خدا
خدا رو به در هم شکستن تدابیر شناختم
خدا رو به در هم شکستن تدابیر شناختم
دیگه تقریبا کل لباسام تنگ شده و مرتب باید لباسهای جدید بخرم
لوازم وروجکم تقریابا خریدیم .هر روز میرم یکی یکی نگاهشون میکنم و کلی ذوق میزنم
دخمل ناز مامان الان تو دنیای کوچولوی خودشه ولی لحظه لحظه کنارمه و با شیطونیهاش بهم حس اطمینان و آرامش خاصی میده.خدایا خودت بهم کمک کن تا این فرشته زمینی رو بسلامت بدنیا بیارم و به آغوش بکشم
با این جمله ش کلا هیکلم رفت زیر رادیکال
همه دعام اینه که خدا کمک کنه تا بتونم از پس این مسئولیت بزرگ بر بیام و این امانت رو سالم به مقصد برسونم
خداجونم تو بهم کمک کن دخملمو سالم بغل کنم
تازگیا براش آهنگ میذارم یا قران میخونم به ورجه ورجه میفته و اینطرف اونطرف میره
امروز رفتم سونوگرافی ببینم قلب کوشولوش میتپه و تشکیل شده
نسبت به این مهمون کوشولو یه حس عجیب دارم یه حس خوب وآمیخته به ترس و نگرانی
اینکه قراره مامان بشم و یه قلب دیگه داره تو وجودم میتپه بهم حس زندگی میده -حس مسئولیت -حس تغییر و تحول
به غذاها حساس شدم ولی نه زیاد
اشتهام که اوههه زیاااد شده

زنده باد p.i.s.c

چشمامو می بندم حتی تو بیداری...
سر درگمم ازین روزای تکراری....
دلتنگی می گیره تمومه دنیامو....
کسی نمی فهمه بعد تو حرفامو...
میدونی دلتنگی یعنی چی؟
دلتنگی یعنی اینکه:
بشینی به خاطراتت فکرکنی اونوقت یه لبخند بیاد رولبت ولی چند لحظه بعد شوری اشکهای
لعنتی
شیرینی اون
خاطره ها رو از یادت ببره...
اما…
دنیا پر از ریا و دروغ !
و مرا نیز اینگونه می خواهد …
امروز بر سادگی خود گریستم … ویا نه … خندیدم !
تلخ است حرف من
زهر است گفته های نسنجیده ام …
ولی ...
بنشین و سطر سطر مرا جستجو بکن
بار دگر مرا بخوان
راستی!
چه زجر آور است فریادی که درون سینه ام حبس شده است …

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته
از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته
یک سینه غرق مستی دارد هوای باران
از این خراب رسوا امشب دلم گرفته
امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن
شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته
خون دل شکسته بر دیدگان تشنه
باید شود هویدا امشب دلم گرفته
ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو
پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته
گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است
فردا به چشم اما امشب دلم گرفته
برات یادگاری فقط اشک آوردم
نگام کن چقد حق بارون رو خوردم

یادته لحظه دیدار ، یادته ؟
یادته اون اولین بار ، یادته ؟
یادته دست تکون دادن ، یادته ؟
یادته بستنی خوردن ، یادته ؟
یادته دلهره پله برقی ، یادته ؟
یادته سر روشونم گذاشتی ، یادته ؟
یادته عهدی که بستیم ، یادته ؟
یادته حلقه گذاشتیم دست هم ، یادته ؟
یادته بوسه کاشتم رو لبات ، یادته ؟
یادته خنده رو داشتیم ما دوتا ، یادته ؟
یادته......؟؟

خدایا
من دلم را صابون زدم به عشق او
خدایا
چرا چشمانم می سوزد ؟!


احساس میکنم بدبازی را باخته ام..
حواست هست؟؟ من یارت بودم نه حریفت..
قاصدک غم دارم ,
غم آوارگی و در بدری,
غم تنهایی و خونین جگری .
قاصدک وای به من ,همه از خویش مرا میرانند,
همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند.
مادر من غم هاست ,
مهد و گهواره من ماتم هاست .
قاصدک دریابم ! روح من عصیان زده و طوفانیست .
آسمان نگهم بارانیست .
قاصدک غم دارم ,
غم به اندازه سنگینی عالم دارم .
قاصدک غم دارم ,
غم من صحراست ,
افق تیره او نا پیداست .
قاصدک , دیگر از این پس منم و تنهایی ,
و به عیسایی خود منتظر معجزه ای غوغایی .
قاصدک , زشتم من , زشت چون چهره سنگ خارا ,
زشت مانند زال دنیا .
قاصدک , حال گریزش دارم ,
می گریزم به جهانی که در آن پستی نیست ,
پستی و مستی و بد مستی نیست .
می گریزم به جهانی که مرا ناپیداست
شاید آن نیز فقط یک رویاست !!!!!


تمام حرفا های دلم را
من از دست دیگران ناراحت نمیشوم
فقط نظرم را در موردشان عوض می کنم !!!

" یاد خدا هر گره یی را باز می کند ! "
خدایا من بی وفا نشده ام که سراغت را نمی گیرم !!!
فقط گره ی سرنوشتمان را دوست دارم ...
بـــه یـکــدیگـر دروغ نگــــوییـــد ...آدماســـت ...بـاور می کنـــد ....دل میبنــدد ...