به تو عادت دارم، مثل پروانه به آتش، مثل عابد به عبادت

قلب و دلمان سنگین است یااباعبدالله💔

تاريخ دوشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۳سـاعت نويسنده گدای حضرت رقیه (سلام الله علیها)| |

پارسال مهرماه بود که وارد محیط کار شدم و الان بعد یکسال فرصت کردم که ثبت کنم ..

بعد کلی درس خوندن و شب و روز تلاش بالاخره آزمون رو قبول شدم و وارد کار شدم.کار و عشق

بگذریم..

امسال برای چهارمین بار قسمت شد مشرف بشیم زیارت حضرت ارباب ..

سفریه که دوست نداری برگردی 💔

کاش میشد همیشه کنار حضرت ارباب موند ولی واقعا ترس من اینه اون دنیا ..💔😭😞

میدونم بدم ولی درهم بخر ما رو یااباعبدالله بحق نازدانه ی سه ساله ت 😭💔

تاريخ دوشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۳سـاعت نويسنده گدای حضرت رقیه (سلام الله علیها)| |

کاش بیایی و

بمانی و

دیگر نروی..

#ادبی

تاريخ سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۲سـاعت نويسنده گدای حضرت رقیه (سلام الله علیها)| |

و روزی

با روح و جانی پاره پاره

با آرزوهای مرده در آغوش

با امیدهای ب تاریکی ختم شده

با قلبی خاکستر شده..

خسته

زخمی

با دردی عمیق

خدا را ملاقات خواهم کرد..

تاريخ پنجشنبه چهارم اسفند ۱۴۰۱سـاعت نويسنده گدای حضرت رقیه (سلام الله علیها)| |

شب داستانش جداست

از تمام ساعتهای روز ..

عمیق تر است

تنهاتر..

کشنده تر..

فریادش بیصداست..

و

شب زنده داران

غرق شدگانند..

تاريخ یکشنبه دوم بهمن ۱۴۰۱سـاعت نويسنده گدای حضرت رقیه (سلام الله علیها)| |

من قول میدهم پای قول هایم بمانم..

قول میدهم تا آخرین روز نفس کشیدنم ذوق آرزوهایم را داشته باشم..

قول میدهم اگرروزی آرزوهایم را درآغوش کشیدم اشک شوق امانم ندهد..

و چقدر شرمسارشود دنیا از ذوق و اشک های من..

تاريخ جمعه سی ام دی ۱۴۰۱سـاعت نويسنده گدای حضرت رقیه (سلام الله علیها)| |

من قول میدهم پای قول هایم بمانم..

قول میدهم تا آخرین روز نفس کشیدنم ذوق آرزوهایم را داشته باشم..

قول میدهم اگرروزی آرزوهایم را درآغوش کشیدم اشک شوق امانم ندهد..

و چقدر شرمسارشود دنیا از شوق و اشک من..

تاريخ جمعه سی ام دی ۱۴۰۱سـاعت نويسنده گدای حضرت رقیه (سلام الله علیها)| |

از ما ک گذشت..

الهی هیچکس از آرزوهاش جا نمونه..

#ادبی

سلام بر دوستان جان

ان شاالله از این ب بعد دستنوشته هامو همین جا مینویسم

با مخاطب یا بی مخاطب ..

چرند نویسی و روزمرگی و هرچی..🙂😊

سه ماه پاییز امسال خیلی سخت گذشت. سخت تر از سخت..

تاريخ جمعه دوم دی ۱۴۰۱سـاعت نويسنده گدای حضرت رقیه (سلام الله علیها)| |

سال ۹۹ هم با وجود منحوس کرونا و ترس و وحشتش بین مردم شروع شد

نمیدونم چرا هیچوقت ترسی نداشتم از کرونا ، حس میکنم اونقدر حس ناامیدی و غم توی چندسال اخیر بخصوص پارسال داشتم ک دیگه حسم مرده نمیدونم شاید..

اینروزا سرم گرم حلالیت گرفتن و نماز و روزه های قضامه

حس میکنم بحد کافی زندگی کردم..

واقعا خسته م ..

و تنها بهانه م برای زندگی کردن محمدحسینه.الان دقیقا دوسال و هشت ماهشه و فقط دلبریا و بلبل زبونیای اون میتونه امیدوارم کنه ک حس میکنم قدرت خدا توی دهان و زبان محمدحسینه ک منو زنده نگهداره ..از این خدای مهربون هیچی بعید نیست همین خدایی ک نازمو میکشه و عاشقانه دوستم داره و فقط اونه ک همیییشه پای درددلامه..

 

 

تاريخ سه شنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۹سـاعت نويسنده گدای حضرت رقیه (سلام الله علیها)| |

واقعا چقد حیف ک وب نویسی خییییلی کمرنگ شده.یادش بخیر چ روزایی ک شادیا و غم و همه ی هیجاناتمو اینجا مینوشتم.کجایی جوانی ک یادت بخیر.ازدواج کردیم.بچه دار شدیم.مسئولیت های سنگین و سنگین تر اومد رو دوشمون.خوب گذشت بد گذشت.خیلی دلم گرفته.خیلی حس سنگینی دارم خیلی حس غربت دارم.غربت از خودم از گذشته م از افکارم از آرزو و رویاهام.چقد فعال بودم و هیجان داشتم چقد تو فاز دانشجوی مذهبی و سیاسی بودم.چقد خوب بودم.

مسئله ای ک اینروزا طرح شده ویروس کروناست و وحشتی عجیب ب جون مردم انداخته و من زیاد حس نگرانی ندارم. بعد شهادترسردار سلیمانی کیفیت و کمیت بلایای آسمانی زیاد شده خیلی زیاد امیدوارم ک بزودی ریشکن بشن.مشکلاتی ک برا کار آقا مصطفی هم بوجود اومده امیدوارم حل و فصل بشن .آقادمحمدحسین هم ک ۲ سال و ۸ ماهشونه و بشدددت آتیش میسوزونن و شلوغی میکنن و اللللبته ما با شیرین زبونیاشون زنده ایم بس ک این موجود زبون میریزه.ان شاالله یه سوره از قرآن بلد شد دومین کارم خرید کارتونهای زبان انگلیسیه .ک ن بصورت آموزشی بلکه بصورت تفریحی و غیر مستقیم یه ذهنیتی داشته باشه ک مثل ما تو ۱۳ سالگی تازه نگه کت یا داگ ..خدایا بحق مقدسات حاجت روا کن هممون رو و دلم رو آروم کن ک جز تو هییییچکس رو ندارم. حسبی الله .

تاريخ پنجشنبه هشتم اسفند ۱۳۹۸سـاعت نويسنده گدای حضرت رقیه (سلام الله علیها)| |

خاطرات

گاهی با خاطرات بد خنده ت میگیره و گاهی ب یادخاطرات خوب بغض میکنی...

یادایام بخیر..

چقد دلم تنگ دوره ی مجردیه😕😕😕

ماه رمضون سال ۹۸ و من بخاطر محمدحسین یکروز درمیون روزه میگیرم

خدا عاقبت بخیرمان کن

واقعا اینجوری نیست ک بگم چون الان از لحاظ اعمال و رفتار خوبم حتما در آینده هم اینجوریم و اینا عاقبت بخیری دعای عجیبیه..

تاريخ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۸سـاعت نويسنده گدای حضرت رقیه (سلام الله علیها)| |

همیشه اواخرسال یاد م میفته اینجا بنویسم.البته همیشه یادمه ولی این ساعات اخر حسش بیشتره.

ان شاالله سال جدید بهترین سال همه باشه و همه ب آرزوهای خوبشون برسن با سلامتی و خوشی.

من درحال شیردادن و خوابوندن محمدحسینم و آقا مصطفی دیدن برنامه عصر جدید.حس خیلی خوبی دارم ب سال جدید .حس میکنم بابزرگ شدن محمدحسین آرامش و شادیم بیشتر میشه.اللهم عجل لولیک الفرج

تاريخ چهارشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۷سـاعت نويسنده گدای حضرت رقیه (سلام الله علیها)| |

من و تنهایی و سکوت شب و این وب

ما چهارنفریم با هم کم نیستیم

شمام مثل من نفراتمونو شمردید؟😅

بچه داری واقعا سخته یه دنیاااای پرمسئولیت خاص و ویژه .ب هر کی میرسم اولین توصیه ام اینه ک تاآمادگی جسمی و روحی پیدا نکردید بچه دارنشید..

مادربزرگم همیشه میگف هر کار خوب و آخرتی ای ک کردید تو جوونی و مجردی کردید بعدها نمیشه.واقعا راست میگف کاملا معتقدم ب این حرف.تو دوره ی مجردی هیچ مسئولیتی نداشتم و وقت آزادم خیییلی زیاد بود و پر از رویا بودم.یادش بخیر..

بنظرم خیلی تو گذشته م موندم و دلیلشو نمیدونم حس میکنم گذشته و دوره ی مجردیم ناقص مونده حس میکنم زود بزرگ شدم زود مسئولیت اومد رو دوشم ..

 

تاريخ چهارشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۷سـاعت نويسنده گدای حضرت رقیه (سلام الله علیها)| |

MiSs-A