی را که برایمان درهای شادی را می گشاید نمی بینیم .
برتون هیل
اگر در اولین قدم موفقیت نصیب ما می شد سعی و عمل دیگر معنی
نداشت . مترلینگ
اگر می خواهید خودتان شاد باشید،اول دیگران را شاد کنید . ویلیام مکبث
آدمها را آنگونه بخواهیم که هستند نه آنگونه که می خواهیم . ارد بزرگ
شر با شر خاموش نمی شود چنان که آتش با آتش، بلکه شر را خیر فرو
می نشاند و آتش را آب . لقمان
درسهائی که بر زانوی مادر آموخته شده ، آموزش هایی که پدر داده ،
همراه با داستانهای شیرینی که در کنار بخاری به گوش خورده ،
یادگارهای شیرینی است که هرگز کاملاً از یاد نمی رود . لامنه
حقیقت مانند آب دریا است چون نمک آب دریا زیاد است تشنگی را رفع
نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که
تشنگی اش را رفع نخواهد کرد . فردریش نیچه
آنکه کردار به سخاوت بیاراید و گفتار براستی در این جهان نیک بخت
است . بزرگمهر
هرگز به کودکانتان نگویید پیشه آینده اش چه باشد همواره به او ادب و
ستایش به دیگران را آموزش دهید چون با داشتن این ویژگیها همیشه او
نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر اینگونه نباشد هیچ پیشه
ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد . ارد بزرگ
دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود . لوتر
رسیدن به راستی و درستی چندان سخت و پیچیده نیست کافیست کمی به
خوی کودکی برگردیم . ارد بزرگ
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد *** تو اهل دانش و فضلی همین
گناهت بس . حافظ
اشکهای دیگران را مبدل به نگاههای پر از شادی نمودن بهترین
خوشبختی هاست . بودا
اگر می خواهی خوشبخت باشی برای خوشبختی دیگران بکوش زیرا آن
شادی که ما به دیگران می دهیم به دل ما بر می گردد . بتهوون
اگر می خواهی بنده کسی نشوی ، بنده هیچ چیز مشو . ژاک دوال
می شود رنگ نگاه یاس را
با نگاه آبیت پیوند داد
می شود در باغ هم پای نسیم
به شقایق یک سبد لبخند داد
می شود با بال سرخ عاطفه
تا فراسوی افق پرواز کرد
می شود با یاری حسی لطیف
عشق را با یک تپش آغاز کرد
می شود در مرز یک آشفتگی
جان فدای غنچه ای تنها نمود
می شود با دستی از جنس بهار
تک تک پروانه ها را تاب داد
می شود با جرعه ای از اشک شوق
باغ سرخ لاله ها را آب داد
می شود با یک نگاه ماندگار
از طلوع شهر رویا شعر گفت
می شود گلهای دل را آب داد
می شود تا آبی دریا شکفت
می شود در جاده های آرزو
مثل بید پاک و مجنون تاب خورد
می شود قویی غریب و تشنه بود
از لب دریاچه دل آب خورد
می شود از شهر پاک پنجره
سوی حسی ماندنی پرواز کرد
می شود هم بازی پروانه شد
برگهای لادنی را ناز کرد
می شود یک شاخه گل را هدیه داد
می شود با خنده ای پایان گرفت
می شود یک تکه ابر پاک بود
می شود آبی شد و پایان گرفت
پس بیا دنیای پاک قلب را
جایگاه رویش گلها کنیم
با نگاهی روح را رنگی کنیم
با تبسم خانه را زیبا کنیم
معنی این حرفها یعنی بیا
از تمام کینه ها عاری شویم
زخم یک پروانه را درمان کنیم
در کویر سینه ای جاری شویم
حضور هیچ کس در زندگی ما اتفاقی نیست.خداوند در هر حضور، رازی نهان کرده برای کمالِ ما.خوش آن روزی که دریابیم رازِ این حضور را
شو و رو ای دل وَ تنگه سی علمدار حسین
سی سقای کربلا سی یاور و یار حسین
گردن خینالیه عباس فریاد ایزنه
سر چه قابل داره تی چشم خریدار حسین
خَرس تپ تپ نیتپه، دریای خین اُفتا وَ رو
اَ سر اتادیه دار سفیدار حسین
دسل خینالیه عباس پرپر ایزنن
سی اسیری زینب و فرزند بیمار حسین
ابن سعد و شمر رسواین، یزید پست هم
تا همیشه ننگ و بارن، ننگ خیندار حسین
داستان کربلا کامل نی یابی بی عباس
بی سر و بی دهسل و بی جسم سر دار حسین
در کنار قامتش وقتی که دریا تش گرو
هر چه او بی تو گرو سی لو تو دار حسین
سروده موسی افروزی - سوق کهگیلویه
o صابونش به جامه ما خوردست!
o صبر کوتاه خدا سي سال است!
o صبر بالاترين هنراست.
o صبر گلي است که در باغ هر کسي نمي رويد.
o صبح مادر حرفه هاست و شب مادر انديشه ها.
o صحت بهتر از ثروت است.
o صدا هر طور که باشد انعکاسش هم همانطور است.
o صد رحمت بکفن دزد اولي!
o صد پتک زرگر، يک پتک آهنگر!
o صد تا گنجشک با زاغ و زوغش نيم من است!
o زاغ: بچه پرنده
o صد تا چاقو بسازد، يکيش دسته ندارد!
o صد رحمت به کفن دزد اولي!
o صد سال گدايي مي کنه هنوز شب جمعه را نمي شناسه!
o صد سر را کلاه است و صد کور را عصا!
o صد سوزن جمع کني يک جوال دوز نمي شود.
o صد من پر قو يک مشت نمي شود!
o صد موش را يک گربه کافيست!
o صفرايش به يک ليمو مي شکند!
o صفرا: يکي از مزاج هاي چهار گانه آدمي (صفرا ، سودا ، بلغم ، خون)
o صلاح مملکت خويش خسروان دانند.
o صنار جيگرک، سفره قلمگار نمي خواد!
o صيد را چون اجل آيد سوي صياد رود.
o آب از دستش نمي چکد!
o آب از سر چشمه ِگل است!
o آب از آب تکان نمي خورد!
o آب پاکي را روي دستش ريخت!
o آب در کوزه و ما تشنه لبان مي گرديم!
o آب را گل آلود مي کنه که ماهي بگيره!
o آب زير پوستش افتاده!
o آب، سنگها را مي سايد.
o آب که يه جا بمونه، مي گنده.
o آبکش به کفگير مي گه تو سه تا سوراخ داري!
o آب که از سر گذشت، چه يک ذرع چه صد ذرع – چه يک ني چه صدني!
o آب که سر بالا رفت، قورباغه ابو عطا مي خونه!
o آب نمي بيند ورنه شناگر قابليست!
o
o آب از او گرم نمي شود!
o
o آتش که الو گرفت، خشک و تر مي سوزد!
o
o آتش نشاندن و اخگر گذاشتن کار خردمندان نيست.
o
o آخر شاه منشي، کاه کشي است!
o
o آخر شوخي به دعوا مي کشد.
o آدم تنبل، عقل چهل وزير را دارد!
o آدم پول را پيدا مي کند، نه پول آدم را.
o آدم خوش معامله، شريک مال مردم است!
o آدم دست پاچه، کار را دوبار انجام مي دهد!
o آدم دروغگو کم حافظه است.
o آدم زنده، زندگي مي خواهد!
o آدم گدا، اين همه ادا ؟!
o آدم گرسنه، خواب نان سنگک مي بينه!
o آدمي را به ادب بشناسند
o ظالم پاي ديوار خود را مي کند!
o ظالم، دست کوتاه است!
o ظالم، هميشه خانه خراب است!
o ظاهرش چون گور کافر پر حلل باطنش قهر خدا عزوجل
o حلل: زيورها، لباسهاي نو و بردهاي يماني
o ظلم ظالم بر سر اولاد ظالم مي رود.
o ظلمتي مانند ناداني نيست
o فاتح، احساس خستگي نمي کند.
o فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان آنگه شود پديد که نامرد و مرد کيست ؟ (ناصر خسرو)
o فرزند بي ادب مثل انگشت ششم است، اگر ببري درد دارد، اگر هم نبري زشت است!
o فرزند کسي نمي کند فرزندي گر طوق طلا به گردنش بر بندي!
o فرياد کشيدن روش بي خردان است.
o فرشش زمين است و لحافش آسمان است!
o فرش، فرش قالي؛ ظرف ، ظرف مس؛ دين، دين محمد (ص)!
o فضول را به جهنم بردند گفت: هيزمش تر است!
o فضيلت تنها نيست، حتما همسايگاني دارد.
o فقر، قوم و خويش ندارد.
o فقط ساعات طلايي هستند که به شمارش در مي آيند.
o فقير، در جهنم نشسته است!
o فکر نان کن که خربزه آب است!
o فلفل نبين چه ريزه، بشکن ببين چه تيزه.
o فواره چون بلند شود سرنگون شود!
o فيل خوابي مي بيند و فيلبان خوابي!
o فيلش ياد هندوستان کرده است!
o فيل و فنجان!
|
|
BLOGFA.COM |
|