تابلو اعلانات

![]()
خوش آمدید
نظر، انتقاد و پیشنهاد دلسوزانه و سازنده شما
برای بنده فوقالعاده اهمیت دارد. پس مضایغه نفرمایید.

![]()
خوش آمدید
نظر، انتقاد و پیشنهاد دلسوزانه و سازنده شما
برای بنده فوقالعاده اهمیت دارد. پس مضایغه نفرمایید.
اخیراً سایتی با عنوان شایعات راه اندازی شده که با بررسی مطالب و ادعاهایی که در شبکههای اجتماعی مطرح میشود به روشنگری میپردازد.

موریانهها موجوداتی هستند که به کندی حرکت میکنند، به حکم طبیعت تا پایان عمر در دژ تاریکی که محل اجتماع آنهاست به سر میبرند. زیرا در روشنایی آفتاب و فضای باز یارای ایستادگی در برابر دشمنان بیشمار خود را ندارند. موریانهها خطرناک ترین موجودات برای سازه های محکم هستند؛ زیرا، بدون ظاهر شدن و جلب توجه انسان، ممکن است سقفی را به کلی ویران کنند و خسارت های زیادی را به بار آورند.
انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی هم از تهدید موریانههایی که متأسفانه در بدنهی آن نفوذ کردهاند در امان نبوده و باید با هوشیاری و بصیرت و با معرفی آنها به مردم و اقدام به موقع در ریشهکن کردن آنها، این بلای خاموش را کنار بزنیم.
کسانی که علی رغم اشارات مستقیم دیدهبان بصیر انقلاب یعنی رهبر عظیم الشأن باز سعی در احیاء مردگان سیاسی ضد انقلاب و ضد ایران مثل موسوی و کروبی و خاتمی دارند. و فکر میکنند میتوانند آب رفته را به جوی برگردانند.
در سالروز نهم دی بود که خواستند در مکان مقدسی در شهرستان رزن چهره ... آنها را تطهیر کنند، غافل از اینکه آنها در چنان لجنی فرو رفتهاند که با آب زمزم هم نتوان آنها را شستشو داد. و خود اینها قطعاً شریک جرم مفسدان سیاسی هستند.
امام خامنهای فرمودند: «گناه آتشافروزان فتنهی ۸۸ همین بود که به قانون تمکین نکردند، به رأی مردم تمکین نکردند. ممکن است کسی بعد از انتخابات اعتراض داشته باشد؛ خیلی خوب، این اعتراض ایرادی ندارد؛ اما راهِ قانونی دارد که چگونه باید این اعتراض را بیان و دنبال کرد. اگر قانون را قبول داریم، باید از آن راه برویم.» بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمانشاه ۱۳۹۰/۰۷/۲۰
و کسانی که از آنها حمایت میکنند نیز فرقی با آنها ندارند. و با آنها در یک سنگر علیه نظام میجنگند.
عدهای تصور باطل کردهاند که میتوانند با استفاده از فضای به وجود آمده از انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور که عدهای را علیرغم صلاحیتشان بر مسند بعضی از ادارات نشاند، موریانهوار به دنبال جویدن و از بین بردن اصولها و ارزشها باشند. زهی خیال باطل
«کسانی که با اشارهی دشمن، با تشویق دشمن، با لبخند دشمن، با کف زدن دشمن برایشان، می خواهند با این نظام، با این قانون اساسی، با این حرکت عظیم مردمی مواجهه کنند، سرشان را دارند به سنگ می زنند؛ سر به دیوار می کوبند، کار بیهوده میکنند.» (بیانات در دیدار جمع کثیری از بسیجیان کشور۱۳۸۸/۰۹/۰۴)
کشف نیزههای شکسته روز عاشورا در کربلا ...
وقتی آب در حرم امام حسین(ع) به مرخصی میرود ...

زکات یکی از واجبات مالی و عبادی است که در نظام اسلامی از اهمّیت بالایی برخوردار است و در منابع دینی مانند کتاب و سنّت در ردیف نماز و جهاد قرار گرفته و یکیاز پنج ستون دین اسلام به شمار میرود. اگر زکات اموال مطابق آنچه که در فقه اسلامی آمده مورد عمل قرار گیرد و به مرحلة اجرا درآید، اکثر کمبودهای اقتصای، فواصل طبقاتی و نیازهای مستمندان برطرف میشود و در جامعة اسلامی، عدالت اجتماعی به پا خواهد شد.


تحریف آفتی است که حرکتها و انقلابهای بزرگ و موفق در بستر زمان بدان دچار میشوند و رفته رفته از شعارها و آرمانهای اولیه فاصله میگیرند. حتی ادیان الهی و کتب آسمانی هم از این قاعده مستثنی نبودهاند. قطعاً این خطر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را نیز تهدید میکند. و من در اینجا به صورت مصداقی خطر تحریف در آرمانهای انقلاب اسلامی که خون صدها هزار شهید به پای آن ریخته شده است را مورد بحث قرار میدهم.
منشأ تحریف
1. کینه دشمن و خیانت دوستان؛ زمانی که دشمن از توطئهها، ترورها، تحریمها و به راه انداختن جنگ برای به نابودی کشاندن کشوری مأیوس میشود، به تحریف اصول اساسی آن کشور رو میآورد تا به خواسته خود برسد. از آنجا که انقلاب اسلامی یک انقلاب مردمی بوده و نظام برآمده از آن هم با مجموعه آرمانها و شعارهایی برگرفته از انقلاب پیش میرود، حمایت عموم مردم را به دنبال خود دارد و این نقطه قوت این نظام است. اگر به خاطر عدول مسئولین از آن شعارها، چه به دلیل بی بصیرتی و یا عامدانه و با همکاری دشمن، آن آرمانها به فراموشی سپرده شود، دیگر نظام این پشتوانه عظیم مردمی را از دست خواهد داد و این همان چیزی است که دشمن میخواهد؛ یعنی جدایی مردم از نظام و در يک کلمه، شکست انقلاب و حکومت اسلامی.
2. جاه طلبی و زیاده خواهی بعضی از مسئولان؛ طبیعی است که بعضی از انقلابیون که در جریان مبارزات بوده و شکنجه شده و برای نظام زحمت کشیدهاند، به مرور زمان تحت تأثیر جریانات سیاسی حمایت کننده، القائات اطرافیان و یا حتی نفوذ دشمن، سهم بیشتری را برای خود قائل باشند و شعارهای اولیه انقلاب و نتایج و دستاوردهای آن را مانع به هدف رسیدن خود تلقی کنند و بخواهند به نوعی آنها را از سر راه خود بردارند. در اینجا یکی از راهکارهایی که به آنها کمک میکند تا به اهداف شوم خود برسند تحریف اصول اولیه انقلاب است.
3. بریدن و خسته شدن و بازماندن از ادامه راه مبارزه؛ همانگونه که امام عظیم الشأن ما فرمود: جنگ بین حق و باطل همیشگی است، پس به اعتقاد ما این حرکت و انقلاب و مبارزه تا انقلاب جهانی حضرت حجت(عج) ادامه دارد و در این راه خستگی و کسالت بی معناست؛ ما زنده به آنیم که آرام نگیریم – موجیم که آسودگی ما عدم ماست. اما بعضی از افراد در راه مبارزه از نفس میافتند و از ادامه راه بار میمانند و برای توجیه عملکرد ضعیف خود دست به تحریف اصول و مبانی میزنند.
واقعیت این است که در دو مورد اخیر گرچه دست دشمن آشکار نیست، اما کاری که جاهطلبان و بازماندگان از ادامه راه انقلاب انجام میدهند، آب به آسیاب دشمن ریختن است و حاصل کارشان همان خواهد بود که دشمن در صدد رسیدن به آن است.
در بین همه تحریفاتی که دوستان نادان و دشمنان زیرک و حسابگر این نظام در صدد آن هستند، تحریف شخصیت امام راحل رضوان الله تعالی علیه از اهمیت خاصی برای آنان برخوردار است. با توجه به نقش کاریزماتیک امام که دوست و دشمن به آن اعتراف دارند و مقبولیت جهانی امام در بین همه ملتهای آزاده، این تحریف میتواند تأثیر بسیار شکنندهای بر پیکره انقلاب و صدور آن به دنیای به ستوه آمده از استعمار و استضعاف وارد نماید. تحریف امام یعنی تحریف انقلاب اسلامی.
القاء کنار آمدن امام با خوی اشرافیگری بعضی از اطرافیان، مخالفت ایشان با شعار مرگ بر آمریکا و در نتیجه عدول از شعار استکبار ستیزی، عدم حساسیت ایشان به حجاب و پوشش بستگان، عدم استقلال در تصمیمات سیاسی و قبول بی قید و شرط نظرات دیگران، تلاش برای شناساندن امام با اتکاء به خاطرات شخصی افراد و عدم توجه به سخنرانیهای پخش شده از صدا و سیما و دست نوشتههای معتبر با مهر و امضاء ایشان و موارد متعدد از این دست که به دروغ به امام نسبت میدهند، همه در راستای تحریف شخصیت ایشان است. فاعتبروا یا اولوا الابصار
حمله موفقِ شخصِ فرمانده کل قوا به رسانه های ضدانقلاب
رادیو دیروز: سراسر خبر رادیو فردا، ضعف و استیصال است. فرصتی که رسانه های اپوزسیون می توانستند تا هفته ها در موردش خبر تهیه کنند، با نمایش عملیِ بصیرت از جانب ولی امر مسلمین جهان، بر باد رفت و رادیو فردا ماند و حسرتی که درمانی ندارد...
بولتننیوز
شنبه 22 شهریور 1393 - 22:23
به گزارش بولتن نیوز ، رادیو فردا در خبری با عنوان "چرا ...
عمل به تکلیف شرعی

علامه محمد تقی بهلول در خاطرات خود میگوید: در اوایل جوانی و بعد از گذراندن دروس سطح در حوزه، به همراه مادرم به کربلا سفر کردیم. در آن زمان آیت الله العظمی سیدابوالحسن اصفهانی، نیز در کربلا اقامهی نماز میکردند و من بعد از نماز آن بزرگوار، منبر میرفتم.
در یکی از این روزها، آیت الله اصفهانی ضمن احضار من فرمود: آیا برای زیارت به کربلا آمدهای یا اقامت دائم و درس؟
عرض کردم: اکنون برای زیارت آمدهام، اما میخواهم برای درس اجتهاد برگردم.
ایشان فرمود: از کی تقلید میکنی؟ جواب دادم: از شما. فرمود: پس به فتوای من درس خارج خواندن بر تو حرام قطعی است و بر تو واجب عینی است که به ایران برگردی و با توانایی که در سخنوری داری، علیه پهلوی و قوانین خلاف شرع وی، منبر بروی و روشنگری کنی. ما مجتهد زیاد داریم، اما مبلغ بدرد بخور و شجاع، کم داریم.
عرض کردم: چشم! اما اگر کار به خونریزی و جنگ کشید، مسئــــولم؟ فرمود: تو منبرت را برو و کارت را انجام بده، هر کس در راه خدا و قرآن هم کشته شود، شهید است.
علامه بهلول میگوید: با این اجازه به ایران آمدم و برای اینکه آرزوی حج به دلم نماند، ابتدا به مکه رفتم و بعد برای آزادی فکر و خانوادهام از دست جنایات رضاخان، زنم را هم طلاق دادم و کار تبلیغ و افشاگری علیه رضاشاه و کشف حجاب را با جدیت در ایران شروع کردم.
با این وجود، علامه بهلول تکلیف شرعی خود را انجام داد و از همهی معاصران خود، عمر بیشتری کرد و خداوند او را از گزند رضاخان و... حفظ فرمود و تا پس از صدسالگی و دوران جمهوری اسلامی، با عزت و شهرت ، زندگی پربرکتی را ادامه داد.
گاهی اوقات تکلیف افراد بنا به فراخور زمان و مقتضیات روزگار، متفاوت است.
شناخت این تکلیف و عمل خالصانه و مجاهدت در راه حق است که رضایت الهی و موفقیت و برکت در عمر را بدنبال خواهد داشت.
به نظر میرسد در مقطع کنونی و با توجه به هجمههای انبوه فرهنگی دشمنان اسلام، حضور موثرتر طلاب و فضلای جوان و روحانیت بیدار در صحنههای مختلف میتواند بعنوان بازوی مقتدری برای ولایت و نظام اسلامی، موثر و کارساز باشد.
از همین رو رهبر معظم انقلاب اسلامی، بارها نسبت به این حضور و نقش آفرینی موثر طلاب و عالمان حوزوی در ابعاد مختلف اجتماع، تذکـــر و توجه فرمودهاند.
خدایا ما را ببخش که معنا و مفهوم آیه 120 سوره مبارکه بقره را فراموش کردیم که میفرماید یهود و نصاری از تو راضی نمیشوند مگر اینکه از آیین آنان پیروی کنی.
خدایا ما را ببخش که فراموش کردیم إن العزة لله جمیعا و در جای دیگر به جستجوی آن پرداختیم.
خدایا ما را ببخش که به دشمنانت اعتماد کردیم و به دوستانت شک.
خدایا ما را ببخش که یوسفمان را به ثمن بخس فروختیم و آنچه بدست آوردیم ندامت بود و پشیمانی.
خدایا ما را ببخش که شعار تبت یدا ابی لهب را پس گرفتیم تا ابی لهب زمان از ما خوشنود گردد.
در آداب امر به معروف و نهى از منكر
هدف از بعثت پيامبران و امامت امامان تربيت بشر، و رشد انسان و كمال بنى آدم بوده، و انبياء بزرگ حق و عاشقان حضرت معبود، در اين راه از هيچ كوششى دريغ نورزيده و از انسانها توقع اجر و مزدى جز آراسته شدن آنان به واقعيّات الهى و بدست آوردن خير دنيا و آخرت نداشتند
فَاِنَّ اللهَ بَعَثَ مُحَمَّداً (صلى الله عليه وآله) لِيُخْرِجَ عِبادَهُ مِنْ عِبادَةِ عِبادِهِ اِلى عِبادَتِهِ ومِنْ عُهُودِ عِبادِهِ اِلى عُهُودِهِ وَمِنْ طاعَةِ عِبادِهِ اِلى طاعَتِهِ وَمِنْ وِلايَةِ عِبادِهِ اِلى وَلايَتِهِ
خداوند بزرگ محمّد (صلى الله عليه وآله) را در ميان جامعه انسانى برانگيخت تا بندگانش را ...
بیمارستان از مجروحین پر شده بود. حال یکی از آنها خیلی بد بود...
رگهایش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت.
وقتی دکتر این مجروح را دید، به من گفت بیاورمش داخل اتاق عمل.
من آن زمان چادر به سر داشتم.
دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحتتر بتوانم مجروح را جابهجا کنم...
مجروح که چند دقیقهای بود به هوش آمده بود، به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من دارم میروم تا تو چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم میرویم...
چادرم در مشتش بود که شهید شد.
از آن به بعد، در بدترین و سختترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم...
راوی: خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس
![]()
سرودهای از سردار نقدی فرمانده بسیج مستضعفان
با تفنگـــش نتـــوانستــــه شکـــــارم بکند
رفته با مطرب و اینترنت و ساز آمده است
نـــــاوگــانش نتــوانستـــه مهــــارم بکنـــد
رفته با لُعبتـک چشــــــم نـــواز آمده است
بمب و موشک نتـــوانستـــه ...
پدرم متولد سايان است

تخريب قبور بقيع - يوم الهدم
تا به حال نام يوم الهدم را شنيدهايد؟ يوم الهدم يعني روز ويران کردن ...
در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه، وهابيان به سرکردگي عبدالعزيز بن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، سرانجام آن را اشغال نموده، مأمورين عثماني را بيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيم فرزند پيامبر اکرم – صلي الله عليه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت، قبر ام البنين مادر حضرت اباالفضل العباس – عليه السلام – و قبر عبدالله پدر پيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق – عليه السلام – و بسياري قبور ديگرپرداختند. ...
![]()
![]()
![]()
![]()

مدیر محترم وبلاگ خورشید این سؤال را اینگونه مطرح کردهاند:
" لباس روحانیت احترام دارد" یعنی چی؟ خواهشا هر کی بلده جواب بده! یه سواله فقط متهم نکنید منو به چیزی. بعد ببخشید یه سوال دیگه هم دارم افراد جامعه باید برن دنبال روحانیون با بالعکس اونها دنبال آگاه کردن مردم؟ کدومشه؟ یعنی یه دختر یا پسری که اصلا روحانیون رو قبول نداره چی؟ تکلیفش چیه؟ در کل وظیفه روحانیون چیه؟ چه نقشی در جامعه دارند؟ به نظر من دانشگاه کوچه محله مدرسه همین اینترنت خودمون روستا شهر همه اینا رو شامل میشه ها همون حجره های طلبگی خودشونم شامل میشه چه نقشی دارن اینجاها؟ وظیفه شون چیه نسبت به آدمای دیگه؟ از خودگذشتگی رو برام تعریف کنید؟ غرور رو معنا کنید؟! وظیفه خودتون رو در قبال مردم بگید منظورم شخص خودتونه ها!؟ وقتی یه روحانی میبینه یه شخص به لباسشش یا خودش عمدا یا سهوا بی احترامی میکنه چه عکس العملی نشون میده؟ غرور در اینجا جایزه یا خیر باید ازشون بخواد ازش عذر خواهی کنن؟ چطور بخواد یعنی چه برخوردی داشته باشه؟
خاطرهای زیبا از کتاب "چی شد چادری شدم؟
معصومه دوست بسیار خوب و سادهی من که در مدرسه و کلاس هم بودیم نسبت به حجاب خود تقیدی نداشت، بارها و بارها با او صحبت کردم که چادر بپوشد اما گوش نمیداد.
فصل امتحانات بود ناگهان معصومه را دیدم که با رنگ پریده و صدای لرزان وارد مدرسه شد ... از او سوال کردم چه اتفاقی افتاده؟
گفت الان که از میدان شهدا به سمت مدرسه میآمدم تشییع جنازهی یک شهید بود من هم چند قدمی خواستم در تشییع جنازهی شهید شرکت کنم، ناگهان آقایی از میان جمعیت بیرون آمد و گفت: خواهرم چرا حجابت را رعایت نمیکنی اینها به خاطر ما و آسایش ما و دین ما مثل گل پرپر شدهاند چرا این طور در خیابان ظاهر میشوید؟ خلاصه معصومه خیلی تحت تاثیر آن آقا قرار گرفته بود
امتحانات خرداد ماه گذشت در تابستان هم خبری از هم نداشتیم؛ مهرماه در حیاط مدرسه منتظر آمدن دوستانم بودم که ناگهان دیدم معصومه با یک چادر مشکی و حجاب کامل وارد مدرسه شد، از خوشحالی در پوست خود نمیگنجیدم او را در آغوش گرفتم و به خاطر حجابش به او تبریک گفتم و پرسیدم: چه شد هرچه ما گفتیم تو چادر نپوشیدی حالا چه اتفاقی افتاده؟
بعد از ساعتی که کنار هم بودیم بالاخره معصومه در مورد دلیل چادری شدنش صحبت کرد: یادته اون روز که امتحان داشتیم گفتم آقایی به من تذکر داد برای حجابم؟
گفتم: بله
ادامه داد: تابستان یک روز رفته بودم مزار شهدا، همین طور که بین قبور شهدا قدم میزدم چشمم به عکس همان آقا افتاد که در ردیف اول قطعهی سوم در قبری ارام خفته بود و به خیل شهدا پیوسته بود گویا آن لحظه تمام وجودم را به آتش کشیدند و شرمنده تمام شهدا شدم و تصمیم گرفتم به حرمت شهدا چادر بپوشم و محافظ حجابم باشم.
مشتاقانه منتظر پنج شنبه و رفتن به میعادگاه بچههای حزب الله، مزار شهدا بودم تا با معصومه به آنجا رفتیم؛ نورانیت آن شهید آنقدر ما را مجذوب کرد که ساعتها کنار مزارش نشستیم و با او حرف زدیم.
سالها از آن ماجرا میگذرد و هنوز هر هفته که برای زیارت اهل قبور میرویم خاطره شهید محمد نوربهشت ما را به کنار مزارش میکشاند و به یاد آن روزها اشکمان را جاری میکند.
خواهر این شهید که سالها بعد با ایشان همکار شدم میگفت از این خاطرهها از زندگی محمد برای ما زیاد نقل میکنند.

بسیجی شهید علی خلجی
تولد: دوم فروردین ۱۳۴۳ روستای سایان
شهادت: بیست و چهارم تیر ۱۳۶۱ شلمچه
عملیات رمضان
گرامی باد یاد و خاطره همه شهدای عملیات رمضان
متنی به قلم شهید علی خلجی در ادامه مطلب ...

و تو چه میدانی شهید کیست؟
دوست عزیزی با اسم مستعار "آشنای غریب" به وبلاگ بنده حقیر سر زده و متنی را که توسط شهید علی خلجی نوشته شده را خوانده و نظر داده و بنده هم به این ابراز لطف ایشان جواب دادم. توجه شما را به این گفتگو جلب میکنم:
آشنای غریب:
این وصیتنامه را نه او بلکه جوانهای لیسانس امروزی حتی خودت هم نمیتوانی بنویسی چه رسد به اصطلاحات میگ و میراژ و تانکهای چیفتن انگلیسی. شما افراد تندرو احمدینژادی هستید که با تفکرتان مردم را منحرف میکنید.

چه كنم تا مرگ را باور كنم و همواره به ياد آن باشم؟
امور زير در باور مرگ و يادآورى آن و پند گرفتن از آن مؤثر و مفيد است:
به گزارش جوان آنلاین، آیت الله حائری شیرازی دوازدهم اردیبهشت سال جاری در اختتامیه نوزدهمین همایش سراسری هیأت رزمندگان اسلام سخنانی پیرامون جایگاه ولی فقیه در نظام اسلامی ایراد کرد و طی آن به جریان چگونگی انتخاب رهبری معظم انقلاب اشاره کرد. این روایت بیانگر نکات تازهای از چگونگی این انتخاب است و در پایگاه اینترنتی هیات رزمندگان اسلام منتشر شده است.
چرا شيعه با احكام «اهل حل و عقد» كه در راستاي مصالح اجتماع مسلمين صادر ميشد مخالفت نموده و آن را نپذيرفته است؟
پاسخ : شيعه اماميه تنها راه مشروع و عقلايى براى نصب امام و خليفه را از طريق نص و نصب الهي، با ابلاغ رسول خدا(ص) يا امام منصوب قبل ميداند. ...
سؤال:
با توجه به اينكه مردم ميدانستند پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله امام علي عليهالسلام را براي جانشيني خود انتخاب كرده، چرا حضرت علي عليهالسلام را رها كردند و يار و ياور ديگر خلفاء شدند؟
پاسخ:
یه روز یه ترکه میره سبزی فروشی تا کاهو بخره ، عوض اینکه کاهوهای خوب را سوا کند ، همه ی کاهو های نامرغوب را سوا میکنه و میخره . ازش می پرسند چرا اینکار را کردی میگه : صاحب سبزی فروشی پیرمرد فقیری هست. مردم همه ی کاهوهای خوب را میبرند و این کاهوها روی دست او میمانند و من بخاطر اینکه کمکی به او بکنم اینها را میخرم . اینها را هم میشود خورد. . . این ترکه کسی نبود جز عارف بزرگ آقا سید علی قاضی تبریزی (ره)
یه روز یه ترکه میره جبهه ، بعد از یه مدت فرمانده میشه یه روز بهش می گن داداشت شهید شده افتاده سمت عراقی ها اجازه بده بریم بیاریمش جواب میده کدوم داداشم؟! اینجا همه داداش من هستن اون ترکـــه تا زنده بود جنگید و به داداش های شهیدش ملحق شد . اون ترکـــه کسی نبود جز مهدی باکری
به یه ترکه گفتند کتابی بنویس ، ترکه برای تالیف آن کتاب حدود چهل سال تحقیق و مطالعه کرد و بیش از ده هزار کتاب را تمام خواند و به حدود صد هزار کتاب، مراجعه مکرر داشت. او برای یافتن منابع و کاوش در کتاب خانه های هند، ترکیه، ایران، عراق و ...، سفرهای متعدد انجام داد و بالاخره یک کتاب 11 جلدی نوشت . این ترکه کسی نبود جز علامه امینی و آن کتاب نیز همان الغدیر بود.
یه روز یه ترکه داشته ذکر میگفته ، در وسط ذکر هنوز ذکر تمام نشده بود که یک حوری بهشتی با جامی در دست از سمت راست او می آید و جام شراب بهشتی را تعارف میکند اما چون ذکر هنوز تمام نشده بود ترکه به حوری اعتنا نمیکنه ، حوری از سمت چپ میآید ولی بازهم ترکه اعتنا نمیکنه و حواسش را جمع ذکر حقتعالی میکند تا اینکه حوری از نظر ناپدید میشه و ترکه بالاخره ذکر خدا را همانگونه که استادش گفته بود کامل میکنه. . . این ترکه کسی نبود جز علامه طباطبایی
اگه روسري خود را برندارم...
دكتر مرتضي آقا تهراني تعريف ميكند كه: وقتي در «مؤسسه اسلامي نيويورك» مشغول فعاليت بودم روزي دختر جواني ...
۱. یکی از اساتید نقل میکرد فردی را میشناسم که در کودکی ناچاراً شیر خر خورده بود. از او پرسیدم که آیا این شیر خری که خوردی تأثیری هم در زندگی، شخصیت و روحیه شما داشته یا نه؟ ایشان جواب داد که نه الحمد لله؛ فقط وقتی در کوچه راه میروم اگر کسی برای متوقف کردن الاغش بگوید هُش و من بشنوم، بی اختیار میایستم.
۲. حتماً عطا خان شیر خر خورده را میشناسید، چی اهانت؟ نه به جان خودم. این حرفیه که خودش با افتخار هم گفته که ایها الناس من شیر خر خوردم. بله همین عطا خان مهاجرانی .که صد البته ارتزاق از شیر این حیوان آرام و زحمتکش و باهوش!!!! تأثیر خودش رو گذاشت و شد آنچه که نباید میشد. عطا داره با کمال افتخار به اربابان خودش سواری میده و از گذشته خودش هم که احتمالا نمازی و روزهای بوده توبه کرده و دیگه هیچ کاری رو بدون اجازه موساد انجام نمیده. با این دو مقدمه بخوانید مصاحبه حسين مظفر را با نشريه صبح:
به گزارش جهان، شخصیت های مذهبی روایت های جالبی را از ارادت و علاقه علما و بزرگان علمی و دینی به رهبر معظم انقلاب بیان کرده اند که در ادامه برخی از آن ها را می خوانید:
تمجیداتم از رهبر انقلاب بسیار بجا بود
روزی خدمت علامه حسن زاده بودم و در مورد تعابیری همچون «قائد ولی وفی»، «رائد سائس وفی»، «مصداق بارز نرفع درجات من یشاء» و «دادار عالم و آدم همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد» و... که ایشان برای مقام معظم رهبری به کار بردهاند، گفتوگو و سؤال کردم. چرا که آن زمان برخی نتوانستند این ستایشها را تحمل کنند. ایشان فرمودند: این عناوین بسیار خوب و بجا بود.
حجتالاسلام حسن رمضانی از شاگردان علامه
حجتالاسلام کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران در آستانه پانزدهمین سالگرد رحلت آیتالله بهاءالدینی ماجراهای مختلفی از مکاشفات این عالم ربانی و آیت الله العظمی بهجت بیان کرد.
به گزارش جهان به نقل از ماهنامه پاسدار اسلام، در آستانه پانزدهمین سالگرد رحلت عالم ربانی و عارف پارسا، حضرت آیتالله سیدرضا بهاءالدینی، فرصت را مغتنم دانستیم تا خدمت حجتالاسلام والمسلمین صدیقی برسیم و از زبان ایشان شمهای از حالات و کمالات آن سالک الی الله را بشنویم.
در این گفتوگوی صمیمی، صحبتهای شنیدنی و نکات جالبی هم درخصوص آیت الله بهجت، امام خمینی و رهبر معظم انقلاب مطرح شد که دریچههای جدیدی را در شناخت این بزرگواران به روی مخاطب میگشاید.
*سؤال اولمان این است که از چه زمانی با آیتالله بهاءالدینی آشنا شدید؟
شما چه جور حجابی دارین؟
میگفت برای گردش با شوهرم رفتیم ترکیه؛ در سالن هتل با دو تا از زنهای ترک هم صحبت شدم من که یه روسری کوتاه سرم بود یکی از زنهای ترک مسئله حجاب را پیش کشید.