خدایا دلم را خالی کن

 از همه خواستن های بی سرنجام

چشمم را سیراب کن از زیبائی حقیقت

و بصیرتی عطا فرما

که زیبایی حقیقی را از سراب بشناسم

                                                  یا ارحم الراحمین.......

 خدایا دستانمان کوچک ولی ارزوهایمان بزرگ

طاعتمان کم وغفلتمان زیاد

وخدایی و رحمت تو بی منتهاست 

در این ماه رحمت باز هم

دل به رعفت و بخششت سپردیم 

یا ارحم الراحمین....



صبوری رنگ سکوت دارد

وتو فریادم را تمنا کردی

تا بشکنی غرورم را در اوار هوسی بی سرنجام

نه سکوت و نه فریاد.....!

دلم فقط رسیدن میخواهد......

                                   همین!!!

 توهم سرابی بی سرنجام گذشتی

ولی تنهایی همچنان با من وفادار ماند

غربت دل نوشته هایم

صدای پای قاصدک را

تمنا میکند....

شاید نوید دهد

طپش تند نفسی را

که میخواندم...

مصداق خواستن توانستن است

امشب اگر رسد به فریادم

خواهشم سیر شود از آبشخور تقدیرم....

دست نوازشت را نیازدارم

گرمای نفست که التیام نفسم باشد

هیچ کجا نیافتم آن  نیاز و این التیام را

و خدا بی هیچ منتی به من ارزانی داشت!!!


چه روزگاری عجیبی است!

و چه زن بودن سخت است !

زن باشی با شعور باشی

و سرشار از احساس و عاطفه   باش

به گناه همه این بودنها  تنها باشی!!!


گاهی دلت از زنانگی میگیرد،

میخواهی کودک باشی

دختربچه ای که به هر بهانه ای

بهآغوشی پناه می برد وآسوده اشک می ریزد

زن که باشی باید بغض های زیادی را

بی صدا دفن کنی....