یک قدم مانده به آرامش........

یک قدم مانده به آرامش

                                 لب آن پنجره حرفی است

حرفی برای گفته نشدن

                                حرفی برای راز ماندن

یک قدم مانده به سکوت

                               لب دریا کنار آن ساحل

موجی می خروشد و سکوت مرغان دریایی را میشکند

براستی که چه زیبا سکوت میکنند مرغان دریایی در پی یافتن ماهی

کنار آن ساحل پنجره ای است که لب آن تک و تنها

بر روی صندلی چوبی دخترکی نشسته

و چه زیبا مینگرد در تنهایی خود آرامش دریا را

و می اندیشد در افکار خویش که چه میشد تا دنیا نیز آرامش را

از دریا و مرغانش بیاموزد

چه نیک می اندیشد دخترک تنهای قصه ها

چه خیالهای پاکی در ذهن دارد

و ای کاش میرسید زمانی که دخترک خود نیز آرامش می یافت

و یا حتی لحظه ای برای خود نیز طلب آرامش میکرد

حقیقتا یک قدم مانده به آرامش دنیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

باز آمدم

باز  آمدم  باز آمدم

دوباره اومدم تا تنهاییهامو نابود و شادیهامو تقسیم کنم

تو این ۷.۶ ماهی که نبودم کلی تنها شده بودم

ولی چه کنیم دیگه...............

به امید خدا از روز آینده با کلی مطالب خوب میام

امیدوارم دوستان مارو فراموش نکرده باشن و بازم با ما باشن 

شکست تا پیروزی

با سلام و عذرخواهی خدمت همه دوستای گلم

معذرت میخوام به خاطر مدتها دوری

این درسا اونقدر وقت آدم رو پر میکنه که

وقتی برای کار دیگه ای نمیذاره

بازم ببخشید و اما بهانه امروز برای

صحبت با شما دوستای گل و عزیزم




همیشه ما آدما قبل از این که شکستی رو تجربه بکنیم

پر از ادعا هستیم و میگیم شکست مقدمه پیروزیه 

اما اگه خدایی نکرده یه جایی و یا یه زمانی شکست بخوریم

اکثرمون یادمون میره که ما همون انسانی هستیم

که یه زمانی میگفتیم شکست چیه و چه ادعایی داشتیم

شاید تو کل این کره خاکی کمتر کسی پیدا بشه

که بدونه تو بچه گیش چندبار زمین خورده

تا تونسته راه رفتن رو یاد بگیره

و شایدم کسی پیدا نشه که از زمین خوردنا بترسه

و دیگه تلاشی برای راه رفتن نکنه

این افتادنها یه شکست بود اما یه شکست شیرین

شیرین به خاطر اینکه به پشتوانه اون حالا میتونیم راه بریم

راه رفتن یه پیروزیه بزرگه که ما تو بچه گیمون بدست میاریم

با وجود اینکه بچه ایم هیچ وقت نا امید نمیشیم

و ادامه میدیم

نمیدونم چه اتفاقی میفته که ما هرچی بزرگتر میشیم

فراموش میکنیم این اتفاقهای مهم رو

و همیشه میخوایم که پیروز میدان باشیم

گاهی شکست برای یه پیروزی بزرگتر لازمه

حتی ما همین الان هم وقتی زمین میخوریم

خیلی سریع از جامون بلند میشیم

درد داره اما قرار نیست که از ترس

دوباره زمین خوردن دیگه بلند نشیم

گاهی لازمه زمین بخوریم

ویا حتی شکست بخوریم

اما یادمون نره که همه این مسایل رو

به پای تقدیر و سرنوشت و شانس نذاریم

این ما انسانها هستیم که حواسمون رو جمع نمیکنیم

و باعث زمین خوردن خودمون میشیم

پس بیاین ازاین به بعد حواسمون جمع اطراف و کارامون باشه

مواظب باشیم که پامونو کجا میذاریم و چه کار میکنیم

تا از شکست های بزرگ جلوگیری کنیم

و یادمون باشه وقتی شکست خوردیم

بلافاصله از جامون بلند شیم

مثل افتادنمون تو خیابون

تا کسی مارو ندیده بلند شیم

تا کسی شکست مارو ندیده از جامون بلند شیم و راهمون رو ادامه بدیم

به امید روزی که نه در کلام بلکه در عمل


                 شکست پلی باشه برای پیروزی

بیا.............. به نزدم

آسمان دلم امروز آفتابیست

آفتابی تر از هر روز دیگری

سکوت را در پیش دارم و جاده تاریک را

ولی نگاهی در فراسوی روزنه ای مرا به آنجا امیدوار میکند

مجبورم همانند هر زمان دیگری

مجبورم همچون گذشته و حتی آینده

این اجبار را دوست دارم

اجباری از سر اجبار

سر از کجا در خواهم آوُرد،خود نیز نمیدانم

نا کجا آباد دیگر کجاست

آن روذنه کجا را نشان میدهد

آیا هنوز امیدی هست

امید به زنده بودن

و زندگی کردن

و تو هر لحظه از من دور میشوی

و من نمیدانم که آیا این فاصله ها روزی تمام خواهند شد و یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

میترسم، واهمه دارم از آن روزی که آینده روی خود را نشانم میدهد

ترس از سکوت دارم ولی تو بی اعتنا

چه خواهی یافت در نبود من

چه چیزی ارزشی بیش از من برایت دارد

منی که چون گوهری ناب مراقبت بودم

گوهر من کجایی

سرگشته و حیران همچون دیوانه ها به دنبالت هستم بیا تمام هستی من

بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیا

تو را به مقدسات بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

وجودم در وجودت معنا پیدا کرد و تو در اوج امید من تنهایم گذاشتی که چه را پیدا کنی

آیا من تمام جواب سوالات تو نبودم که بیجواب رفتی

و امروز تنها کار من امید به بازگشت تو به پیش خود هستم

دلم امروز فقط تو را فریاد میکند

فقط

 تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

ایجا شهر..............

دنیا چقدر رمز و راز داره رازهایی که منو و تو از اونا کاملا بی خبریم

رازهایی که اگه برملا بشن زمین و آسمونو به هم میزنن

حرفایی که نگفتنشون بهتر از گفتنشونه

اینجا شهر پر تنهایی و رازه

اما همیشه تو صندوقچه موندن رازها به نفع هیچکس نیست

شایدم به ضرر اونا باشه

اینجا شهر پر تنهایی و رازه

راز من راز هموطنمه راز من راز تنهاییه

چرا اینجا توی این شهر بزرگ

رازها دارن خاک میخورن

چرا دیگه مادربزرگا زیر کرسی نمیشینن و

قصه بچه گیاشونو با آب و تاب برا ما بچه ها تعریف نمیکنن

چرا رازشون توی صندوقچه دلشون همیشه قفل شده مونده

اینجا شهر پر تنهایی و رازه

بعضی وقتا یاد بوی آب و خاک رو حس میکنم ولی فرسنگها فاصله دارم با اونا

بعضی وقتا دلم هوای وطن میکنه

هوس ایرانی بودن میکنه

گاهی اوقات خسته از شلوغی شهر

یاد بوی اطلسی ها میکنه

یاد اون غروب زیبا تو شمال شهر ایران میکنه

یاد اون خندیدن و گفتن و بودن

یاد کرسی های عزیزجون میکنه

بعضی اوقات دلم میخواد به جای بچه پایتخت یه بچه دهاتی بودم

یه بچه که خوشیش با حیووناشه

یه بچه که صبح طلوع رو میبینه عصر غروب رو

یه بچه که همه آرزوش اینه که روزاشو خوش باشه

ولی بعد خیلی زود از خواسته خودم پشیمون میشمو دلم نمیخواد راحتی این شهرو با چیزی عوض کنم

اینجا شهر پر تنهایی و رازه

اینجا وطنه اینجا ایرانه

اینجا پیشی کوچولو من وتوء

اینجا تو شهر من قصه شده یه قصه

اینجا اگه همو بشناسن با سر سلام میکنن

اینجا اگه دوست بشی یه جا هوات میکنن

اینجا شهر پر تنهایی و رازه

دلم تنگه برا باباجون

یادش بخیر هر موقع که میرفتیم خونشون دستمو میگرفت و با هم میرفتیم تو خیابون

با یه پفک یا آبنبات  کنار خیابون با دوستای باباجون چه حالی داشت اون روزا

تا ۲شب پیش فکر میکردم بچگی نکردم روزای خوب نداشتم

یهو یاد باباجونم افتادم میدونم تو بهشته حالش خوبه خیلی خوب واسه همین یادم داد بچگی بچگیش خوبه

فکر میکردم که باید تو بچگیم باید یه کار خارق العاده میکردم تا شاد بودم

اما پریشب فهمیدم که نه

همیشه اینطور نیست فکر میکردم زندگیم تا اینجا خیلی تلخه و خوشی نداره ولی الان که دارم فکر میکنم میبینم که نه بعضی وقتا خیلی شاد بودم روزایی که باباجون بود و امید بودن رو به همه ما میداد

اینجا شهر پر تنهایی و رازه

اینجا پایتخت پیشی کوچولومونه

اینجا تهرانه

هرچند خوشی های شهرستانو نداره ولی خیلی چیزا هست که حاضر نیستم اونو با یه جایه دیگه و با یه چیزه دیگه عوضش کنم

اینجا شهر من و زادگاه منه

اینجا امیدمن و آرزوهای منه

اینجا دل پیشی منه و حاضر نیستم اونو با دل هیچ چیزه دیگه عوض کنم

ای کاش اینجا شهر تنهایی و راز نبود

ای کاش اینجا شهر دوستی و محبت بود آره من وتو بچه های ایران زمین بچه های دل ایران زمین نباید اجازه بدیم که اینجا در آینده ای نه چندان دور شهر تنهایی و راز باشه

شاید خیلی از دوستام مثل ایرسا جون هاله و خیلی های دیگه منظور منو متوجه نشن  

اما بیاین شعر بچگیامونو دوباره با هم زمزمه کنیم

بیاین بچه بشیم مگه ایرادی داره مثل اون روزا دست بزنیم و با لبخند بخونیم که

ما گلهای خندانیم فرزندان ایرانیم ایران پاک خود را مانند جان میدانیم

آباد باش ای ایران آزاد باش ای ایران از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران

اینجا شهر پر مهر و محبته

 

 

ممنون

سلام دوست جونیای خودم حال شما احوال شما

خوبین ایشالله خدا رو شکر ما هم خوبیم از خوبیه شما

دوستای من دوست دارم دوستام دوستاشونو با من دوست کنن

میشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شاید اگه شما دوستای گلم بخاین دنیا رو کن فیکون میکنین مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

پ نه پ

فداتون این ۵شنبه با یه آپ جدید راس ساعت ۸ صبح منتظرتونم

تعطیلاتم تموم میشه مدرسه ها شروع میشه

هرچند که ما راحتیم ولی دیگه خب دیگه چه کنیم

یادتون نره ها منتظر دوستای دوستام هستم

روزگار غریب

روزها چه غریبانه از پس من و تو میگذرند و ما.............

و ما روزها را چقدر قریب خود میدانیم و آنها..........

و آنها در پس ثانیه ها ما را به بازی نا خواسته وارد میکنند و ما.............

و ما چه آسان تن به این بازی نخواسته میدهیم و آنها...........

و آنها چقدر در عالم خویش بر ما میخندند و ما...............

و ما خنده آنها را به فال نیک گرفته و خرسند از این خنده ها و آنها...........

و آنها چه آسان بازی را اداره میکنند و ما................

 و ما این مدیریت را توانایی آنها میدانیم و آنها.............

وآنها چه غریبانه ما را به بازی گرفتند و ما.............

و ما چه بیخیال از کنار این ماجرا میگذریم

روزها مگر با خود چه دارند که اشرف مخلوقات را به بازی میگیرند

و اشرف مخلوقات مگر چه کم دارد که به آسانی تن به این بازی میدهد

آیا اشرف مخلوقات خدا تبارک واقعا ناتوان است که با این بازی ناخواسته مقابله کند

یا اینکه راحت طلب شده و لقمه حاضر و آماده میخواهد

وای بر تو ای انسان ، انسانی که نامت اشرف مخلوقات شده

وای بر تو

آیا تو نمیتوانی با روزهاجنگیده و آنها را مقلوب کنی و بازی را تو اداره کنی

آیا تو نمیتوانی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

              بله

معلومه که تو میتونی ، معلومه که تو اراده این کاررو داری

پس بسم الله

پاشو شروع کن این جنگ سرانجام معلوم رو

شادی مهربونیبخششصداقتامید

اینا و امثال اینا ابزار جنگ توءن

پس بخند ببخش مهربون باش راستگو باش و از همه مهمتر امید داشته باش

تا پیروز میدان باشی

اگه اینا رو داشته باشی حتما تو اداره کننده هستی

پس به امید پیروزی تو

ببخشید!!!!!!!!!!!!!

سلام دوستای گلم

خوبین خوشین به خدا شرمنده همتون شدم تو این مدت ببخشید

راستش سرم خیلی شلوغه وقت سر خاروندن ندارم

چه برسه اومدن نت البته لحظه ای نظراتونو میخونم

ولی خب اینکه آپ کنم مشکله به هر حال شرمنده

حالا اگه بخشیدین بخندین

.

.

.

خب بخند دیگه

.

.

.بخند

.

.

.

آها. . .  آها

.

.

.

خندیدی

ممنون که بخشیدین

من بعد قول میدم هر ۵شنبه یا جمعه آپ بکنم

فدا همه دوستای خودم

 

ماه خدا

شهرالرمضان

سلام دوستای گلم

امیدوارم عذر منو به خاطره دیر اومدنم پذیرا باشید

دوباره ماه مهمونیه خدا اومد و شیرینی هاشو با خودش آورد

شیرینی های دعا، توسل ،توبه و خیلی چیزای دیگه

شیرینی مثل شب زنده داری

شیرینیه گفتن بک یا الله

شیرینیه گریه و دعا

شیرینیه دیدار

 

و در آخر شیرینیه با خدا بودن و لذت با خالق بودن

هرچند کوتاه اما پر فیض و برکت

انشاالله

نماز روزه هاتون قبول ،التماس دعا

دعا

سلام دوستای گلم

خوبین خوشین سلامتین

چیکار میکنین با ماه رمضون و روزه گرفتن

من یکی که تو این۳ روز کم آوردم از تشنگی

بچه ها تو رو به صاحب این ماه عزیز برام دعا کنین

فردا پس فردا نتایج کنکور رو میدن دعام کنین

تو این ماه عزیز

انسان

دوباره چشمام رو به آسمونه

دوباره  اشکام روی گونه هامه

دوباره قلبم آروم نداره

دلیل این همه بی قراری

دلیلی واسه رفتن و نموندن

و در آخر دلیلی برای زندگی

اما زندگی داریم با زندگی

همه با هم نفس میکشیم

با هم غذا میخوریم

با هم بیدار میشیم

با هم میخوابیم

با هم میخندیم و با هم میگرییم

همه با هم انسان آفریده شدیم

ولی نمیدونم چرا بعضی وقتا یادمون میره که هر کدوم از ما حقی داریم

حقی برای زندگی

نمیدونم چرا

شاید مشکلات بیش از اندازه شده

واقعا نمیدونم

یعنی مشکلات اینقدر پر زوره که میتونه کمر اشرف مخلوقات رو خم کنه

و باعث بشه که یکی ،یکی دیگه رو خیلی راحت بکشه و ...................

دلم شکست برای هزارمین بار اما اینبار نه مثل همیشه نه به بهانه همیشگی

خدا میدونه وقتی این خبرو خوندم چقدر ناراحت شدم

یکی پر کشید و رفت پهلوون رفت نام آور رفت خیر رفت

دلم شکست و از ته دل گریه کردم طوری که واسه عزیزترین کسم نکردم

وقتی به خاطر یه موضوع بچه گانه حقوق هم رو نادیده میگیریم نتیجه همین میشه

چشمای بارونی و دل شکسته فقط یه چیز از دوستاش میخواد یه خدا بیامرز ساده برای نام آور ایرانی

               روح الله داداشی

روحش شاد

جوون ایرانی

جوون ایرانی

سلام سلام سلام

دوستای همیشه جوون من حالتون چطوره

از صمیم قلبم این روز بزرگ رو به هممون تبریک میگم

امیدوارم همیشه دلاتون جوون بمونه و هیچ وقت پا تو سن نذاره

عید و عید وعید و..............

دوستای گلم عجب ماهیه این شعبان

جشن و شیرینی و شربت و مولودی و ......................

هوووووووووووووووووووووووووورررررررررررررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

عیده و وقت شادی

راستی امروز میلاد امام زین العابدین جد منه

هههههههههههههههوووووووووووووووووووووووووووووررررررررررررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

طبق یه شجره نامه خانوادگی جد من به امام سجاد میرسه

چه شود عیدی عید

عید همه همتون مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک

ههههههههههههههههووووووووووووووووووووووووررررررررررررررررررررررررررررررااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

رحمت الهی

هر روز با یه فال حافظ زندگی شروع میشه

مثل اینکه انسان هر روز برای هزارمین بار به خدا تعهد میده که بنده باشه و به امضای این تعهده که میتونه زندگی کنه

و ما وقتی از خواب بیدار میشیم همه اون تعهدات رو به سان یه رویامیدونیم و بس

ولی آیا میشه به همین سادگی گذشت

جای جایه زندگی مثل کتاب قطوریه که یه روز یه نقال توی یه قهوه خونه اونو نقل میکنه

اما اینبار نقل مثل نقلای دیگه نیست حکایت نقل با حکایته رستم و اشکبوس وسیاوش و ....... فرق میکنه

 اینبار نقال با نقالای دیگه متفاوته

اما چطور

 چطور میشه که اینبار نقل نقله دشمنیه برادرانه مثل رستم و شغاد نباشه

 چطور میشه که طهارت و پاکی نقل نقالا باشه چطور میشه شاهنامه رو به کتاب زندگی تبدیل کرد

 اما این کتاب با کتابای همه دنیا فرق داره

مثل این کتاب تو هیچ کجای دنیا پیدا نمیشه

 آره میدونم که همتون میدونین کدوم کتاب رو میگم اون کتاب کتابه حقیقته کتابه راستیه کتابه مروت و انسانیته اون کتابیه که بدی و خوبی رو نشون میده

 اون کتابیه که نویسندش کسی نیست جز جز خودمون

 شاید تا حالا فکرتون به کتاب مقدس قرآن متوجه بود

 اما منظور من کتابه اعماله ماست همون نامه که تو صحرای محشر میدن به دستمون همون کتاب که وقتی جلومون باز میشه دادو بیدادمون میره هوا که این دیگه چیه که همه چیزو توش نوشتن

همون کتابه بی عیب و نقص

 ولی ما بنده ایم و گنه کار خیلی کم پیش میاد که کسی پاکه پاک باشه مثل امام معصوم باشه

حالا شما لطف پروردگار مارو ببینین کرمشو محبتشو کدوم خالقی به چیزی که آفریده این قدر لطف میکنه

 وقتی ربات ساخته دست بشر خراب میشه میگه هزینه تعمیر زیاده اوراقیش کنین یکی دیگه میسازیم

 اما خدا نمیگه بنده من گناه کردی بیا برو جهنم حتی برویه بنده هم نمیاره تا بندش بیادو توبه کنه

بیادو بگه خدایا خالق من آفریننده من بیا و ببخش

 بعد میادو ماه رجب و شعبان و رمضان رو میذاره و میگه تو این ماهها منو بیشتر بخونید

 اما اینجاست که شیطان هم بیکار نمیشینه و بیشتر فعالیت میکنه تا بنده رو از خالقش دور کنه

و باز این بندس که با بی شرمی پشت میکنه به پروردگارش

خدایا کمکمون کن  تو این ماههای عزیز بتونیم اونطور که تو شایستشی پرستشت کنیم

 دوستای گلم امیدوارم تو این شب و روزای عزیز سر سجاده های سبز و نورانیتون مارو هم از دعای خودتون بهره مند کنین به خصوص دوستای گل مشهدی وقتی رفتن حرم به آقا بگن یه دلشکسته ای هست که رو انداخته به خودخودخود آقا

تا..........سلامی دوباره

سلام سلام سلام من اومدم

        حالتون چطوره احوالتون چطوره

تو این مدت که من نبودم چه ها گذشته تو این دنیا  

      نه نه نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اشتباه نکنین من تو همین دنیا بودم منظورم دنیایه مجازی بود

      خب همینجا از هاله جون تشکر میکنم که یادم انداخت هنوز آپ نکردم

البته یه مشکلی هست اونم تو قسمت نظرا هرجا که میرم نظر بزارم برا دوستای گلم این کادر و تصویر نمیاد نمیدونم  

    البته شاید اینم پارازیته که خداشکر ۲ماهه قطع نمیشه

به هر حال از همه دوستای گلم ممنونم مییییسیییییییی

خداحافظ تا.......

با  سلام مجدد و عرض پوزش از همه دوستان گلم

این بار اومدم تا برم

پس بدون هیچ پیشوند و پسوندی

خداحافظ تا بعد کنکور

سلامي دوباره

با سلام به همه دوستاي گلم

حالتون چطوره چه خبر از درسا

ما نيستيم خوش ميگذره انگار ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ما ها كه از يه انتقام گيري شديد خلاص شديم

خدا به كنكورمون رحم كنه وااااااااااااااااااااااااااااي

از اين حرفا كه بگذريم ميرسيم به آپ امروز

بريم يه مطلب بنويسيم كه دلم واسه نوشتن يه ذره شده!!!!!!!!!!!!!!


مشترك

میان بوسه های شهوت آمیز زمستانی

که تن را داغ می کرد

به دنبال خدایی پاک می گشتم

میان هرزه های سبز باغ خویش

به دنبال گیاه ناب می گشتم

میان چشم های هیز و پرشهوت

به دنبال نگاه پاک می گشتم

من اینجا آن نمی جویم

شود آیا فروغ آنجا

میان بوسه زار هرز مردمها

بجوید لذت جاوید گل ها را

فروغ آنجا چه می خواهد

هوسرانی که هردم می گذارد تیغ خود را بر هوسهایش

برون آی ای فروغ جاودان از پوستین هرزه گی هایت

فروغ اینجا فروغی کن

خرید آبرویی کن

تمام هرزه ها نام تو می خوانند

تورا تنپوش میدانند

فروغ اینجا طلوعی کن

فروغ اینجاااااااااااااااااااااااااا


این هم مطلبی بود از دوست خوبم که برام کامنت گذاشته بود

وظیفه خودم دونستم که این مطلبو برای شما دوستای گلم بزارم

این متن نوشته  دختري از تبار مترسك هاست

در ضمن اگه شما هم مطالب خوبي دارين ميتونين برام كامنت بزارين

تا مطلبتون اينجا به اسم خودتون ثبت بشه

تا هم من و هم دوستاي گلمون از مطلب زيباي شما استفاده كنيم.

مناجات

به نام نامي دوست كه هرچه داريم از اوست

اي كه امر كردي عزرائيلت را تا مشتي خاك نزد تو آرد

و با آن خاك بي ارزش انساني آفريدي سرشار از ارزش.

تورا سپاس و ستايش ميگوييم كه ما را از ذلت و خواري

به عزت و مقام رساندي

بار پروردگارا تورا به همه عرشت،

تو را به همه بزرگواريت قسم ميدهم كه ما را دوستاني از

جنس انسان نسيب گرداني نه دوستاني كه ظاهرشان انسان

است و در باطنشان شيطاني از نوع ابليس نفوذ كرده است.

بار خدايا تو را به شوكتت قسم ميدهم كه ما را از ذلت و

خواري نجات دهي و شوكتي كه به ما ارزاني داشته اي را

هرگز از ما بازپس نگيري.

الهي تو را صفات پسنديده ونيك فراوان است تو را به

رزاقيت قسم ميدهم كه ما راازنعمت رزق حلال محروم

نگرداني و تو را به ستار بودنت قسم ميدهم كه تا روز

قيامت آبروي ما را در نزد خودت حفظ كني وپرده ي

گناهان ما را تا ابد قيامت بسته نگاه داري.

خداي من خداي هرچه خوانم

دستم را بگير و مرا از سقوط حتمي بي تو بودن نجات ده.

پروردگار احد و واحد،تو را در نزد ما حجت فراوان بوده

و ما گرچه آنان را نديده ايم اما بنا بر عقل و اراده خود بر

آنان ايمان آورده وبر صفات لا يتحالي تو يقين پيدا كرده ايم

پس اي عزيز و كريم عزت و بخشنگي خود را بر ما

فزوني ده و ما در همه حال همچو خود با عزت و بخشنده

گردان.

پروردگار ناصر ما را در همه حال يار و ياور باش چرا

كه ما بدون يار و ياوري چون تو،دچار تزلزل خواهيم شد.

اي غفور و اي رحيم، محبت و مغفرت خود را بر ما

ارزاني دار و آتش دوزخت را از ما دور گردان.

خدايا در اين روزها خو را تنها ترين تنهايان ميدانم  ازتو

خواهان يك چيز هستم


"""""اللهم عجل لوليك الفرج""""""


چرا كه با وجود او ،مرا ياوري از جنس خدايي خواهد

بود;

خدايا هر روزبه اميد وصالش دعاي عهد ، وهر شب به

اميد آمدنش دعاي فرج  ميخوانم.

و اما پروردگارا آمدن او را همراه بي ايماني خويش

نميخواهم من نيز همچو دگران ز تو ميخواهم نه تنها مرا

بلكه خانواده مرا نيز از ياوران آن حضرت قرار دهي و

ايمانم را كه همچو آبروي من است از من نگيري خدايا  به

من اراده اي قوي ده تا بتوانم نفس خويشتن را از هوي و

هوس دور نگه دارم

قدرتي ده تا بتوانم صراة مستقيم را از بيراهه تشخيص دهم

و ايماني ده تا بتوانم بنده اي شايسته برايت باشم

بار پروردگارا از توميخواهم همانگونه كه مرا از نسل

پيغمبران و امامانت قرار دادي همانگونه نيز شايستگي به

من عطا كني تا بتوانم اين بار را به انتها برسانم


""""""""""آمين""""""""""


"""""""""""يا"""""""""""""


""""""""""ربّ"""""""""""""


"""""""""العالمين"""""""""


-------------------------------

                           7/2/1389

                                                                                               پونه سادات (ح)

خبر خبر خبر

یه خبر خوب

امروز بعد از کلی دویدن و این ور و اون ور زدن تونستم

با چندتا بازیگر ارتباط برقرار کنم

اون عزیزا هم بهم قول همکاری دادن 

انشا الله اگه آمار وبلاگ و نظرا بره بالا

این همکاری شروع میشه

در غیر این صورت شرمنده

!!!!!!!!!!!!

سلام

اومده بودم آپ کنم گفتم اول نظر سنجی ها رو نگاه کنم

که واقعا نا امید شدم آمار بازدید خوبه ولی نمیدونم چرا استخاره میکنین

واسه یه تیک زدن و شرکت توی نظر سنجی حالا آمار نظرا پایینه میگم دوست ندارن بنویسن

ولی این یکی که تیکه

حالا بی خیال

بیشترین آمار به ترتیب

1)حمید گودرزی          60%

2)محمد رضا گلزار          20%

3)پارسا پیروزفر                 20%

بازیگر محبوب شما منتظر نظر شماست

اگه اسمشم نیست میتونین بهم اطلاع بدین تا براتون بذارم


تصور

هیچ وقت مغرور نشو
بردها همیشه وقتی میریزن
که فکر میکنن طلا شدن
آن کسی که انتقام می گیرد
یک روز خوشحال است
 و آن کسی که میبخشد یک عمر
 زیبا ترین عکسها در تاریکترین اتاقها ظاهر میشوند
پس هر زمان به قسمت تاریک زندگیتان رسیدید
 مطمئن باشید خداوند می خواهد
یک تصویر زیبا از شما ظاهر کند
 برای بلند شدن باید خم شد
گاهی مشکلات تو را خم میکنند
 بدان آغاز ایستادن است
 به کم نورترین ستاره ها قانع باش
چرا که چشم همه به سوی پر نورترین ستاره هاست
اگر سنگ و صخره در مسیر رودخانه نباشد
 صدای آب هرگز زیبا نخواهد بود
زندگی همچون بادکنکی است
در دستان کودکی که همیشه
ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را از بین می برد
 تاریکترین ساعات پشت سر ساعات قبل از طلوع خورشید است
 پس همیشه امید داشته باشید
 به خدا نگویید مشکل بزرگی دارم
 به مشکل بگویید خدای بزرگی دارم
از مخالفت نهراسید
بادبادک فقط وقتی میتواند بالا رود
که با باد مخالف مواجه شود
وقتی در زندگی به داشته های خود
 فکر میکنیم خود را خوشبخت
و زمانی که به نداشته های خود می اندیشیم
 خود را بدبخت حس میکنیم
 پس خوشبختی ما در تصور خود ماست

خدای من

گدایم من گدای درب و کویت.

فدایم من فدای رخت و رویت.

شکارم من شکار چشم خوبت.

خدای من خدای هر چه گویم.

زغالم من زغال ذکر نامت.

صدایم من صدای رعد زورت.

لقایم من لقای نام خوبت.

خدای من خدای هر چه گویم.

غروب من

غروب من غروب تو،فرداست.

طلوع من طلوع تو فرداست.

جزای من جزای تو گرماست.

خدای من خدای تو بی ادعاست.

صدای من صدای تو در دلهاست.

دعای من دعای تو بی انتهاست.

زمان من زمان تو کیمیاست.

دنیای من دنیای تو بی وفاست.

خدایا تو چقدر بزرگی ؟؟؟؟

گفتن رازها به بادها چقدر سخت است

سخت تر از آنکه به فکر هر انسانی برسد

ترسیدن از اینکه اگر رازها را به بادها بگویی و بادها رازها را پخش کنند

مانند جارچیان شهر در ایام قدیم 

گفتن و نگفتن فرقی با یکدیگر ندارندجز در یک (ن)

خدایا تو چقدر بزرگ هستی که بادها را ،لحظه ها را ،دنیا را رازدار آفریده ای

اگر این دنیا همانند انسان های کنونی می بود چه اوضاعی به پا می شد  

لحظه ها کار هایت را ،بادها فریادت را ودنیا اعمالت را در جهان جار می زدند

و تو دیگر پوچ بودی

دنیای بدون راز چه می شد مگر همراه خود پوچی و هلاکی را نمی آورد

آه !! خدایا ما انسان ها هر چه قدر هم برایت خم و راست شویم باز کم کرده ایم

ما همانند کودکی هستیم که هرگز قادر به جبران زحمات مادر خود نیستیم

مادری که از جان و دل برای ما زحمت می کشد زحمتی بی پایان

و خدایا تو همانند آن مادری ،مادری بی همتا و بی نظیر

آری مادری نا یاب و احدو صمد

و چه سخت است زمانی که رازهابه وسیله ی باد ها پخش شود

مانند آبی که در زمین ریخته و تو هرگز نمی توانی آن را جمع کنی

و چه سخت است زمانی که فریاد دلت را به آبهای بی کران بسپاری

تا با خود به دور دست ها ببرند 

اما موج ها فریادت را به دنیا برسانند و خواستار رسواییت شوند 

وسخت تر آنکه دیگران به خاطر راز ها و فریاد های فاش شده ی دلت دیگر

تو را نشناسند

آری .....

هزاره ی سوم چنین است ...

این چنین تعریف می شود

انسان های فراوانی خواستار رسواییت هستند

همچون موج ...

همچون باد ...

و اگر تو رسوا شوی نه دیده می شوی و نه رنگی داری

انگار که اصلا نبودی

تا ابدیت هم نخواهی بود

پس مواظب باش تا راز دلت را به انسان های باد صفت

وفریاد آسمان خراشت را به دوستان و دشمنان موج نما نسپاری

تا هر گز رسوا نشوی

زیرا در این صورت دنیا اعمالت را فاش خواهد کرد

مواظب باش

مواظب رسواییت باش

همان گونه که بین گفتن و نگفتن فرقی نیست جز حرف (ن)

در رسوا شدن و نشدن هم فرقی نیست جز حرف (ن)

بار پروردگارا

                                                      

                      

                                                         پروردگار

                                                                    آسمان شب مانند دلم می ماند

                                       اما آسمان قلب من هر روزش بارانیست

قلبم مانند پروانه ای که در آسمان پاکت پرواز می کند به پرواز در آمده

                                            ستارگان شب دل مرا به اوج نگاهت هدیه می کنند

                                                                                                  پروردگارا نگاهم کن

دلم در کنج باغی از دور بودن یاسمن های عشق به گریه در آمده

                                                                             نگاهم کن تا بدانم هستی

نگاهم کن تا شاید با وجود تو گرمی مهربانی را حس کنم

                                         نگاهم کن که شاید گل های یاسمن عشق باز به سوی من آیند

                                                  نگاهم کن

       بار پروردگارا همچون ستاره ی شبی که به سوی می آید مرا بپذیر و در یک نگاه صدایم کن

                                                          آری پروردگارم

                                                                آری

 

  

این شبها چشمهای من خسته است

                                 گاهی اشک گاهی انتظار

این سهم چشمهای من است

ای کاش میشد فهمید در دل آسمان چه میگذرد

                           که امشب با ناله ای بغض آلود

بر دیار این دل خسته اشک میریزد