لامی را که اعراب در ایران تبلیغ می کردندهمان احکام فردی بسیار سبک و ساده و اسان اسلام بود . چرا که هنوز در آغاز راه بود و روایت ساده سامی خود را داشت و پیرایه های متراکم کلامی ، فقهی تاریخی خود را نگرفته بود و ایرانی در مقایسه این احکام با آیین سخت و پیچیده و دست و پا گیرش ، ان را به راحتی می پذیرفت ، مخصوصا وقتی در میافت که طبیعت در اختیار اوست و او مقدس تر ازآب و آتش و خاک و هوا و گیاه و چارپا است و می دید که همه موانع آیینی در نزدیکی به خدا و طبیعت و پدیده های آن از میان رفته است یعنی می تواند به تنهایی و بدون واسطه در هر جا و در هر حال و هر زمان با خداوند حرف بزند و او را ستایش کند ، می تواند به سادگی و به آسانی و تنهایی در کوتاهترین زمان با آب دست و رو و تن بشوید و غسل کند و اگر آلوده به آلوده به آب نزدیک شود و در آن غوطه ور گردد گناه و کفاره و تازیانه ای ندارد ، اگر به عمد یا سهو چارپا یا سگ و یا خارپشتی را بیازارد یا بکشد کفاره و تازیانه و قتلی در کار نیست و از این بابت آزاد است . خلاصه وقتی ایرانی در میافت که از آن احکام سخت و پیچیده آیین آریایی در آیین جدید خبری نیست و می تواند بدون بیم و هراساز مواهب طبیعت بهره برد و تکالیف ساده و کوتاه ان رابه تنهایی انجام دهد و نیازی به ناظر و واسطه اجباری شرعی از ولادت تا مرگ نیست، اسلام می آورد . در حالیکه هنوز از حقیقت اسلام انسانی و اصول اساسی آن که برابری حقیقی و حقوقی افراد و عدالت اجتماعی باشد خبری نداشت . منصفانه باید گفت ایرانی با پذیرش اسلام در زندگی خصوصی و مسائل شخصی احساس آسودگی می کرد . واقعیت این است که ایرانیان در برابر اشغال ایران و سلطه و سیادت طلبی اعراب مقاومت می کردند نه در برابر اسلام . تردید ایرانیان در پذیرش اسلام به دلیل سیمای خشن خلافت عربی و رفتار بسیار زشت عربها بود چراکه کردار تازیان را ترجمان اسلام می پنداشتند و این همان پوستین وارونه ای بود که به تعبیر علی بن ابی طالب بر اندام اسلام انداخته بودند که ترسناک و هولناک می نمود . عربهابرچسب اسلام را وسیله و پوششی برای غارت مردم و گرفتن باج و خراج قرار دادند ، حتی از ایرانیان مسلمان خراج می گرفتند ، زبان و ملیت ایرانی را به رسمیّت نمی شناختند و بر اصالت قوم و زبان عربی به عنوان قوم برگزیده و زبان خداوند تأکید می کردند ، ایرانیان و دیگر ملل را برده خویش می پنداشتند و زشت ترین رفتار را با آنان داشتند و برای هر گفتار و رفتار زشتی روایتی از زبان رسول می ساختند که او چنین گفته است . از زمانی که ایرانی با قرآن آشنا شد و توانست پیام انسانی اسلام را بفهمد و به اصل اساسی برابری حقیقی و حقوقی افراد بشر در اسلام پی برد ، حساب اعراب را از حساب اسلام جدا کرد و به توطئه عربها پی برد ، اسلام را از عربها گرفت و خود اسلام شناس شد و رهبری کلامی ، فقهی ، روایی و عقیدتی مسلمانان را بدست گرفت و شعار ( ایران + اسلام _ عرب ) را استراتژی نهضت مقاومت ملی خویش قرار داد و سرانجام با تکیه بر اسلام ، ایران را از اشغال عربان آزاد کرد .
ادامه نوشته
+ نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 8:0 توسط
|