مطلب آخر
باسلام به علت مشغله زیاد کاری فعلا از به روز کردن وبلاگ معذورم .
باسلام به علت مشغله زیاد کاری فعلا از به روز کردن وبلاگ معذورم .


لطفا در قسمت نظرات بفرمایید که برداشتتان ار کنار هم گذاشتن این دو عکس چیست؟
.jpg/4)

باید یک چشمت را به روی کشتار میانمار وسوریه وعراق افغانستان ببندی نا نماد یک چشم المپیک برایت روشن شود.

واخبارجنایتها ی شیطانی غرب یا مزدورانش را چنان تحت بازی های المپیک سانسور خبری می کنند که گویا خبر دیگری در دنیا نیست.

هدف از سفر کلینتون به میانمار حمایت و کمک به توسعه اصلاحات سیاسی در این کشور سرشار و غنی از منابع طبیعی در همسایگی چین و هند اعلام شده است.


از
پیروزی انقلاب یک ماه گذشته بود .چهره و قامت ابراهیم بسیار جذاب تر شده
بود. هرروز در حالی که کت و شلوار زیبایی می پوشید به محل کار می آمد.

محل کارش در شمال شهر بود.
یک روز متوجه شدم خیلی گرفته و ناراحت است .کمتر حرف می زد.توحال خودش بود.به سراغش رفتم.با تعجب گفتم:داش ابرام چیزی شده!؟گفت:نه چیز مهمی نیست.گفتم:اگه چیزی هست بگو،شاید بتونم کمکت کنم.کمی سکوت کرد.اما مشخص بودکه مشکلی پیش آمده.به آرامی گفت:چندروزه دختری بی حجاب توی این محله به من گیر داده.گفته:تا تورو به دست نیارم ولت نمی کنم!کمی سکوت کردم .رفتم توی فکر،یکدفعه خندیدم.ابراهیم با تعجب سرش را بلند کرد.پرسید:خنده داره!؟گفتم:داش ابرام ترسیدم،فکرکردم چی شده!؟بعد نگاهی به قدوبالای ابراهیم انداختم و گفتم:با این تیپ و قیافه که تو داری ،این اتفاق خیلی عجیب نیست!گفت:یعنی چی؟!یعنی به خاطرتیپ و قیافه ام این حرف رو زده.لبخندی زدم و گفتم:شک نکن!روز بعد تا ابراهیم رو دیدم خنده ام گرفت.با موهای تراشیده آمده بود محل کار،بدون کت و شلوار!
فردای ان روز با پیراهن بلندبه محل کار آمد،با چهره ای ژولیده تر،حتی با شلوار کردی ودمپائی آمده بود. ابراهیم این کار را مدتی ادامه داد.بالاخره از آن وسوسه شیطانی رها شدیكی از بچههای محل كه همراه ابراهیم به جبهه آمده بود. در ارتفاعات بازی دراز به شهادت رسید و پیكرش جا ماند. ابراهیم وقتی مطلع شد، خیلی تلاش كرد كه به سمت ارتفاعات برود. ولی به علت حساسیت منطقه و حضور نیروهای دشمن، فرماندهان اجازه چنین كاری را به او ندادند. ابراهیم هم روی حرف فرماندهی چیزی نگفت و اطاعت كرد.
یك ماه بعد كه منطقه آرام شد. یك شب ابراهیم بالای ارتفاعات رفت و توانست پیكر این شهید را پیدا كند و با خودش به عقب منتقل كند. بعد با هم مرخصی گرفتیم و به همراه جنازه این شهید به تهران اومدیم و در تشییع پیكر شهید شركت كردیم.
چند روزی تهران ماندیم كه كارهای شخصی را انجام دهیم. در روز بازگشت با ابراهیم به مسجد محمدی رفتیم. بعد از نماز، پدر همان شهید جلو آمد و سلام و علیك كرد و ضمن عرض تشكر گفت: "آقا ابراهیم، دیشب پسرم رو تو خواب دیدم كه از دست شما ناراحت بود".
ابراهیم كه داشت لبخند میزد یكدفعه لبهاش جمع شد و با چشمانی بزرگ شده پرسید: "چرا حاج آقا؟! ما با سختی پسرتون رو آوردیم عقب"
پدر شهید با كلامی بغضآلود ادامه داد:"میدونم، اما پسرم توی خواب گفت: اون یك ماه كه ما گمنام توی كوه افتاده بودیم مرتب مادر سادات حضرت زهرا (س) به ما سر میزد و خیلی برای ما خوب بود. اما از زمانی كه پیكر ما برگشته دیگه این خبرا نیست و میگن این افتخار برای شهدای گمنامه ."
ابراهیم كه اشك توی چشمانش جمع شده بود دیگه نتونست خودش رو كنترل كند و گریهاش گرفت. پدر شهید هم همینطور.
بعد از آن بود كه همیشه در دعاهای ابراهیم آرزوی شهادت و آرزوی گمنامشدن كنار هم قرار گرفت و آرزو میكرد شهید گمنام باشه.
ابراهیم گمشدش رو پیدا کرده بود:"گمنامی"


آيا هنرمند روشنفكر تئاتر هم بايد مثل آدمهاي سر كوچه و بازار، سبد سخن خود را از شوخي با مايه جنسي پر كند تا ديده و شنيده شود؟! نمايش تبارشناسي دروغ بارها و بارها تماشاچي را به خنده وا ميدارد اما درست همانجايي كه بهاره رهنما در نقش حوا به آدم نزديك نميشود و ميگويد «اگر به هم بچسبيم ميآيند ما را ميبرند» يا وقتي درباره خريد از بقالي به اين اشاره ميشود كه برخي چيزها را توي پاكت مشكي ميگذارند(!؟) يا آنجا كه مرد خانواده با زن همسايه پشت تلفن گرم ميگيرد و مرد از كلمات سبحانالله و لاالهالاالله استفاده ميكند و پسر خانواده با گفتن الله اكبر به پدر ميگويد اگر نيت كرده بودي، برايت يك نماز چهار ركعتي به حساب ميآمد. باز پسر خانواده از پدر ميخواهد كه مادر دروغگويش را به امامزاده صالح ببرد و پدر با مشت كردن دستش به او ميگويد «كار مادر تو با امامزاده راست نميشود. مادرت امام ميخواهد » و كلمه امام را قلمبه تلفظ ميكند و وقتي پسر ميشنود كه نميشود مادر را با موتور به مشهد برد، به پدر با تخفيف لحن ميگويد «خب مادر را ببر همين امامزاده صالح.»






در پی این حادثه "ابولفضل.ش" که از ناحیه کتف مورد حمله قرار گرفته است، تحت مراقبت پزشک قرار گرفته است.
"مجید.ن" بسیجی دیگر پس از مجروح شدن از ناحیه کتف، گلو، ساعد و سینه بوسیله چاقو، به دلیل عبور خودرو از پای چپ دچار شکستگی زانوی چپ و جابجایی کشک زانو شده است.
در حال حاضر وی پس از انجام عمل جراحی بر روی زانو منتظر نظر قطعی پزشکان درخصوص وضعیت زانوی آسیب دیده است.
از شب گذشته و پس از وقوع این حادثه بسیجیان این شهرستان با تنظیم شکایت نامه ای، از مسئولان قضایی کشور خواسته اند در اسرع وقت نسبت به بازداشت و محاکمه عاملان این حادثه اقدام نمایند.
به نظر می رسد عدم برخورد قاطعانه مسئولان در موارد مشابه و نبود عزم جدی برای برخورد با اراذل و اوباش زمینه ساز گسترده تر شدن رفتارهای وحشیانه اوباش شده است.
شاید با پیگیری و تصمیم مسئولان این اتفاق، شاهد پایان مظلومیت ناهیان منکر باشیم.
راز اعتکاف در خلوت گزینی است . خلوتی بین خالق ومخلوق.....
مگر تفریح رفته ایم؟

اعتکاف کم خوردن وکم خوابیدن است وبیشتر عبادت کردن..... والخ!
اعتخواب؟


واما خلوت..........

شاید از حادثه میترسیدیم
توبه ما جرات طوفان دادی

برای خواندن خاطراتی از شیوه زندگی ومنش حضرت روح الله در اینجا کلیک کنید.
اساسا در برخورد با ایشان، به سرگیجه رسانه ای دچاریم. همین حضرات فوق، حکما اگر در میادین تهران قدم فرسایی کنند، توسط کادر مجرب گشت ارشاد، ارشاد می شوند و الخ . اما در این طرف ماجرا ، حین انتخابات، تبدیل به قهرمانانی میهن پرست و درون نظام… حقیر به عنوان یکی از دلسوزان نظام و انقلاب، عاجزانه تقاضامندم که تصویر این جماعت بدظاهر را بگذارید برای آرشیوهای تصویری خودتان بماند. به اندازه کافی در خیابان های این تهران غفلت آلود، دچار “توفیق اجباری” شده ایم. لکن گشت ارشاد را هم بگذارید اهل اش انجام دهند. سرباز یا گیرم استواری که از بدیهی ترین مسائل فقهی محروم است را چه به تعیین مصادیق منکر؟! نهی از منکر خوب است اما باید روی اصول باشد نه احساس! اگر این مقال را نگذارید به حساب کفریات! بنده معتقدم این هر دو کردار ما در مواجهه با بدحجابی، ناقص و ابتر است. لطفا آب به آسیاب ورشکسته های آن ور آب، نریزید

تحویل نگرفتم سالی را که میخواست بی حضور تو تحویل شود

حقوق زنان در غرب این گونه است
درپشت تمام ژست های انسان دوستانه وحمایت از حقوق زنان در دنیا امروز خبرهای فاجعه آمیزی از فروشگاه های رسمی وقانونی کرایه دادن زنان در غرب به گوش می رسد که......
برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید






شاید سالها برای توطئه گلشیفته وقت وانرِِِژی هدر رفته بود وخداتومان دلار یامفت.
اما بعد از این همه فضا سازی رسانه ایی در مورد دختر مسلمانی که از دین خود برگشته و حیا وعفاف را کنار گذاشته خداوند مکر آنها را جواب داد وفرزند بزرگترین کارگردان هالیود مسلمان شیعه شد
ومکرو ومکرالله .......
جایزه اسگار یا جایزه اسگل؟
![]()

گفتگوی گلشیفته( خارشیفته) فراهانی با خبرنگار اشژیگل:
گفتگوی این بازیگر زن مشهور با امیر اصلانی خبرنگار اشپیگل یک محور دیگر هم دارد و ان ترسیم چهره ای مخوف از وزارت اطلاعات است . خانم فراهانی در بخشی از این مصاحبه ادعا می کند که یک مقام وزارت اطلاعات به او صراحتا گفته اهمیتی ندارد که هنرمندی! مثل او در ایران بماند و به اتهام زده اند که مادرش بهایی است !…
گلشیفته فراهانی بازیگر مشهور سینمای ایران که اکنون به شهرتش را مدیون بازی در دو فیلم ضد ایرانی است – نه بازی خوب در فیلمهای سینمایی – در گفتگو با هفته نامه آلمانی اشپیگل گفته است که دو سال است که از همسرش جدا شده است.
این بازیگر زن ، خودش فکر می کند به دلیل هنرمندی به بازی در فیلم های خارجی دعوت شده است حال آنکه او را اکنون جریان معاند بالای دست گرفته که این، نماد زن ایرانی است ! همان که نیمه عریان کنار مرد غربی دراز می کشد در تختخواب و از او بوسه می گیرد تا صحنه در بیاید !!
،فراهانی به هفته نامه آلمانی می گوید اصلا سیاسی نیست و والدین و خواهرش برای دیدن او دائم در خط تهران – پاریس در رفت و آمد هستند ، و دلیل اینکه کسی انها را اذیت نمی کند این است که او فقط به هنر مشغول است ، اما در همین گفتگو تندترین حرفهای سیاسی را می زند و چیزی در توهین به مسئولان کم نمی گذارد.
خبرنگار هفته نامه آلمانی سپس درباره جدایی گلشیفته از همسرش می پرسد. او می گوید: زمانی که من ایران را ترک کردم با همسرم بودم و حتی دو سال نیز با هم در خارج از ایران زندگی کردیم اما حالا دیگر از هم جدا شده ایم. و البته توضیح بیشتری درباره چرایی این جدایی نمی دهد.
گزارش البرز حاکی است ، خبرنگار مجله آلمانی برای اینکه مصاحبه اش را با یک فضای عاطفی به پایان ببرد درباره مردی می پرسد که در فیلم “خورش آلو با مرغ”، از فرط عشق جان می دهد !
گلشیفته نیز از فرصت استفاده می کند و مردم ایران را عاشقان بی نظیری در دنیا معرفی می کند که همه چیزشان را در راه عشق می دهند.
ظاهرا گلشیفته فراهانی این روزها حال و روز خوشی هم نداشته و خیلی از ریاضی و حساب و کتاب هم سر در نمی آورد و حتی سن و سالش را هم از یاد برده است چرا که در ادامه مصاحبه اش با افتخار مدعی می شود که در روزگاری که کشور درگیر جنگی هشت ساله بود به پارتی می رفته و می دانسته که ممکن است به زندان بیفتد اما با اینحال باز هم این کار را می کرده است!
خانم فراهانی انگار احساس امروز را پشت جمله هایی که قید دیروز دارد پنهان کرده و می گوید: در واقع چون دیگر اعتقاد چندانی به آینده مان نداریم، خیلی به زمان حال می اندیشیم و برایش ارزش قائلیم
در حالی که بعد از انتشار تصویر برهنه ای از گلشیفته فراهانی در یک نشریه خارجی ، پدر و مادرش طی گفت و گویی با ناراحتی هر چه تمام تر، تصاویر منتشر شده منسوب به فرزند خود را رد کرده اند، گلشیفته فراهانی بی آنکه اندکی از انتشار این تصاویر خجل و ناخرسند باشد، در گفت و گو با روزنامه دیلی تلگراف، تلویحاً صحت تصاویر منتسب به خود را تایید کرد.
به گزارش مشرق به نقل از انتخاب، متأسفانه در حال حاضر علاوه بر عکس برهنه وی، فیلم او نیز منتشر شده است تا جایی برای انکار این اقدام شرم آور غیراخلاقی باقی نماند.
دیلی تلگراف نوشت: پس از اینکه یک بازیگر ایرانی در مجله ی خبری فرانسوی به نشانه ی اعتراض(!)، عکسی برهنه از خود منتشر کرد، به او گفته شده است که دیگر در کشورش خوش امد گویی برای او نیست.
این اقدام او که مدعی شده برای اعتراض انجام داده با واکنش های کاربران شبکه های اجتماعی روبرو شد به گونه ای که یکی از زنان فعال ایرانی فیس بوک در صفحه خود نوشت: تو داری آنجا عقده هایت را خالی می کنی و برای خودت حال می کنی و بعد بر سر ما هم منت می گذاری که داری اعتراض می کنی؟!
عکس برهنه گلشیفته فراهانی توسط مجله مادام فیگارو منتشر شده است.
فراهانی می گوید: یکی از مسئولین وزارت ارشاد به من گفت که ایران به چنین هنرمندان و بازیگرانی نیاز ندارد. شما می توانید خدمات هنری خود را در جای دیگر ارائه بدهید.
دیلی تلگراف نوشت: چندین ساعت پس از انتشار این عکس در فیس بوک، هزاران نفر در این صفحه پیغام گذشته و او را به بی حیایی متهم کرده اند.
هم اکنون تصویر منسوب به گلشیفته فراهانی از صفحه مذکور حذف گردیده است.
حسین علایی تصریح کرد: تبعیت و همراهی از رکن رکین و حافظ سلامت و صحت مسیر انقلاب اسلامی یعنی ولایت فقیه که پس از رحلت حضرت امام خمینی (ره) در چهره مقام معظم رهبری حضرت آیتالله خامنهای متجلی شده است را افتخار خود میدانم.
به گزارش فارس، در پی انتشار مقاله ۱۹ دی سردار حسین علایی و بازتابها و واکنشهای متعدد آن در جامعه، علایی با انتشار توضیحات مجددی به این واکنشها پاسخ داد که متن کامل جوابیه وی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
به دنبال درج مقالهای تحت عنوان “قیام ۱۹ دی از نگاهی دیگر” در روزنامه اطلاعات برخی از رسانهها با طرح مسائلی زمینه سوءاستفاده رسانههای خارجی را فراهم کردند که منجر به توسعه ابهام در اذهان دوستداران انقلاب اسلامی گردیدند.
به منظور رفع ابهام توضیحی در روز اربعین حسینی در رسانههای کشور منتشر گردید اما در روزهای اخیر عدهای از همرزمان و همسنگران دوران پرافتخار دفاع مقدس طی نشستهایی با اینجانب معتقد بودند کماکان ابهاماتی مطرح است.
هم ایشان و هم تمامی افرادی که مرا میشناسند و از زندگی مبارزاتی و رزمندگی اینجانب مطلعند بر این باورند که تمامی زندگی من تعبیر و مصداق تبعیت و همراهی از ولایت از آغاز مبارزات مردم بر علیه نظام ستمشاهی تا به امروز میباشد و در این پایبندی به تبعیت و همراهی از رکن رکین و حافظ سلامت و صحت مسیر انقلاب اسلامی یعنی ولایت فقیه که پس از رحلت حضرت امام خمینی (ره) در چهره مقام معظم رهبری حضرت آیتالله خامنهای متجلی شده است را افتخار خود میدانم و همواره بر این اصل پای فشرده و نجات و فلاح جامعه را در ان میدانم.
از سوی دیگر باید یادآور شوم که ما پاسداران انقلاب اسلامی همراه و همگام با هم، همچنان در راه پرافتخار شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی گام برخواهیم داشت و به عضویت در سپاه که رکن اساسی دفاع از ارزشهای انقلاب اسلامی است افتخار میکنیم.
قیام ۱۹ دی از نگاهی دیگر
حسین علایی
روز ۱۹ دی ماه سال ۱۳۵۶ سر آغاز قیامی مردمی و فراگیر است که ظرف حدود یک سال توانست شاه را از کشور بیرون کند و به نظام سلطانی ۲۵۰۰ ساله در ایران پایان دهد. اما این ماجرا خیلی ساده شروع شد و بهانة آن را خود حکومت فراهم کرد. در روز ۱۷ دی ماه روزنامة اطلاعات که توسط یک سناتور مورد اعتماد اداره میشد مقالهای را با عنوان ارتجاع سرخ و سیاه علیه آیت الله خمینی
به گزارش خبرگزاری فارس، در پی برخی اظهار نظرات در خصوص سخنان عماد افروغ در برنامه تلویزیونی پارک ملت وی توضیحاتی در این رابطه ارائه داد:
امام خمینی:
همه باید نظر خودشان را بدهند و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. این موافق هر که باشد، باشد، مخالف هرکه هم باشد، باشد. ( صحیفه امام،ج13،ص102)
بعد از حضور بنده در برنامه زنده پارک ملت و صحبتها و نقدهایی درون گفتمانی و در چهارچوب ارزشها و مبانی انقلاب اسلامی و اندیشههای امام راحل ( ره) و مقام معظم رهبری و قطع نظر از حمایتهای دردمندان و دلسوزان،
چندی پیش یکی از مسئولین کشور در حضور مقام معظم رهبری با خوشحالی وکمی هم غرور(شاید) اعلام کرد بودجه فرهنگی کشور دوبرابر شده است و شاید هم در خیال خودش فکر میکرد که رهبری نیز تحصینشان خواهد کرد.دقیقا برعکس شد. نه تنها رهبری معظم تشویقشان نکرد بلکه فرمودند: من از شنیدن این خبر ناراحت هم شدم. حتما میپرسید چرا ؟ بودجه فرهنگی که خوب است باعث پیشرفت امور فرهنگی کشور می شود.ایشان از آن مسئول سوال کردند: آیا مهندسی فرهنگی متناسب با این بوجه را هم تدوین کرده اید؟معنی این کلام آقا این است که شماسازکار متناسب بابودجه جدید(منابع انسانی متخصص و آموزش دیدهُ برنامه های کاربردی جدیدُ و....)را طرح ریزی کرده ایدو چگونه مطمئن هستید که این بودجه در راستای امور فرهنگی مفید برای کشور استفاده می شود وصرف تجملات و امور ضد فرهنگی نمی شود.بله زمانی که ابزار فراتر از توانایی فکری ومدیریتی به عده ایی داده شود مطمئن باشید که صرف امور لوکس یا غیر کاربردی می گردد.همایش وکنفرانس و خریدهای بی دلیل یواش یواش امورات غیر برنامه ایی و غیر مصوب وزارت فرهنگ و ارشاد. بگذریم از اینکه بودجه فعلی وزارت ارشاد صرف فیلم های سینمایی ضدفرهنگی و موسیقی وتاتر و .... می شود 