سه نکته که حضرت فاطمه در همسرداری اش پررنگ تر بیان کرد
پسر عمو! در طول زندگی هرگز به تو دروغ نگفتم، و خیانت نکردم، و هیچ گاه با تو مخالفت ننمودم.»
و چه حالی داشت آقای من وقتی
پسر عمو! در طول زندگی هرگز به تو دروغ نگفتم، و خیانت نکردم، و هیچ گاه با تو مخالفت ننمودم.»
و چه حالی داشت آقای من وقتی
ببینیم:
زندگی فاطمه زهراسلام اللَّه علیها از همه ابعاد، زندگی ای همراه با کار و تلاش و تکامل و تعالی روحی یک انسان است.
شوهر جوان او دائماً در جبهه و میدانهای جنگ است؛ اما در عین مشکلات محیط و زندگی، فاطمه زهرا سلاماللَّه علیها، مثل کانونی برای مراجعات مردم و
بارها را بردوش گرفت،
عبادت خدا را کرد،
ایمان خود را
در دفاع از اسلام؛
در دفاع از امامت و ولايت؛
در حمايت از پيغمبر؛
در نگهدارىِ
آن فصاحت و بلاغتش؛
آن فرزانگى و دانشش؛
آن معرفت و حكمتش؛ آن جهاد و مبارزهاش؛
آن رفتارش به عنوان يك دختر؛ آن رفتارش به عنوان يك همسر؛ آن رفتارش به عنوان يك مادر؛
آن احسانش به مستمندان
اين، شخصيت جامعالاطراف فاطمه زهراست.
اين، الگوست. الگوى زن مسلمان اين است.
زن مسلمان بايد در راه فرزانگى و علم تلاش كند؛
در راه
...من به خانم هاى مسلمان، به خانم هاى جوان و به خانم هاى خانهدار عرض مىكنم: سراغ اين
اين خير كثيرى كه خداوند متعال در سورهى مباركهى كوثر مژدهى آن را به پيامبر اكرم داد و فرمود: «انّا اعطيناك الكوثر» - كه تأويل آن، فاطمهى زهرا (سلاماللَّهعليها) است - درحقيقت مجمع همهى خيراتى است كه روزبهروز از سرچشمهى دين نبوى، بر همهى بشريت و بر همهى خلايق فرو مىريزد. خيلىها سعى كردند آن را پوشيده بدارند و انكار كنند، اما نتوانستند؛ «واللَّه متمّ نوره و لو كره الكافرون».
ما بايد خودمان را به اين مركز نور نزديك كنيم؛ و نزديك شدن به مركز نور، لازمه و خاصيتش، نورانى شدن است. بايد با عمل، و نه با محبت خالى، نورانى بشويم؛ عملى كه همان محبت و همان ولايت و همان ايمان، آن را به ما املاء مىكند و از ما مىخواهد.
با اين عمل، بايد جزو اين خاندان و وابستهى به اين خاندان بشويم. اينطور نيست كه
صدّيق يعنى چه؟ صدّيق كسى است كه آنچه را مىانديشد و مىگويد، صادقانه در عمل آن را نشان دهد. هرچه اين صدق بيشتر باشد، ارزش انسان بيشتر است؛ مىشود صدّيق؛ «اولئك مع الذين انعم اللَّه عليهم من النبيين و الصديقين». «صدّيقين» پشت سر «نبيين»اند.
اين بزرگوار صديقه كبرى است؛ يعنى برترين زن صديق. اين صديق بودن به
خداى متعال بيهوده به مريم اينقدر لطف نمىكند. اين، كلام قرآن است.
او
دنياى استكبارىِ سرشار از جاهليّت، در اشتباه است كه خيال مىكند ارزش و اعتبار زن به اين است كه خود را در چشم مردان آرايش كند تا چشمهاى هرزه به او نگاه كنند و از او تمتّع گيرند و او را تحسين نمايند.
زن را به عنوان وسيله التذاذ مردان معرفى كردند و اسمش را «آزادى زن» گذاشتند! درحالى كه به واقع آزادى مردان هرزه براى تمتّع از زن و نه آزادى زن بود.
زن را اينگونه خواستند پرورش و عادت دهند: بهعنوان يك موجود مصرفكننده. مصرف كننده دست و دلباز و كارگر كمتوقّع و كمطلب و ارزان.
اسلام اينها را براى زن ارزش نمىداند. اسلام با كاركردن زن موافق است. نه فقط موافق است، بلكه