سکوت خسته
خدایا خالقا بر من بگو تو
مرا در این جهان، آورده ای از چه؟
که هر روزم پر از درد است و اندوه
نصیبم شد غم و تقدیر بی ره
چه ها بر حال زارم کرده ای آخر
تو کی حالی بر این احوال من دادی؟
نمی خواهی وجودم را شاد گردانی؟
رهایم کن از این طوفان در تن
دری بگشا بسوی روشنایی
که شاید مرهمی یابم در آنجا
شبی همصحبتی ،همدردی از دل
که باشد راهی از غم تا رهایی