آدرس کانال ریاضی گردش پرگار:
 
https://telegram.me/khodabandeh72
 

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور با موضوع نقد جدایی نادر از سیمین در دانشگاه امام صادق(ع)

a seprationدانلود تصویری سخنرانی استاد رائفی پور با موضوع نقد جدایی نادر از سیمین در دانشگاه امام صادق-۲۵ خرداد۹۱

دانلود تصویری با لینک مستقیم و حجم ۴۲۶ مگابایت (HQ)

دانلود تصویری با لینک مستقیم و حجم ۲۸۷ مگابایت (LQ)

**************

دانلود صوت با لینک مستقیم و حجم ۱۴ مگابایت

اللهم عجل لولیک الفرج

منبع: فاراقلیط

عکس تاثیرگذارِ «مدافعان حرم» در «بصره»

تصویری که پیش رو دارید، کمتر از سه هفته قبل، گرفته شده است. محل عکسبرداری، نه محله ی «دولت آباد» در «شهر ری» (منطقه ای که عمده‌ی مهاجران عراقی در آن ساکن هستند)، بلکه قلب شهر «بصره» در عراق است.

تصویری که پیش رو دارید، روز دوشنبه، ۱۶ دی ماه سال ۱۳۹۲ (۴ ربیع الاول ۱۴۳۵ قمری) یعنی کمتر از سه هفته قبل، گرفته شده است. محل عکسبرداری، نه محله ی «دولت آباد» در «شهر ری» (منطقه ای که عمده‌ی مهاجران عراقی در آن ساکن هستند)، بلکه قلب شهر «بصره» در عراق است. گروهی موسوم به «گردان های سیدالشهدا(صلوات الله علیه)»، در حال تشییع پیکر پاک چند تن از رزمنده‌گان عراقی هستند که در جریان دفاع از «حرم بانوی کربلا» در «سوریه» و در خط مقدم نبرد با «شرکِ تکفیری» و «نفاقِ وهابیت» بال در بال ملائک گشوده اند. در پیشاپیش جمعیت، در کنار تمثال مبارک «حضرت روح الله»، کودکی، تصویری از شهید «هادی جاسم العزاوی»، مدافع عراقی «حرم زینبی» را در دست دارد.

توضیح : (در ایام سال‌گشت «عملیات کربلای ۵»، دیدن این عکس از شهر «بصره» حال خاصی را در کسانی که ۳۵ روز در شرق این شهر، عاشقانه جنگیدند، ایجاد می کند. آن روزها، یگان هایی از رزمنده گان بسیجی، با مشقت فراوان توانستند خود را به دروازه‌ی شهر «بصره» رسانده و تصویر «امام امت» را روی آن نصب کنند. بسیجیان در آن سال ها شعار «رهایی حرم سیدالشهدا(صلوات الله علیه)» را بر لب داشتند و اینک، سه دهه پس از آن سال های پر حماسه، مشاهده ی عکس امام در درون شهر و در کنار پیکر بسیجیان ِ شهید عراقی، که شعار «دفاع از حرم زینب کبری(سلام الله علیها)» را بر لب دارند، بسیار دل‌چسب و روح نواز است).

جای همه شهدای «عملیات کربلای پنج» و امامشان خالی

روحمان با یادشان شاد
عکس / «مدافعان حرم» در «بصره»

 

دانلود سخنرانی های استاد رائفی پور ۱۰ تا ۱۲ دیماه ۹۲ در اراک

arak1

۱۰ دی ۹۲ با موضوع: لابی های صهیونیستی و اثر آنها در تصمیم سازی های ایالات متحده آمریکا

دالنود تصویری با لینک مستقیم و حجم ۳۴۲ مگابایت

دانلود صوتی با لینک مستقیم و حجم ۴۲ مگابایت

*********************

۱۱ دی ۹۲ با موضوع: حکمت حسنی عزت حسینی ( بایدها و نباید های مذاکره )

دالنود تصویری با لینک مستقیم و حجم ۳۳۵ مگابایت

دانلود صوتی با لینک مستقیم و حجم ۳۸ مگابایت

**********************

۱۲ دی ۹۲ با موضوع: حضرت محمد (ص) در عهدین

دالنود تصویری با لینک مستقیم و حجم ۳۱۹ مگابایت

دانلود صوتی با لینک مستقیم و حجم ۴۱ مگابایت

**********************

اللهم عجل لولیک الفرج

منبع: فاراقلیط

 

شهید مرحمت بالازاده در یک نگاه:



آن روز که سراسیمه به تهران آمد 13 ساله بود. نوجوان کم سن و سال اردبیلی. به پدر و مادرش گفته بود کار مهمی پیش آمده که باید به تهران برود، اما نگفته بود چه کاری؟

وقتی با اصرار از پدر و مادر اجازه گرفت، بی‌درنگ راهی تهران شد. شنیده بود که باید به خیابان پاستور برود و رفت. هر طور بود وارد ساختمان ریاست جمهوری شد. می‌گفت باید حتماً رئیس جمهور را ببیند. کار آسانی نبود. با پادرمیانی این و آن بیرون ساختمان ریاست جمهوری منتظر ماند. آن روزها، آقا، رئیس جمهور بود، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای. وقتی آقا برای رفتن به مراسمی از ساختمان بیرون آمدند، مرحمت بالازاده، خودش را به ایشان رساند، تلاش محافظان نتیجه‌ای نداشت، چون آقا به اشاره اجازه داده بود. مرحمت 13 ساله، با لهجه شیرین آذری و شاید هم به زبان آذری گفت؛ آقا! یک خواهش داشتم، آقا با مهربانی حالش را پرسیدند و نامش را. و بعد؛ خب. چه خواهشی پسرم؟ مرحمت که هیجان‌زده بود، نفس عمیقی کشید و گفت؛ آقا! خواهش می‌کنم به آقایان روحانی و مداحان دستور بدهید که دیگر روضه حضرت قاسم(ع) نخوانند! آقا- شاید با تعجب- پرسیدند چرا فرزندم؟ و مرحمت که حالا دیگر بغضش ترکیده بود و هق‌هق گریه امانش نمی‌داد، با کلماتی بریده بریده گفت؛ آقا! حضرت قاسم(ع) هم مثل من 13 ساله بود که امام حسین(ع) به او اجازه میدان داد، ولی فرمانده سپاه اردبیل اجازه نمی‌دهد به جبهه بروم. می‌گوید 13 ساله‌ها را نمی‌فرستیم...

مرحمت 13 ساله به اردبیل بازگشت، اما برخلاف دیروز که از اردبیل به تهران می‌آمد، دلگرفته و غمزده نبود. از خوشحالی در پوست نمی‌گنجید، دلش برای این که زودتر برسد، پر می‌کشید. کاش اتوبوس هم پر داشت.

مرحمت بالازاده با نشان دادن مجوز آقا وارد تیپ عاشورا شد - چه نام بامسمایی- شجاعت و درایت را با هم داشت و همه در حیرت که این همه در یک نوجوان 13 ساله چگونه جمع شده است. بر و بچه‌های تیپ عاشورا چهره مهربان و جدی مرحمت را از یاد نمی‌برند. بیشتر اوقات کنار فرمانده خود شهید مهدی باکری دیده می‌شد. روز 21 اسفند 1363 در عملیات بدر در جزیره مجنون شهید شد. آقا مهدی باکری هم در همان عملیات به شهادت رسید.

شعر منتشر نشده‌ای از استاد شهریار درباره امام خامنه ای به همراه دست خط این شاعر ارجمند


امام خامنه ای و شهریار

 

شعر شهریار در مورد آیت الله خامنه ای

بر آستان والای آیت الله خامنه‌ای ریاست
جمهوری اسلامی محبوب و امام جمعه بزرگوار تهران تقدیم و توفیق روزافروز ایشان و امام امت و رزمندگان اسلام را شب و روز به دعا مسئلت می‌نمایم.

رشگم آید كه تو حیدر بابا
بوسی آن دست كه خود دست خداست


راستان دست چپ از وی بوسند
كه خدا بوسد از او دست براست

در امامت به نماز جمعه
صد هزارش بخدا دست دعاست

من بیان هنرم، یك دل و بس
او عیان هنر از سر تا پاست

او شب و روز برای اسلام

پای پویا و زبان گویاست

او چه بازوی قوی و محكم
با امامی كه ره و رهبر ماست
شهریارا سری افراز به عرش
كو نگاهیش به (حیدربابا) ست

تبریز- دوازدهم ذی‌الحجه/ 1407 هجری قمری مطابق هفدهم امرداد /1366 شمسی
سیدمحمدحسین شهریار (در هشتاد و دو سالگی)
 

خطبه حضرت ابوالفضل(ع) بر بام کعبه

حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) هشتم ذیحجه سال ۶۰ هجری قمری و زمانی که قافله امام حسین (علیه السلام) قصد ترک مکه و عزیمت به کربلا را داشت، بر بام کعبه خطبه‌ای در ستایش از سیدالشهداء ایراد فرمود.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذی شَرَّفَ هذا (اشاره به بیت الله‌الحَرام) بِقُدُومِ اَبیهِ، مَن کانَ بِالاَمسِ بیتاً اَصبَح قِبلَةً.

أَیهَا الکَفَرةُ الفَجَرة اَتَصُدُّونَ طَریقَ البَیتِ لِاِمامِ البَرَرَة؟ مَن هُوَ اَحَقُّ بِه مِن سائِرِ البَریه؟ وَ مَن هُوَ اَدنی بِه؟ وَ لَولا حِکمَ اللهِ الجَلیه وَ اَسرارُهُ العِلّیه وَاختِبارُهُ البَریه لِطارِ البَیتِ اِلیه قَبلَ اَن یمشی لَدَیه قَدِ استَلَمَ النّاسُ الحَجَر وَ الحَجَرُ یستَلِمُ یدَیه وَ لَو لَم تَکُن مَشیةُ مَولای مَجبُولَةً مِن مَشیهِ الرَّحمن، لَوَقَعتُ عَلَیکُم کَالسَّقرِ الغَضبانِ عَلی عَصافِیرِ الطَّیران.

اَتُخَوِِّنَ قَوماً یلعَبُ بِالمَوتِ فِی الطُّفُولیة فَکَیفَ کانَ فِی الرُّجُولیهِ؟ وَلَفَدَیتُ بِالحامّاتِ لِسَید البَریاتِ دونَ الحَیوانات.

هَیهات فَانظُرُوا ثُمَّ انظُرُوا مِمَّن شارِبُ الخَمر وَ مِمَّن صاحِبُ الحَوضِ وَ الکَوثَر وَ مِمَّن فی بَیتِهِ الوَحی وَ القُرآن وَ مِمَّن فی بَیتِه اللَّهَواتِ وَالدَّنَساتُ وَ مِمَّن فی بَیتِهِ التَّطهیرُ وَ الآیات.

وَ أَنتُم وَقَعتُم فِی الغَلطَةِ الَّتی قَد وَقَعَت فیهَا القُرَیشُ لِأنَّهُمُ اردُوا قَتلَ رَسولِ الله صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ أنتُم تُریدُونَ قَتلَ ابنِ بِنتِ نَبیکُم وَ لا یمکِن لَهُم مادامَ اَمیرُالمُؤمِنینَ (ع) حَیاً وَ کَیفَ یمکِنُ لَکُم قَتلَ اَبی عَبدِاللِه الحُسَین (علیه السلام) مادُمتُ حَیاً سَلیلاً؟

تَعالوا اُخبِرُکُم بِسَبیلِه بادِروُا قَتلی وَاضرِبُوا عُنُقی لِیحصُلَ مُرادُکُم لابَلَغَ الله مِدارَکُم وَ بَدَّدَا عمارَکُم وَ اَولادَکُم وَ لَعَنَ الله عَلَیکُم وَ عَلی اَجدادکُم.

بنام خداوند بخشنده مهربان

سپاس خدای را که بیت الله را با قدوم پدرش(منظور امام حسین (علیه السلام) است) مشرف کرد؛ کسی که دیروز بیت بود،[امروز] قبله گردید.

ای ناسپاسان گناهکار آیا راه بیت را بر امام نیکوکاران می بندید؟ چه کسی سزاوارتر به این بیت است از دیگر موجودات؟ و چه کسی نزدیکترین به این خانه است؟ و اگر حکمت های خداوند بلند مرتبه نبود و اسرار بالا و امتحانات موجودات نبود، همانا بیت به سوی ایشان [ امام حسین (علیه السلام)] پرواز می کرد؛ قبل از اینکه مردم حجر را لمس کنند، حجر دستانش [ امام حسین (علیه السلام)] را استلام می کند و اگر خواست مولای من خواست خداوند رحمن نبود هر آینه بر سر شما مانند بازِ شکاری که بر گنجشکان فرود می آید نازل می شدم.

آیا قومی را که مرگ را در کودکی به بازی می گرفتند می ترسانید، در حالی که الان در مردانگی قرار دارند. همه جانم فدای آقا و مولای همه موجودات که برتر از حیوانات [هستند].

هیهات بنگرید سزاوار است از چه کسی پیروی کنید، به کسی که شراب می نوشد [مراد یزید ملعون است] یا کسی که صاحب حوض و کوثر است؛ کسی که در خانه وحی و قرآن است [مراد امام حسین(علیه السلام)است] یا کسی که در بیتش اسباب لهو و نجاست است [مراد یزید ملعون است]؛ و یا کسی که در خانه اش نزول آیات [نشانه ها] و [آیه] تطهیر است.

شما در غلطی واقع شدید که قریش واقع شدند. چرا که اراده قتل پیامبر(صلی الله علیه و آله) را کردند و شما اراده قتل پسر دختر پیامبرتان را و [این حیله] برای ایشان تا وقتی امیرالمؤمنین(علیه السلام) زنده بود ممکن نشد. پس چگونه ممکن است کشتن ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) تا وقتی که من زنده ام؟

بیایید تا به راهش [راه کشتن امام حسین(علیه السلام)] آگاهتان کنم؛ پس مبادرت به کشتن من کنید، و گردنم را بزنید تا به مقصودتان برسید. خدا شما را به مقصودتان نرساند و عمرتان و فرزندانتان را کوتاه کند و لعنت خدا بر شما و پدرانتان [که قصد کشتن پیامبر (ص)را داشتند ] باد.