...

 

بوی خوش عید و بهار می آید.

آروز می کنم راستی ها نیرو و کنندگی داشته باشند

آروز میکنم در جهانی که زندگی می کنم آرامش و صلح باشد

نیروی نیکی ابتر و بی عمل نباشد

نیروی بدی رو به نیستی رود

آرزو می کنم در تمام میهنم دوستی و یکپارچگی و آبادانی باشد

آروز میکنم آگاهی و بزرگمنشی جای آز و خشم و حسادت را بگیرند

آروز می کنم روزی  جز خبر شادمانی و مهر نشنویم

آرزو می کنم به جای آنکه در انتظار معجزه در یک لحظه باشم، هر لحظه ازمعجزه ی زندگی را در یابم

چرا که می دانم آن لحظه و هر آنچه در آن است رفتنی ست حتی اگر حامل معجزه ی بزرگی باشد

آرزو می کنم باز نور خدا را ببینیم

بویش را در هر لحظه ی زندگی حس کنیم

با خدا به خود آییم!

********

 

و آخر ....

بوی مهر، بوی خاطرات شیرین

آغاز دوستی ها و دیدارها، دانستن ها، آموختن ها

آغاز عشق!

این آغاز پایان فصلی از نوشتن های من در این وبلاگ است.

سپاس از همراهانی که درد دل ها و نوشته های گاه و بیگاه مرا خواندند.

و سخن و آغاز و پایان همان است که بود:


تنها در پناه او!

 

 دولت در آن سرا و گشایش در آن در است

 

...

 

سپیده که سر بزند

در این بیشه زار خزان زده

دوبار ه گلی می روید

مثل همان که در بهار بوییدی

پس به نام زندگی،

هرگز مگو هرگز...!

پل الوار

اندر حکایت سیزدهمین کنفرانس آموزش ریاضی در پایتخت! 1

 سیزده امین کنفرانس آموزش ریاضی هم به پایان رسید، با همه ی خوبی ها و کاستی هایش، با همه ی پیام ها و حرف و حدیث هایش!

کنفرانس آموزش ریاضی از 17 تا 20 شهریور ماه در دانشگاه شهید رجایی تهران برگزار شد.

دوشنبه ساعت  17 تا 19 برنامه ی افتتاحیه در سالن فجر و پذیرش بود.

از سه شنبه ساعت 8/5 رسماً کار کنفرانس آغاز شد.

6 سخنرانی تخصصی، 72 سخنرانی 20 دقیقه ای و حدود 130 پوستر و چندین نمایشگاه از دست سازه ها ارائه شد.

سه شنبه 8/5 تا 9/5: سالن فجر: سخنرانی خانم دکتر گویا با عنوان چالش های برنامه درسی و تغییرات برنامه درسی ریاضی در ایران   ، سالن اجتماعات: سخنرانی آقای دکتر حق وردی با عنوان:طرح واره ها ابزاری برای تسهیل فرآیند حل مسایل کلامی حساب در دوره ابتدایی

چهارشنبه 8/5 تا 9/5: سالن فجر: سخنرانی خانم دکتر غلام آزاد با عنوان: ارزشیابی برنامه درسی چرا و چگونه؟   سالن اجتماعات سخنرانی خودم (ساویزی) با عنوان: پیرامون آموزش رهیافت های حل مسئله

پنج شنبه 8/5 تا 9/5: سالن فجر: سخنرانی آقای دکتر مانی رضایی با عنوان درک استدلال ترکیبیاتی-گزارشی از یک مطالعه ی فراگیر   سالن اجتماعات سخنرانی خانم دکتر محبوبه عسگری - هیئت علمی دانشگاه برتیش کلمبیا با عنوان:  using philosophy for children in mathematical inquiry

سه شنبه صبح: دو تایم ذر هر یک 6 سخنرانی موازی 20 دقیقه ای و ارائه ی 43 پوستر

سه شنبه بعد از ظهر: چهار تایم در هر یک 8 سخنرانی 20 دقیقه ای موازی - 4 کارگاه همزمان و ارائه ی 48 پوستر و نیز نشست اتحادیه معلم ها

چهارشنبه صبح: دو تایم در هر یک 8 سخنرانی بیست دقیقه ای موازی - یک میزگرد و 5 کارگاه همزمان

چهارشنبه بعد از ظهر: میزگرد دفتر تالیف و ارائه باقی پوسترها

پنج شنبه : 6 سخنرانی بیست دقیقه ای همزمان - 5 سخنرانی 20 دقیقه ای همزمان

و ساعت 11 تا 13 مراسم اختتامیه.

کنفرانس ظهر روز پنج شنبه با ارائه گزارش کوتاهی از رویدادهای سه روز توسط دکتر بابلیان دبیر علمی همایش و دکتر مسگرانی دبیر اجرایی، مراسم اجرای زنده ی سه فرهنگی از شهرستان های مختلف و معرفی پیشکسوتان آموزش ریاضی به پایان رسید.

 

میزگردها: از جمله میزگرد دفتر تالیف و میزگرد اقدام پژوهی  مثل همیشه پر هیاهوترین بود. در میزگرد اقدام پژوهی مسئولین چنان بیگانه با واقعیت های موجود در مدارس بودند که خونم را به جوش آورد. اگر چه عهد کرده بودم اعتراض نکنم نقد نکنم و عصبانی نشوم ولی وقتی مثال پارچ آب مسئول محترم و توضیحاتشان در باب اقدام پژوهی را شنیدم داشتم از حرف نزدن خفه می شدم ...

میزگرد دفتر تالیف هم پر حرف و حدیث بود. جالب است هر گروه که بر مسند دفتر تالیف تکیه می زند از ناکاریی روش های گروه قبل و رفع مشکلات در کتب جدید سخن می راند و جالب تر اینکه تعدادی عضو ثابت در دو سه دوره ی قبل حال وجود دارند! البته انتقاد از خود کار خوبیست ولی اگر چنین است بهتر بود همه ی اعضای پیشین تالیف کتاب در این نقد حضور داشتند.

استاد میرزا جلیلی مقاله ای در باب تالیف کتاب درسی در مجله رشد آموزش ریاضی چاپ نموده اند. نمی دانم آیا مسئولان دفتر تالیف پیش از شروع بکار از ایشان دعوت کرده اند تا از تجربیات و دانش ایشان در زمینه ی تالیف کتاب بهره گیرند؟

رئیس دفتر تالیف گلایه ی به جایی کرد که برخی متخصصان نظران سازنده و نقد خود را موکول به زمان بعد از چاپ کتاب می کنند تا به جای آنکه دست گیری کنند مچ گیری کنند!

برخی متخصصان هم حق دارند از اینکه در تصمیمات مهم برای تالیف کتب و برنامه ریزی های آموزش و پرورش و گردهمایی ها از آنها دعوت به همکاری نمی شود ناراضی باشند.

سخنرانی های 20 دقیقه ای:

متاسفانه تنها در 2 سخنرانی 20 دقیقه ای شرکت کردم. علی رغم اینکه موضوعات و ارائه بسیار خوب بود ولی ازدحام زیاد افراد در اتاق ارائه تمرکز شنوندگان و گوینده را به هم می زد.

پوسترها:در میان پوسترها که اغلب مربوط به تجربه ی معلمی همکاران بود موارد بسیار جالب و پر محتوایی به چشم می خورد که افسوس شرایط ارائه ی سخنرانی را نداشتند. به نظرم این ضعف داوری یا برنامه ریزی بود چون واقعاً برخی مقالات مناسب برای پوستر نبودند و با سخنرانی حق مطلب بهتر ادا می شد.

نمایشگاه ها: شهرستان های مختلف از دست سازه های آموزشی نمایشگاه هایی ترتیب داده بودند برخی بسیار خوب و برخی در حد کاردستی بود.

کارگاه ها: کارگاه های مفید و ارزشمندی در این دوره برگزار شد. کارگاه جئوجبرا، کارگاه حسابان و شهود، باز کردن چشم و گوش جبری معلمان و ....

شخصاً در کارگاه باز کردن چشم و گوش جبری معلمان شرکت کردم که توسط دکتر اصغری و دانشجویانش برگزار شد.. کارگاه خوب و مفیدی بود و مثل همیشه در پس ظاهر ساده و دست یافتنی کلی اهداف پیچیده احساس می شد... یعنی قرار بود معلم ها از کنار فعالیت های طراحی شده در کتاب های دبستان به آسانی نگذرند و ان را مقدمه ای برای توسعه ی جبر در دانش آموزان ببیند* .

 

 

 

اندر حکایت سیزدهمین کنفرانس آموزش ریاضی در پایتخت! 2

حواشی: برنامه های کنفرانس با نظم و ترتیب زمانی مناسبی اجرا شد. مکان کنفرانس (دانشگاه شهید رجایی) اگر چه برای بیشتر تهرانی های شرکت کننده دور بود ولی امکانات فضا و پارکینگ مناسبی داشت.

 گلایه هایی از نحوه ی پذیرایی، کیفیت محل اسکان شرکت کنندگان شهرستانی و در موارد اندک نحوه ی برخورد مسئولین به گوش می خورد. البته هرگاه کنفرانس در یکی از شهرستان ها برگزار می شد انصافاً میزبان سنگ تمام می گذاشت. این بار شرکت کنندگان غیرپایتخت نشین انتظار داشتند عوض همه ی مهمان نوازی هایشان، مراسم کاملاً ویژه ای را در پایتخت تجربه کنند که ظاهراً انتظارشان برآورده نشد.

 برای من آنچه جالب بود غلبه ی یک دیدگاه بود، اینکه تهرانی ها خود را بالاتر از بقیه می دانند و برای شهرستانی کم ترین مایه را گذاشتند، چیزی که از زبان بیشتر همکاران شهرستانی می شنیدم...

 در حالیکه خود تهرانی ها در گروه گلایه مندان بودند.

 این گلایه ها آنقدر بالا گرفت که دبیر اجرایی کنفرانس و نماینده ی  انجمن ریاضی معلمان رسماً در مراسم اختتامیه عذرخواهی کرذند ولی نحوه ی این عذرخواهی بیشتر شبیه نوعی گله گزاری بین خود مسئولان برگزارکننده بود. اینطور که شنیدم گویا بودجه ی برگزاری کنفرانس بسیار ناچیز بوده و به نظرم اگر چنین بوده کاش صادقانه با شرکت کنندگان در میان گذاشته می شد و اگر نه واقعاً جای پاسخگویی دارد!

و دست آخر:

1- خوبی های این گونه همایش ها همچنان بر معایبش می چربد و بی شک در شرکت کنندگان تاثیرات و تغییرات مثبتی ایجاد می کند.

 2- حرف های حساب زیادی از دهان برخی معلمان قدر بیرون آمد که در سالن فجر به نمایندگی اعلام کردند:

اگر برایمان کاری نمی کنید دست کم بگذارید کارمان را انجام دهیم!

3- هنوز هم مرز بین آموزش ریاضی و آموزش دادن ریاضی مخدوش است و از این رو .....

4- بهتر است در کنار چنین همایشی، همایشی تخصصی فقط در رابطه با آموزش ریاضی برگزار شود.

5- افسوس در برخی موارد جایگاه افراد به غلط جابجا شده، برخی معترض می شوند، برخی مایوس و برخی علی رغم داشتن تخصص بالا تصمیم می گیرند بروند تا جایی دورتر مجال ان را داشته باشند تا حرف هایشان را بزنند و این یعنی ...!

6- هنوز در این مملکت یک فرد آکادمیک و متخصص باید سیاست مدار** ، حراف خوب و خیلی چیزها باشد تا جایگاه علمی و عملی پیدا کند در صورتی که در یک نظام درست، نیرویی که صرف یافتن جایگاه یا روابط می شود صرف تحقیق و علم اندوزی می گردد.

 * من فصل اول پیش نویس کتاب چهارم را به تازگی دیدم انچه بعنوان مسئله مطرح شده بود اصلاً مسئله نبود و تحمیل دیدگاه نویسنده به دانش آموز با آنچه در کارگاه دکتر اصغری بیان شد منافات داشت!

** منظور از سیاست، سیاست حکومتی نیست بلکه سیاست فردی و معنای عرف آن است که قاعدتاً با روحیه ی معصومانه ی علمی و پژوهشی  که بر دنیا پشت کرده تا در راه دانستن باشد منافات هم دارد.

...

 

کسی که قدرت را با پول می خرد

عدالت را هم به پول می فروشد.

 

(بر گرفته از سخنان دکتر انوشه)

...

شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان                              برکش آن تیغ چو پولاد و بزن بر سرشان

چون ملک ساخته خود را به پر و بال دروغ                             همه دیوند که ابلیس بود مهترشان

همه قلبند و سیه چون بزنی بر سر سنگ                          هین چرا غره شدستی تو به سیم و زرشان

...

در دلِ من چیزیست، مثلِ یک بیشه ی نور

مثلِ خواب دمِ صبح

و چنان بی تابم

که دلم می خواهد، بدوم تا تهِ دشت

بروم تا سرِ کوه

دورها آواییست که مرا می خواند...

 

"سهراب سپهری"

شبه علم

ارائه، اثبات و تأیید موضوعات علمی معمولاً روش های شناخته شده ای در جهان دارد. نقطه ی عطف تاریخ علم کشف گالیله بود که انقلابی در بیان و تأیید نظریه های علمی محسوب می شود.

اگر چه دانش رسمی تنها بخشی از حقیقت است و بخش بزرگی از حقیقت با روش های علمی قابل بیان و اثبات نیست ولی این حیطه ی دانش رسمی و روشهای علمی را بی اعتبار نمی کند. بخش مهمی از دانسته های ما از طریق حواس فیزیکی، مشاهدات و تعقل در جهان مادی حاصل می گردد. خوبی حیطه ی علم آن است که دست ناآگاهان و شارلاتان ها را به خوبی رو می کند. حیطه های فرا علمی همچون حکمت  و عرفان تداخلی با روشهای علمی ندارند و محلی هم برای استفاده از ابزار آن ندارند. آن ها عوالم و روش های خود را دارند که بسیار متعالی و ارزشمند است.

شبه علم، چیزی که این روزها به دلیل آسان بودن بیان و پذیرش آن توسط افراد، جامعه رونق یافته است دارای ویژگی هایی هست که روبرت پارک هفت نشانه ی آن را چنین بیان می کند:

  • فرار به رسانه: اصحاب شبه‌علم، ادعاهای خود را مستقیما به رسانه‌های گروهی می‌برند. صحت و سلامت علم وابسته به آن است که هر کشف تازه، در ابتدا به همتایان عرضه و توسط ایشان نقد شود. وجود ژورنال‌هایی دارای مرور همتا دقیقا برآوردگار همین مقصود است. اصحاب شبه‌علم اما این مرحله را دور می‌زنند و یافته‌ها و بافته‌های خود را مستقیما به رسانه‌های عمومی می‌برند.
  • توطئه‌اندیشی: اصحاب شبه‌علم ادعا می‌کنند که نهادهای دارای قدرت و ثروت زیادی پشت علم رسمی قرار دارند و با توطئه و حق‌کشی مانع از ابراز وجود و ارائه یافته‌های ایشان می‌شوند.
  • تکیه بر همهمه به جای پیام: شبه‌علم بر یافته‌های اتفاقی که در اندازه‌گیری‌های علمی وجود دارند (و بهترین نمودار آنها در پزشکی، اثر دارونماست) تکیه می‌کنند و با ترفندهای آماری سعی می‌کنند که به جای پیام، همهمه را عمده کنند و به نتیجه‌گیری‌های غیرمنطقی برسند. یافته‌های علمی ایشان مبتنی بر تغییرات تصادفی و یافته‌های مرزی اتفاقی در مطالعه‌هاست.
  • تکیه بر تک‌نگاری تجربه‌های شخصی: نقل تجربه‌های شخصی به‌صورت تک‌نگاری ادعاها، راه زنده ماندن خرافات در عصر علم تجربی بوده‌است. از همین روست که می‌گویند: «کشف بزرگ علم تجربی نه واکسن بوده‌است و نه آنتی‌بیوتیک، بلکه کارآزمایی تصادفی شده دوسوکور بوده است!» در پزشکی مبتنی بر شواهد از «داده‌ها» استفاده می‌شود نه از نقل مدعیات فردی. شبه‌علم اما افرادی را می‌آورد تا جلوی ما بنشینند و بگویند که مدعیات آنها را «شخصا تجربه کرده‌اند».
  • تکیه بر قدیمی و باستانی بودن ادعا: اهالی شبه‌علم بر این ادعا تکیه می‌کنند که صدها و بلکه هزاران سال پیش، باور مورد ادعای ایشان رواج داشته و موردتایید بزرگانی بوده‌است و به درست یا غلط از شخصیت‌های قدیمی شهیر یا مورد احترام، برای تایید خود نقل‌قول می‌آورند.
  • کار در انزوا: اصحاب شبه‌علم معمولا در انزوا کار می‌کنند، شفافیت را برنمی‌تابند و یافته‌های خود را نیز معمولا در جمع خود و همایش‌ها و رسانه‌های ویژه خودشان طرح می‌کنند.
  • طرح کردن قوانین تازه برای طبیعت: اصحاب شبه‌علم برای آنکه یافته‌ها و مشاهده‌های ادعایی خود را توجیه کنند، «قوانین» تازه و بدیعی را برای طبیعت پیشنهاد می‌کنند.

 

...

عشق دانشکده ی تجربه ی انسان هاست

گرچه چندیست پر از طفل دبستان شده است

 

غلامرضا طریقی